English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (38 milliseconds)
English Persian
unplug خارج کردن دو شاخه از سوکت
unplugged خارج کردن دو شاخه از سوکت
unplugging خارج کردن دو شاخه از سوکت
unplugs خارج کردن دو شاخه از سوکت
Other Matches
pinning فلز کوچک یا بخشی از دو شاخه که در سوراخ سوکت می رود
plugs ایجاد اتصال الکتریکی با قرار دادن دو شاخه در سوکت
plugging ایجاد اتصال الکتریکی با قرار دادن دو شاخه در سوکت
pin فلز کوچک یا بخشی از دو شاخه که در سوراخ سوکت می رود
plug ایجاد اتصال الکتریکی با قرار دادن دو شاخه در سوکت
pinned فلز کوچک یا بخشی از دو شاخه که در سوراخ سوکت می رود
to brachiate از شاخه به شاخه پریدن [بازوپیمایی کردن]
populates پر کردن سوکت روی مدار چاپ شده با قط عات
populate پر کردن سوکت روی مدار چاپ شده با قط عات
populating پر کردن سوکت روی مدار چاپ شده با قط عات
hierarchical communications system شبکهای که هر شاخه آن تعدادی زیر شاخه جداگانه دارد
disbranch بی شاخه کردن
To cut off a branch . شاخه ای را قطع کردن
truncate شاخه زدن ناقص کردن
truncated شاخه زدن ناقص کردن
truncates شاخه زدن ناقص کردن
truncating شاخه زدن ناقص کردن
socket سوکت
arborization شاخه شاخه شدگی
forkedly بطور شاخه شاخه
branch شاخه شاخه شدن
branches شاخه شاخه شدن
ramify شاخه شاخه شدن
timber hitch گره وصل کردن زه به شاخه پایین کمان
fuse socket سوکت فیوز
hardwired connection می بجای ورودی و سوکت
spade socket [سوکت بیلی شکل]
network socket سوکت شبکه [کامپیوتر]
dog leg شاخه مسیر شاخه انحرافی از مسیر اصلی
adapter اجازه نصب در سوکت میدهد
probe socket [سوکت پروب] [الکرونیک و کامپیوتر]
plug امکان نصب در سوکت یکسان میدهد
cords سیمی که وسیله را به سوکت وصل میکند
cord سیمی که وسیله را به سوکت وصل میکند
plugs امکان نصب در سوکت یکسان میدهد
plugging امکان نصب در سوکت یکسان میدهد
panels بخش مسط ح محفظه با قط عات کنترل و سوکت
panel بخش مسط ح محفظه با قط عات کنترل و سوکت
port سوکت و مدار واسط که goystick وارد آن میشود
ejection خارج کردن وسیله یا نیروها بخارج پرتاب کردن یا کشیدن
inactivate غیر فعال کردن ناو از رده خارج کردن یکان
communication سوکت یا اتصال فیزیکی که به وسیله اجازه ارتباط میدهد
expulse خارج کردن
phase out خارج کردن
eject خارج کردن
extraction خارج کردن
ejected خارج کردن
ejecting خارج کردن
to rule out خارج کردن
unship خارج کردن
derails از خط خارج کردن
discharge خارج کردن
bring out خارج کردن
ejects خارج کردن
discharges خارج کردن
derailing از خط خارج کردن
derailed از خط خارج کردن
derail از خط خارج کردن
out of bounds خارج از خط کناری یا پایان یا خط دروازه توپ خارج از میدان واترپولو توپ مرده
user سوکت که امکان نصب وسایل جانبی به کامپیوتر را فراهم میکند
plug اتصالی که وارد سوکت میشود تا اتصال الکتریکی برقرار کند
plugs اتصالی که وارد سوکت میشود تا اتصال الکتریکی برقرار کند
plugging اتصالی که وارد سوکت میشود تا اتصال الکتریکی برقرار کند
users سوکت که امکان نصب وسایل جانبی به کامپیوتر را فراهم میکند
swap out مبادله کردن به خارج
write-off از دفتر خارج کردن
write-offs از دفتر خارج کردن
decivilize از تمدن خارج کردن
