Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English
Persian
alkalescence
خاصیت قلیایی
Search result with all words
alkaline
دارای خاصیت قلیایی
alkalescent
دارای خاصیت قلیایی
Other Matches
pneumaticity
خاصیت بادی یا هوایی خاصیت چیزی که با هوای فشرده کار میکند
actinism
خاصیت نیروی تشعشعی مخصوصا در نواحی مرئی وغیرمرئی ماوراء بنفش که خاصیت شیمیایی پیدا میکند
sound absorption
خاصیت تبدیل انرژی صوتی خاصیت جذب انرژی صوتی
alkalic
قلیایی
basics
قلیایی
basic
قلیایی
alkalis
قلیایی
lye
اب قلیایی
alkali
قلیایی
alkaline
قلیایی
alkaline earth
قلیایی خاکی
alkaline solution
محلول قلیایی
alkalinity
خصلت قلیایی
alkalinize
قلیایی کردن
alkaline earth
زمین قلیایی
alkaline battery
باتری قلیایی
alkalify
قلیایی شدن
alkalify
قلیایی کردن
alkali metal
فلز قلیایی
alkali halide
هالید قلیایی
alkali earth
زمین قلیایی
alkalize
قلیایی کردن
alkyd resin
صمغ قلیایی
basic slag
سرباره قلیایی
gourd
کدوی قلیایی
basic dye
رنگ قلیایی
basify
قلیایی کردن
gourds
کدوی قلیایی
pyronine
رنگهای قلیایی زرد
piperine
ماده قلیایی فلفل
narceine
شبه قلیایی افیون
natron
نمک قلیایی طبیعی
basic pig iron
اهن خام قلیایی
alkaline earth metal
فلز قلیایی خاکی
alkaline earth oxide
فلز قلیایی خاکی
basic open hearth furnace
کوره باز قلیایی
basic lining
پوشش یا استر قلیایی
caustic alkali metal
فلز قلیایی سوزاور
hyoscyamine
مادهء شبه قلیایی سیکران
turquoise
فیروزه سولفات قلیایی الومینیوم
turquoises
فیروزه سولفات قلیایی الومینیوم
turquois
فیروزه سولفات قلیایی الومینیوم
bate
خیساندن چرم درماده قلیایی
procaine
نمک قلیایی بیحس کننده
caustic soda
سود سوزآور
[ماده قلیایی در رنگرزی]
alkalis
قلیا مادهای باخاصیت قلیایی مثل سودمحرق
alkali
قلیا مادهای باخاصیت قلیایی مثل سودمحرق
zoisite
دارای بلورهای هرمی شکل مرکب از سلیکات قلیایی وا لومینیومی
inefficacious
بی خاصیت
neer do well or well
بی خاصیت
navigates
خاصیت
navigate
خاصیت
virtues
خاصیت
propertyless
بی خاصیت
quale
خاصیت
reflectiveness
خاصیت
property
خاصیت
affection
خاصیت
the five predicables
خاصیت
navigated
خاصیت
navigating
خاصیت
virtue
خاصیت
ductility
خاصیت انگمی
ductility
خاصیت کش امدن
extensive property
خاصیت مقداری
glassiness
خاصیت شیشهای
gauziness
خاصیت گارسی
fungosity
خاصیت قارچی
fluffiness
خاصیت کرکی
fattiness
خاصیت چربی
woodiness
خاصیت چوبی
vitreosity
خاصیت شیشهای
flakiness
خاصیت فلسی
unmake
از خاصیت انداختن
the virtue of drugs
خاصیت داروها
nutritiveness
خاصیت غذایی
milkiness
خاصیت شیری
mechanicalness
خاصیت مکانیکی
mealness
خاصیت اردی
mealiness
خاصیت اردی
paramorphism
خاصیت دگردیسی
pitchiness
خاصیت زفتی
non skid quality
خاصیت ضد لغزش
gumminess
خاصیت صمغی
powderiness
خاصیت گردی
quantification
تعیین خاصیت
silkiness
خاصیت ابریشمی
sponginess
خاصیت اسفنجی
steeliness
خاصیت فولادی
recursivity
خاصیت بازگشت
nutritiousness
خاصیت غذائی
chemism
خاصیت شیمیایی
adhesive property
خاصیت چسبندگی
functions
خاصیت وجودی
magnetism
خاصیت مغناطیسی
impoverishes
بی خاصیت کردن
elasticity
خاصیت فنری
abnormality
خاصیت غیرطبیعی
impoverish
بی خاصیت کردن
anti knock property
خاصیت ضدضربه
impoverished
بی خاصیت کردن
deactivating
بی خاصیت کردن
deactivates
بی خاصیت کردن
impoverishing
بی خاصیت کردن
deactivate
بی خاصیت کردن
functioned
خاصیت وجودی
function
خاصیت وجودی
nature
نوع خاصیت
natures
نوع خاصیت
causality
خاصیت سببی
astingency
خاصیت قبض
buoyancy
خاصیت شناوری
deactivated
بی خاصیت کردن
abnormalities
خاصیت غیرطبیعی
carnosity
خاصیت گوشتی
chalkiness
