Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
retrace blanking
خاموشی خطوط بازگشتی
Other Matches
stepped lines
خطوط کنگره ای
[خطوط شکسته]
[در اطراف نگاره ها و اشکال فرش های هندسی باف و روستایی. گاه بجای استفاده از خطوط صاف از این خطوط استفاده می شود.]
isobars
خطوط هم فشار خطوط متحدالفشار هوایی
isotherm
خطوط هم حرارت خطوط متحدالحرارت اب دریا
isobar
خطوط هم فشار خطوط متحدالفشار هوایی
isohaline
خطوط هم نمک خطوط میزان منحنی نمایش غلظت نمک دریا
dead hours
ساعات خاموشی در شب ساعات خاموشی شبانه
recursive
بازگشتی
reenterant
بازگشتی
recursive routine
روال بازگشتی
recursive procedure
رویه بازگشتی
recursive subroutine
زیرروال بازگشتی
recursive function
تابع بازگشتی
return lines
خطهای بازگشتی
recursivity
بازگشتی بودن
recursive algorithm
الگوریتم بازگشتی
retrace lines
خطهای بازگشتی
recessive
ارتجاعی بازگشتی
recurrence relation
[RR]
رابطه بازگشتی
[ریاضی]
reentrant
چند دخولی بازگشتی
difference equation
رابطه بازگشتی
[ریاضی]
recursive subroutine
زیر روال بازگشتی
homunculus
مدل بازگشتی نامحدود مغز
coragne line
خطوط جذر و مد یکسان خطوط کشند یکسان
sea return
امواج بازگشتی از دریا به صفحه رادار
isobath
خطوط میزان منحنی نقشه عمق نما خطوط میزان عمق
return to base
بازگشت هواپیما به پایگاه به طور سالم هواپیمای بازگشتی
isotach
خطوط میزان منحنی سرعت جریان اب خطوط جریان هم سرعت
auxiliary contours
خطوط میزان منحنی واسطه خطوط میزان منحنی تکمیلی
blackout
خاموشی
reticency
خاموشی
curfew
خاموشی
quiescsnce or cency
خاموشی
curfews
خاموشی
reticence
خاموشی
power blackout
خاموشی
silence
خاموشی
sub silentio
در خاموشی
blackout
خاموشی
silencing
خاموشی
silences
خاموشی
silenced
خاموشی
quies csnce or cency
خاموشی
black out
خاموشی
extinction
خاموشی
taciturnity
خاموشی
blackouts
خاموشی
mums
خاموشی
obmutescence
خاموشی
pipe down
خاموشی
electricity cut
خاموشی
mum
خاموشی
power failure
خاموشی
power outage
[American]
خاموشی
power cut
خاموشی
tatoo
فرمان خاموشی
simultaneous extinction
خاموشی همزمان
turn in
شیپور خاموشی
covert extinction
خاموشی نااشکار
last port
شیپور خاموشی
blanking signal
پیام خاموشی
extinction voltage
ولتاژ خاموشی
last post
شیپور خاموشی
experimental extinction
خاموشی ازمایشی
curfew period
ساعات خاموشی
dead hours
ساعات خاموشی در شب
blanking bars
نوارهای خاموشی
delayed extinction
خاموشی درنگیده
extinction
اطفاء خاموشی
still
سکوت خاموشی
stills
سکوت خاموشی
stillest
سکوت خاموشی
stiller
سکوت خاموشی
puniness
ضعف خاموشی
taps
شیپور خاموشی
quiescence
بی حرکتی خاموشی
curfew
شیپور خاموشی
curfews
شیپور خاموشی
battle lights
چراغ خاموشی شبانه
pipe down
سوت خاموشی ناو
silert gives consent
خاموشی موجب رضا است
assembly
شیپور خاموشی دستگاه مرکب
Mandlebrot set
تساوی ریاضی که به صورت بازگشتی برای تنظیم مقادیر به کار می رود. هنگام رسم آنرا در تصویر بخش شده
dimout
خاموشی چراغ ها در موقع حمله هوایی
to impose a curfew
خاموشی در ساعت معین شب بر قرار کردن
Ackerman's function
تابع بازگشتی برای بررسی توانایی کامپیوتر برای اجرای بازگشت
lights out
علائم مخابرات بوسیله نور هنگام خاموشی
black out
قطع کامل برق خاموش شدن چراغ ها خاموشی شهر
nest
1-درج تابع در یک برنامه یا تابع اصلی دیگر. 2-استفاده از تابع که بازگشتی خود را صدا میکند
nests
1-درج تابع در یک برنامه یا تابع اصلی دیگر. 2-استفاده از تابع که بازگشتی خود را صدا میکند
trick
خطوط
tricked
خطوط
tricking
خطوط
cotidal lines
خطوط هم مد
isovent
خطوط هم باد
street railway
خطوط تراموا