ablate بریدن و خارج کردن
to put out of court از دستور خارج کردن
defecating خارج کردن مدفوع
disarms از ضامن خارج کردن
disarmed از ضامن خارج کردن
disarm از ضامن خارج کردن
phase out به ترتیب خارج کردن
defecate خارج کردن مدفوع
defecated خارج کردن مدفوع
write off از دفتر خارج کردن
defecates خارج کردن مدفوع
to expel [from] بزور خارج کردن [از]
lay on the table از دستور خارج کردن
spewing با فشار خارج کردن
tabling از دستور خارج کردن
spewed با فشار خارج کردن
table از دستور خارج کردن
expectorate ازشش خارج کردن
tables از دستور خارج کردن
disseise ازتصرف خارج کردن
tabled از دستور خارج کردن
exfiltration خارج کردن از میدان
spews با فشار خارج کردن
spew با فشار خارج کردن
din سازمان استاندارد صنعتی آلمان معمولاگ مربوط به مشخصات ورودی ها و سوکت ها
expel منفصل کردن بزور خارج کردن
expels منفصل کردن بزور خارج کردن
expelled منفصل کردن بزور خارج کردن
expelling منفصل کردن بزور خارج کردن
emancipating از زیر سلطه خارج کردن
strike off the rolls از صورت وکلا خارج کردن
emits بیرون دادن خارج کردن
emitted بیرون دادن خارج کردن
emancipates از زیر سلطه خارج کردن
emancipated از زیر سلطه خارج کردن
withdrawal خارج کردن عقب کشیدن
To import goods [from abroad] کالا از خارج وارد کردن
reeks بخار ازدهان خارج کردن
reeking بخار ازدهان خارج کردن
evacuate اخراج خارج کردن یا شدن
emitting بیرون دادن خارج کردن
withdrawals خارج کردن عقب کشیدن
emancipate از زیر سلطه خارج کردن
to phase out something به ترتیب خارج کردن چیزی
evacuating اخراج خارج کردن یا شدن
reeked بخار ازدهان خارج کردن
deconcentrate از حالت تغلیظ خارج کردن
reek بخار ازدهان خارج کردن
evacuated اخراج خارج کردن یا شدن
uncouple از حالت زوجی خارج کردن
evacuates اخراج خارج کردن یا شدن
bail عمل خارج کردن اب قایق
emit بیرون دادن خارج کردن
polarized ورودی ای که خصوصیتی دارد که باعث میشود فقط به یک طریق وارد سوکت شود
bifurcate چنگالی شدن شاخه شاخه شدن
emitting بیرون دادن از خود خارج کردن
to play in or out با نواختن ارغنون یا سازدیگرواردیا خارج کردن
emits بیرون دادن از خود خارج کردن
snake out خارج کردن کالا از انبار ناو
breaks از حالت رمز خارج کردن یک کد مشکل
break از حالت رمز خارج کردن یک کد مشکل
emitted بیرون دادن از خود خارج کردن
safing از حالت مسلح بودن خارج کردن
bowdlerize قسمتهای خارج از اخلاق را حذف کردن از
emit بیرون دادن از خود خارج کردن
unpopulated تخته مدار چاپ شده که درحال حاضر عنصری ندارد یا سوکت آن خالی است
deviations از شروط و مقررات قراردادتجاوز کردن و خارج شدن
importation عمل وارد کردن چیزی به سیستم از خارج
discarded خارج کردن چیزی که مورد نیاز است
discard خارج کردن چیزی که مورد نیاز است
discarding خارج کردن چیزی که مورد نیاز است
discards خارج کردن چیزی که مورد نیاز است
to move one's operation offshore شرکت خود را به خارج [از کشور] منتقل کردن
deviation از شروط و مقررات قراردادتجاوز کردن و خارج شدن
stripping crane جرثقیل برای خارج کردن شمش از کوکیله
hooked medallion ترنج قلاب شکل [در این ترنج سر قلاب ها می تواند به سمت خارج و یا ترکیبی از داخل و خارج طراحی شود.]
