English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (32 milliseconds)
English Persian
houseclean خانه تکانی کردن
Other Matches
spring-cleaning خانه تکانی بهاره
spring cleaning خانه تکانی درفصل بهار
pigenhole کاغذ دان جعبه مخصوص نامه ها خانه خانه کردن
knife boy خانه شاگردی که کارش پاک کردن کاردهای سفره است خانه شاگرد
half cap سلام با اندک تکانی درکلاه
honeycomb ارایش شش گوش خانه خانه کردن
honeycombs ارایش شش گوش خانه خانه کردن
honey comb خانه خانه کردن
lady help زنی که بابانوی خانه هم صحبت است واورادرکارهای خانه یاری میکن
it is but a step to my house تا خانه ما گامی بیش نیست یک قدم است تا خانه ما
mansion house خانه بزرگ خانه رسمی شهردار لندن
tricotine پارچه زبر لباسی خانه خانه
our neighbour door کسیکه خانه اش پهلوی خانه ماست
homebody ادم خانه نشین یا علاقمند به خانه
toft عرصه خانه ومتعلقات ان خانه رعیتی
hound's tooth check طرح خانه خانه مورب پارچه
houndstooth check طرح خانه خانه مورب پارچه
Honey comb design طرح خانه زنبوری [یا بندی لوزی که بطور تکراری کل متن فرش را در بر گرفته و داخل خانه ها با اشکال و گل های مختلف تزپین شده است.]
dishouse بی خانه کردن
garde manger سرد خانه اشپز خانه
weigh house قپاندار خانه ترازودار خانه
bagnio فاحشه خانه جنده خانه
cellular لانه زنبوری خانه خانه
housekeep خانه داری کردن
houseclean خانه راتمیز کردن
to do up خانه خراب کردن
upholster مبلمان کردن خانه
To rent(lease) a house. خانه ای رااجاره کردن
to bring to ruin خانه خراب کردن
graticule چهار خانه کردن
to keep house خانه داری کردن
keep house خانه داری کردن
pages خانه شاگرد پیشخدمتی کردن
To collect (pack)the household goods. اسباب خانه را جمع کردن
paged خانه شاگرد پیشخدمتی کردن
page خانه شاگرد پیشخدمتی کردن
to repair the roof بام [خانه] را تعمیر کردن
have over <idiom> شخصی را به خانه خود دعوت کردن
move in به خانه تازه اسباب کشی کردن
cell جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
i do not know your house خانه شما را بلد نیستم نمیدانم خانه شما کجاست
cells جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
To vacate a house. خانه ای را خالی کردن ( بلند شدن از محل )
formulae الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulas الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formula الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
to go away ترک کردن [خانه یا شهر] برای چند مدتی
to go to ترک کردن [خانه یا شهر] برای چند مدتی
ranged یک خانه یا تعدادی خانه
ranges یک خانه یا تعدادی خانه
range یک خانه یا تعدادی خانه
the house is in my possession خانه در تصرف من است خانه در دست من است
houseroom جا در خانه
pieds-a-terre خانه
room خانه
rooms خانه
cells خانه
pied-a-terre خانه
within doors در خانه
checkered خانه خانه
i was under his roof در خانه
cell خانه
cellulated خانه خانه
lares خانه
lar خانه
tersellated خانه خانه
house خانه
homes خانه
houseless بی خانه
furnace house خانه
housing خانه ها
honeycomb خانه خانه
lodges خانه
door to door خانه به خانه
door-to-door خانه به خانه
lodged خانه
dwelling خانه
dwellings خانه
honeycombs خانه خانه
home خانه
houses خانه
cellular خانه خانه
materfamilias زن خانه
quarterage خانه
roommates هم خانه
shacks خانه
sockets خانه
lodge خانه
shack خانه
roommate هم خانه
cloisonne خانه خانه
alveolate خانه خانه
double-fronted خانه دو در
pigeon-holes خانه
pigeon-hole خانه
pigeon hole خانه
unsheltered <adj.> بی خانه
domicile خانه
domiciles خانه
housed خانه
socket خانه
her house خانه ان زن
her house خانه اش
bordello [American E] فاحشه خانه
observatory رصد خانه
house of ill repute فاحشه خانه
hovel خانه رعیتی
quarters محل خانه ها
observatories رصد خانه
homeowner صاحب خانه
cell خانه جدول
cells خانه جدول
tray جعبه دو خانه
hovels خانه رعیتی
trays جعبه دو خانه
home-grown محصول خانه
homeowners صاحب خانه
darkrooms تاریک خانه
householder خانه دار
dispensary نقاهت خانه
dovecots خانه کبوتران
dispensaries نقاهت خانه
dovecotes خانه کبوتران
presbyteries خانه کشیش
houseproud خانه سرفراز
presbytery خانه کشیش
manse خانه مسکونی
households مستخدمین خانه
householder مالک خانه
armory اسلحه خانه
darkroom تاریک خانه
householders مالک خانه
household مستخدمین خانه
quitting تخلیه خانه
householders خانه دار
keep in در خانه ماندن
quit تخلیه خانه
manses خانه مسکونی
kibitka خانه تاتار
landloper خانه بدوش
landlouper خانه بدوش
furniture اثاث خانه
houseproud دلخوش به خانه
houseboys خانه شاگرد
houseboy خانه شاگرد
keep house در خانه ماندن
lake0dwelling خانه دریاچهای
dovecote خانه کبوتران
alveolus شش خانه حبابچه
active cell خانه کاری
pumping ststion تلمبه خانه
pumping station تلمبه خانه
pump house تلمبه خانه
housework کار خانه
tramps خانه بدوش
house arrest بازداشت در خانه
thrifty خانه دار
domiciliate خانه مسکن
mobile homes خانه متحرک
toll house راهدار خانه
panel house جنده خانه
door lock کلید خانه
tower house خانه برجی
orphon a یتیم خانه
orphan asylum یتیم خانه
serf خانه زاد
serfs خانه زاد
opposite to the house روبروی خانه
mobile home خانه متحرک
domiciliary مربوط به خانه
maisonettes خانه کوچک
maisonette خانه کوچک
morgue مرده خانه
morgues مرده خانه
departments وزارت خانه
department وزارت خانه
toft خانه یا ملحقات ان
domatophobia خانه هراسی
domicil مقر خانه
opposite the house مقابل خانه
mansion house خانه ارباب
earth house خانه زیرزمینی
notbility خانه داری
builders خانه ساز
powerhouse موتور خانه
powerhouses موتور خانه
builder خانه ساز
mistress of the house بانوی خانه
villa خانه ییلاقی
dwelling house خانه مسکونی
opposite the house روبروی خانه
onstead خانه با متعلقات
onstead خانه رعیتی
housecoat لباس خانه
vegetable soil خانه باغی
housecoats لباس خانه
wanigan خانه سیار
wash house رختشوی خانه
materfamilas بانوی خانه
materfamilias بانوی خانه
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com