English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
redolence خاطرات گذشته
Search result with all words
hypermnesia ازدیاد غیر عادی خاطرات وافکار گذشته افزایش غیر عادی حافظه
Other Matches
memorabilia خاطرات
noting خاطرات یادداشت
dyslogistic دارای خاطرات بد
note خاطرات یادداشت
notes خاطرات یادداشت
diary دفتر خاطرات روزانه
diaries دفتر خاطرات روزانه
diarist نویسندهء دفتر خاطرات روزانه
diarists نویسندهء دفتر خاطرات روزانه
off the top of one's head <idiom> خودبه خود ،از روی خاطرات
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
due out از وقت مصرف گذشته از وقت گذشته
to say nothing of <conj.> گذشته از
and certainly not <conj.> گذشته از
oldest گذشته
older گذشته
old گذشته
historical گذشته
bygone گذشته
preceded گذشته
past گذشته
aside from گذشته از
not to speak of <conj.> گذشته از
not to mention <conj.> گذشته از
let [leave] alone <conj.> گذشته از
last night شب گذشته
last a گذشته
What is past is past . what is gone is gone . گذشته ها گذشته
over with گذشته
foretime گذشته
forepassed گذشته
foreby گذشته
spun or span گذشته
gone by گذشته
bypast گذشته
by gone گذشته
beyoned the pale از حد گذشته
due out گذشته
agone گذشته
yesternight شب گذشته
forepast گذشته
aside گذشته از
departed گذشته
asides گذشته از
on top of this <adv.> به جز آن [گذشته از این]
upheld گذشته uphold
furthermore از این گذشته
further on از این گذشته
what is more <adv.> به جز آن [گذشته از این]
beyond that <adv.> به جز آن [گذشته از این]
on top of that <adv.> به جز آن [گذشته از این]
on to <adv.> به جز آن [گذشته از این]
outdid گذشته outdo
bled گذشته Bleed
the present and the past اکنون و گذشته
the past tense زمان گذشته
sware گذشته swear
sup.latest or last تازه گذشته
stale cheque چک تاریخ گذشته
self giving از خود گذشته
self devoted از خود گذشته
retrospective falsification تحریف گذشته
the present and the past حال و گذشته
the present and the past گذشته و حال
pt زمان گذشته
over and above <adv.> به جز آن [گذشته از این]
ultimo در ماه گذشته
ultimo ماه گذشته
the year past سال گذشته
the preterite tense زمان گذشته
whish بسرعت گذشته
beyond that <adv.> گذشته از این
in addition <adv.> گذشته از این
forby <adv.> از این گذشته
further [moreover] <adv.> گذشته از این
forby <adv.> گذشته از این
further [moreover] <adv.> از این گذشته
in addition <adv.> از این گذشته
aside from that <adv.> گذشته از این
moreover <adv.> از این گذشته
moreover <adv.> گذشته از این
aside from that <adv.> از این گذشته
what is more <adv.> گذشته از این
on top of that <adv.> گذشته از این
over and above <adv.> گذشته از این
on to <adv.> گذشته از این
additionally <adv.> از این گذشته
also [moreover] <adv.> از این گذشته
on top of this <adv.> گذشته از این
additionally <adv.> گذشته از این
on top of this <adv.> از این گذشته
also [moreover] <adv.> گذشته از این
forby <adv.> به جز آن [گذشته از این]
retrospective view [on] نگاه به گذشته
furthermore <adv.> به جز آن [گذشته از این]
further [moreover] <adv.> به جز آن [گذشته از این]
in addition <adv.> به جز آن [گذشته از این]
besides <adv.> به جز آن [گذشته از این]
aside from that <adv.> به جز آن [گذشته از این]
over and above <adv.> از این گذشته
