English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 190 (9 milliseconds)
English Persian
gumminess خاصیت صمغی
Other Matches
pneumaticity خاصیت بادی یا هوایی خاصیت چیزی که با هوای فشرده کار میکند
actinism خاصیت نیروی تشعشعی مخصوصا در نواحی مرئی وغیرمرئی ماوراء بنفش که خاصیت شیمیایی پیدا میکند
resinous صمغی
gummier صمغی
gummiest صمغی
resinaceous صمغی
gummy صمغی
resinoid دارای حالت صمغی
resinoid رزینی ماده صمغی
gummed گول زدن صمغی شدن
gumming گول زدن صمغی شدن
gum گول زدن صمغی شدن
gums گول زدن صمغی شدن
propolis ماده صمغی قهوهای رنگی شبیه موم
resinify تبدیل به صمغ یا رزین کردن صمغی شدن
podophyllin ماده صمغی وتلخ ومسهلی مستخرجه از ریشه مهر گیاه
sound absorption خاصیت تبدیل انرژی صوتی خاصیت جذب انرژی صوتی
navigated خاصیت
navigate خاصیت
navigates خاصیت
the five predicables خاصیت
affection خاصیت
propertyless بی خاصیت
virtues خاصیت
property خاصیت
reflectiveness خاصیت
inefficacious بی خاصیت
navigating خاصیت
neer do well or well بی خاصیت
quale خاصیت
virtue خاصیت
anti knock property خاصیت ضدضربه
alkalescence خاصیت قلیایی
recursivity خاصیت بازگشت
adhesive property خاصیت چسبندگی
quantification تعیین خاصیت
gauziness خاصیت گارسی
astingency خاصیت قبض
ductility خاصیت کش امدن
mechanicalness خاصیت مکانیکی
mealness خاصیت اردی
mealiness خاصیت اردی
extensive property خاصیت مقداری
fattiness خاصیت چربی
flakiness خاصیت فلسی
fluffiness خاصیت کرکی
fungosity خاصیت قارچی
milkiness خاصیت شیری
ductility خاصیت انگمی
powderiness خاصیت گردی
carnosity خاصیت گوشتی
chalkiness خاصیت تباشیری
chemism خاصیت شیمیایی
pitchiness خاصیت زفتی
paramorphism خاصیت دگردیسی
nutritiveness خاصیت غذایی
nutritiousness خاصیت غذائی
non skid quality خاصیت ضد لغزش
glassiness خاصیت شیشهای
woodiness خاصیت چوبی
unmake از خاصیت انداختن
abnormality خاصیت غیرطبیعی
elasticity خاصیت فنری
vitreosity خاصیت شیشهای
magnetism خاصیت مغناطیسی
functions خاصیت وجودی
functioned خاصیت وجودی
function خاصیت وجودی
causality خاصیت سببی
buoyancy خاصیت شناوری
natures نوع خاصیت
nature نوع خاصیت
the virtue of drugs خاصیت داروها
steeliness خاصیت فولادی
abnormalities خاصیت غیرطبیعی
sponginess خاصیت اسفنجی
impoverishing بی خاصیت کردن
deactivating بی خاصیت کردن
deactivates بی خاصیت کردن
deactivated بی خاصیت کردن
silkiness خاصیت ابریشمی
deactivate بی خاصیت کردن
impoverish بی خاصیت کردن
impoverishes بی خاصیت کردن
impoverished بی خاصیت کردن
absorption property خاصیت جذب
impenetrableness خاصیت عدم تداخل
commutative property خاصیت جابجایی [ریاضی]
commutative rule خاصیت جابجایی [ریاضی]
sliminess خاصیت گلی یا لجنی
isogametic دارای خاصیت هم گامیتی
inductionless بدون خاصیت القائی
sexed دارای خاصیت جنسی
springiness خاصیت فنری ارتجاع
commutative law خاصیت جابجایی [ریاضی]
isogamous دارای خاصیت هم گامیتی
plasticity خاصیت شکل افرینی
pulpiness خاصیت خمیری یاگوشتی
prevenience خاصیت جلوگیری کننده
neer do well or well ادم بی وجود یا بی خاصیت
tonus خاصیت انقباض عضله
soak up <idiom> خاصیت جنب کردنداشتن
low test دارای خاصیت فراری
illusion of space القاء خاصیت فضایی
alkaline دارای خاصیت قلیایی
ductility خاصیت فتیله شدن
diathermacy خاصیت هدایت گرما
diastatic دارای خاصیت جوهربزاق
curative دارای خاصیت درمانی
corkiness خاصیت چوب پنبهای
corporeity خاصیت جسمی یامادی
capillarity خاصیت موئی مویسانی
antidotal دارای خاصیت پادزهری
alkalescent دارای خاصیت قلیایی
agglomerative دارای خاصیت تراکم
acid base behavior خاصیت اسیدی- بازی
asexual فاقد خاصیت جنسی
ductility خاصیت لوله شدن
elater خاصیت انبساط و گسترش
osmosis خاصیت نفوذ وحلول
flexibility خاصیت خمش پذیری
heat treating property خاصیت عملیات حرارتی
