English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 191 (9 milliseconds)
English Persian
sponginess خاصیت اسفنجی
Other Matches
pneumaticity خاصیت بادی یا هوایی خاصیت چیزی که با هوای فشرده کار میکند
actinism خاصیت نیروی تشعشعی مخصوصا در نواحی مرئی وغیرمرئی ماوراء بنفش که خاصیت شیمیایی پیدا میکند
spongy اسفنجی
fungous اسفنجی
fungal اسفنجی
spongiform اسفنجی
air entrained concrete بتن اسفنجی
sponge lead سرب اسفنجی
foamed concrete بتن اسفنجی
foamglass شیشه اسفنجی
sponged لایه اسفنجی راکت پینگ پنگ
sponging لایه اسفنجی راکت پینگ پنگ
sponge لایه اسفنجی راکت پینگ پنگ
sound absorption خاصیت تبدیل انرژی صوتی خاصیت جذب انرژی صوتی
aerated concrete بتن هوادار بتن اسفنجی
virtues خاصیت
inefficacious بی خاصیت
the five predicables خاصیت
navigated خاصیت
propertyless بی خاصیت
navigating خاصیت
navigates خاصیت
virtue خاصیت
navigate خاصیت
reflectiveness خاصیت
quale خاصیت
neer do well or well بی خاصیت
affection خاصیت
property خاصیت
quantification تعیین خاصیت
alkalescence خاصیت قلیایی
glassiness خاصیت شیشهای
fungosity خاصیت قارچی
extensive property خاصیت مقداری
fattiness خاصیت چربی
adhesive property خاصیت چسبندگی
flakiness خاصیت فلسی
non skid quality خاصیت ضد لغزش
nutritiousness خاصیت غذائی
powderiness خاصیت گردی
ductility خاصیت انگمی
mealiness خاصیت اردی
mealness خاصیت اردی
mechanicalness خاصیت مکانیکی
milkiness خاصیت شیری
fluffiness خاصیت کرکی
gauziness خاصیت گارسی
chemism خاصیت شیمیایی
chalkiness خاصیت تباشیری
carnosity خاصیت گوشتی
nutritiveness خاصیت غذایی
paramorphism خاصیت دگردیسی
pitchiness خاصیت زفتی
astingency خاصیت قبض
gumminess خاصیت صمغی
anti knock property خاصیت ضدضربه
ductility خاصیت کش امدن
nature نوع خاصیت
the virtue of drugs خاصیت داروها
functioned خاصیت وجودی
unmake از خاصیت انداختن
vitreosity خاصیت شیشهای
elasticity خاصیت فنری
woodiness خاصیت چوبی
magnetism خاصیت مغناطیسی
functions خاصیت وجودی
function خاصیت وجودی
buoyancy خاصیت شناوری
causality خاصیت سببی
natures نوع خاصیت
steeliness خاصیت فولادی
impoverish بی خاصیت کردن
impoverished بی خاصیت کردن
silkiness خاصیت ابریشمی
deactivated بی خاصیت کردن
absorption property خاصیت جذب
abnormality خاصیت غیرطبیعی
abnormalities خاصیت غیرطبیعی
deactivating بی خاصیت کردن
deactivates بی خاصیت کردن
recursivity خاصیت بازگشت
deactivate بی خاصیت کردن
impoverishes بی خاصیت کردن
impoverishing بی خاصیت کردن
commutative law خاصیت جابجایی [ریاضی]
commutative property خاصیت جابجایی [ریاضی]
commutative rule خاصیت جابجایی [ریاضی]
geomagnetic خاصیت مغناطیسی زمین
heat treating property خاصیت عملیات حرارتی
pulpiness خاصیت خمیری یاگوشتی
plasticity خاصیت شکل افرینی
sexed دارای خاصیت جنسی
sliminess خاصیت گلی یا لجنی
illusion of space القاء خاصیت فضایی
soak up <idiom> خاصیت جنب کردنداشتن
springiness خاصیت فنری ارتجاع
prevenience خاصیت جلوگیری کننده
malleability خاصیت چکش خواری
low test دارای خاصیت فراری
tonus خاصیت انقباض عضله
isogamous دارای خاصیت هم گامیتی
inductionless بدون خاصیت القائی
impenetrableness خاصیت عدم تداخل
neer do well or well ادم بی وجود یا بی خاصیت
gamic دارای خاصیت جنسی
diastatic دارای خاصیت جوهربزاق
asexual فاقد خاصیت جنسی
antidotal دارای خاصیت پادزهری
alkaline دارای خاصیت قلیایی
corporeity خاصیت جسمی یامادی
corkiness خاصیت چوب پنبهای
acid base behavior خاصیت اسیدی- بازی
capillarity خاصیت موئی مویسانی
acid base catalysis خاصیت اسیدی- بازی
agglomerative دارای خاصیت تراکم
alkalescent دارای خاصیت قلیایی
isogametic دارای خاصیت هم گامیتی
vitality قدرت یا خاصیت حیاتی
diathermacy خاصیت هدایت گرما
ductility خاصیت فتیله شدن
osmosis خاصیت نفوذ وحلول
erotization خاصیت شهوانی یافتن