what is more <adv.> از این گذشته
beyond that <adv.> از این گذشته
on top of that <adv.> از این گذشته
on to <adv.> از این گذشته
additionally <adv.> به جز آن [گذشته از این]
also [moreover] <adv.> به جز آن [گذشته از این]
moreover <adv.> به جز آن [گذشته از این]
expired گذشته از موعد
yesterday زمان گذشته
bygone چیزهای گذشته
regression بازگشت به گذشته
past گذشته از ماورای
retrospect شامل گذشته
retrospect نگاه به گذشته
late تازه گذشته
furthermore <adv.> از این گذشته
furthermore <adv.> گذشته از این
retroactive معطوف به گذشته
by gone قدیمی گذشته ها
by gone چیزهای گذشته
desperado از جان گذشته
ex post به اعتبار گذشته
sprang گذشته gnirps
past tense زمان گذشته
belatedly ازموقع گذشته
over گذشته اضافی
over- گذشته اضافی
desperate از جان گذشته
exposed سر راه گذشته
back عقبی گذشته
backs عقبی گذشته
besides <adv.> گذشته از این
yesteryear سال گذشته
also گذشته از این
rode گذشته ride
besides <adv.> از این گذشته
swore گذشته sweatr
out of date از تاریخ گذشته
nostalgia حسرت گذشته
belated ازموقع گذشته
in a. to this گذشته ازاین
last year سال گذشته
over and above گذشته ازاین
last sunday یکشنبه گذشته
lastmonth ماه گذشته
last week هفته گذشته
past years سالهای گذشته
in the p درزمان گذشته
next week هفته گذشته
overdue draft برات سررسید گذشته
got زمان گذشته فعل get
came گذشته فعل امدن
secondary حاکی از زمان گذشته
one cannot put back the time <proverb> زمان گذشته نیاید به بر
passe کهنه مسلک گذشته
ex post facto شامل اصول گذشته
ultimo مربوط به ماه گذشته
latest تازه گذشته اینده
took زمان گذشته فعل take
not to mention گذشته از قطع نظر از
longed دیر گذشته ازوقت
overdue از موعد گذشته منقضی
gladiators پهلوان از جان گذشته
gladiator پهلوان از جان گذشته
see in the past makes saw فعل see در گذشته sawمیشود
longs دیر گذشته ازوقت
the last two years دوسال اخیر یا گذشته
longer دیر گذشته ازوقت
(a) while back <idiom> هفتها یا ماهای گذشته
In the course of the past centuries. درطی قرنهای گذشته
To review the past in ones minds eye . گذشته را از نظر گذراندن
long- دیر گذشته ازوقت
During the past few days. طی چند روز گذشته
Joking apart. از شوخی گذشته ( جدی )
retroact شامل گذشته شدن
long دیر گذشته ازوقت
The water has risen over his head . <proverb> آب از سرش گذشته است .
longest دیر گذشته ازوقت
of late years دراین چند سال گذشته
over a گذشته ازسن بلوغ یا12سال
kamikaze خلبان ازجان گذشته ژاپنی
Act according to the previous procedure. بترتیب گذشته عمل کنید
spoiled or spoilt گذشته و قسمت سوم spoil
letter of d ult مامه سوم ماه گذشته
slotted قسمت سوم و گذشته slot
we cannot undo the past چیز گذشته را نمیتوان برگرداند
retroactively چنانکه شامل گذشته شود
past پیشینه وابسته بزمان گذشته
sought گذشته و قسمت سوم seek
wist دانستن گذشته فعل wit
rapped گذشته و قسمت سوم rap
her prime of life is past عنفوان جوانی وی گذشته است
knelt گذشته و قسمت سوم kneel
chickens come home to roost <idiom> چوب کارهای گذشته را خوردن
shone گذشته و اسم مفعول shine
let bygones be bygones <idiom> فراموش کردن اتفاقات گذشته
lit زمان گذشته فعل light
slept گذشته و قسمت سوم sleep
in the last fortnight دراین پانزده روز گذشته
sped گذشته و قسمت سوم speed
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com