Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (15 milliseconds)
English
Persian
joint pin
خار اتصال
Search result with all words
bridge
اتصال دادن
bridge
وسیلهای که دو شبکه را به هم وصل میکند و اجازه حرکت اطلاعات بین دو شبکه میدهد. توابع آنها در لایه اتصال داده مدل شبکه OIS است
bridged
اتصال دادن
bridged
وسیلهای که دو شبکه را به هم وصل میکند و اجازه حرکت اطلاعات بین دو شبکه میدهد. توابع آنها در لایه اتصال داده مدل شبکه OIS است
bridges
اتصال دادن
bridges
وسیلهای که دو شبکه را به هم وصل میکند و اجازه حرکت اطلاعات بین دو شبکه میدهد. توابع آنها در لایه اتصال داده مدل شبکه OIS است
expansion
خط وط آدرس و داده متصل یه یک اتصال به کارتهای وسیع اجاره کنترل و دستیابی به داده حافظه را می دهند
node
نقط ه اتصال در یک ساختار یا شبکه
nodes
نقط ه اتصال در یک ساختار یا شبکه
ramp
سربالایی اتصال
ramp
سینه کش اتصال فراز اتصال
ramps
سربالایی اتصال
ramps
سینه کش اتصال فراز اتصال
card
کارتی که فقط حاوی شیارهای هادی است بین اتصال کارت اصلی و کارت اضافی که باعث میشود کارت اضافه به آسانی کارکند و بررسی شود در خارج از محفظه آن
cards
کارتی که فقط حاوی شیارهای هادی است بین اتصال کارت اصلی و کارت اضافی که باعث میشود کارت اضافه به آسانی کارکند و بررسی شود در خارج از محفظه آن
junction
نقطه اتصال
junction
اتصال برخوردگاه
junction
اتصال
junction
محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
junction
اتصال بین سیم ها و کابل ها
junctions
نقطه اتصال
junctions
اتصال برخوردگاه
junctions
اتصال
junctions
محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
junctions
اتصال بین سیم ها و کابل ها
bearing
یاطاقان سکوی اتصال سرسره ریل
session
لایه در مدل استاندارد SO/ OSI , که اتصال و قط عی را بین گیرنده و فرستنده برقرار میکند
sessions
لایه در مدل استاندارد SO/ OSI , که اتصال و قط عی را بین گیرنده و فرستنده برقرار میکند
enhance
استاندارد نحوه ارسال داده با سرعت بالا از یک اتصال پورت موازی
enhanced
استاندارد نحوه ارسال داده با سرعت بالا از یک اتصال پورت موازی
enhances
استاندارد نحوه ارسال داده با سرعت بالا از یک اتصال پورت موازی
enhancing
استاندارد نحوه ارسال داده با سرعت بالا از یک اتصال پورت موازی
hard
تختهای که حاوی درایو دیسک سخت و واسط های الکترونیکی لزم است که قابل نصب در اتصال سیستم است
harder
تختهای که حاوی درایو دیسک سخت و واسط های الکترونیکی لزم است که قابل نصب در اتصال سیستم است
hardest
تختهای که حاوی درایو دیسک سخت و واسط های الکترونیکی لزم است که قابل نصب در اتصال سیستم است
compound
اتصال مرکب
compound
اتصال کمپوند
compounded
اتصال مرکب
compounded
اتصال کمپوند
compounds
اتصال مرکب
compounds
اتصال کمپوند
mesh
روش اتصال چند ماشین به هم
mesh
هر سیستم با دو یا چند مسیر ممکن در هر اتصال
meshes
روش اتصال چند ماشین به هم
meshes
هر سیستم با دو یا چند مسیر ممکن در هر اتصال
meshing
روش اتصال چند ماشین به هم
meshing
هر سیستم با دو یا چند مسیر ممکن در هر اتصال
socket
[محل اتصال کابل]
socket
محل اتصال برق
socket
[سوراخی که سوزن یا ورودی وارد میشود تا اتصال الکتریکی برقرار کند]
sockets
فیش برق محل اتصال کابل
sockets
محل اتصال برق
sockets
سوراخی که سوزن یا ورودی وارد میشود تا اتصال الکتریکی برقرار کند
slip
روش ارسال ترافیک شبکه TCP/ IP روی خط سریال مثل اتصال مودم تلفن
slipped
روش ارسال ترافیک شبکه TCP/ IP روی خط سریال مثل اتصال مودم تلفن
slips
روش ارسال ترافیک شبکه TCP/ IP روی خط سریال مثل اتصال مودم تلفن
link
اتصال
link
عضو اتصال
link
طرح ISO/OSI که بستههای داده را به اتصال بعدی می فرستد و تصحیح خطا میکند
link
اتصال یا وصل کردن دو قطعه سخت افزار یا نرم افزار
cable
اتصال در انتهای کامل
cable
اتصال الکتریکی یا نوری انعط اف پذیر
cabled
اتصال در انتهای کامل
cabled
اتصال الکتریکی یا نوری انعط اف پذیر
connection
پیوستگی اتصال
connection
اتصال
connection
اتصال زمین
connection
اتصال یا چیزی که متصل میشود
connexions
پیوستگی اتصال
connexions
اتصال
connexions
اتصال زمین
connexions
اتصال یا چیزی که متصل میشود
logical
