English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
creaminess خامه داری
Other Matches
dude ranch گله داری واسب سواری وحشم داری
statecraft کشور داری ملک داری
You deserve it. حق داری ( استحقاق آنرا داری )
raw silk خامه
styloipodium ته خامه
sleave silk خامه
cinnamon per خامه پر
with cream با خامه
floss silk خامه
raw cream خامه
collapse capitalism فروپاشی سرمایه داری سقوط سرمایه داری
sour cream خامه ترش
sleave ابریشم خامه
silk pile خامه ابریشمی
pile خامه فرش
bale of pile عدل خامه
cream separator خامه گیر
creamer خامه گیر
penned خامه نوشتن
with single cream با کرم یا خامه کم
slabs برامه خامه
remex ساقه پر خامه پر
pen خامه نوشتن
penning خامه نوشتن
pens خامه نوشتن
slab برامه خامه
marxist economics نظام اقتصادی که در ان افکارکارل مارکس و طرفدارانش مد نظر است و بر اساس ان استثمار نظام سرمایه داری سرانجام کارگران را فقیرخواهد ساخت و عاقبت بحرانهای اقتصادی و سقوط نظام سرمایه داری را بوجودخواهد اورد
cream کرم، خامه، سرشیر
skim شیر خامه گرفته
styling خامه سبک نگارش
styles خامه سبک نگارش
styled خامه سبک نگارش
skimmed milk شیر بدون خامه
separator الت خامه گیری
with double cream با کرم یا خامه زیاد
style خامه سبک نگارش
hard sauce مخلوطی از خامه وشکروچاشنی
skims شیر خامه گرفته
skimmed شیر خامه گرفته
The cream wont keep tI'll tomorrow . خامه تا فردا خراب می شود
styloipodium ته خامه گیاهان خانواده هویج
cream cheese پنیری که با شیر خامه دارتهیه شود
mousse خامه زده که شیرینی بان سردمی کنندیا افسرده شود
mousses خامه زده که شیرینی بان سردمی کنندیا افسرده شود
hook knife چاقوی قلاب شکل [جهت گره زدن خامه ها در روش ترکی بافت]
capitalism کاپیتالیزم سیستم سرمایه داری سیستم سرمایه گرایی سرمایه داری
unspun pile [خامه و پرز کم تاب یا بدون تاب]
eclair شیرینی خامه دار و بستنی دار
tensility کش داری
blind man's buff از من داری
grittiness شن داری
wet storage تر داری
bigamy دو زن داری
angulation زاویه داری
angularity زاویه داری
anti capitalist ضد سرمایه داری
treasury general خرانه داری کل
pernoctation شب زنده داری
angularity گوشه داری
lucubration شب زنده داری
non commital خود داری
leasing اجاره داری
notbility خانه داری
abstinence;or abstinency خود داری
trusteedhip امانت داری
tresury general خزانه داری کل
treasurership خزانه داری
patchiness وصله داری
conchiferous داری صدف
dry storage خشک داری
cellarge حق انبار داری
stigmatism خال داری
self restraint خود داری
continenece خود داری
spinosity سیخ داری
fisk خزانه داری
serrulation دندانه داری
rhythmicity نواخت داری
bulkiness تنه داری
bank protection ساحل داری
bean caper پیرسن داری
incumbency عهده داری
household art هنرخانه داری
retenv خود داری
house work خانه داری
blind mans buff ازمن داری
slaveholding برده داری
charges عهده داری
bulkiness جثه داری
farming مزرعه داری
slavery برده داری
sang froid خود داری
sang-froid خود داری
communism مردم داری
altruism همگونه داری
bursaries خزانه داری
bursary خزانه داری
Exchequer خزانه داری
vigilance شب زنده داری
housekeeping خانه داری
tenancies اجاره داری
tenancy اجاره داری
charge عهده داری
refusal خود داری رد
refusals خود داری رد
fasting روزه داری
wake شب زنده داری
quartermasters سررشته داری
vigil شب زنده داری
treasury خزانه داری
leasehold اجاره داری
wakes شب زنده داری
vigils شب زنده داری
quartermaster سررشته داری
waked شب زنده داری
tenure اجاره داری
capitalism سرمایه داری
night waking شب زنده داری
menage خانه داری
thrift خانه داری
trusteeship امانت داری
viscosity شیره داری
wakefulness شب زنده داری
precapitalism ماقبل سرمایه داری
You have cobwebs in your head. <idiom> تو گچ تو سرت داری. [اصطلاح]
housekeep خانه داری کردن
procurator general کفیل خزانه داری
precapitalism پیش از سرمایه داری
How old are you?Whats your age? چند سال داری ؟
nolle proseequi خود داری از پی کرد
mixed capitalism سرمایه داری مختلط
refrainment خود داری اجتناب
To keep late nights [hours] شب زنده داری کردن
to govern one's passions خود داری کردن
to possess oneself خود داری کردن
to keep house خانه داری کردن
to keep shop دکان داری کردن
spatiality فضا داری فضائیت
to rule the roast اختیار داری کردن
What do you feel like having today? امروز تو به چه اشتها داری؟
run the show اختیار داری کردن
wake شب زنده داری کردن
baby-sit بچه داری کردن
baby-sat بچه داری کردن
wakes شب زنده داری کردن
baby sit بچه داری کردن
capitalist countries کشورهای سرمایه داری
keeps حفافت امانت داری
chests تابوت خزانه داری
chamberlainship پرده داری گنجوری
continence خویشتن داری پرهیزگاری
keep حفافت امانت داری
double entry دفتر داری مضاعف
explicit rent اجاره داری کردن
refrains خود داری کردن
refraining خود داری کردن
baby-sitting بچه داری کردن
black capitalism سرمایه داری سیاه
bailment امانت داری سمساری
waked شب زنده داری کردن
chest تابوت خزانه داری
capitalism رژیم سرمایه داری
capitalistic منسوب به سرمایه داری
succulence اب داری حالت ابکی
quartermaster رسته سررشته داری
quartermasters رسته سررشته داری
Chancellors of the Exchequer وزیر خزانه داری
Chancellor of the Exchequer وزیر خزانه داری
bourgeoisie سرمایه داری بورژوازی
holding متصرفی اجاره داری
advanced capitalism سرمایه داری پیشرفته
angularity زاویه داری لاغری
attorn اجاره داری کردن
capitalist system نظام سرمایه داری
industrial capitalism سرمایه داری صنعتی
refrained خود داری کردن
joint tenancy اجاره داری مشترک
joint tenancy شرکت در اجاره داری
refrain خود داری کردن
land tenure اجاره داری زمین
home economics اقتصاد خانه داری
keep house خانه داری کردن
keepworthy قابل نگه داری
day nursery بچه داری در روز
baby-sits بچه داری کردن
day nurseries بچه داری در روز
get by نگه داری کردن
house keeping operation اعمال خانه داری
household art اصول خانه داری
light housekeeping کارهای خانه داری
accounties علم حساب یا دفتر داری
mental reservation خود داری از ذکر مطلبی
piquancy گوشه داری طعنه امیزی
He is a brainy person . آدم کله داری است
quartermasters فروشگاه وسایل سررشته داری
He has a glib (an oily, a persuasive,asmooth)tongue. آدم سر وزبان داری است
laws of motion of capitalism قوانین حرکت سرمایه داری
You really are cheeky! واقعا" عجب رویی داری !
quartermaster فروشگاه وسایل سررشته داری
I cant be bothered. bother the flies! برو بابا حوصله داری !
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com