English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 199 (2 milliseconds)
English Persian
fluffiness خاصیت کرکی
Other Matches
pneumaticity خاصیت بادی یا هوایی خاصیت چیزی که با هوای فشرده کار میکند
actinism خاصیت نیروی تشعشعی مخصوصا در نواحی مرئی وغیرمرئی ماوراء بنفش که خاصیت شیمیایی پیدا میکند
shagginess کرکی
fuzziest کرکی
fuzzy کرکی
flocky کرکی
tomentulose کرکی
flocculous کرکی
villiform کرکی
lanose کرکی
flannelette کرکی
flocculent کرکی
fluffy کرکی
villous کرکی
cottony کرکی
fuzzier کرکی
plumy شبیه پر کرکی
downiness حالت کرکی
wooly عرق گیر کرکی
woolie عرق گیر کرکی
villiform دارای ریشههای کرکی و مخملی
fuzz ریش تازه جوان کرکی شدن
flocculose مانند دسته پشم بهم چسبیده کرکی
lanugo کرکی که در روی جنین انسان و برخی جانوران دیده میشود
sound absorption خاصیت تبدیل انرژی صوتی خاصیت جذب انرژی صوتی
fuzz ریش ریش شدن کرکی کردن
navigated خاصیت
navigates خاصیت
navigating خاصیت
neer do well or well بی خاصیت
inefficacious بی خاصیت
navigate خاصیت
the five predicables خاصیت
reflectiveness خاصیت
virtues خاصیت
affection خاصیت
property خاصیت
quale خاصیت
propertyless بی خاصیت
virtue خاصیت
fungosity خاصیت قارچی
carnosity خاصیت گوشتی
the virtue of drugs خاصیت داروها
unmake از خاصیت انداختن
vitreosity خاصیت شیشهای
chalkiness خاصیت تباشیری
woodiness خاصیت چوبی
chemism خاصیت شیمیایی
flakiness خاصیت فلسی
fattiness خاصیت چربی
extensive property خاصیت مقداری
ductility خاصیت انگمی
ductility خاصیت کش امدن
gauziness خاصیت گارسی
glassiness خاصیت شیشهای
nutritiveness خاصیت غذایی
nutritiousness خاصیت غذائی
non skid quality خاصیت ضد لغزش
powderiness خاصیت گردی
milkiness خاصیت شیری
pitchiness خاصیت زفتی
mechanicalness خاصیت مکانیکی
mealness خاصیت اردی
mealiness خاصیت اردی
quantification تعیین خاصیت
recursivity خاصیت بازگشت
silkiness خاصیت ابریشمی
sponginess خاصیت اسفنجی
steeliness خاصیت فولادی
gumminess خاصیت صمغی
paramorphism خاصیت دگردیسی
impoverishes بی خاصیت کردن
function خاصیت وجودی
functioned خاصیت وجودی
deactivates بی خاصیت کردن
functions خاصیت وجودی
magnetism خاصیت مغناطیسی
elasticity خاصیت فنری
absorption property خاصیت جذب
alkalescence خاصیت قلیایی
deactivated بی خاصیت کردن
adhesive property خاصیت چسبندگی
impoverish بی خاصیت کردن
impoverishing بی خاصیت کردن
impoverished بی خاصیت کردن
deactivating بی خاصیت کردن
abnormalities خاصیت غیرطبیعی
anti knock property خاصیت ضدضربه
deactivate بی خاصیت کردن
astingency خاصیت قبض
nature نوع خاصیت
natures نوع خاصیت
causality خاصیت سببی
abnormality خاصیت غیرطبیعی
buoyancy خاصیت شناوری
neer do well or well ادم بی وجود یا بی خاصیت
asexual فاقد خاصیت جنسی
vitality قدرت یا خاصیت حیاتی
low test دارای خاصیت فراری
isogamous دارای خاصیت هم گامیتی
malleability خاصیت چکش خواری
isogametic دارای خاصیت هم گامیتی
plasticity خاصیت شکل افرینی
flexibility خاصیت خمش پذیری
commutative rule خاصیت جابجایی [ریاضی]
commutative property خاصیت جابجایی [ریاضی]
commutative law خاصیت جابجایی [ریاضی]
osmosis خاصیت نفوذ وحلول
tonus خاصیت انقباض عضله
curative دارای خاصیت درمانی
soak up <idiom> خاصیت جنب کردنداشتن
springiness خاصیت فنری ارتجاع
sliminess خاصیت گلی یا لجنی
sexed دارای خاصیت جنسی
pulpiness خاصیت خمیری یاگوشتی
prevenience خاصیت جلوگیری کننده
alkaline دارای خاصیت قلیایی
heat treating property خاصیت عملیات حرارتی
corporeity خاصیت جسمی یامادی
gamic دارای خاصیت جنسی
acid base behavior خاصیت اسیدی- بازی
acid base catalysis خاصیت اسیدی- بازی
diastatic دارای خاصیت جوهربزاق
ductility خاصیت فتیله شدن
alkalescent دارای خاصیت قلیایی
ductility خاصیت لوله شدن
elater خاصیت انبساط و گسترش
erotization خاصیت شهوانی یافتن
diathermacy خاصیت هدایت گرما