EEEI استاندارد بیان پروتکل ارسال در سطح اتصال داده
string
اتصال مجموعهای از رشته ها به هم
bus
خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
bused
خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
buses
خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
busing
خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
bussed
خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
busses
خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
bussing
خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
lead
هدایت کردن بست اتصال
lead
قطب اتصال سیم اتصال
leads
هدایت کردن بست اتصال
leads
قطب اتصال سیم اتصال
gateway
اتصال میان دو شبکه نامتشابه کامپیوتری که دوشبکه ارتباطی متفاوت ومجزا را به هم وصل میکند
gateways
اتصال میان دو شبکه نامتشابه کامپیوتری که دوشبکه ارتباطی متفاوت ومجزا را به هم وصل میکند
layer
لایهای که کیفیت اتصال را بررسی میکند
layer
لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
layer
بخشی که موافق قالب به کدها و تقاضا برای اتصال شروع /خاتمه است
layers
لایهای که کیفیت اتصال را بررسی میکند
layers
لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
layers
بخشی که موافق قالب به کدها و تقاضا برای اتصال شروع /خاتمه است
wiring
اتصال
wiring
ساختار فلزی برای پشتیبانی کابلهای ورودی و ایجاد اتصال برای وصل کابل ها
interlock
اتصال دادن تزویج شدن
interlocked
اتصال دادن تزویج شدن
interlocking
اتصال دادن تزویج شدن
interlocks
اتصال دادن تزویج شدن
line
اتصال فیزیکی به ارسال داده
Other Matches
male connector
ورودی با سوزنهای اتصال که وارد اتصال سادگی میشود تا اتصال الکتریکی برقرار میکند
plug compatible
دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
patches
کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
patch
کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
PPP
پروتکل تامین کننده اتصال شبکه روی اتصال آسنکرون
fiber
نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
fibre
نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
connector
وسیله فیزیکی با چندین اتصال فلزی که به وسایل اجازه اتصال به سادگی می دهند
fibres
نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
contacting
یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contact
یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacts
یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacted
یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
moorings
سیمهای اتصال مسلح کننده مین سیم اتصال
DB connector
اتصال به شکل D که معمولاگ به صورت دو ردیف سوزن است برای اتصال وسایل ارسال داده
swivels
اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
swivel
اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
linkages
مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
linkage
مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
drawbar
بازوی اتصال سهم اهرم اتصال
swivelled
اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
RJ connector
نام عمومی برای اتصال هشت سوزنی که درشبکههای BuneT برای اتصال کابل UTP به کار می رود
cascade connection
اتصال کاسکاد اتصال پلهای
terminal
محل اتصال پیچ اتصال
terminals
محل اتصال پیچ اتصال
slip road
سینه کش اتصال فراز اتصال
T connector
اتصال Coa xial به شکل حرف T که دو کابل باریک loaxial را با دو شاخههای BNC بهم وصل میکند و اتصال سومی برای کابل دیگر یا کارت واسط شبکه ایجاد میکند
interface
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interfaces
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
subscriber's line
اتصال تلفنی هادی اتصال هادی مشترک
conjuncture
اتصال
concatenate
اتصال
colligation
اتصال
connect node
کد اتصال
butt joint
اتصال لب به لب
law of continvity
اتصال
attach
اتصال
attaches
اتصال
jump joint
اتصال لب به لب
butt joint riveting
اتصال لب به لب
attaching
اتصال
clutch dog
فک اتصال
lead wire
خط اتصال
lap joint
اتصال لب به لب
contact
اتصال
network
اتصال
hitch
