English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
gynecocracy حکومت نسوان
Other Matches
female نسوان
woman's rights حقوق نسوان
muliebrity عالم نسوان
woman suffrage حق رای نسوان
womanhood عالم نسوان
sisterhood انجمن خیریه مذهبی نسوان
sorority انجمنهای خیریه یا کلوب نسوان
woman's rights حقوق اجتماعی و سیاسی نسوان
tearoom رستوران کوچک ودنج مخصوص نسوان
suffragist هواخواه دادن حق رای یا حق انتخاب به نسوان
hagiarchy حکومت کشیشان وروحانیون حکومت مقدسان
czarism حکومت استبدادی ومطلقه حکومت تزاری
technocracy حکومت دارندگان حکومت تکنوکراسی سیستمی که زمامداران در ان از میان کارشناسان و دانشمندان انتخاب می شوند و امورجاریه را از طریق فنی و برمبنای قواعد فیزیکی لایتغیراداره می کنند
technocracies حکومت دارندگان حکومت تکنوکراسی سیستمی که زمامداران در ان از میان کارشناسان و دانشمندان انتخاب می شوند و امورجاریه را از طریق فنی و برمبنای قواعد فیزیکی لایتغیراداره می کنند
theocracy حکومت خدا حکومت روحانیون
theocracies حکومت خدا حکومت روحانیون
autocracy حکومت مطلق حکومت استبدادی
civicism اصول حکومت کشوری بستگی ووفاداری باصول یاحقوق حکومت کشوری
home rule حکومت به دست خود اهالی حکومت مردم بر مردم
heptarchic دارای حکومت هفت تنی وابسته به حکومت هفت تنی
heptarchical دارای حکومت هفت تنی وابسته به حکومت هفت تنی
martial law مقررات حکومت نظامی حکومت نظامی
administrations حکومت
government حکومت
administration حکومت
gynocracy حکومت زن
dominion حکومت
gynarchy حکومت زن
governments حکومت
raj حکومت
governor's seat حکومت نشین
despotic rule حکومت مطلقه
despotic rule حکومت استبدادی
duumvirate حکومت دو نفری
governmentalism حکومت گرایی
dyarchy حکومت دوپادشاه
gerontocracy حکومت سالخوردگان
gerontocrasy حکومت پیران
federal government حکومت متحده
governable قابل حکومت
dyarchy حکومت دومجلسی
governance طرز حکومت
fair arbitration حکومت عدل
governmentalist حکومت گرا
enemy state حکومت دشمن
czarisme حکومت تزاری
police states حکومت پلیسی
democratic government حکومت ملی
police state حکومت پلیسی
monarchy حکومت سلطنتی
monarchies حکومت سلطنتی
despotism حکومت مطلقه
polity طرز حکومت
polities طرز حکومت
autocracy حکومت مستقل
martial law حکومت نظامی
governorship استانداری حکومت
czarisme حکومت قیصری
constitutionalism حکومت مشروطه
constitutional government حکومت مشروطه
coalition government حکومت ائتلافی
central government حکومت مرکزی
caesarism حکومت مطلقه
caesarism حکومت امپراطوری
autarky حکومت استبدادی
autarchy حکومت استبدادی
autocracy حکومت مطلق
governorship حکومت حکمرانی
the sabre حکومت نظامی
thalassocracy حکومت بر دریاها
sword law حکومت قلدری
stratocracy حکومت نظامیان
statolatry حکومت پرستی
self goverment حکومت مستقل
self goverment حکومت بر نفس
seat of government مقر حکومت
quirinal حکومت ایتالیا
thearchy حکومت خدایان
theonomy حکومت خدایی
under the seway of تحت حکومت
puppet government حکومت پوشالی
prelacy حکومت روحانی
kakistocracy بدترین حکومت
nomocracy حکومت قانونی
home rule حکومت داخلی
home rule حکومت ملی
hierocracy حکومت روحانیون
hagiocrasy حکومت مقدسان
gynocracy حکومت زنان
gynecocracy حکومت زنان
local government حکومت محلی
presidential government حکومت جمهوری
plutocratic goverment حکومت دولتمندان
