Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 182 (8 milliseconds)
English
Persian
sliminess
خاصیت گلی یا لجنی
Other Matches
pneumaticity
خاصیت بادی یا هوایی خاصیت چیزی که با هوای فشرده کار میکند
actinism
خاصیت نیروی تشعشعی مخصوصا در نواحی مرئی وغیرمرئی ماوراء بنفش که خاصیت شیمیایی پیدا میکند
miry
لجنی
muddy water
آب لجنی
to become muddy
لجنی شدن
mycetozoan
قارچ لجنی
mycetozoan
کپک لجنی
mycetozoan
وابسته به قارچ لجنی
sound absorption
خاصیت تبدیل انرژی صوتی خاصیت جذب انرژی صوتی
propertyless
بی خاصیت
navigating
خاصیت
navigates
خاصیت
neer do well or well
بی خاصیت
quale
خاصیت
property
خاصیت
navigated
خاصیت
inefficacious
بی خاصیت
virtues
خاصیت
affection
خاصیت
reflectiveness
خاصیت
virtue
خاصیت
navigate
خاصیت
the five predicables
خاصیت
chalkiness
خاصیت تباشیری
carnosity
خاصیت گوشتی
astingency
خاصیت قبض
gumminess
خاصیت صمغی
chemism
خاصیت شیمیایی
milkiness
خاصیت شیری
glassiness
خاصیت شیشهای
extensive property
خاصیت مقداری
fattiness
خاصیت چربی
ductility
خاصیت کش امدن
ductility
خاصیت انگمی
flakiness
خاصیت فلسی
fluffiness
خاصیت کرکی
fungosity
خاصیت قارچی
gauziness
خاصیت گارسی
mealiness
خاصیت اردی
mealness
خاصیت اردی
mechanicalness
خاصیت مکانیکی
woodiness
خاصیت چوبی
vitreosity
خاصیت شیشهای
unmake
از خاصیت انداختن
the virtue of drugs
خاصیت داروها
steeliness
خاصیت فولادی
sponginess
خاصیت اسفنجی
silkiness
خاصیت ابریشمی
recursivity
خاصیت بازگشت
quantification
تعیین خاصیت
powderiness
خاصیت گردی
pitchiness
خاصیت زفتی
nutritiveness
خاصیت غذایی
nutritiousness
خاصیت غذائی
non skid quality
خاصیت ضد لغزش
paramorphism
خاصیت دگردیسی
anti knock property
خاصیت ضدضربه
absorption property
خاصیت جذب
abnormalities
خاصیت غیرطبیعی
function
خاصیت وجودی
impoverish
بی خاصیت کردن
functioned
خاصیت وجودی
functions
خاصیت وجودی
magnetism
خاصیت مغناطیسی
deactivating
بی خاصیت کردن
deactivates
بی خاصیت کردن
deactivated
بی خاصیت کردن
deactivate
بی خاصیت کردن
impoverished
بی خاصیت کردن
abnormality
خاصیت غیرطبیعی
impoverishes
بی خاصیت کردن
nature
نوع خاصیت
natures
نوع خاصیت
causality
خاصیت سببی
elasticity
خاصیت فنری
alkalescence
خاصیت قلیایی
adhesive property
خاصیت چسبندگی
buoyancy
خاصیت شناوری
impoverishing
بی خاصیت کردن
isogametic
دارای خاصیت هم گامیتی
low test
دارای خاصیت فراری
neer do well or well
ادم بی وجود یا بی خاصیت
isogamous
دارای خاصیت هم گامیتی
asexual
فاقد خاصیت جنسی
malleability
خاصیت چکش خواری
vitality
قدرت یا خاصیت حیاتی
springiness
خاصیت فنری ارتجاع
commutative rule
خاصیت جابجایی
[ریاضی]
commutative property
خاصیت جابجایی
[ریاضی]
commutative law
خاصیت جابجایی
[ریاضی]
soak up
<idiom>
خاصیت جنب کردنداشتن
alkaline
دارای خاصیت قلیایی
curative
دارای خاصیت درمانی
tonus
خاصیت انقباض عضله
sexed
دارای خاصیت جنسی
osmosis
خاصیت نفوذ وحلول
pulpiness
خاصیت خمیری یاگوشتی
prevenience
خاصیت جلوگیری کننده
plasticity
خاصیت شکل افرینی
flexibility
خاصیت خمش پذیری
gamic
دارای خاصیت جنسی
antidotal
دارای خاصیت پادزهری
erotization
خاصیت شهوانی یافتن
alkalescent
دارای خاصیت قلیایی
acid base behavior
خاصیت اسیدی- بازی
diastatic
دارای خاصیت جوهربزاق
diathermacy
خاصیت هدایت گرما
acid base catalysis
خاصیت اسیدی- بازی
ductility
خاصیت فتیله شدن
ductility
خاصیت لوله شدن
elater
خاصیت انبساط و گسترش
geomagnetic
خاصیت مغناطیسی زمین
impenetrableness
خاصیت عدم تداخل
capillarity
خاصیت موئی مویسانی
corporeity
خاصیت جسمی یامادی
corkiness
خاصیت چوب پنبهای
heat treating property
خاصیت عملیات حرارتی
agglomerative
دارای خاصیت تراکم
