Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 49 (4 milliseconds)
English
Persian
lamasery ries
خانقاه کشیشان بودایی در تبت و مغولستان
Other Matches
lama teshu
رئیس کشیشان بودایی مغولستان
lamasery-rise
[خانقاه کشیشان بودایی در تبت]
dalailama
رئیس کشیشان بودایی تبت
tope
گنبد بودایی برج بودایی
priest ridden
زیر نفوذ کشیشان قرار گرفته منکوب کشیشان
sacerdotal
وابسته به کشیشان درخور کشیشان
Mongolia
مغولستان
mongoi
اهل مغولستان
Buddhists
بودایی
Buddhist
بودایی
lamas
کشیش بودایی
lama
کشیش بودایی
lamaistic
وابسته به کشیش بودایی
abbey
خانقاه
clausure
خانقاه
khanaqah
خانقاه
abbeys
خانقاه
clausura
خانقاه
monasteries
خانقاه راهبان
monastery
خانقاه راهبان
friary
صومعه خانقاه
mninster
خانقاه راهبان
parlatory
اطاق پذیذایی در خانقاه راهب ها
priory
دیر یا خانقاه کوچکتر ازصومعه
priories
دیر یا خانقاه کوچکتر ازصومعه
locutory
تالاریا اطاق گفتگو در خانقاه راهبان
calotte
شبکلاه کشیشان
crane design
طرح پرنده درنا
[این طرح بیشتر در فرش چین و مغولستان به نشانه طول عمر بکار می رود.]
hoods
باشلق یا کلاه مخصوص کشیشان
hood
باشلق یا کلاه مخصوص کشیشان
alb
پیراهن سفید و بلند کشیشان
pontifex
عضو شورای کشیشان کاتولیک
soutane
ردای مخصوص کشیشان کاتولیک
sacerdotage
کشیش مابی جماعت کشیشان
dominie
عنوان کشیشان کلیسای هلند
procuratrix
زنی که در خانقاه راهبات کارهای غیر روحانی رااداره میکند
shovel hat
کلاه لبه پهن کشیشان انگلیس
chantry
پولی که وقف کشیشان میشودتابرای مردگان بخوانند
humeral veil
پارچه مستطیل شکلی که کشیشان بر روی شانه می اندازند
your reverence
عنوان کشیشان که برابر است با عناوین قدیمی ایران
his reverence
جناب اقای- عنوان کشیشان که برابراست باعناوین قدیمی ایران
aaronic
از نسل هارون جزو گروه کشیشان پایین درجه مورمن
ark
[نوعی قفسه برای آویزان کردن پوشاک کشیشان در کلیسا]
recessional hymn
سرودیکه هنگام دست کشیدن کشیشان از عبادت نواخته میشود
biretta
یکجور کلاه چهارگوش که کشیشان کلیسای کاتولیک روم بر سر می گذارند
maniple
بازوبندیانواری که کشیشان هنگام انجام ایین ربانی ازبازوی خودمی اویزند
altar-screen
[پرده محراب که رواق خدمتگاه کشیشان را از بقیه جدا می کند که بسیار پر نقش و نگار از جنس سنگ، چوب یا فلز است.]
hagiarchy
حکومت کشیشان وروحانیون حکومت مقدسان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com