plutartchy حکومت دولتمندان
parliamentary government حکومت پارلمانی
parliamentarism حکومت پارلمانی
mobocracy حکومت رجاله ها
mixed government حکومت مختلط
military government حکومت نظامی
martial rule حکومت نظامی
gynaecocracy حکومت زنان
regimen دسته حکومت
rTgimes طرز حکومت
governed حکومت کردن
govern حکومت کردن
condominiums حکومت مشترک
condominium حکومت مشترک
technocracy حکومت اربابان فن
technocracies حکومت اربابان فن
democracy حکومت ملی
fascism حکومت فاشیستی
theocracy حکومت مذهب
reign حکومت حکمفرمایی
governs حکومت کردن
misruling بد حکومت کردن
democracies حکومت ملی
plutocracies حکومت اغنیاء
plutocracies حکومت توانگران
plutocracies حکومت دولتمندان
plutocracy حکومت اغنیاء
plutocracy حکومت توانگران
plutocracy حکومت دولتمندان
rule حکومت سلطه
rule حکومت کردن
misrule بد حکومت کردن
misruled بد حکومت کردن
misrules بد حکومت کردن
theocracies حکومت مذهب
reigned حکومت حکمفرمایی
reigns حکومت حکمفرمایی
aristocracies حکومت اشرافی
dictatorship حکومت استبدادی
sword law حکومت سرنیزه
regimens دسته حکومت
regimes طرز حکومت
regime طرز حکومت
imperialism حکومت امپراتوری
tyranny حکومت استبدادی
tyranny حکومت ستمگرانه
dictatorships حکومت استبدادی
aristocracy حکومت اشرافی
plutocratic مربوط به حکومت توانگران
steered حکومت اداره کردن
heptarchy حکومت هفت نفری
pentarchy اتحاد پنج حکومت
kaiserdom قلمرو حکومت قیصر
terrorization حکومت باتهدید وارعاب
polyarchy حکومت چند تنی
democracies حکومت قاطبه مردم
polycracy حکومت چند تنی
self-government حکومت بدست مردم
steer حکومت اداره کردن
lese majesty خیانت علیه حکومت
princedom حوزه حکومت شاهزاده
steers حکومت اداره کردن
seigneury قلمرو حکومت لرد
pentarchy حکومت پنج تنی
khanate قلمرو حکومت خان
lese majeste خیانت علیه حکومت
state of martial law حالت حکومت نظامی
democracy حکومت قاطبه مردم
mobocracy حکومت عوام الناس
mobocracy حکومت اجامر واوباش
subject to the british rule تابع حکومت انگلیس
martial rule تحت حکومت نظامی
monarchy constitutional حکومت مشروطه سلطنتی
technocracies حکومت کارشناسان فنی
self government حکومت به دست مردم
stratocracy حکومت یا دولت نظامی
octarchy حکومت هشت تنی
ochlocracy حکومت توده خلق
squirearchy حکومت ملاکین واربابان
technocracy حکومت کارشناسان فنی
monocracy حکومت مستقل یا انفرادی
interrex رئیس حکومت موقتی
mdiatize بدولت یا حکومت دیگرافزودن
tyrannizes مستبدانه حکومت کردن
tyrannising فالمانه حکومت کردن
interregnum دوره حکومت موقتی
tyrannising مستبدانه حکومت کردن
interregna دوره حکومت موقتی
world federalist طرفدار حکومت جهانی
decentralize حکومت محلی دادن
parliamentarian طرفدار حکومت پارلمانی
parliamentarians طرفدار حکومت پارلمانی
tyrannize مستبدانه حکومت کردن
interregnums دوره حکومت موقتی
tyrannizes فالمانه حکومت کردن
tyrannized فالمانه حکومت کردن
tyrannized مستبدانه حکومت کردن
tyrannize فالمانه حکومت کردن
tyrannizing مستبدانه حکومت کردن
decentralizing حکومت محلی دادن
decentralizes حکومت محلی دادن
tyrannizing فالمانه حکومت کردن
tyrannises فالمانه حکومت کردن
democratism اصول حکومت ملی
decentralises حکومت محلی دادن
domineer مستبدانه حکومت کردن
rTgimes روش حکومت پرهیزغذایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com