English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 210 (10 milliseconds)
English Persian
despotism حکومت مطلقه
caesarism حکومت مطلقه
despotic rule حکومت مطلقه
Search result with all words
dictatorship این لفظ را مارکس به شکل دیکتاتوری پرولتاریاdictatorship prolotarian به کار برده است که مفهوم ان " حکومت مطلقه طبقه رنجبر یا کارگر " میباشد
dictatorships این لفظ را مارکس به شکل دیکتاتوری پرولتاریاdictatorship prolotarian به کار برده است که مفهوم ان " حکومت مطلقه طبقه رنجبر یا کارگر " میباشد
totalitarian دارای حکومت مطلقه ودیکتاتوری
absolutism حکومت مطلقه اعتقاد به قادر علی الاطلاق
monarchy absolute حکومت سلطنتی مطلقه واستبدادی
suzerain اختیار دار کشور حکومت مطلقه
totalitarianize تبدیل بحکومت یکه تاز کردن بصورت حکومت مطلقه واستبدادی اداره کردن
Other Matches
hagiarchy حکومت کشیشان وروحانیون حکومت مقدسان
czarism حکومت استبدادی ومطلقه حکومت تزاری
technocracy حکومت دارندگان حکومت تکنوکراسی سیستمی که زمامداران در ان از میان کارشناسان و دانشمندان انتخاب می شوند و امورجاریه را از طریق فنی و برمبنای قواعد فیزیکی لایتغیراداره می کنند
technocracies حکومت دارندگان حکومت تکنوکراسی سیستمی که زمامداران در ان از میان کارشناسان و دانشمندان انتخاب می شوند و امورجاریه را از طریق فنی و برمبنای قواعد فیزیکی لایتغیراداره می کنند
theocracy حکومت خدا حکومت روحانیون
theocracies حکومت خدا حکومت روحانیون
autocracy حکومت مطلق حکومت استبدادی
divorcee مطلقه
divorcee زن مطلقه
divorced woman مطلقه
divorcees مطلقه
divorcees زن مطلقه
absolutism طریقه مطلقه
imperium قدرت مطلقه
imperium حق حاکمیت مطلقه
absolute monarchy سلطنت مطلقه
civicism اصول حکومت کشوری بستگی ووفاداری باصول یاحقوق حکومت کشوری
independent دارای قدرت مطلقه
monarchies سلطنت مطلقه رژیم سلطنتی
monarchy سلطنت مطلقه رژیم سلطنتی
home rule حکومت به دست خود اهالی حکومت مردم بر مردم
heptarchic دارای حکومت هفت تنی وابسته به حکومت هفت تنی
heptarchical دارای حکومت هفت تنی وابسته به حکومت هفت تنی
martial law مقررات حکومت نظامی حکومت نظامی
gynocracy حکومت زن
gynarchy حکومت زن
administrations حکومت
raj حکومت
government حکومت
governments حکومت
dominion حکومت
administration حکومت
autarchy حکومت استبدادی
autarky حکومت استبدادی
caesarism حکومت امپراطوری
sword law حکومت قلدری
governance طرز حکومت
central government حکومت مرکزی
sword law حکومت سرنیزه
coalition government حکومت ائتلافی
constitutional government حکومت مشروطه
autocracy حکومت مطلق
autocracy حکومت مستقل
constitutionalism حکومت مشروطه
statolatry حکومت پرستی
polity طرز حکومت
monarchies حکومت سلطنتی
monarchy حکومت سلطنتی
police state حکومت پلیسی
polities طرز حکومت
police states حکومت پلیسی
stratocracy حکومت نظامیان
martial law حکومت نظامی
prelacy حکومت روحانی
czarisme حکومت قیصری
presidential government حکومت جمهوری
seat of government مقر حکومت
local government حکومت محلی
kakistocracy بدترین حکومت
home rule حکومت داخلی
home rule حکومت ملی
hierocracy حکومت روحانیون
martial rule حکومت نظامی
military government حکومت نظامی
plutocratic goverment حکومت دولتمندان
plutartchy حکومت دولتمندان
puppet government حکومت پوشالی
parliamentary government حکومت پارلمانی
parliamentarism حکومت پارلمانی
nomocracy حکومت قانونی
quirinal حکومت ایتالیا
mobocracy حکومت رجاله ها
mixed government حکومت مختلط
hagiocrasy حکومت مقدسان
gynocracy حکومت زنان
gynecocracy حکومت نسوان
federal government حکومت متحده
fair arbitration حکومت عدل
enemy state حکومت دشمن
self goverment حکومت مستقل
dyarchy حکومت دومجلسی
