Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (33 milliseconds)
English
Persian
unplug
خارج کردن دو شاخه از سوکت
unplugged
خارج کردن دو شاخه از سوکت
unplugging
خارج کردن دو شاخه از سوکت
unplugs
خارج کردن دو شاخه از سوکت
Other Matches
pin
فلز کوچک یا بخشی از دو شاخه که در سوراخ سوکت می رود
pinning
فلز کوچک یا بخشی از دو شاخه که در سوراخ سوکت می رود
plugs
ایجاد اتصال الکتریکی با قرار دادن دو شاخه در سوکت
pinned
فلز کوچک یا بخشی از دو شاخه که در سوراخ سوکت می رود
plug
ایجاد اتصال الکتریکی با قرار دادن دو شاخه در سوکت
plugging
ایجاد اتصال الکتریکی با قرار دادن دو شاخه در سوکت
to brachiate
از شاخه به شاخه پریدن
[بازوپیمایی کردن]
populate
پر کردن سوکت روی مدار چاپ شده با قط عات
populates
پر کردن سوکت روی مدار چاپ شده با قط عات
populating
پر کردن سوکت روی مدار چاپ شده با قط عات
hierarchical communications system
شبکهای که هر شاخه آن تعدادی زیر شاخه جداگانه دارد
disbranch
بی شاخه کردن
To cut off a branch .
شاخه ای را قطع کردن
truncating
شاخه زدن ناقص کردن
truncates
شاخه زدن ناقص کردن
truncated
شاخه زدن ناقص کردن
truncate
شاخه زدن ناقص کردن
socket
سوکت
branches
شاخه شاخه شدن
branch
شاخه شاخه شدن
forkedly
بطور شاخه شاخه
ramify
شاخه شاخه شدن
arborization
شاخه شاخه شدگی
timber hitch
گره وصل کردن زه به شاخه پایین کمان
fuse socket
سوکت فیوز
hardwired connection
می بجای ورودی و سوکت
network socket
سوکت شبکه
[کامپیوتر]
spade socket
[سوکت بیلی شکل]
dog leg
شاخه مسیر شاخه انحرافی از مسیر اصلی
probe socket
[سوکت پروب]
[الکرونیک و کامپیوتر]
adapter
اجازه نصب در سوکت میدهد
cords
سیمی که وسیله را به سوکت وصل میکند
plugging
امکان نصب در سوکت یکسان میدهد
plugs
امکان نصب در سوکت یکسان میدهد
plug
امکان نصب در سوکت یکسان میدهد
cord
سیمی که وسیله را به سوکت وصل میکند
panel
بخش مسط ح محفظه با قط عات کنترل و سوکت
port
سوکت و مدار واسط که goystick وارد آن میشود
panels
بخش مسط ح محفظه با قط عات کنترل و سوکت
ejection
خارج کردن وسیله یا نیروها بخارج پرتاب کردن یا کشیدن
inactivate
غیر فعال کردن ناو از رده خارج کردن یکان
communication
سوکت یا اتصال فیزیکی که به وسیله اجازه ارتباط میدهد
unship
خارج کردن
expulse
خارج کردن
bring out
خارج کردن
eject
خارج کردن
phase out
خارج کردن
derailing
از خط خارج کردن
ejected
خارج کردن
derail
از خط خارج کردن
ejects
خارج کردن
derails
از خط خارج کردن
derailed
از خط خارج کردن
discharge
خارج کردن
ejecting
خارج کردن
extraction
خارج کردن
to rule out
خارج کردن
discharges
خارج کردن
out of bounds
خارج از خط کناری یا پایان یا خط دروازه توپ خارج از میدان واترپولو توپ مرده
plugging
اتصالی که وارد سوکت میشود تا اتصال الکتریکی برقرار کند
user
سوکت که امکان نصب وسایل جانبی به کامپیوتر را فراهم میکند
plugs
اتصالی که وارد سوکت میشود تا اتصال الکتریکی برقرار کند
users
سوکت که امکان نصب وسایل جانبی به کامپیوتر را فراهم میکند
plug
اتصالی که وارد سوکت میشود تا اتصال الکتریکی برقرار کند
write-off
از دفتر خارج کردن
write-offs
از دفتر خارج کردن
write off
از دفتر خارج کردن
defecating
خارج کردن مدفوع
