English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
English Persian
haul out خارج شدن از صورت بندی
Other Matches
line astern صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
approach formation صورت بندی تقرب به باند صورت بندی تقرب به دشمن
lineament طرح بندی صورت بندی
lineaments طرح بندی صورت بندی
declassification از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
strike off the rolls از صورت وکلا خارج کردن
loose issue تدارکات خارج شده از بسته بندی
formulation صورت بندی
formation صورت بندی
packing list صورت بسته بندی
skirmisher صورت بندی زنجیری
disposition صورت بندی مرکب
speech وسیلهای که داده را از کامپیوتر می گیرد و آنرا به صورت کلمه صوتی خارج میکند
speeches وسیلهای که داده را از کامپیوتر می گیرد و آنرا به صورت کلمه صوتی خارج میکند
packing list صورت کالاهای بسته بندی شده
texts پردازش کلمات یا استفاده از صفحه کلید کامپیوتر , ویدایش و خارج کردن متن به صورت حروف , برچسب ها و..
text پردازش کلمات یا استفاده از صفحه کلید کامپیوتر , ویدایش و خارج کردن متن به صورت حروف , برچسب ها و..
routinely برنامهای که داده را به صورت فضاهای کوچک بسته بندی میکند
routines برنامهای که داده را به صورت فضاهای کوچک بسته بندی میکند
disposition صورت بندی وضع گسترش موضع گرفتن تغییر مکان
routine برنامهای که داده را به صورت فضاهای کوچک بسته بندی میکند
indexed لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
index لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
indexes لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
diabatic process پوسهای در یک سیستم ترمودینامیک که در ان انتقال انرژی بین داخل و خارج سیستم صورت میگیرد
inventory از چیزی صورت برداشتن صورت ریز مواد اولیه موجودی انبار صورت تحریرترکه متوفی
formation سازمان دادن نیرو تشکیل دادن صورت بندی
denationalised از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalising از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalises از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalize از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalized از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalizes از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalizing از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
tactical formation یکان تاکتیکی صورت بندی تاکتیکی
times 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
timed 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
time 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
out of bounds خارج از خط کناری یا پایان یا خط دروازه توپ خارج از میدان واترپولو توپ مرده
local چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
locals چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
printers وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
printer وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
hooked medallion ترنج قلاب شکل [در این ترنج سر قلاب ها می تواند به سمت خارج و یا ترکیبی از داخل و خارج طراحی شود.]
evaluation rating درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
plastic bubble keyboard صفحه کلید که کلیدهای آن به صورت حبابهای کوچک روی ورقه پلاستیکی هستند که در صورت انتخاب مدار را کامل می کنند
packet روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
packets روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
numeric که در بسیاری صفحه کلیدهای کامپیوتر به صورت گروه جداگانه برای واد کردن حجم زیادی از داده به صورت اعداد به کار می رود
word warp فرمت بندی مجدد پس از حذف ها و اصلاحات ویژگی که درصورت جانگرفتن یک کلمه درخط اصلی ان را به ابتدای خط بعدی می برد سطر بندی
carpet classification طبقه بندی [درجه بندی] فرش
rating طبقه بندی کردن درجه بندی
ratings طبقه بندی کردن درجه بندی
barrage jamming تولید پارازیت به صورت پرده ممانعتی پخش پارازیت به صورت توده وسیع
watts واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
watt واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
telescopic دستگاه شکسته بندی تلسکوپیک چوبهای شکسته بندی مربوط به دوربین تلسکوپی یادستگاه نشانه روی
packaging ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
defense classification طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
wording جمله بندی کلمه بندی
laggin اب بندی کردن اب بندی ناوها
classification طبقه بندی رده بندی
classifications طبقه بندی رده بندی
discretionary آنچه در صورت نیاز لازم و در صورت عدم نیاز زیادی باشد
