English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 180 (8 milliseconds)
English Persian
the virtue of drugs خاصیت داروها
Other Matches
pneumaticity خاصیت بادی یا هوایی خاصیت چیزی که با هوای فشرده کار میکند
the utility of medicines سودمندی داروها
actinism خاصیت نیروی تشعشعی مخصوصا در نواحی مرئی وغیرمرئی ماوراء بنفش که خاصیت شیمیایی پیدا میکند
pharmaceutics مبحث داروها داروگری
posology گفتار در مقادیر داروها
officinal names of drugs نامهای داروها چنانکه درکتاب داروسازی امده است
sound absorption خاصیت تبدیل انرژی صوتی خاصیت جذب انرژی صوتی
navigate خاصیت
neer do well or well بی خاصیت
affection خاصیت
property خاصیت
the five predicables خاصیت
navigated خاصیت
navigates خاصیت
reflectiveness خاصیت
virtue خاصیت
virtues خاصیت
propertyless بی خاصیت
quale خاصیت
inefficacious بی خاصیت
navigating خاصیت
powderiness خاصیت گردی
recursivity خاصیت بازگشت
anti knock property خاصیت ضدضربه
quantification تعیین خاصیت
alkalescence خاصیت قلیایی
adhesive property خاصیت چسبندگی
fluffiness خاصیت کرکی
astingency خاصیت قبض
pitchiness خاصیت زفتی
nutritiveness خاصیت غذایی
gauziness خاصیت گارسی
fungosity خاصیت قارچی
flakiness خاصیت فلسی
fattiness خاصیت چربی
extensive property خاصیت مقداری
mealiness خاصیت اردی
ductility خاصیت کش امدن
mealness خاصیت اردی
ductility خاصیت انگمی
mechanicalness خاصیت مکانیکی
milkiness خاصیت شیری
non skid quality خاصیت ضد لغزش
nutritiousness خاصیت غذائی
paramorphism خاصیت دگردیسی
chemism خاصیت شیمیایی
chalkiness خاصیت تباشیری
carnosity خاصیت گوشتی
glassiness خاصیت شیشهای
unmake از خاصیت انداختن
elasticity خاصیت فنری
vitreosity خاصیت شیشهای
magnetism خاصیت مغناطیسی
functions خاصیت وجودی
functioned خاصیت وجودی
function خاصیت وجودی
woodiness خاصیت چوبی
gumminess خاصیت صمغی
buoyancy خاصیت شناوری
causality خاصیت سببی
natures نوع خاصیت
nature نوع خاصیت
steeliness خاصیت فولادی
impoverish بی خاصیت کردن
sponginess خاصیت اسفنجی
silkiness خاصیت ابریشمی
deactivate بی خاصیت کردن
abnormality خاصیت غیرطبیعی
abnormalities خاصیت غیرطبیعی
deactivating بی خاصیت کردن
deactivates بی خاصیت کردن
deactivated بی خاصیت کردن
impoverished بی خاصیت کردن
impoverishing بی خاصیت کردن
impoverishes بی خاصیت کردن
absorption property خاصیت جذب
commutative property خاصیت جابجایی [ریاضی]
commutative rule خاصیت جابجایی [ریاضی]
impenetrableness خاصیت عدم تداخل
sliminess خاصیت گلی یا لجنی
pulpiness خاصیت خمیری یاگوشتی
illusion of space القاء خاصیت فضایی
heat treating property خاصیت عملیات حرارتی
sexed دارای خاصیت جنسی
springiness خاصیت فنری ارتجاع
inductionless بدون خاصیت القائی
soak up <idiom> خاصیت جنب کردنداشتن
tonus خاصیت انقباض عضله
plasticity خاصیت شکل افرینی
prevenience خاصیت جلوگیری کننده
neer do well or well ادم بی وجود یا بی خاصیت
commutative law خاصیت جابجایی [ریاضی]
malleability خاصیت چکش خواری
low test دارای خاصیت فراری
isogamous دارای خاصیت هم گامیتی
isogametic دارای خاصیت هم گامیتی
geomagnetic خاصیت مغناطیسی زمین
diathermacy خاصیت هدایت گرما
diastatic دارای خاصیت جوهربزاق
vitality قدرت یا خاصیت حیاتی
alkaline دارای خاصیت قلیایی
corporeity خاصیت جسمی یامادی
acid base behavior خاصیت اسیدی- بازی
corkiness خاصیت چوب پنبهای
acid base catalysis خاصیت اسیدی- بازی
capillarity خاصیت موئی مویسانی
asexual فاقد خاصیت جنسی
agglomerative دارای خاصیت تراکم
alkalescent دارای خاصیت قلیایی
ductility خاصیت فتیله شدن
ductility خاصیت لوله شدن
antidotal دارای خاصیت پادزهری
flexibility خاصیت خمش پذیری
gamic دارای خاصیت جنسی
osmosis خاصیت نفوذ وحلول
