English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 227 (35 milliseconds)
English Persian
externalised خارجی کردن
externalises خارجی کردن
externalising خارجی کردن
externalize خارجی کردن
externalized خارجی کردن
externalizes خارجی کردن
externalizing خارجی کردن
externalization خارجی کردن
Search result with all words
redundancies در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
redundancy در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
outside خم کردن بدن به قسمت خارجی منحنی پیچ اسکی
outsides خم کردن بدن به قسمت خارجی منحنی پیچ اسکی
deport تبعید کردن فرد خارجی ازکشور
deported تبعید کردن فرد خارجی ازکشور
deporting تبعید کردن فرد خارجی ازکشور
deports تبعید کردن فرد خارجی ازکشور
outflank ازجناح خارجی بدشمن حمله کردن
outflanked ازجناح خارجی بدشمن حمله کردن
outflanking ازجناح خارجی بدشمن حمله کردن
outflanks ازجناح خارجی بدشمن حمله کردن
exchange control جلوگیری از ورودامتعه خارجی به وسیله محدود کردن ارزی که دراختیار واردکننده گذاشته میشود
external sort جور کردن خارجی
externalsorting جور کردن خارجی
objectify بنظر اوردن بصورت مادی و خارجی مجسم کردن
peregrinate سرگردان بودن اواره بودن در کشور خارجی اقامت کردن
substantialize دارای وجود خارجی کردن یاشدن
To perfect oneself in a foreign language . معلومات خودرا در یک زبان خارجی کامل کردن
Other Matches
positive externalities صرفه جوئیهای خارجی عوارض خارجی مثبت پی امدهای خارجی مثبت
exterior angle زاویهء خارجی کثیرالاضلاع زوایای خارجی حاصله ازتقاطع یک خط بادوخط موازی
external symbol dictionary فهرست علائم خارجی فرهنگ لغات نمادهای خارجی
impurity جزء تشکیل دهنده خارجی ناخالصی ماده خارجی
outwork استحکامات خارجی دژ سنگرهای خارجی
foreign exchange پول خارجی ارز خارجی
wilson پرش از لبه خارجی یک اسکیت و چرخش کامل در هوا وبازگشت روی لبه خارجی اسکیت دیگر
external diseconomies عوامل زیان اور خارجی عوامل نامطلوب خارجی
exchanged stabilization fund مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
back berm سکوی پایه خارجی خاکریز سکوی شیببر پایه خارجی خاکریز
extern خارجی
outward خارجی
outside خارجی
alien خارجی
aliens خارجی
extras خارجی
peripheral خارجی
oversea خارجی
outsider خارجی
outsiders خارجی
extraneous خارجی
abextra خارجی
extra خارجی
gringos خارجی
external خارجی
gringo خارجی
exogenous خارجی
externals خارجی
outsides خارجی
extra- خارجی
foreign خارجی
exterior خارجی
outer خارجی
exoteric خارجی
exteriors خارجی
exotic خارجی
exosphere خارجی
international line خط خارجی
outboard خارجی
actine قسمت خارجی
superior planets سیارههای خارجی
external reperence ارجاع خارجی
external operation عملیات خارجی
external reference ارجاع خارجی
external label برچسب خارجی
external reference مرجع خارجی
external pressure فشار خارجی
foreign currencies پولهای خارجی
external interrupt وقفه خارجی
external storage انباره خارجی
superior conjunction مقارنه خارجی
external store انباره خارجی
impurity اتم خارجی
load curve خم بار خارجی
foreign loan وام خارجی
strange خارجی غریبه
strangest خارجی غریبه
outwork سنگر خارجی
external storage حافظه خارجی
slough پوسته خارجی
external security امنیت خارجی
extrinsic بیرونی خارجی
external sort جورکردن خارجی
foreign law حقوق خارجی
extrinsic factor عامل خارجی
alien enemy دشمن خارجی
external symbol علامت خارجی
foreign deposit سپرده خارجی
outside view منظره خارجی
landfalls بویه خارجی
incarnation صورت خارجی
apothesis منحنی خارجی
landfall بویه خارجی
outside diameter قطر خارجی
external load بار خارجی
negative externalities زیانهای خارجی
spillover effects اثرات خارجی
spillover costs هزینههای خارجی
outside cause علت خارجی
foreign aid کمک خارجی
