Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
theocracies
حکومت مذهب
theocracy
حکومت مذهب
Other Matches
under the veil of religion
درلفافه مذهب بعنوان مذهب ببهانه دین
czarism
حکومت استبدادی ومطلقه حکومت تزاری
hagiarchy
حکومت کشیشان وروحانیون حکومت مقدسان
technocracy
حکومت دارندگان حکومت تکنوکراسی سیستمی که زمامداران در ان از میان کارشناسان و دانشمندان انتخاب می شوند و امورجاریه را از طریق فنی و برمبنای قواعد فیزیکی لایتغیراداره می کنند
technocracies
حکومت دارندگان حکومت تکنوکراسی سیستمی که زمامداران در ان از میان کارشناسان و دانشمندان انتخاب می شوند و امورجاریه را از طریق فنی و برمبنای قواعد فیزیکی لایتغیراداره می کنند
autocracy
حکومت مطلق حکومت استبدادی
theocracies
حکومت خدا حکومت روحانیون
theocracy
حکومت خدا حکومت روحانیون
civicism
اصول حکومت کشوری بستگی ووفاداری باصول یاحقوق حکومت کشوری
home rule
حکومت به دست خود اهالی حکومت مردم بر مردم
religions
مذهب
rubricator
مذهب
religion
مذهب
coreligionist
هم مذهب
illuminator
نورافکن مذهب
sunnism
مذهب تسنن
state religion
مذهب رسمی
pyrrhonism
مذهب فیرونی
specticism
مذهب شکاکیون
religiousness
پیروی مذهب
free thought
وارستگی از مذهب
principles of religion
اصول مذهب
Methodism
مذهب " متدیست "
Buddhism
مذهب بودا
conversion
تغییر مذهب
conversions
تغییر مذهب
zen buddhism
فلسفه یا مذهب ذن بوداییسم
one of the two major sects among muslims
مذهب اهل تسنن
ecumenism
هم پیوند گرایی مذهب
shia
پیرو مذهب شیعه
shiite
پیرو مذهب شیعه
revivalism
اصالت احیا مذهب
free thinking
ازادی از قیود مذهب
Catholicism
اصول مذهب کاتولیکی
denominations
مذهب واحد جنس
denomination
مذهب واحد جنس
sunnite
پیرو مذهب سنت
evangelicalism
فلسفهء مذهب اوانجلی
patristic
وابسته به اولیاء وبزرگان مذهب
libertine
کسیکه پابند مذهب نیست
shinto
مذهب ارواح پرستی درژاپن
follower
پیرو مذهب شیعه مقلد
libertines
کسیکه پابند مذهب نیست
puritaism
سخت گیری در تصفیه مذهب
free thinker
وبه مذهب بی اعتنا است .
followers
پیرو مذهب شیعه مقلد
Judaic
وابسته به جهودان و مذهب یهود
naturalism
فلسفه یا مذهب طبیعی اصالت طبیعت
heterodox
دارای مذهب وعقایدی مخالف عقاید عمومی
deistic
مبنی بر خدا پرستی بدون اعتقاد به مذهب
Methodists
فرقه مسیحی " متدیست " مومن به این مذهب
Methodist
فرقه مسیحی " متدیست " مومن به این مذهب
deistical
مبنی بر خدا پرستی بدون اعتقاد به مذهب
religionize
دینداری زیاد نشان دادن مذهبی یا مذهب دار کردن
heptarchic
دارای حکومت هفت تنی وابسته به حکومت هفت تنی
heptarchical
دارای حکومت هفت تنی وابسته به حکومت هفت تنی
martial law
مقررات حکومت نظامی حکومت نظامی
school of jurisprudence
مذهب جعفری Ashari Ithna of Imam sixthshii the Sadiq al Imamafar after named uslims
lotus
[نوعی گل نیلوفر آبی مصری که در فرش های چینی بیشتر بکار رفته و نشانه مذهب، تکامل، خلوص و زیبائی بوده و شباهتی با گل ختائی دارد.]