spews
با فشار خارج کردن
swap out
مبادله کردن به خارج
defecated
خارج کردن مدفوع
defecates
خارج کردن مدفوع
spewed
با فشار خارج کردن
defecate
خارج کردن مدفوع
table
از دستور خارج کردن
ablate
بریدن و خارج کردن
spewing
با فشار خارج کردن
phase out
به ترتیب خارج کردن
disseise
ازتصرف خارج کردن
disarms
از ضامن خارج کردن
disarmed
از ضامن خارج کردن
disarm
از ضامن خارج کردن
to put out of court
از دستور خارج کردن
spew
با فشار خارج کردن
to expel
[from]
بزور خارج کردن
[از]
decivilize
از تمدن خارج کردن
lay on the table
از دستور خارج کردن
tabled
از دستور خارج کردن
tables
از دستور خارج کردن
exfiltration
خارج کردن از میدان
expectorate
ازشش خارج کردن
tabling
از دستور خارج کردن
din
سازمان استاندارد صنعتی آلمان معمولاگ مربوط به مشخصات ورودی ها و سوکت ها
expels
منفصل کردن بزور خارج کردن
expel
منفصل کردن بزور خارج کردن
expelling
منفصل کردن بزور خارج کردن
expelled
منفصل کردن بزور خارج کردن
evacuates
اخراج خارج کردن یا شدن
evacuating
اخراج خارج کردن یا شدن
evacuated
اخراج خارج کردن یا شدن
emancipates
از زیر سلطه خارج کردن
emancipated
از زیر سلطه خارج کردن
emancipate
از زیر سلطه خارج کردن
To import goods
[from abroad]
کالا از خارج وارد کردن
uncouple
از حالت زوجی خارج کردن
withdrawals
خارج کردن عقب کشیدن
withdrawal
خارج کردن عقب کشیدن
bail
عمل خارج کردن اب قایق
emancipating
از زیر سلطه خارج کردن
strike off the rolls
از صورت وکلا خارج کردن
evacuate
اخراج خارج کردن یا شدن
reek
بخار ازدهان خارج کردن
deconcentrate
از حالت تغلیظ خارج کردن
to phase out something
به ترتیب خارج کردن چیزی
emit
بیرون دادن خارج کردن
emitting
بیرون دادن خارج کردن
reeked
بخار ازدهان خارج کردن
emits
بیرون دادن خارج کردن
reeking
بخار ازدهان خارج کردن
reeks
بخار ازدهان خارج کردن
emitted
بیرون دادن خارج کردن
polarized
ورودی ای که خصوصیتی دارد که باعث میشود فقط به یک طریق وارد سوکت شود
bifurcate
چنگالی شدن شاخه شاخه شدن
bowdlerize
قسمتهای خارج از اخلاق را حذف کردن از
breaks
از حالت رمز خارج کردن یک کد مشکل
to play in or out
با نواختن ارغنون یا سازدیگرواردیا خارج کردن
emits
بیرون دادن از خود خارج کردن
emitted
بیرون دادن از خود خارج کردن
emitting
بیرون دادن از خود خارج کردن
emit
بیرون دادن از خود خارج کردن
safing
از حالت مسلح بودن خارج کردن
snake out
خارج کردن کالا از انبار ناو
break
از حالت رمز خارج کردن یک کد مشکل
unpopulated
تخته مدار چاپ شده که درحال حاضر عنصری ندارد یا سوکت آن خالی است
importation
عمل وارد کردن چیزی به سیستم از خارج
to move one's operation offshore
شرکت خود را به خارج
[از کشور]
منتقل کردن
discarding
خارج کردن چیزی که مورد نیاز است
deviations
از شروط و مقررات قراردادتجاوز کردن و خارج شدن
discard
خارج کردن چیزی که مورد نیاز است
stripping crane
جرثقیل برای خارج کردن شمش از کوکیله
discards
خارج کردن چیزی که مورد نیاز است
deviation
از شروط و مقررات قراردادتجاوز کردن و خارج شدن
discarded
خارج کردن چیزی که مورد نیاز است
hooked medallion
ترنج قلاب شکل
[در این ترنج سر قلاب ها می تواند به سمت خارج و یا ترکیبی از داخل و خارج طراحی شود.]
