Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (9 milliseconds)
English
Persian
inextinguishable
خاموش نشدنی
quenchless
خاموش نشدنی
Search result with all words
inextinguishably
بطور خاموش نشدنی
Other Matches
inconsumable
سوخته نشدنی تمام نشدنی
incorrodible
خورده نشدنی سائیده نشدنی
incondensable
خلاصه نشدنی تغلیظ نشدنی
unappeasable
اقناع نشدنی راضی نشدنی
insupressive
پامال نشدنی موقوف نشدنی
flashes
روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flashed
روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flash
روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
shutdown
دستوری که ویندوز را خاموش میکند و در صورتی که PC سازگار داشته باشد , کامپیوتر را هم خاموش میکند
shutdowns
دستوری که ویندوز را خاموش میکند و در صورتی که PC سازگار داشته باشد , کامپیوتر را هم خاموش میکند
inexecutable
<adj.>
نشدنی
impracticable
<adj.>
نشدنی
indissoluble
اب نشدنی
indissoluble
حل نشدنی
insolvable
حل نشدنی
infeasible
نشدنی
impractical
نشدنی
irresoluble
اب نشدنی
impalpability
حس نشدنی
irresolvable
حل نشدنی
inextricable
حل نشدنی
indiminishable
کم نشدنی
insoluble
حل نشدنی
inductile
خم نشدنی
unfeasible
<adj.>
نشدنی
incodensable
منقبض نشدنی
incognizable
شناخته نشدنی
inburnt
پاک نشدنی
inconvincible
ملزم نشدنی
incommutable
سبک نشدنی
indecomposable
فاسد نشدنی
indeclinable
صرف نشدنی
inconvincible
متقاعد نشدنی
incompressible
فشرده نشدنی
indefeasibility
الغاء نشدنی
indiscernible
دیده نشدنی
inseparable
جدا نشدنی
invisible
دیده نشدنی
ineffaceable
پاک نشدنی
ineligible
شامل نشدنی
insoluble
ماده حل نشدنی
indocile
رام نشدنی
indistributable
تقسیم نشدنی
indigestive
هضم نشدنی
indefectible
خراب نشدنی
indefeasible
الغاء نشدنی
inexecutable
اجرا نشدنی
inapproachable
نزدیک نشدنی
inapplicable
اجرا نشدنی
incalculable
شمرده نشدنی
indefinable
توصیف نشدنی
indefatigable
خسته نشدنی
ineradicable
قلع نشدنی
ineradicable
ریشه کن نشدنی
unrelenting
تسلیم نشدنی
inexorable
تسلیم نشدنی
inexorable
نرم نشدنی
intractable
رام نشدنی
unmanageable
رام نشدنی
tameless
رام نشدنی
insatiate
سیر نشدنی
insatiably
سیر نشدنی
invincible
مغلوب نشدنی
unprintable
چاپ نشدنی
imperishable
فاسد نشدنی
indefinably
توصیف نشدنی
incorruptible
فاسد نشدنی
impregnability
تسخیر نشدنی
implacability
ارام نشدنی
implacability
نرم نشدنی
impierceable
سوراخ نشدنی
imperforable
سوراخ نشدنی
impalpable
لمس نشدنی
an impossible act
کار نشدنی
immiscible
امیخته نشدنی
immiscible
مخلوط نشدنی
illegibility
خوانده نشدنی
insatiable
سیر نشدنی
an inflexible rod of iron
میل خم نشدنی
impenetrable
داخل نشدنی
impenetrable
سوراخ نشدنی
impracticable
اجراء نشدنی
insurmountable
بر طرف نشدنی
unforgettable
فراموش نشدنی
indelible
پاک نشدنی
imperceptible
دیده نشدنی
irradicable
ریشه کن نشدنی
nonrecurring
تجدید نشدنی
of proof
سوراخ نشدنی
irrepressible
خوابانده نشدنی
irrepressible
مطیع نشدنی
invictive
مغلوب نشدنی
intractile
کشیده نشدنی
insuppresible
موقوف نشدنی
unerring
اشتباه نشدنی
next to impossible
تقریبا نشدنی
never say die
رام نشدنی
inviolate
غصب نشدنی
irretractile
جمع نشدنی
never to be forgotten