antidotal دارای خاصیت پادزهری
geomagnetic خاصیت مغناطیسی زمین
inductionless بدون خاصیت القائی
capillarity خاصیت موئی مویسانی
corkiness خاصیت چوب پنبهای
impenetrableness خاصیت عدم تداخل
illusion of space القاء خاصیت فضایی
agglomerative دارای خاصیت تراکم
quale شیی دارای خاصیت هوشیاری
ethereality خاصیت اتری یا اثیری روحانیت
distributive law خاصیت توزیع پذیری [ریاضی]
de energize از بین بردن خاصیت مغناطیسی
acoustic vases [ظروف سفالین با خاصیت آکوستیک]
adhesion of fibers خاصیت چسبندگی الیاف به یکدیگر
sourness is the p of vinegar ترشی خاصیت سرکه است
distributive rule خاصیت توزیع پذیری [ریاضی]
amphoteric دارای خاصیت اسید و قلیا
absorbent دارای خاصیت جذب درکش
distributive law خاصیت پخش پذیری [ریاضی]
demagnetize خاصیت مغناطیسی را از بین بردن
persalt نمک دارای خاصیت اسیدی
paramorphic دارای خاصیت تغییر یابی
absorbant دارای خاصیت جذب درکش
nervous nellie ادم محافظه کار و بی خاصیت
absorbency خاصیت درکشی یا دراشامی جذب
male sterile گامتهای عقیم وبی خاصیت نر
paramorphous دارای خاصیت تغییر یابی
actescence نمایش شیر خاصیت شیری
indiscerptibility خاصیت چیزی که در اثرتجزیه فنانپذیرد
active material موادی که خاصیت تجزیه دارند
despiritualize فاقد خاصیت یا جنبه روحانی کردن
acid سرکه مانند دارای خاصیت اسید
acids سرکه مانند دارای خاصیت اسید
objectify خاصیت و ماهیت چیزی رامعین کردن
electromagnetism خاصیت مغناطیسی حاصل ازجریانهای الکتریکی
balmiest دارای خاصیت مرهم خنک کننده
balmy دارای خاصیت مرهم خنک کننده
balmier دارای خاصیت مرهم خنک کننده
hot forming property خاصیت تغییر شکل پذیری گرم
basicity خاصیت بازی وقلیایی حالت بنیانی
capillarity خاصیت بالا رفتن اب درسوراخهای موئی
vitrescence امادگی برای تبدیل به شیشه خاصیت شیشهای
iceland spar کلسیت شفاف دارای خاصیت انکسار مضاعف
incendivity خاصیت اتش زنی که در جرقه الکتریکی هست
radioactivity خاصیت جسمی که از خودپرتو مجهول بیرون میدهد
radio activity خاصیت جسمی که از خودپرتو مجهول بیرون دهد
vitrescent اماده برای تبدیل به شیشه دارای خاصیت شیشهای
zooflagellate اغازیان شبه گیاه فاقد خاصیت جذب نور
prepositional phrase بخشی از جمله که با حرف اغازگرد دو خاصیت صفت یاقیدیا اسم راپیداکند
catapult هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapulted هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapulting هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapults هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
neutral soil خاکی که نه خاصیت اسیدی دارد نه قلیائی یعنی پ هاش ان مساوی 7است
electro magnet اهنی که در تحت تاثیر قوه برق خاصیت مغناطیسی پیداکند اهنربای الکتریکی
pitchstone یکجور خاره اتش فشانی که خاصیت شیشه و صیقل زفت رادارا است
actinoelectric اجسامی که دارای خاصیت تولید الکتریسیته در اثر تابش طول موجی متناسب با نورباشند
electromagnet اهنی که بوسیله جریان برق خاصیت مغناطیسی پیدا میکند اهن ربای الکتریکی مغناطیس برقی
curie point دمای بحرانی منحصر به فردبرای هر ماده که بالاتر از ان مواد فرومانیتیک خاصیت مغناطیسی دائم یاموقت خودرا ازدست میدهند
kemp پشم ضخیم [بیشتر مربوط به ناحیه زیر شکم گوسفند بوده که شکننده است و خاصیت رنگ پذیری کمی دارد.]
plasma display صفحه نمایش با استفاده از خاصیت نورانی بدون گازهای متن صفحه
elasticity خاصیت فنری قابلیت ارتجاع و خم شدن قابلیت انعطاف
flakiness خاصیت چیزی که ورقه ورقه است
cold working شکل دادن به قطعات فلزی دردمای معمولی که باعث افزایش شکنندگی سختی واستحکام و کاهش خاصیت تورق پذیری یا مفتول پذیری ان میگردد
vitalistic خاصیت حیاتی قدرت حیاتی
vitalist خاصیت حیاتی قدرت حیاتی
dead wool پشم مرده [که از بدن حیوان مرده یا ذبح شده توسط مواد شیمیایی جدا شده و خاصیت رنگ پذیری خوبی ندارد.]
torsos تاب گشت خاصیت تاب گشت
torso تاب گشت خاصیت تاب گشت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com