curative دارای خاصیت درمانی
elater خاصیت انبساط و گسترش
ductility خاصیت لوله شدن
flexibility خاصیت خمش پذیری
amphoteric دارای خاصیت اسید و قلیا
acoustic vases [ظروف سفالین با خاصیت آکوستیک]
active material موادی که خاصیت تجزیه دارند
quale شیی دارای خاصیت هوشیاری
actescence نمایش شیر خاصیت شیری
adhesion of fibers خاصیت چسبندگی الیاف به یکدیگر
distributive law خاصیت پخش پذیری [ریاضی]
absorbency خاصیت درکشی یا دراشامی جذب
absorbant دارای خاصیت جذب درکش
distributive rule خاصیت توزیع پذیری [ریاضی]
distributive law خاصیت توزیع پذیری [ریاضی]
sourness is the p of vinegar ترشی خاصیت سرکه است
absorbent دارای خاصیت جذب درکش
nervous nellie ادم محافظه کار و بی خاصیت
paramorphic دارای خاصیت تغییر یابی
de energize از بین بردن خاصیت مغناطیسی
demagnetize خاصیت مغناطیسی را از بین بردن
paramorphous دارای خاصیت تغییر یابی
persalt نمک دارای خاصیت اسیدی
male sterile گامتهای عقیم وبی خاصیت نر
ethereality خاصیت اتری یا اثیری روحانیت
indiscerptibility خاصیت چیزی که در اثرتجزیه فنانپذیرد
cancellated سوراخ سوراخ اسفنجی
cancellous سوراخ سوراخ اسفنجی
cancellate سوراخ سوراخ اسفنجی
balmy دارای خاصیت مرهم خنک کننده
acid سرکه مانند دارای خاصیت اسید
acids سرکه مانند دارای خاصیت اسید
electromagnetism خاصیت مغناطیسی حاصل ازجریانهای الکتریکی
despiritualize فاقد خاصیت یا جنبه روحانی کردن
basicity خاصیت بازی وقلیایی حالت بنیانی
hot forming property خاصیت تغییر شکل پذیری گرم
balmier دارای خاصیت مرهم خنک کننده
balmiest دارای خاصیت مرهم خنک کننده
objectify خاصیت و ماهیت چیزی رامعین کردن
capillarity خاصیت بالا رفتن اب درسوراخهای موئی
vitrescence امادگی برای تبدیل به شیشه خاصیت شیشهای
iceland spar کلسیت شفاف دارای خاصیت انکسار مضاعف
incendivity خاصیت اتش زنی که در جرقه الکتریکی هست
radioactivity خاصیت جسمی که از خودپرتو مجهول بیرون میدهد
radio activity خاصیت جسمی که از خودپرتو مجهول بیرون دهد
zooflagellate اغازیان شبه گیاه فاقد خاصیت جذب نور
vitrescent اماده برای تبدیل به شیشه دارای خاصیت شیشهای
prepositional phrase بخشی از جمله که با حرف اغازگرد دو خاصیت صفت یاقیدیا اسم راپیداکند
catapult هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
neutral soil خاکی که نه خاصیت اسیدی دارد نه قلیائی یعنی پ هاش ان مساوی 7است
catapults هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapulted هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapulting هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
pitchstone یکجور خاره اتش فشانی که خاصیت شیشه و صیقل زفت رادارا است
electro magnet اهنی که در تحت تاثیر قوه برق خاصیت مغناطیسی پیداکند اهنربای الکتریکی
actinoelectric اجسامی که دارای خاصیت تولید الکتریسیته در اثر تابش طول موجی متناسب با نورباشند
electromagnet اهنی که بوسیله جریان برق خاصیت مغناطیسی پیدا میکند اهن ربای الکتریکی مغناطیس برقی
curie point دمای بحرانی منحصر به فردبرای هر ماده که بالاتر از ان مواد فرومانیتیک خاصیت مغناطیسی دائم یاموقت خودرا ازدست میدهند
kemp پشم ضخیم [بیشتر مربوط به ناحیه زیر شکم گوسفند بوده که شکننده است و خاصیت رنگ پذیری کمی دارد.]
plasma display صفحه نمایش با استفاده از خاصیت نورانی بدون گازهای متن صفحه
elasticity خاصیت فنری قابلیت ارتجاع و خم شدن قابلیت انعطاف
flakiness خاصیت چیزی که ورقه ورقه است
cold working شکل دادن به قطعات فلزی دردمای معمولی که باعث افزایش شکنندگی سختی واستحکام و کاهش خاصیت تورق پذیری یا مفتول پذیری ان میگردد
vitalistic خاصیت حیاتی قدرت حیاتی
vitalist خاصیت حیاتی قدرت حیاتی
dead wool پشم مرده [که از بدن حیوان مرده یا ذبح شده توسط مواد شیمیایی جدا شده و خاصیت رنگ پذیری خوبی ندارد.]
torsos تاب گشت خاصیت تاب گشت
torso تاب گشت خاصیت تاب گشت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com