sunni
اهل سنت پیرو مذهب سنت
gynocracy
حکومت زن
governments
حکومت
government
حکومت
raj
حکومت
gynarchy
حکومت زن
dominion
حکومت
administrations
حکومت
administration
حکومت
naturalism
فلسفه طبیعی مذهب طبیعی
governmentalism
حکومت گرایی
polity
طرز حکومت
governable
قابل حکومت
governmentalist
حکومت گرا
despotism
حکومت مطلقه
police state
حکومت پلیسی
federal government
حکومت متحده
monarchies
حکومت سلطنتی
governorship
حکومت حکمرانی
governor's seat
حکومت نشین
nomocracy
حکومت قانونی
gerontocracy
حکومت سالخوردگان
gerontocrasy
حکومت پیران
martial rule
حکومت نظامی
military government
حکومت نظامی
mixed government
حکومت مختلط
mobocracy
حکومت رجاله ها
governance
طرز حکومت
autocracy
حکومت مستقل
autocracy
حکومت مطلق
polities
طرز حکومت
monarchy
حکومت سلطنتی
home rule
حکومت ملی
dyarchy
حکومت دوپادشاه
duumvirate
حکومت دو نفری
coalition government
حکومت ائتلافی
hagiocrasy
حکومت مقدسان
constitutional government
حکومت مشروطه
constitutionalism
حکومت مشروطه
gynaecocracy
حکومت زنان
fair arbitration
حکومت عدل
gynecocracy
حکومت نسوان
gynecocracy
حکومت زنان
czarisme
حکومت قیصری
czarisme
حکومت تزاری
gynocracy
حکومت زنان
despotic rule
حکومت استبدادی
democratic government
حکومت ملی
central government
حکومت مرکزی
caesarism
حکومت مطلقه
police states
حکومت پلیسی
local government
حکومت محلی
enemy state
حکومت دشمن
governorship
استانداری حکومت
kakistocracy
بدترین حکومت
martial law
حکومت نظامی
home rule
حکومت داخلی
hierocracy
حکومت روحانیون
autarchy
حکومت استبدادی
autarky
حکومت استبدادی
dyarchy
حکومت دومجلسی
caesarism
حکومت امپراطوری
despotic rule
حکومت مطلقه
parliamentarism
حکومت پارلمانی
stratocracy
حکومت نظامیان
sword law
حکومت سرنیزه
technocracies
حکومت اربابان فن
thalassocracy
حکومت بر دریاها
aristocracies
حکومت اشرافی
the sabre
حکومت نظامی
dictatorships
حکومت استبدادی
thearchy
حکومت خدایان
dictatorship
حکومت استبدادی
theonomy
حکومت خدایی
technocracy
حکومت اربابان فن
condominium
حکومت مشترک
rule
حکومت سلطه
rule
حکومت کردن
governs
حکومت کردن
governed
حکومت کردن
govern
حکومت کردن
condominiums
حکومت مشترک
aristocracy
حکومت اشرافی
under the seway of
تحت حکومت
rTgimes
طرز حکومت
regimes
طرز حکومت
regime
طرز حکومت
imperialism
حکومت امپراتوری
tyranny
حکومت استبدادی
tyranny
حکومت ستمگرانه
fascism
حکومت فاشیستی
reigns
حکومت حکمفرمایی
reigned
حکومت حکمفرمایی
reign
حکومت حکمفرمایی
regimens
دسته حکومت
regimen
دسته حکومت
plutartchy
حکومت دولتمندان
plutocracy
حکومت توانگران
plutocracy
حکومت دولتمندان
misrule
بد حکومت کردن
misruled
بد حکومت کردن
misrules
بد حکومت کردن
misruling
بد حکومت کردن
self goverment
حکومت مستقل
seat of government
مقر حکومت
quirinal
حکومت ایتالیا
puppet government
حکومت پوشالی
self goverment
حکومت بر نفس
prelacy
حکومت روحانی
presidential government
حکومت جمهوری
plutocratic goverment
حکومت دولتمندان
plutocracy
حکومت اغنیاء
plutocracies
حکومت دولتمندان
plutocracies
حکومت توانگران
statolatry
حکومت پرستی
sword law
حکومت قلدری
democracies
حکومت ملی
democracy
حکومت ملی
parliamentary government
حکومت پارلمانی
plutocracies
حکومت اغنیاء
state of martial law
حالت حکومت نظامی
monocracy
حکومت مستقل یا انفرادی
monarchy constitutional
حکومت مشروطه سلطنتی
polycracy
حکومت چند تنی
ochlocracy
حکومت توده خلق
polyarchy
حکومت چند تنی
squirearchy
حکومت ملاکین واربابان
stratocracy
حکومت یا دولت نظامی
interrex
رئیس حکومت موقتی
pentarchy
اتحاد پنج حکومت
octarchy
حکومت هشت تنی
pentarchy
حکومت پنج تنی
mobocracy
حکومت عوام الناس
kaiserdom
قلمرو حکومت قیصر
terrorization
حکومت باتهدید وارعاب
lese majeste
خیانت علیه حکومت
self government
حکومت به دست مردم
subject to the british rule
تابع حکومت انگلیس
lese majesty
خیانت علیه حکومت
khanate
قلمرو حکومت خان
princedom
حوزه حکومت شاهزاده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com