evicts خارج کردن خلع ید کردن
evicted خارج کردن خلع ید کردن
evicting خارج کردن خلع ید کردن
evict خارج کردن خلع ید کردن
exfiltration خارج کردن عده ها از مناطق تحت کنترل دشمن
external مشخص کردن انبار کاغذ در خارج از وسیله یا میز
sidelines ازبازی یا معرکه خارج کردن کار یا چیز فرعی
sidelined ازبازی یا معرکه خارج کردن کار یا چیز فرعی
sideline ازبازی یا معرکه خارج کردن کار یا چیز فرعی
sidelining ازبازی یا معرکه خارج کردن کار یا چیز فرعی
smuts تصاویروداستانهای خارج از اخلاق سیاه ولکه دار کردن
released خارج کردن بری شدن برائت از دین ترخیص
releases خارج کردن بری شدن برائت از دین ترخیص
smut تصاویروداستانهای خارج از اخلاق سیاه ولکه دار کردن
release خارج کردن بری شدن برائت از دین ترخیص
externals مشخص کردن انبار کاغذ در خارج از وسیله یا میز
eviction چیزی را به حکم قانون از تصرف کسی خارج کردن
evictions چیزی را به حکم قانون از تصرف کسی خارج کردن
break out نوعی حمله برای خارج کردن گوی از منطقه دفاعی
denationalize از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalising از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalises از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalized از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalizing از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalised از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalizes از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
port سوکت یا اتصال فیزیکی که امکان ارسال داده بین اتصالات داخلی کامپیوتر و وسیله خارجی دیگر فراهم میکند
deforest درختان جنگل را قطع کردن ازحالت جنگل خارج کردن جنگل تراشی کردن
deforested درختان جنگل را قطع کردن ازحالت جنگل خارج کردن جنگل تراشی کردن
deforesting درختان جنگل را قطع کردن ازحالت جنگل خارج کردن جنگل تراشی کردن
deforests درختان جنگل را قطع کردن ازحالت جنگل خارج کردن جنگل تراشی کردن
label مشخص کردن قطعه کاغذ که خارج وسیله یا دیسک نصب شده است
labels مشخص کردن قطعه کاغذ که خارج وسیله یا دیسک نصب شده است
labeling مشخص کردن قطعه کاغذ که خارج وسیله یا دیسک نصب شده است
demonetization سکه خارج از گردش جایگزین کردن مسکوکات جدیدبه جای سکههای رایج
labelled مشخص کردن قطعه کاغذ که خارج وسیله یا دیسک نصب شده است
receding leg شاخه نزولی مسیر هدف شاخه نزولی مسیر هواپیمای هدف
port مدار یا اتصالی که به کامپیوتر امکان خارج کردن یا ارسال داده به ماشین دیگر یا وسیله دگر میدهد
text پردازش کلمات یا استفاده از صفحه کلید کامپیوتر , ویدایش و خارج کردن متن به صورت حروف , برچسب ها و..
texts پردازش کلمات یا استفاده از صفحه کلید کامپیوتر , ویدایش و خارج کردن متن به صورت حروف , برچسب ها و..
demonetization خارج کردن پول از گردش از اعتبار انداختن پول درگردش
pinned در شاخه
pinning در شاخه
branch cutter شاخه بر
connection plug دو شاخه
arm شاخه
limbless بی شاخه
intersection leg شاخه
furcate شاخه شاخه
knag ته شاخه
embranchment شاخه
doddered بی شاخه
boughs شاخه
bough شاخه
fork سه شاخه
ramulous شاخه شاخه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com