Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 217 (11 milliseconds)
English
Persian
tramp
خانه بدوش
tramped
خانه بدوش
tramps
خانه بدوش
landloper
خانه بدوش
landlouper
خانه بدوش
Search result with all words
ranger
ولگرد خانه بدوش
rangers
ولگرد خانه بدوش
vagabond
دربدر خانه بدوش
vagabonds
دربدر خانه بدوش
nomad
خانه بدوش صحرانشین
nomads
خانه بدوش صحرانشین
Bushman
خانه بدوش درافریقای جنوبی
Bushmen
خانه بدوش درافریقای جنوبی
caird
ادم خانه بدوش
gangrel
اواره خانه بدوش
nomadically
بطور خانه بدوش
rover
ولگرد خانه بدوش
Other Matches
carrying
بدوش گرفتن
carried
بدوش گرفتن
horse
بدوش کشیدن
shoulder to shoulder
دوش بدوش
carries
بدوش گرفتن
carry
بدوش گرفتن
shuffle off
بدوش دیگری گذاردن
to take the cross
صلیب بدوش گرفتن
to saddle any one with a task
کاری را بدوش کسی گذاشتن
bird of passage
شخص مهاجر وخانه بدوش
to shuffle off responsibility
مسئولیت را ازخودسلب کردن بدوش ودیگری گذاردن
lady help
زنی که بابانوی خانه هم صحبت است واورادرکارهای خانه یاری میکن
pigenhole
کاغذ دان جعبه مخصوص نامه ها خانه خانه کردن
knife boy
خانه شاگردی که کارش پاک کردن کاردهای سفره است خانه شاگرد
it is but a step to my house
تا خانه ما گامی بیش نیست یک قدم است تا خانه ما
mansion house
خانه بزرگ خانه رسمی شهردار لندن
toft
عرصه خانه ومتعلقات ان خانه رعیتی
hound's tooth check
طرح خانه خانه مورب پارچه
homebody
ادم خانه نشین یا علاقمند به خانه
honeycomb
ارایش شش گوش خانه خانه کردن
houndstooth check
طرح خانه خانه مورب پارچه
our neighbour door
کسیکه خانه اش پهلوی خانه ماست
honeycombs
ارایش شش گوش خانه خانه کردن
tricotine
پارچه زبر لباسی خانه خانه
Honey comb design
طرح خانه زنبوری
[یا بندی لوزی که بطور تکراری کل متن فرش را در بر گرفته و داخل خانه ها با اشکال و گل های مختلف تزپین شده است.]
weigh house
قپاندار خانه ترازودار خانه
garde manger
سرد خانه اشپز خانه
cellular
لانه زنبوری خانه خانه
bagnio
فاحشه خانه جنده خانه
cell
جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
i do not know your house
خانه شما را بلد نیستم نمیدانم خانه شما کجاست
cells
جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
formula
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulas
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulae
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
honey comb
خانه خانه کردن
ranged
یک خانه یا تعدادی خانه
range
یک خانه یا تعدادی خانه
ranges
یک خانه یا تعدادی خانه
the house is in my possession
خانه در تصرف من است خانه در دست من است
rooms
خانه
cellular
خانه خانه
her house
خانه اش
pied-a-terre
خانه
domicile
خانه
materfamilias
زن خانه
pigeon-holes
خانه
room
خانه
cells
خانه
pigeon-hole
خانه
houseroom
جا در خانه
furnace house
خانه
pieds-a-terre
خانه
cell
خانه
her house
خانه ان زن
domiciles
خانه
quarterage
خانه
i was under his roof
در خانه
houseless
بی خانه
lodges
خانه
lodge
خانه
tersellated
خانه خانه
roommates
هم خانه
roommate
هم خانه
lodged
خانه
lar
خانه
shack
خانه
pigeon hole
خانه
honeycomb
خانه خانه
honeycombs
خانه خانه
housing
خانه ها
within doors
در خانه
shacks