flowlines
خطوط جریان
line of flux
خطوط قوا
line of communications
خطوط مواصلات
extension lines
خطوط دنباله
isostatic lines
خطوط ایزواستاتیک
equipotential lines
خطوط هم پتانسیل
fraunhofer lines
خطوط فرانهوفر
front lines
خطوط مقدم
lines of force
خطوط قوا
lines of force
خطوط نیرو
isocline
خطوط هم شیب
lines of communication
خطوط مواصلاتی
outside lines
خطوط حمله
grid lines
خطوط شبکه
line to line fault
تماس خطوط
line of induction
خطوط القا
spectral lines
خطوط طیفی
stream lines
خطوط جریان
isochromatique
خطوط همرنگ
emission spectrum lines
خطوط نشری
symmetry lines
خطوط تقارن
absorption lines
خطوط دراشامی
balmer lines
خطوط بالمر
zigzagging
خطوط منکسر
absorption spectrum
خطوط جذبی
line spacing
فاصله خطوط
flow lines
خطوط جریان
cotidal lines
خطوط مدیکسان
zigzag
خطوط منکسر
zigzagged
خطوط منکسر
zigzags
خطوط منکسر
air way station
خطوط هوایی
leading
فاصله خطوط
along line
در امتداد خطوط
closed traverse
خطوط متقاطع
dedicated lines
خطوط اختصاصی
dark lines
خطوط تاریک
curvature lines
خطوط مدور
curvature lines
خطوط منحنی
zigzagged
خطوط جناغی پیوسته
magnetic line of force
خطوط قوای مغناطیسی
leased line network
شبکه با خطوط استیجاری
cutting line of force
قطع خطوط قوا
advance of defensive line
در جلو خطوط پدافندی
contours
خطوط کناره نما
air line of communications
خطوط مواصلات هوایی
voltage between lines
ولتاژ بین خطوط
line of communications
خطوط ارتباطی زمین
magnetic lines of force
خطوط قوای مغناطیسی
magnetic lines of force
خطوط نیروی مغناطیسی
meridian
خطوط نصف النهار
meridians
خطوط نصف النهار
river
سفیدی بین خطوط
rivers
سفیدی بین خطوط
phraseogram
خط یا خطوط نماینده عبارات
zigzag
خطوط جناغی پیوسته
contours
خطوط تراز زمین
zigzagging
خطوط جناغی پیوسته
open lines
خطوط باز شطرنج
zigzags
خطوط جناغی پیوسته
microwave transmission lines
خطوط انتقال ریزموج
magnetic path
مسیر خطوط قوا
communications
خطوط مواصلاتی ارتباطات
electric line of force
خطوط نیروی برق
hoseline
خطوط لوله لاستیکی
contour interval
فاصله خطوط واصل
rivulose
دارای خطوط مارپیچی
contour lines
خطوط میزان منحنی
gules
خطوط موازی عمودی
sheetlines
خطوط حاشیه نقشه
trackage
خطوط راه اهن
grid interval
فاصله خطوط شبکه
front lines
خطوط جلو جبهه
curvilinear ornament
زینتکاری با خطوط خمیده
crawl trench
خطوط رابط سنگرها
dark line spectrum
طیف خطوط تاریک
diplomatics
شناسایی خطوط باستانی
equal cost lines
خطوط هزینه برابر
endline
خطوط موازی با 04 مترفاصله
domestic air traffic
خطوط هوایی داخلی
sheetlines
خطوط کناره نقشه
isohyetal map
نقشه خطوط هم باران
vermiculate
دارای خطوط موجی
hypen ladder
ردیف خطوط تیره
inside lines
خطوط حمله شمشیربازی
collimate
منطبق کردن خطوط
hypen ladder
خطوط تیره نردبانی
convergent
خطوط متقارب ومتلاقی همگرا
infiltrating
در خطوط دشمن نفوذ کردن
infiltrates
در خطوط دشمن نفوذ کردن
gridiron
خطوط یا میلههای فلزی مشبک
sidelines
خطوط طرفین میدان بازی
overhead trolley
خطوط هوایی ترن برقی
lightface
حروفی که خطوط ان ریزوفریف باشد
floating lines
خطوط مواج عکس هوایی
ingrain
خطوط وخالهای رنگارنگ کاغذدیواری
boundry lines
خطوط اطراف زمین والیبال
infiltrated
در خطوط دشمن نفوذ کردن
lineolated
خط دار دارای خطوط ریز
sidelined
خطوط طرفین میدان بازی
lineolate
خط دار دارای خطوط ریز
sidelining
خطوط طرفین میدان بازی
sideline
خطوط طرفین میدان بازی
converging
تقارب خطوط وجود تشابه
converges
تقارب خطوط وجود تشابه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com