English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 159 (8 milliseconds)
English Persian
biped حیوان دوپا
bipeds حیوان دوپا
Other Matches
plantigrade جانور دوپا
jump پرش به هوا با هر دوپا
jumped پرش به هوا با هر دوپا
jumps پرش به هوا با هر دوپا
wyvern اژدهای افسانهای بالدار دوپا
peasde روی دوپا ایستادن اسب
tuck پای عقبی را پشت پای جلویی بردن پیش از فشار با هر دوپا
tucking پای عقبی را پشت پای جلویی بردن پیش از فشار با هر دوپا
tucks پای عقبی را پشت پای جلویی بردن پیش از فشار با هر دوپا
living creatuse حیوان
animals حیوان
animal حیوان
beasts حیوان
beast حیوان
fry حیوان نوزاد
frying حیوان نوزاد
whiffet حیوان رشدنکرده
spinal animal حیوان نخاعی
fries حیوان نوزاد
lost animal حیوان گمشده
slick ear حیوان بی گوش
animalization تبدیل به حیوان
option of animals خیار حیوان
hilding حیوان چموش
ectotherm حیوان خونسرد
draft animal حیوان بارکش
reptile حیوان خزنده
beast of burden حیوان باربری
brutes جانور حیوان
brutes حیوان صفت
brute جانور حیوان
brute حیوان صفت
beastby حیوان صفت
zoology حیوان شناسی
boughs شانه حیوان
bough شانه حیوان
kittens بچه حیوان
kitten بچه حیوان
reptiles حیوان خزنده
wildling حیوان وحشی
zoophilic حیوان دوست
maverick حیوان بیصاحب
zoophilous حیوان دوست
zoophobia حیوان هراسی
mavericks حیوان بیصاحب
lost animal حیوان ضاله
zootheism حیوان پرستی
carnivorous حیوان گوشتخوار
beastly حیوان صفت
pack animal حیوان باربر
zoophily حیوان خواهی
zoophilia حیوان خواهی
zooerasty جماع با حیوان
zoolatry حیوان پرستی
pack animals حیوان باربر
zooparasite حیوان انگل
bestiality جماع با حیوان
bestiality حیوان صفتی
bald animal or tree درخت یا حیوان برهنه
animal distress calls فریادهای درماندگی حیوان
petted حیوان اهلی منزل
animal glue سریشم از انساج حیوان
the fountain of life چشمه حیوان یازندگی
slick ear حیوان فاقدگوش خارجی
pizzle الت ذکور حیوان
zoomorphism حیوان ریخت انگاری
yahoo ادم حیوان صفت
imbrute حیوان صفت کردن
flycatcher حیوان مگس خوار
housebroken حیوان تربیت شده
zoopsia توهم حیوان بینی
cade حیوان دست اموز
brutalization حیوان صفت نمودن
varmint حیوان یا پرنده شکارکننده
acephalous حیوان راستهء بی سران
acephalon حیوان راستهء بی سران
stag کره اسب حیوان نر
stags کره اسب حیوان نر
hollered صدای مخصوص هر حیوان
armadillo نوعی حیوان گورکن
armadillos نوعی حیوان گورکن
feral حیوان شکاری وحشی
pets حیوان اهلی منزل
pet حیوان اهلی منزل
hollers صدای مخصوص هر حیوان
brutal حیوان صفت وحشی
holler صدای مخصوص هر حیوان
hollering صدای مخصوص هر حیوان
abalone قسمی حیوان صدف
brutalised وحشی یا حیوان صفت کردن
brutalises وحشی یا حیوان صفت کردن
brutalising وحشی یا حیوان صفت کردن
hoof حیوان سم دار باسم زدن
hoofs حیوان سم دار باسم زدن
suckers حیوان یا عضویا الت مکنده
sucker حیوان یا عضویا الت مکنده
vitals اعضای اصلی بدن حیوان
whelp بچه هرنوع حیوان گوشتخوار
brutalize وحشی یا حیوان صفت کردن
brutalized وحشی یا حیوان صفت کردن
manus دست حیوان قسمت انتهایی
bunnies اسم حیوان دست اموز
rogues حیوان عظیم الجثه سرکش
rogue حیوان عظیم الجثه سرکش
innards اعضای داخلی حیوان یاانسان
bestial شبیه حیوان جانور خوی