خاصیت تباشیری
absorption property
خاصیت جذب
acid base catalysis
خاصیت اسیدی- بازی
asexual
فاقد خاصیت جنسی
neer do well or well
ادم بی وجود یا بی خاصیت
acid base behavior
خاصیت اسیدی- بازی
vitality
قدرت یا خاصیت حیاتی
plasticity
خاصیت شکل افرینی
prevenience
خاصیت جلوگیری کننده
curative
دارای خاصیت درمانی
commutative property
خاصیت جابجایی
[ریاضی]
commutative law
خاصیت جابجایی
[ریاضی]
soak up
<idiom>
خاصیت جنب کردنداشتن
springiness
خاصیت فنری ارتجاع
sliminess
خاصیت گلی یا لجنی
osmosis
خاصیت نفوذ وحلول
sexed
دارای خاصیت جنسی
tonus
خاصیت انقباض عضله
pulpiness
خاصیت خمیری یاگوشتی
flexibility
خاصیت خمش پذیری
isogamous
دارای خاصیت هم گامیتی
ductility
خاصیت فتیله شدن
diathermacy
خاصیت هدایت گرما
elater
خاصیت انبساط و گسترش
inductionless
بدون خاصیت القائی
antidotal
دارای خاصیت پادزهری
diastatic
دارای خاصیت جوهربزاق
impenetrableness
خاصیت عدم تداخل
illusion of space
القاء خاصیت فضایی
gamic
دارای خاصیت جنسی
commutative rule
خاصیت جابجایی
[ریاضی]
heat treating property
خاصیت عملیات حرارتی
geomagnetic
خاصیت مغناطیسی زمین
capillarity
خاصیت موئی مویسانی
agglomerative
دارای خاصیت تراکم
malleability
خاصیت چکش خواری
corkiness
خاصیت چوب پنبهای
low test
دارای خاصیت فراری
erotization
خاصیت شهوانی یافتن
isogametic
دارای خاصیت هم گامیتی
corporeity
خاصیت جسمی یامادی
ductility
خاصیت لوله شدن
sourness is the p of vinegar
ترشی خاصیت سرکه است
distributive law
خاصیت پخش پذیری
[ریاضی]
acoustic vases
[ظروف سفالین با خاصیت آکوستیک]
distributive law
خاصیت توزیع پذیری
[ریاضی]
distributive rule
خاصیت توزیع پذیری
[ریاضی]
adhesion of fibers
خاصیت چسبندگی الیاف به یکدیگر
ethereality
خاصیت اتری یا اثیری روحانیت
amphoteric
دارای خاصیت اسید و قلیا
actescence
نمایش شیر خاصیت شیری
paramorphous
دارای خاصیت تغییر یابی
active material
موادی که خاصیت تجزیه دارند
paramorphic
دارای خاصیت تغییر یابی
absorbent
دارای خاصیت جذب درکش
quale
شیی دارای خاصیت هوشیاری
nervous nellie
ادم محافظه کار و بی خاصیت
absorbant
دارای خاصیت جذب درکش
absorbency
خاصیت درکشی یا دراشامی جذب
male sterile
گامتهای عقیم وبی خاصیت نر
persalt
نمک دارای خاصیت اسیدی
indiscerptibility
خاصیت چیزی که در اثرتجزیه فنانپذیرد
de energize
از بین بردن خاصیت مغناطیسی
demagnetize
خاصیت مغناطیسی را از بین بردن
ptomaine
مواد الی قلیایی سمی که دراثر پوسیدگی باکتریها برروی مواد ازتی تشکیل میگردد
balmiest
دارای خاصیت مرهم خنک کننده
balmy
دارای خاصیت مرهم خنک کننده
hot forming property
خاصیت تغییر شکل پذیری گرم
despiritualize
فاقد خاصیت یا جنبه روحانی کردن
basicity
خاصیت بازی وقلیایی حالت بنیانی
acids
سرکه مانند دارای خاصیت اسید
balmier
دارای خاصیت مرهم خنک کننده
capillarity
خاصیت بالا رفتن اب درسوراخهای موئی
acid
سرکه مانند دارای خاصیت اسید
objectify
خاصیت و ماهیت چیزی رامعین کردن
electromagnetism
خاصیت مغناطیسی حاصل ازجریانهای الکتریکی
radioactivity
خاصیت جسمی که از خودپرتو مجهول بیرون میدهد
radio activity
خاصیت جسمی که از خودپرتو مجهول بیرون دهد
iceland spar
کلسیت شفاف دارای خاصیت انکسار مضاعف
vitrescence
امادگی برای تبدیل به شیشه خاصیت شیشهای
incendivity
خاصیت اتش زنی که در جرقه الکتریکی هست
vitrescent
اماده برای تبدیل به شیشه دارای خاصیت شیشهای
zooflagellate
اغازیان شبه گیاه فاقد خاصیت جذب نور
neutral soil
خاکی که نه خاصیت اسیدی دارد نه قلیائی یعنی پ هاش ان مساوی 7است
prepositional phrase
بخشی از جمله که با حرف اغازگرد دو خاصیت صفت یاقیدیا اسم راپیداکند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com