incarnations صورت خارجی
external menory حافظه خارجی
guests انگل خارجی
guest انگل خارجی
spillover benefits منافع خارجی
overseas agent نماینده خارجی
outside view نمای خارجی
overseas trade معاملات خارجی
apophyge منحنی خارجی
external memory حافظه خارجی
apophysis منحنی خارجی
acrotic بیرونی خارجی
external force نیروی خارجی
outside power جریان خارجی
immission انتشار خارجی
ectoparasite انگل خارجی
angle of emergence زاویه خارجی
foreign bill برات خارجی
outboard profile نیمرخ خارجی
imbody صورت خارجی
foreign exchange ارز خارجی
renvoi تبعیدشخص خارجی
external control کنترل خارجی
concrete object عین خارجی
outer fix رمپ خارجی
loads بار خارجی
foreign reserves ذخائر خارجی
face نمای خارجی
foreign exchange مبادله خارجی
external variable متغیر خارجی
external combustion احتراق خارجی
exosphere قسمت خارجی جو
exterior varnish جلای خارجی
exterior varnish لاک خارجی
facade نمای خارجی
fanades نمای خارجی
exteroceptive محرک خارجی
facades نمای خارجی
load بار خارجی
facade نمای خارجی
externalities پی امدهای خارجی
faces نمای خارجی
external command فرمان خارجی
foreign currency ارز خارجی
foreign trade تجارت خارجی
foreign exchange تعویض خارجی
external circuit مدار خارجی
foreign national ملیت خارجی
outness کیفیت خارجی
arris زاویه خارجی
external transaction معاملات خارجی
foreign exchange پول خارجی
adventitious خارجی الحاقی
outside caliper کولیس خارجی
foreign particle جسم خارجی
outer connection اتصال خارجی
foreign trade بازرگانی خارجی
externalities اثرات خارجی
external thread دنده خارجی
outward opening دهانه خارجی
foreign policy سیاست خارجی
foreign national تبعه خارجی
outer wall دیوار خارجی
exterior ballistics بالیستیک خارجی
external armature ارمیچر خارجی
external cost هزینه خارجی
external benefits فواید خارجی
inflow of foreign funds ورودسرمایههای خارجی
external delay تاخیر خارجی
outer planets سیارات خارجی
external docuhentation مستندات خارجی
alveary سوراخ خارجی گوش
outside influence نفوذ بیرونی یا خارجی
adscititious مشتق از عامل خارجی
adscititious دارای منبع خارجی
external magnetic circuit مدار مغناطیسی خارجی
cross product ضرب خارجی [ریاضی]
foreign policy خط مشی عمل خارجی
chorion مشیمه خارجی جنین
extrinsic دارای مبداء خارجی
exteroceptive وابسته به محرک خارجی
foreign aid program برنامه کمک خارجی
foreign currency پول کشور خارجی
external storage ثبات خارجی کامپیوتر
foreign judgment حکم دادگاه خارجی
foreign judgment رای دادگاه خارجی
imported بازیگر خارجی تیم
external sort مرتب سازی خارجی
objectives دارای وجود خارجی
import بازیگر خارجی تیم
connected load بار خارجی متصل
halt معمولا با روشهای خارجی
objective دارای وجود خارجی
passives دستخوش عامل خارجی
outward application استعمال برونی یا خارجی
halted معمولا با روشهای خارجی
foreign investment سرمایه گذاری خارجی
ectoclast بخش خارجی یاخته
foreign bill حواله ارز خارجی
vector product ضرب خارجی [ریاضی]
objectively بطور واقعی یا خارجی
accredited officer افسر خبرنگار خارجی
reactive load بار خارجی القایی
importing بازیگر خارجی تیم
passive دستخوش عامل خارجی
full load بار خارجی اسمی
ectoclast پوسته خارجی سلول
slick ear حیوان فاقدگوش خارجی
spillover benefits صرفه جوئیهای خارجی
directed area product ضرب خارجی [ریاضی]
exteriorization صورت خارجی دادن به
outfield قسمت خارجی میدان
non inductive load بار خارجی ناخودالقا
fellyfelloe طوقه خارجی چرخ
non reactive load بار خارجی ناخودالقا
foreign exchange پول کشور خارجی
load test ازمایش با بار خارجی
objecting چیز ماده خارجی
load factor ضریب بار خارجی
incarnate صورت خارجی دادن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com