English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English Persian
summer house خانه تابستانی
Search result with all words
kiosk خانه تابستانی دکه
kiosks خانه تابستانی دکه
Other Matches
aestival تابستانی ناخوشی تابستانی
summers تابستانی
summer تابستانی
estival تابستانی
summer solstic انقلاب تابستانی
summer schools مدرسه تابستانی
summer solstice انقلاب تابستانی
vacation camp [American E] پایگاه تابستانی
daylight saving time ساعت تابستانی
zucchini کدوی تابستانی
aestivation رخوت تابستانی
estival ناخوشی تابستانی
summer schools کلاس تابستانی
summer school کلاس تابستانی
summer pudding پودینگ تابستانی
gazeboo عمارت تابستانی
summer school مدرسه تابستانی
summery شبیه تابستان تابستانی
cocozelle کدوی قلیانی تابستانی
summer draft خط ارتفاع بار تابستانی کشتی
summer bed of a river بستر تابستانی رودخانه مسیل
dry skiing تمرینات تابستانی اسکی درسالن
summer draft سطح بار امن تابستانی
lady help زنی که بابانوی خانه هم صحبت است واورادرکارهای خانه یاری میکن
pigenhole کاغذ دان جعبه مخصوص نامه ها خانه خانه کردن
knife boy خانه شاگردی که کارش پاک کردن کاردهای سفره است خانه شاگرد
it is but a step to my house تا خانه ما گامی بیش نیست یک قدم است تا خانه ما
gazebo عمارت تابستانی که چشم اندازخوبی داشته باشد
mansion house خانه بزرگ خانه رسمی شهردار لندن
honeycombs ارایش شش گوش خانه خانه کردن
honeycomb ارایش شش گوش خانه خانه کردن
homebody ادم خانه نشین یا علاقمند به خانه
houndstooth check طرح خانه خانه مورب پارچه
hound's tooth check طرح خانه خانه مورب پارچه
toft عرصه خانه ومتعلقات ان خانه رعیتی
tricotine پارچه زبر لباسی خانه خانه
our neighbour door کسیکه خانه اش پهلوی خانه ماست
Honey comb design طرح خانه زنبوری [یا بندی لوزی که بطور تکراری کل متن فرش را در بر گرفته و داخل خانه ها با اشکال و گل های مختلف تزپین شده است.]
garde manger سرد خانه اشپز خانه
cellular لانه زنبوری خانه خانه
weigh house قپاندار خانه ترازودار خانه
bagnio فاحشه خانه جنده خانه
cell جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
i do not know your house خانه شما را بلد نیستم نمیدانم خانه شما کجاست
cells جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
aestivate رخوت تابستانی داشتن تابستان را بحال رخوت گذراندن
formula الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulae الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulas الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
ranges یک خانه یا تعدادی خانه
ranged یک خانه یا تعدادی خانه
range یک خانه یا تعدادی خانه
honey comb خانه خانه کردن
the house is in my possession خانه در تصرف من است خانه در دست من است
pigeon-holes خانه
housing خانه ها
rooms خانه
room خانه
honeycombs خانه خانه
cells خانه
furnace house خانه
materfamilias زن خانه
her house خانه ان زن
houseroom جا در خانه
honeycomb خانه خانه
lar خانه
cell خانه
lares خانه
pied-a-terre خانه
pigeon-hole خانه
domicile خانه
roommates هم خانه
roommate هم خانه
door to door خانه به خانه
door-to-door خانه به خانه
lodge خانه
her house خانه اش
lodged خانه
lodges خانه
houseless بی خانه
quarterage خانه
within doors در خانه
i was under his roof در خانه
cellular خانه خانه
shack خانه
domiciles خانه
pigeon hole خانه
tersellated خانه خانه
pieds-a-terre خانه
cellulated خانه خانه
houses خانه
double-fronted خانه دو در
alveolate خانه خانه
shacks خانه
house خانه
housed خانه
cloisonne خانه خانه
dwelling خانه
dwellings خانه
checkered خانه خانه
unsheltered <adj.> بی خانه
sockets خانه
home خانه
socket خانه
homes خانه
house to get خانه اجارهای
hub or hub by خانه دار
house to let خانه اجارهای
house top بام خانه
housewifery خانه دار
housewifely خانه دار
bawdy house جنده خانه
household art فن اداره خانه
house work خانه داری
secretariate دبیر خانه
husbandman سرپرست خانه
departments وزارت خانه
luft خانه فرار
landlouper خانه بدوش
landloper خانه بدوش
lake0dwelling خانه دریاچهای
kibitka خانه تاتار
keep in در خانه ماندن
keep house در خانه ماندن
armory اسلحه خانه
active cell خانه کاری
baby house عروسک خانه
insectary حشره خانه
insectarium حشره خانه
i wrote home برای خانه
alveolus شش خانه حبابچه
department وزارت خانه
dwelling house خانه مسکونی
gaming house قمار خانه
disorderly house خانه بدنام
delivery to the home تحویل در خانه
dacha خانه ییلاقی
custom house گمرک خانه
convalescent home نقاهت خانه
goodwife کدبانوی خانه
coffeehouse قهوه خانه
coffee shop قهوه خانه
disorderly house فاحشه خانه
domatophobia خانه هراسی
domicil مقر خانه
earth house خانه زیرزمینی
dwelling construction خانه سازی
door lock کلید خانه
domiciliate خانه مسکن
frater سفره خانه
freemasons hall فراموش خانه
domiciliary مربوط به خانه
fuse block خانه فیوز
gambling house قمار خانه
grummet شاگرد خانه
gynaeceum خانه اندرونی
cabana خانه کوچک
house agent دلال خانه
butler pantry ابدار خانه
brick yard اجرپز خانه
bordel فاحشه خانه
bookbindery صحاف خانه
homemaker خانه دار
bindery صحاف خانه
bawdy house فاحشه خانه
camera obscura تاریک خانه
caserne سرباز خانه
chancery دفتر خانه
coffee room خوارک خانه
coffee house قهوه خانه
coach house درشکه خانه
dishouse بی خانه کردن
home born خانه زاد
coach house کالسکه خانه
chop house خوراک خانه
homebred خانه پرورده
chequer خانه شطرنج
lupanar فاحشه خانه
houseroom اتاق خانه
colombarium کبوتر خانه
double-pile house خانه دو خوابه
English cottage خانه ویلایی
farm-house خانه رعیتی
hermitage خانه زاهد
out <adv.> بیرون از خانه
checker خانه شطرنج
bangaloid growth خانه ییلاقی
housework کار خانه
loony bin دیوانه خانه
loony bins دیوانه خانه
reading room قرائت خانه
reading rooms قرائت خانه
Outside the house. بیرون از خانه
The house burned down . خانه سوخت
almshouse یتیم خانه
bastel خانه مستحکم
bastle خانه مستحکم
bell-cote ناقوس خانه
bell-gable ناقوس خانه
bordello [American E] فاحشه خانه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com