فراموش نشدنی
irresuscitable
زنده نشدنی
irresoluble
رها نشدنی ول
irremovable
معزول نشدنی
irrelievable
رها نشدنی
irrefragable
تسلیم نشدنی
impracticable
<adj.>
انجام نشدنی
infusible
گداخته نشدنی
infrangible
خرد نشدنی
unfailing
تمام نشدنی
infintesimal
جزخرد نشدنی
unfeasible
<adj.>
انجام نشدنی
unflappable
مایوس نشدنی
inexecutable
<adj.>
انجام نشدنی
non-starters
کار نشدنی
indomitable
رام نشدنی
insatiability
اقناع نشدنی
non-starter
کار نشدنی
haunting
فراموش نشدنی
insolubility
حل نشدنی ناگذاری
insolubly
بطور حل نشدنی
inexhaustibility
تهی نشدنی
indelibly
بطور پاک نشدنی
an inseparable prefix
سر واژه جدا نشدنی
impossible
امکان نا پذیر نشدنی
irredeemable
باز خرید نشدنی
nonerasable storage
انباره پاک نشدنی
prohibited risk
خطر بیمه نشدنی
unrelenting
بیرحم نرم نشدنی
irreducible
ناکاستنی ساده نشدنی
nonperishable items
اقلام فاسد نشدنی
ineffaceably
بطور پاک نشدنی
noninterchanging states
حالتهای تعویض نشدنی
unmanagesble
رام نشدنی شرور
nonerasable storage
حافظه پاک نشدنی
indelible
محو نشدنی ماندگار
illimitable
نامحدود محدود نشدنی
ireversible
دگرگون نشدنی بر نگشتنی
indissoluble
منحل نشدنی ماندگار
inalienable
محروم نشدنی لایتجزا
unequivocal
صریح اشتباه نشدنی
intractably
بطور رام نشدنی
insuppresible
نخواباندنی پامال نشدنی
unequivocally
صریح اشتباه نشدنی
indomitably
بطور رام نشدنی
inseparably
بطور جدا نشدنی
indelibility
پاک نشدنی بودن
irreconcilable
جور نشدنی ناسازگار
infintesimal
کوچک خرد نشدنی
indissolubly
بطور منحل نشدنی
immiscibility
حالت مخلوط نشدنی
ineffaceable
محو نشدنی ماندگار
irremovable
برداشته نشدنی ثابت
irrecoverably
بطور وصول نشدنی
impregnability
استواری ابستن نشدنی
incalculably
بطور شمرده نشدنی
infeasible
غیر عملی اجراء نشدنی
incorrigible
بهبودی ناپذیر درست نشدنی
indestructible
از میان نرفتنی نابود نشدنی
irreparable
مرمت ناپذیر خوب نشدنی
unbeatable
شکست ناپذیر مغلوب نشدنی
impossibility
عدم امکان کار نشدنی
inexcitable
دیر غضب تهیج نشدنی
weatherproof
خراب نشدنی در اثر هوا
inexhaustible
پایان نا پذیر تهی نشدنی
immitigable
سبک نشدنی تسکین ندادنی
irreclaimable
بازیافت نکردنی درست نشدنی
nonexpendable
غیر استهلاکی مصرف نشدنی
insuperable
شکست ناپذیر مغلوب نشدنی
interminable
تمام نشدنی بسیار دراز
incorruptible
فساد نا پذیر منحرف نشدنی
incompressible
فشار نا پذیر خلاصه نشدنی
drainless
پایان ناپذیر تمام نشدنی
unfrequented
دور افتاده تکرار نشدنی
piece part
قطعه سرهم و جدا نشدنی
mumchance
خاموش
h!
خاموش
on/off light
خاموش
uncommunicative
خاموش
soundless
خاموش
on-off button
خاموش
on/off
خاموش
hist
خاموش
whist
خاموش
off
خاموش
extinguished
خاموش
quiescent
خاموش
silent
خاموش
irresolvable
غیر قابل تجزیه جدا نشدنی
inconvincible
اقناع نکردنی شخص متقاعد نشدنی
unfaling
تمام نشدنی کم نیامدنی پایدار با وفا
inappeasable
غیر قابل تسکین قانع نشدنی
irrepealable
غیر قابل الغاء باطل نشدنی
incompressible
کوچک نشدنی غیر قابل تلخیص
extinguishing
خاموش کردن
extinguishes
خاموش کردن
smother
خاموش کردن
suffocate
خاموش کردن
quenching
خاموش کردن
suffocated
خاموش کردن
suffocates
خاموش کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com