اتصال
hitched
اتصال
hitches
اتصال
hitching
اتصال
union
اتصال
unions
اتصال
seams
خط اتصال
bonding
اتصال
fusions
اتصال
fusion
اتصال
networks
اتصال
joint
اتصال
inosculation
اتصال
contacted
اتصال
contacting
اتصال
connection line
خط اتصال
connectivity
اتصال
contacts
اتصال
interconnetion
اتصال
connector
اتصال
interconnection
اتصال
seam
خط اتصال
coupling
اتصال
conjunction
اتصال
symphysis
اتصال
conjunctions
اتصال
binding
اتصال
bindings
اتصال
juncture
اتصال
nexus
اتصال
continuity
اتصال
bounding
اتصال
tie line
خط اتصال
scarf
اتصال
tie down
اتصال
fitting
اتصال
suspension
اتصال
suspensions
اتصال
coitus
اتصال
v joint
اتصال "وی "
single u butt joint
اتصال لب به لب "یو"
abjoint
بی اتصال
incorporation
اتصال
scarfs
اتصال
single u butt weld
اتصال لب به لب "یو"
abutment
اتصال
cutter link
اتصال
contact series
اتصال سری
dialysis
تفرق اتصال
delta connection
اتصال مثلث
concatenated key
کلید اتصال
contact plug
فیش اتصال
synchronised
با هم اتصال دادن
connector symbol
علامت اتصال
connexion
ارتباط اتصال
disconnection
قطع اتصال
contact pair
زوج اتصال
crosspoint
زوج اتصال
delta connection
اتصال دلتا
connector
اتصال دهنده
corner joint
اتصال فارسی
corner joint
اتصال گوشه
cam control
بادامک اتصال
ground connection
اتصال زمین
accolade
خط اتصال اکولاد
accolades
خط اتصال اکولاد
coupling instability
نااستواری اتصال
dead earth
اتصال زمین
coupling valve
ارزش اتصال
cross linking
اتصال عرضی
data link
اتصال داده
receptacles
سیم اتصال
receptacle
سیم اتصال
coupling element
عنصر اتصال
coupler link
لینک اتصال
coupler link
عضو اتصال
coupling factor
ضریب اتصال
floating
فاقدوسیله اتصال
jacks
انبر اتصال
coupling magent
اهنربای اتصال
coupling capacitor
خازن اتصال
jack
انبر اتصال
coupling coefficient
ضریب اتصال
becket
حلقه اتصال
binding post
پیچ اتصال
cascade connection
اتصال ابشاری
short-circuits
اتصال کوتاه
chain field
فیلد اتصال
channel attached
اتصال کانالی
circuit diagram
شمای اتصال
cluster joint
اتصال خوشهای
capacity ground
اتصال به فرفیت
connecting
اتصال دهنده
cable joint
موف اتصال
binding screw
پیچ اتصال
ball joint
توپی اتصال
branch extension
اتصال شنت
balanced circuit
اتصال سیمتریک
automatic drop
اتصال خودکار
brittannia joint
اتصال بریتانیایی
adaptor piece
حلقه اتصال
acondylous
منفصل بی اتصال
acondylose
منفصل بی اتصال
by pass
اتصال کوتاه
collector contact
اتصال کلکتور
short-circuit
اتصال کوتاه
commissure
سطح اتصال
connection box
جعبه اتصال
connection cable
کابل اتصال
connection diagram
دیاگرام اتصال
connection terminal
پایانه اتصال
fitting
قطعه اتصال
connectivity platform
برنامه اتصال
synchronizes
با هم اتصال دادن
synchronize
با هم اتصال دادن
synchronising
با هم اتصال دادن
synchronises
با هم اتصال دادن
manifold
روپوش اتصال
discontinuities
عدم اتصال
connecting rod
میله اتصال
commissure
محل اتصال
conjunctions
اتصال اقتران
conference circuit
اتصال پیشنهادی
conjunction
اتصال اقتران
connect time
زمان اتصال
connected load
توان اتصال
arris fillet joint
اتصال فرنگی
connecting branch
اتصال یا پیوستگی
discontinuity
عدم اتصال
connecting diagram
دیاگرام اتصال
connector
وسیله اتصال
outer connection
اتصال خارجی
short circuit
اتصال برق
short circuit
اتصال کوتاه
sleeve joint
اتصال با بوش
slip joint
اتصال ازاد
spigot and socket joint
اتصال مفصلی
star connection
اتصال ستارهای
star connection
اتصال ستاره
strapped joint
اتصال تسمهای
subscriber's cable
کابل اتصال
switch contact
کنتاکت اتصال
switch gear
وسیله اتصال
switching kit
جعبه اتصال
tach
نوار اتصال
tache
نوار اتصال
short circuit
اتصال پیداکردن
series connection
اتصال سری
series connection
اتصال زنجیری
overlap joint
اتصال نیمانیم
parallel connection
اتصال موازی
phase to phase short circuit
اتصال فاز
pin contact
اتصال سنجاقی
pipe connection
اتصال لوله
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com