curative دارای خاصیت درمانی
erotization خاصیت شهوانی یافتن
elater خاصیت انبساط و گسترش
absorbant دارای خاصیت جذب درکش
acoustic vases [ظروف سفالین با خاصیت آکوستیک]
active material موادی که خاصیت تجزیه دارند
distributive law خاصیت توزیع پذیری [ریاضی]
distributive rule خاصیت توزیع پذیری [ریاضی]
actescence نمایش شیر خاصیت شیری
adhesion of fibers خاصیت چسبندگی الیاف به یکدیگر
quale شیی دارای خاصیت هوشیاری
absorbent دارای خاصیت جذب درکش
sourness is the p of vinegar ترشی خاصیت سرکه است
distributive law خاصیت پخش پذیری [ریاضی]
absorbency خاصیت درکشی یا دراشامی جذب
amphoteric دارای خاصیت اسید و قلیا
de energize از بین بردن خاصیت مغناطیسی
nervous nellie ادم محافظه کار و بی خاصیت
ethereality خاصیت اتری یا اثیری روحانیت
demagnetize خاصیت مغناطیسی را از بین بردن
indiscerptibility خاصیت چیزی که در اثرتجزیه فنانپذیرد
paramorphic دارای خاصیت تغییر یابی
male sterile گامتهای عقیم وبی خاصیت نر
paramorphous دارای خاصیت تغییر یابی
persalt نمک دارای خاصیت اسیدی
balmiest دارای خاصیت مرهم خنک کننده
balmy دارای خاصیت مرهم خنک کننده
balmier دارای خاصیت مرهم خنک کننده
capillarity خاصیت بالا رفتن اب درسوراخهای موئی
electromagnetism خاصیت مغناطیسی حاصل ازجریانهای الکتریکی
basicity خاصیت بازی وقلیایی حالت بنیانی
objectify خاصیت و ماهیت چیزی رامعین کردن
acids سرکه مانند دارای خاصیت اسید
acid سرکه مانند دارای خاصیت اسید
hot forming property خاصیت تغییر شکل پذیری گرم
despiritualize فاقد خاصیت یا جنبه روحانی کردن
vitrescence امادگی برای تبدیل به شیشه خاصیت شیشهای
iceland spar کلسیت شفاف دارای خاصیت انکسار مضاعف
incendivity خاصیت اتش زنی که در جرقه الکتریکی هست
radio activity خاصیت جسمی که از خودپرتو مجهول بیرون دهد
radioactivity خاصیت جسمی که از خودپرتو مجهول بیرون میدهد
zooflagellate اغازیان شبه گیاه فاقد خاصیت جذب نور
vitrescent اماده برای تبدیل به شیشه دارای خاصیت شیشهای
catapults هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
neutral soil خاکی که نه خاصیت اسیدی دارد نه قلیائی یعنی پ هاش ان مساوی 7است
catapulting هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapulted هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapult هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
prepositional phrase بخشی از جمله که با حرف اغازگرد دو خاصیت صفت یاقیدیا اسم راپیداکند
pitchstone یکجور خاره اتش فشانی که خاصیت شیشه و صیقل زفت رادارا است
electro magnet اهنی که در تحت تاثیر قوه برق خاصیت مغناطیسی پیداکند اهنربای الکتریکی
actinoelectric اجسامی که دارای خاصیت تولید الکتریسیته در اثر تابش طول موجی متناسب با نورباشند
electromagnet اهنی که بوسیله جریان برق خاصیت مغناطیسی پیدا میکند اهن ربای الکتریکی مغناطیس برقی
curie point دمای بحرانی منحصر به فردبرای هر ماده که بالاتر از ان مواد فرومانیتیک خاصیت مغناطیسی دائم یاموقت خودرا ازدست میدهند
kemp پشم ضخیم [بیشتر مربوط به ناحیه زیر شکم گوسفند بوده که شکننده است و خاصیت رنگ پذیری کمی دارد.]
plasma display صفحه نمایش با استفاده از خاصیت نورانی بدون گازهای متن صفحه
elasticity خاصیت فنری قابلیت ارتجاع و خم شدن قابلیت انعطاف
flakiness خاصیت چیزی که ورقه ورقه است
cold working شکل دادن به قطعات فلزی دردمای معمولی که باعث افزایش شکنندگی سختی واستحکام و کاهش خاصیت تورق پذیری یا مفتول پذیری ان میگردد
vitalist خاصیت حیاتی قدرت حیاتی
vitalistic خاصیت حیاتی قدرت حیاتی
dead wool پشم مرده [که از بدن حیوان مرده یا ذبح شده توسط مواد شیمیایی جدا شده و خاصیت رنگ پذیری خوبی ندارد.]
torsos تاب گشت خاصیت تاب گشت
torso تاب گشت خاصیت تاب گشت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com