geomagnetic خاصیت مغناطیسی زمین
acid base catalysis خاصیت اسیدی- بازی
gamic دارای خاصیت جنسی
malleability خاصیت چکش خواری
erotization خاصیت شهوانی یافتن
vitality قدرت یا خاصیت حیاتی
de energize از بین بردن خاصیت مغناطیسی
indiscerptibility خاصیت چیزی که در اثرتجزیه فنانپذیرد
acoustic vases [ظروف سفالین با خاصیت آکوستیک]
active material موادی که خاصیت تجزیه دارند
quale شیی دارای خاصیت هوشیاری
absorbent دارای خاصیت جذب درکش
sourness is the p of vinegar ترشی خاصیت سرکه است
actescence نمایش شیر خاصیت شیری
male sterile گامتهای عقیم وبی خاصیت نر
ethereality خاصیت اتری یا اثیری روحانیت
absorbency خاصیت درکشی یا دراشامی جذب
absorbant دارای خاصیت جذب درکش
amphoteric دارای خاصیت اسید و قلیا
nervous nellie ادم محافظه کار و بی خاصیت
distributive law خاصیت پخش پذیری [ریاضی]
paramorphous دارای خاصیت تغییر یابی
persalt نمک دارای خاصیت اسیدی
paramorphic دارای خاصیت تغییر یابی
distributive law خاصیت توزیع پذیری [ریاضی]
distributive rule خاصیت توزیع پذیری [ریاضی]
adhesion of fibers خاصیت چسبندگی الیاف به یکدیگر
demagnetize خاصیت مغناطیسی را از بین بردن
acids سرکه مانند دارای خاصیت اسید
balmier دارای خاصیت مرهم خنک کننده
balmiest دارای خاصیت مرهم خنک کننده
balmy دارای خاصیت مرهم خنک کننده
acid سرکه مانند دارای خاصیت اسید
electromagnetism خاصیت مغناطیسی حاصل ازجریانهای الکتریکی
despiritualize فاقد خاصیت یا جنبه روحانی کردن
objectify خاصیت و ماهیت چیزی رامعین کردن
hot forming property خاصیت تغییر شکل پذیری گرم
capillarity خاصیت بالا رفتن اب درسوراخهای موئی
basicity خاصیت بازی وقلیایی حالت بنیانی
radioactivity خاصیت جسمی که از خودپرتو مجهول بیرون میدهد
vitrescence امادگی برای تبدیل به شیشه خاصیت شیشهای
incendivity خاصیت اتش زنی که در جرقه الکتریکی هست
iceland spar کلسیت شفاف دارای خاصیت انکسار مضاعف
radio activity خاصیت جسمی که از خودپرتو مجهول بیرون دهد
vitrescent اماده برای تبدیل به شیشه دارای خاصیت شیشهای
zooflagellate اغازیان شبه گیاه فاقد خاصیت جذب نور
catapulted هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
neutral soil خاکی که نه خاصیت اسیدی دارد نه قلیائی یعنی پ هاش ان مساوی 7است
catapult هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapults هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapulting هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
prepositional phrase بخشی از جمله که با حرف اغازگرد دو خاصیت صفت یاقیدیا اسم راپیداکند
electro magnet اهنی که در تحت تاثیر قوه برق خاصیت مغناطیسی پیداکند اهنربای الکتریکی
pitchstone یکجور خاره اتش فشانی که خاصیت شیشه و صیقل زفت رادارا است
actinoelectric اجسامی که دارای خاصیت تولید الکتریسیته در اثر تابش طول موجی متناسب با نورباشند
electromagnet اهنی که بوسیله جریان برق خاصیت مغناطیسی پیدا میکند اهن ربای الکتریکی مغناطیس برقی
curie point دمای بحرانی منحصر به فردبرای هر ماده که بالاتر از ان مواد فرومانیتیک خاصیت مغناطیسی دائم یاموقت خودرا ازدست میدهند
kemp پشم ضخیم [بیشتر مربوط به ناحیه زیر شکم گوسفند بوده که شکننده است و خاصیت رنگ پذیری کمی دارد.]
plasma display صفحه نمایش با استفاده از خاصیت نورانی بدون گازهای متن صفحه
elasticity خاصیت فنری قابلیت ارتجاع و خم شدن قابلیت انعطاف
flakiness خاصیت چیزی که ورقه ورقه است
cold working شکل دادن به قطعات فلزی دردمای معمولی که باعث افزایش شکنندگی سختی واستحکام و کاهش خاصیت تورق پذیری یا مفتول پذیری ان میگردد
vitalist خاصیت حیاتی قدرت حیاتی
vitalistic خاصیت حیاتی قدرت حیاتی
dead wool پشم مرده [که از بدن حیوان مرده یا ذبح شده توسط مواد شیمیایی جدا شده و خاصیت رنگ پذیری خوبی ندارد.]
torso تاب گشت خاصیت تاب گشت
torsos تاب گشت خاصیت تاب گشت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com