dyarchy حکومت دوپادشاه
duumvirate حکومت دو نفری
despotic rule حکومت استبدادی
democratic government حکومت ملی
gerontocracy حکومت سالخوردگان
gerontocrasy حکومت پیران
gynecocracy حکومت زنان
gynaecocracy حکومت زنان
governorship حکومت حکمرانی
governorship استانداری حکومت
governor's seat حکومت نشین
governmentalist حکومت گرا
governmentalism حکومت گرایی
self goverment حکومت بر نفس
governable قابل حکومت
czarisme حکومت تزاری
governed حکومت کردن
aristocracies حکومت اشرافی
tyranny حکومت استبدادی
tyranny حکومت ستمگرانه
fascism حکومت فاشیستی
under the seway of تحت حکومت
plutocracies حکومت اغنیاء
plutocracies حکومت توانگران
plutocracies حکومت دولتمندان
reigns حکومت حکمفرمایی
plutocracy حکومت اغنیاء
plutocracy حکومت توانگران
plutocracy حکومت دولتمندان
reigned حکومت حکمفرمایی
reign حکومت حکمفرمایی
democracy حکومت ملی
aristocracy حکومت اشرافی
govern حکومت کردن
condominiums حکومت مشترک
condominium حکومت مشترک
rule حکومت کردن
technocracy حکومت اربابان فن
technocracies حکومت اربابان فن
theocracy حکومت مذهب
theocracies حکومت مذهب
dictatorships حکومت استبدادی
democracies حکومت ملی
dictatorship حکومت استبدادی
misrule بد حکومت کردن
misruled بد حکومت کردن
thearchy حکومت خدایان
rTgimes طرز حکومت
regime طرز حکومت
governs حکومت کردن
thalassocracy حکومت بر دریاها
regimes طرز حکومت
rule حکومت سلطه
the sabre حکومت نظامی
theonomy حکومت خدایی
regimen دسته حکومت
regimens دسته حکومت
imperialism حکومت امپراتوری
misrules بد حکومت کردن
misruling بد حکومت کردن
seigneury قلمرو حکومت لرد
technocracies حکومت کارشناسان فنی
princedom حوزه حکومت شاهزاده
lese majesty خیانت علیه حکومت
polycracy حکومت چند تنی
regime روش حکومت پرهیزغذایی
pentarchy حکومت پنج تنی
polyarchy حکومت چند تنی
technocracy حکومت کارشناسان فنی
plutocratic مربوط به حکومت توانگران
pentarchy اتحاد پنج حکومت
regimes روش حکومت پرهیزغذایی
lese majeste خیانت علیه حکومت
khanate قلمرو حکومت خان
martial rule تحت حکومت نظامی
kaiserdom قلمرو حکومت قیصر
interrex رئیس حکومت موقتی
mdiatize بدولت یا حکومت دیگرافزودن
mobocracy حکومت اجامر واوباش
mobocracy حکومت عوام الناس
heptarchy حکومت هفت نفری
rTgimes روش حکومت پرهیزغذایی
monarchy constitutional حکومت مشروطه سلطنتی
monocracy حکومت مستقل یا انفرادی
subject to the british rule تابع حکومت انگلیس
ochlocracy حکومت توده خلق
octarchy حکومت هشت تنی
tyrannize مستبدانه حکومت کردن
decentralised حکومت محلی دادن
tyrannized مستبدانه حکومت کردن
tyrannize فالمانه حکومت کردن
tyrannising فالمانه حکومت کردن
tyrannising مستبدانه حکومت کردن
tyrannises فالمانه حکومت کردن
tyrannised فالمانه حکومت کردن
tyrannised مستبدانه حکومت کردن
stratocracy حکومت یا دولت نظامی
tyrannises مستبدانه حکومت کردن
state of martial law حالت حکومت نظامی
parliamentarian طرفدار حکومت پارلمانی
interregnums دوره حکومت موقتی
interregnum دوره حکومت موقتی
decentralises حکومت محلی دادن
decentralising حکومت محلی دادن
decentralize حکومت محلی دادن
decentralizes حکومت محلی دادن
decentralizing حکومت محلی دادن
terrorization حکومت باتهدید وارعاب
tyrannizing فالمانه حکومت کردن
tyrannizing مستبدانه حکومت کردن
tyrannizes فالمانه حکومت کردن
tyrannized فالمانه حکومت کردن
interregna دوره حکومت موقتی
parliamentarians طرفدار حکومت پارلمانی
squirearchy حکومت ملاکین واربابان
squirarchy حکومت ملاکین واربابان
democratism اصول حکومت ملی
proclamation of martial law اعلان حکومت نظامی
declare martial اعلان حکومت نظامی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com