inductionless
بدون خاصیت القائی
illusion of space
القاء خاصیت فضایی
sourness is the p of vinegar
ترشی خاصیت سرکه است
amphoteric
دارای خاصیت اسید و قلیا
quale
شیی دارای خاصیت هوشیاری
active material
موادی که خاصیت تجزیه دارند
distributive law
خاصیت پخش پذیری
[ریاضی]
acoustic vases
[ظروف سفالین با خاصیت آکوستیک]
demagnetize
خاصیت مغناطیسی را از بین بردن
de energize
از بین بردن خاصیت مغناطیسی
adhesion of fibers
خاصیت چسبندگی الیاف به یکدیگر
distributive rule
خاصیت توزیع پذیری
[ریاضی]
distributive law
خاصیت توزیع پذیری
[ریاضی]
ethereality
خاصیت اتری یا اثیری روحانیت
indiscerptibility
خاصیت چیزی که در اثرتجزیه فنانپذیرد
paramorphous
دارای خاصیت تغییر یابی
persalt
نمک دارای خاصیت اسیدی
nervous nellie
ادم محافظه کار و بی خاصیت
actescence
نمایش شیر خاصیت شیری
absorbant
دارای خاصیت جذب درکش
absorbent
دارای خاصیت جذب درکش
absorbency
خاصیت درکشی یا دراشامی جذب
paramorphic
دارای خاصیت تغییر یابی
male sterile
گامتهای عقیم وبی خاصیت نر
hot forming property
خاصیت تغییر شکل پذیری گرم
despiritualize
فاقد خاصیت یا جنبه روحانی کردن
acid
سرکه مانند دارای خاصیت اسید
balmy
دارای خاصیت مرهم خنک کننده
objectify
خاصیت و ماهیت چیزی رامعین کردن
capillarity
خاصیت بالا رفتن اب درسوراخهای موئی
basicity
خاصیت بازی وقلیایی حالت بنیانی
balmier
دارای خاصیت مرهم خنک کننده
acids
سرکه مانند دارای خاصیت اسید
electromagnetism
خاصیت مغناطیسی حاصل ازجریانهای الکتریکی
balmiest
دارای خاصیت مرهم خنک کننده
radioactivity
خاصیت جسمی که از خودپرتو مجهول بیرون میدهد
incendivity
خاصیت اتش زنی که در جرقه الکتریکی هست
vitrescence
امادگی برای تبدیل به شیشه خاصیت شیشهای
iceland spar
کلسیت شفاف دارای خاصیت انکسار مضاعف
radio activity
خاصیت جسمی که از خودپرتو مجهول بیرون دهد
vitrescent
اماده برای تبدیل به شیشه دارای خاصیت شیشهای
zooflagellate
اغازیان شبه گیاه فاقد خاصیت جذب نور
catapulted
هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
neutral soil
خاکی که نه خاصیت اسیدی دارد نه قلیائی یعنی پ هاش ان مساوی 7است
catapulting
هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
prepositional phrase
بخشی از جمله که با حرف اغازگرد دو خاصیت صفت یاقیدیا اسم راپیداکند
catapults
هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapult
هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
electro magnet
اهنی که در تحت تاثیر قوه برق خاصیت مغناطیسی پیداکند اهنربای الکتریکی
pitchstone
یکجور خاره اتش فشانی که خاصیت شیشه و صیقل زفت رادارا است
actinoelectric
اجسامی که دارای خاصیت تولید الکتریسیته در اثر تابش طول موجی متناسب با نورباشند
electromagnet
اهنی که بوسیله جریان برق خاصیت مغناطیسی پیدا میکند اهن ربای الکتریکی مغناطیس برقی
curie point
دمای بحرانی منحصر به فردبرای هر ماده که بالاتر از ان مواد فرومانیتیک خاصیت مغناطیسی دائم یاموقت خودرا ازدست میدهند
kemp
پشم ضخیم
[بیشتر مربوط به ناحیه زیر شکم گوسفند بوده که شکننده است و خاصیت رنگ پذیری کمی دارد.]
plasma display
صفحه نمایش با استفاده از خاصیت نورانی بدون گازهای متن صفحه
elasticity
خاصیت فنری قابلیت ارتجاع و خم شدن قابلیت انعطاف
flakiness
خاصیت چیزی که ورقه ورقه است
cold working
شکل دادن به قطعات فلزی دردمای معمولی که باعث افزایش شکنندگی سختی واستحکام و کاهش خاصیت تورق پذیری یا مفتول پذیری ان میگردد
vitalistic
خاصیت حیاتی قدرت حیاتی
vitalist
خاصیت حیاتی قدرت حیاتی
dead wool
پشم مرده
[که از بدن حیوان مرده یا ذبح شده توسط مواد شیمیایی جدا شده و خاصیت رنگ پذیری خوبی ندارد.]
torso
تاب گشت خاصیت تاب گشت
torsos
تاب گشت خاصیت تاب گشت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com