evicts
خارج کردن خلع ید کردن
evicting
خارج کردن خلع ید کردن
evicted
خارج کردن خلع ید کردن
evict
خارج کردن خلع ید کردن
evictions
چیزی را به حکم قانون از تصرف کسی خارج کردن
sidelined
ازبازی یا معرکه خارج کردن کار یا چیز فرعی
released
خارج کردن بری شدن برائت از دین ترخیص
smut
تصاویروداستانهای خارج از اخلاق سیاه ولکه دار کردن
smuts
تصاویروداستانهای خارج از اخلاق سیاه ولکه دار کردن
sidelining
ازبازی یا معرکه خارج کردن کار یا چیز فرعی
sideline
ازبازی یا معرکه خارج کردن کار یا چیز فرعی
releases
خارج کردن بری شدن برائت از دین ترخیص
external
مشخص کردن انبار کاغذ در خارج از وسیله یا میز
exfiltration
خارج کردن عده ها از مناطق تحت کنترل دشمن
externals
مشخص کردن انبار کاغذ در خارج از وسیله یا میز
release
خارج کردن بری شدن برائت از دین ترخیص
eviction
چیزی را به حکم قانون از تصرف کسی خارج کردن
sidelines
ازبازی یا معرکه خارج کردن کار یا چیز فرعی
break out
نوعی حمله برای خارج کردن گوی از منطقه دفاعی
denationalizing
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalised
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalize
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalizes
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalises
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalized
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalising
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
port
سوکت یا اتصال فیزیکی که امکان ارسال داده بین اتصالات داخلی کامپیوتر و وسیله خارجی دیگر فراهم میکند
deforests
درختان جنگل را قطع کردن ازحالت جنگل خارج کردن جنگل تراشی کردن
deforested
درختان جنگل را قطع کردن ازحالت جنگل خارج کردن جنگل تراشی کردن
deforesting
درختان جنگل را قطع کردن ازحالت جنگل خارج کردن جنگل تراشی کردن
deforest
درختان جنگل را قطع کردن ازحالت جنگل خارج کردن جنگل تراشی کردن
labels
مشخص کردن قطعه کاغذ که خارج وسیله یا دیسک نصب شده است
labeling
مشخص کردن قطعه کاغذ که خارج وسیله یا دیسک نصب شده است
demonetization
سکه خارج از گردش جایگزین کردن مسکوکات جدیدبه جای سکههای رایج
labelled
مشخص کردن قطعه کاغذ که خارج وسیله یا دیسک نصب شده است
label
مشخص کردن قطعه کاغذ که خارج وسیله یا دیسک نصب شده است
receding leg
شاخه نزولی مسیر هدف شاخه نزولی مسیر هواپیمای هدف
text
پردازش کلمات یا استفاده از صفحه کلید کامپیوتر , ویدایش و خارج کردن متن به صورت حروف , برچسب ها و..
texts
پردازش کلمات یا استفاده از صفحه کلید کامپیوتر , ویدایش و خارج کردن متن به صورت حروف , برچسب ها و..
port
مدار یا اتصالی که به کامپیوتر امکان خارج کردن یا ارسال داده به ماشین دیگر یا وسیله دگر میدهد
demonetization
خارج کردن پول از گردش از اعتبار انداختن پول درگردش
acaulescent
بی شاخه
pinning
در شاخه
virga
شاخه
bifurcation
شاخه
fork
سه شاخه
fork
شاخه
forking
سه شاخه
ramus
شاخه
pinned
در شاخه
limbs
شاخه
pin
در شاخه
furcate
شاخه شاخه
ramulous
شاخه شاخه
ramulose
شاخه شاخه
three way
سه شاخه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com