downgraded کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrades کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrade کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrading کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
regrade تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
gift wrap بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
rom دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان قطعه ROM با فرفیت بالا استفاده میشود. داده به صورت دودویی ذخیره میشود به صورت سوراخهای حکاکی شده روی سطح آن که سپس توسط لیزر خوانده می شوند
chargeable accessions استخدام به صورت پرسنل کادر استخدام به صورت پیمانی
security classification طبقه بندی منطقه تامینی طبقه بندی حفافتی
black designation علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
dat سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
transparent نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
transparently نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
grade دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grade درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
group دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grades درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
groups دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grades دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
insulation testing apparatus دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
unitized load بار بسته بندی شده یا باردست چین شده بار تقسیم بندی شده
basics بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
basic بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
automatic programming روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار
army class manager activity سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
off خارج از
out-of- خارج از
outsides در خارج
out [of] <adv.> خارج [از]
forth of خارج از
outside [of] <adv.> خارج [از]
abroad خارج
out of خارج از
outwith [Scotish E] <adv.> خارج [از]
non combatant خارج از صف
outside خارج
outside در خارج
non-combatant خارج از صف
non-combatants خارج از صف
aroint خارج شو
outsides خارج
externally از خارج
externals خارج
external خارج
off side خارج از خط
out خارج
out- خارج
out of tune خارج
per خارج از
outed خارج
classification طبقه بندی کردن طبقه بندی
classifications طبقه بندی کردن طبقه بندی
phasing مرحله بندی مرحله بندی عملیات
void خارج شدن
outbound خارج ازمحدوده
standaway خارج از بدن
off duty خارج از نگهبانی
outbound مربوط به خارج
off duty خارج از خدمت
nonsense خارج از منطق
from outside از خارج [از شهر]
outed خارج بیرون
from out of town از خارج [از شهر]
outed خارج از حدود
emigration مهاجرت به خارج
submultiple خارج قسمت
eccentrics خارج از مرکز
quotient خارج قسمت
abaxile خارج از مرکز
soto uke دفاع از خارج
bring out خارج کردن
To fall out. از صف خارج شدن
egress خارج شدن
torts خارج از قرارداد
tort خارج از قرارداد
cross country خارج از جاده
issue خارج شدن
issued خارج شدن
issues خارج شدن
extraneous خارج از قلمروچیزی
alfresco خارج از منزل
blow out به خارج دمیدن
The train ran off the rails. قطار از خط خارج شد
acentric خارج از مرکز
anieoro از داخل به خارج
quotients خارج قسمت
begone خارج شو عزیمت کن
beside the mark خارج ازموضوع
beside the question خارج از موضوع
double out 081 خارج
out- خارج از حدود
overseas خارج ازکشور
ejecting خارج کردن
ejected خارج کردن
to rule out خارج کردن
away دوراز خارج
to pass off خارج شدن
eject خارج کردن
extra-marital خارج از زناشویی
outsides به سمت خارج
derails از خط خارج کردن
derails از خط خارج شدن
outside به سمت خارج
ejects خارج کردن
discharge خارج کردن
popping خارج شدن
unship خارج کردن
inaccessible خارج از دسترس
outdoors خارج از منزل
without بطرف خارج
out of doors خارج ازمنزل
derailing از خط خارج کردن
derailing از خط خارج شدن
eccentric خارج از مرکز
irrelevant خارج از موضوع
out خارج بیرون
out خارج از حدود
discharges خارج کردن
from the outside از خارج [از جایی]
derailed از خط خارج کردن
derailed از خط خارج شدن
derail از خط خارج کردن
out of در خارج بواسطه
derail از خط خارج شدن
out-of- در خارج بواسطه
to fall out خارج شدن
off season خارج از فصل
abroad خارج از کشور
off key خارج از مایه
out- خارج بیرون
phase out خارج کردن
exterritorial خارج الملکتی
out of question خارج از موضوع
not to the point خارج از موضوع
neither here nor there خارج ازموضوع
extramarital خارج از زناشویی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com