Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
deception
حیله فریب خوردگی
deceptions
حیله فریب خوردگی
Other Matches
amusements
فریب خوردگی پذیرایی
amusement
فریب خوردگی پذیرایی
fraudulent
حیله گر فریب امیز
hair crack
شکاف خوردگی ترک خوردگی
undeceive
مبرا از فریب و تزویر کردن از فریب اگاهانیدن
chafing
خوردگی
chafe
خوردگی
abrasion
خوردگی
corrsion
خوردگی
chafes
خوردگی
corrosion
خوردگی
wear
خوردگی
wears
خوردگی
abrasions
خوردگی
erosion
خوردگی
erosion-corrosion
خوردگی
electrolytic corrosion
خوردگی الکترولیتی
backfall
زمین خوردگی
induration
پینه خوردگی
intercrystalline corrosion
خوردگی کریستالی
uneasiness
بهم خوردگی
inurement
پینه خوردگی
wrinkle
چین خوردگی
kink
پیچ خوردگی
wrinkles
چین خوردگی
wrinkling
چین خوردگی
indisposedness
بهم خوردگی
collission
بهم خوردگی
screws
پیچ خوردگی
graphitic corrosion
خوردگی گرافیتی
fractions
ترک خوردگی
folium
چین خوردگی
fissuration
ترک خوردگی
crossing out
قلم خوردگی
fraction
ترک خوردگی
erosion corrosion
خوردگی- فرسودگی
electrochemical corrosion
خوردگی الکتروشیمیایی
galvanic corrosion
خوردگی گالوانیکی
corrosive action
اثر خوردگی
muss
بهم خوردگی
pliature
چین خوردگی
folding
چین خوردگی
surface corrosion
خوردگی سطحی
ricked
پیچ خوردگی
disbandment
برهم خوردگی
torsion
پیچ خوردگی
vermiculation
کرم خوردگی
turmoil
بهم خوردگی
screw
پیچ خوردگی
twisting
پیچ خوردگی
twists
پیچ خوردگی
twist
پیچ خوردگی
shrinkage
چروک خوردگی
cancellation
قلم خوردگی
cracking
ترک خوردگی
rugosity
چروک خوردگی
ruga
تاب خوردگی
rick
پیچ خوردگی
queasiness
بهم خوردگی
ricks
پیچ خوردگی
rancidity
باد خوردگی
ricking
پیچ خوردگی
cavity
کرم خوردگی دندان
cavities
کرم خوردگی دندان
disorderliness
اختلال بهم خوردگی
revolts
بهم خوردگی انقلاب
revolt
بهم خوردگی انقلاب
folding test
ازمایش چین خوردگی
indisposition
بهم خوردگی مزاج
indispositions
بهم خوردگی مزاج
anticorrosive protection
حفافت در برابر خوردگی
bending over test
ازمایش چین خوردگی
corrosion control
جلوگیری و کنترل خوردگی
corrosion pit
فرورفتگی در اثر خوردگی
turn
پیچ خوردگی قرقره
worm hole
جای کرم خوردگی
turn one's stomach
<idiom>
باعث حال به هم خوردگی
turns
پیچ خوردگی قرقره
folds
چین خوردگی زمین
folded
چین خوردگی زمین
trainsick
دچاربهم خوردگی حال
fold
چین خوردگی زمین
stress corrosion
خوردگی در اثر تنش
slight cold
سرما خوردگی کم یا جزئی
hot crack
ترک خوردگی گرم
he is recovered from his cold
سرما خوردگی او برطرف شد
caries
کرم خوردگی دندان
cross folding test
ازمایش چین خوردگی عرضی
wears
فرسایش خوردگی جنگ افزارها
corrosion
زنگ خوردگی فرسایش شیمیایی
stainless steel
فولاد مقاوم در برابر خوردگی
upset _
برهم زنی بهم خوردگی
wear
فرسایش خوردگی جنگ افزارها
he is rather i. than sick
بهم خوردگی یاساکت دارد
cold cracking
ترک خوردگی فلز سرد
to knock under
تن دردادن اقراربزمین خوردگی کردن ازپادرامدن
corrosion resistant
مقاومت در برابر خوردگی وزنگ زدگی
carsick
مبتلا به بهم خوردگی حال دراتومبیل
tricked
حیله
tricking
حیله
ruse
حیله
ruses
حیله
trick
حیله
above board
بی حیله
falsificator
حیله گر
fraudful
حیله گر
fraudless
بی حیله
fraudulency
حیله
guileful
حیله گر
evasion
حیله
evasions
حیله
deceit
حیله
artful
حیله گر
device
حیله
devices
حیله
monkey trick
حیله
monkeyshine
حیله
unsophisticated
بی حیله
sleekit
حیله گر
management
حیله
shiftily
با حیله
quillet
حیله
shammer
حیله گر
insinuating
حیله گر
malefic
حیله گر
janus faced
حیله گر
subterfuges
حیله
swindlingly
به حیله
imposture
حیله
wiliness
حیله
wilily
به حیله
wile
حیله
circumvention
حیله
tricklery
حیله
trepanation
حیله
apish
حیله گر
subterfuge
حیله
managements
حیله
wily
پر حیله
strategies
حیله
illusion
حیله
strategy
حیله
guile
حیله
gins
حیله و فن
trains
حیله
crafty
حیله گر
humbugs
حیله
shrewd
حیله گر
shrewder
حیله گر
gimmicks
حیله
gin
حیله و فن
fouls
حیله
shrewdest
حیله گر
gimmick
حیله
rigs
حیله
foul
حیله
rig
حیله
trickery
حیله گ ری
humbug
حیله
illusions
حیله
shifty
حیله گر
fraud
حیله
train
حیله
foulest
حیله
fouler
حیله
trained
حیله
frauds
حیله
rigged
حیله
wiliest
پر حیله
wilier
پر حیله
fouled
حیله
oxygen tents
چادراکسیژن مخصوص معالجه سرما خوردگی وامثال ان
varus
پیچ خوردگی پابسوی درون چنبرشدگی پاازدرون
structural damage
خسارت ناشی از خرابی یاترک خوردگی ساختمان
oxygen tent
چادراکسیژن مخصوص معالجه سرما خوردگی وامثال ان
seasick
مبتلا به استفراغ وبهم خوردگی حال در سفردریا
seasickness
تهوع وبهم خوردگی حال در سفر دریا
nurse a cold
سرما خوردگی را ماندن درخانه علاج کردن
trick
حیله زدن
chicaneries
حیله بازی
designing
حیله گر طراحی
deceit
حیله خدعه
play a trick on
حیله زدن به
cunning
حیله گری
legerdemain
حیله شعبده
cunning
حیله باز
foxiest
حیله باز
chicanery
حیله بازی
evasion
بهانه حیله
shiftiness
حیله گری
tricked
حیله زدن
tricking
حیله زدن
stratagems
حیله جنگی
sleight
حیله تردستی
cheatery
حیله گری
stratagem
حیله جنگی
ingenuously
بی حیله صادقانه
evasions
بهانه حیله
subtile
مکار حیله گر
to play a trick on any one
بکسی حیله
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com