خانه
door-to-door
خانه به خانه
lares
خانه
checkered
خانه خانه
dwellings
خانه
door to door
خانه به خانه
house
خانه
socket
خانه
unsheltered
<adj.>
بی خانه
sockets
خانه
housed
خانه
cellulated
خانه خانه
cloisonne
خانه خانه
dwelling
خانه
alveolate
خانه خانه
houses
خانه
homes
خانه
home
خانه
double-fronted
خانه دو در
husbandman
سرپرست خانه
insectary
حشره خانه
keep house
در خانه ماندن
insectarium
حشره خانه
housewifely
خانه دار
housewifery
خانه دار
hub or hub by
خانه دار
bindery
صحاف خانه
i wrote home
برای خانه
keep in
در خانه ماندن
lupanar
فاحشه خانه
lupanar
جنده خانه
departments
وزارت خانه
majordomo
بزرگتر خانه
mansion house
خانه ارباب
materfamilas
بانوی خانه
department
وزارت خانه
materfamilias
بانوی خانه
goodwife
کدبانوی خانه
alveolus
شش خانه حبابچه
kibitka
خانه تاتار
bawdy house
فاحشه خانه
bawdy house
جنده خانه
lake0dwelling
خانه دریاچهای
luft
خانه فرار
baby house
عروسک خانه
armory
اسلحه خانه
active cell
خانه کاری
freemasons hall
فراموش خانه
domatophobia
خانه هراسی
disorderly house
فاحشه خانه
disorderly house
خانه بدنام
dishouse
بی خانه کردن
gynaeceum
خانه اندرونی
house to get
خانه اجارهای
dacha
خانه ییلاقی
custom house
گمرک خانه
home born
خانه زاد
convalescent home
نقاهت خانه
grummet
شاگرد خانه
domicil
مقر خانه
frater
سفره خانه
fuse block
خانه فیوز
gambling house
قمار خانه
earth house
خانه زیرزمینی
dwelling house
خانه مسکونی
dwelling construction
خانه سازی
gaming house
قمار خانه
door lock
کلید خانه
domiciliate
خانه مسکن
domiciliary
مربوط به خانه
coffeehouse
قهوه خانه
homebred
خانه پرورده
cabana
خانه کوچک
butler pantry
ابدار خانه
brick yard
اجرپز خانه
house to let
خانه اجارهای
house top
بام خانه
house work
خانه داری
chancery
دفتر خانه
bordel
فاحشه خانه
bookbindery
صحاف خانه
house agent
دلال خانه
camera obscura
تاریک خانه
coffee shop
قهوه خانه
coffee room
خوارک خانه
coffee house
قهوه خانه
delivery to the home
تحویل در خانه
homemaker
خانه دار
coach house
درشکه خانه
coach house
کالسکه خانه
chop house
خوراک خانه
chequer
خانه شطرنج
caserne
سرباز خانه
household art
فن اداره خانه
housework
کار خانه
double-pile house
خانه دو خوابه
English cottage
خانه ویلایی
farm-house
خانه رعیتی
hermitage
خانه زاهد
out
<adv.>
بیرون از خانه
colombarium
کبوتر خانه
checker
خانه شطرنج
loony bin
دیوانه خانه
loony bins
دیوانه خانه
reading room
قرائت خانه
reading rooms
قرائت خانه
The house burned down .
خانه سوخت
almshouse
یتیم خانه
bastel
خانه مستحکم
bastle
خانه مستحکم
bell-cote
ناقوس خانه
bell-gable
ناقوس خانه
bangaloid growth
خانه ییلاقی
Outside the house.
بیرون از خانه
bordello
[American E]
فاحشه خانه
house of ill repute
فاحشه خانه
bordello
[American E]
جنده خانه
house of ill repute
جنده خانه
boathouses
قایق خانه
poor house
گدا خانه
poor house
مسکین خانه
pump house
تلمبه خانه
pumping station
تلمبه خانه
pumping ststion
تلمبه خانه
ranch house
خانه یک اشکوبه
robe de chambre
لباس خانه
safe house
خانه امن
secretariate
دبیر خانه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com