bunny اسم حیوان دست اموز
stature ارتفاع طبیعی بدن حیوان
endoskeleton استخوان بندی درونی حیوان
brutalizing وحشی یا حیوان صفت کردن
brutalizes وحشی یا حیوان صفت کردن
acute preparation حیوان کشی از روی ترحم
zoological وابسته به جانور شناسی حیوان
bunny rabbits اسم حیوان دست اموز
bunny rabbit اسم حیوان دست اموز
exoskeleton پوشش محافظه خارجی حیوان
pick up a trail/scent <idiom> تشخیص جای پای انسان یا حیوان
zoos :پیشوند بمعنی حیوان- جانورو متحرک
zoo :پیشوند بمعنی حیوان- جانورو متحرک
bird motif نقش پرنده در قالی حیوان دار
burnt offerings حیوان یا خوراکی که در معبد سوزانده میشد
vibrissa سبیل وموی اطراف دهان حیوان
foreleg پای جلو حیوان دست چارپایان
zoon هر یک از حیوانات منفرد متعلق به حیوان مرکب
forelegs پای جلو حیوان دست چارپایان
autotomy انفصال خودبخوددست یا پا یا عضو حیوان ازبدن
ecesis قراردادن حیوان یا گیاهی درمحل دیگری
burnt offering حیوان یا خوراکی که در معبد سوزانده میشد
breeding grounds جایی که در آن حیوان ویژهای تولید مثل میکند
breeding ground جایی که در آن حیوان ویژهای تولید مثل میکند
beards هرگونه برامدگی تیزشبیه مو و سیخ در گیاه و حیوان
beard هرگونه برامدگی تیزشبیه مو و سیخ در گیاه و حیوان
teamster راننده یک جفت حیوان یا دستگاه اسب ودرشکه
animalist مصور حیوانات معتقد به حیوان صفتی انسان
beak-head [آذینی از مجموعه سر حیوان، پرنده یا انسان یا منقاری رو به پایین]
snail وقت تلف کردن انسان یا حیوان تنبل وکندرو
snails وقت تلف کردن انسان یا حیوان تنبل وکندرو
linebreeding پرورش نژاد انسان یا حیوان درجهت یا هدف معینی
to live like animals [in a place] مانند حیوان زندگی کردن [اصطلاح تحقیر کننده ]
centaur حیوان افسانهای با بالاتنه انسان وپایین تنه اسب قنطورس
centaurs حیوان افسانهای با بالاتنه انسان وپایین تنه اسب قنطورس
chucked جوجه مرغ تکان صدایی که برای راندن حیوان بکار میرود
chuck جوجه مرغ تکان صدایی که برای راندن حیوان بکار میرود
chucks جوجه مرغ تکان صدایی که برای راندن حیوان بکار میرود
horse design نقش اسب [در اغلب طرح های شکارگاهی از این حیوان استفاده می شود.]
spooning طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
spoons طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
spoon طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
spooned طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
arabesque منبت کاری [تزئین شده با شاخه ها، برگ ها و میوه ها یا صورتک های انسان و حیوان]
deep motif نگاره گوزن و غزال [که در فرش های حیوان دار و باغی ایران، هند و چین بکار می روند.]
animal design طرح حیواندار [شکل حیوان در فرش های حیواندار و گل باغی]
wool sorting دسته بندی الیاف [بر اساس طول الیاف، ناحیه چیده شدن از بدن حیوان و رنگ پشم]
brutify وحشی یا حیوان صفت کردن وحشی شدن
zooid شبه جانور شبه حیوان
dead wool پشم مرده [که از بدن حیوان مرده یا ذبح شده توسط مواد شیمیایی جدا شده و خاصیت رنگ پذیری خوبی ندارد.]
pictorial rug قالیچه های تصویری [قالیچه های پرتره] [در اینگونه فرش ها نگاره های معمول فرش ها استفاده نمی شود و در آن از تصاویر انسان، حیوان، طبیعت، بناها و حوادث تاریخی بهره می گیرند. به آن نقش غلط نیز می گویند.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com