Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (35 milliseconds)
English
Persian
housekeep
خانه داری کردن
keep house
خانه داری کردن
to keep house
خانه داری کردن
Other Matches
notbility
خانه داری
house work
خانه داری
menage
خانه داری
housekeeping
خانه داری
thrift
خانه داری
light housekeeping
کارهای خانه داری
home economics
اقتصاد خانه داری
household art
اصول خانه داری
house keeping operation
اعمال خانه داری
housewifely
از روی خانه داری یا صرفه جوئی
carpet sweeper
جارو نپتون
[نظافت]
[خانه داری]
pigenhole
کاغذ دان جعبه مخصوص نامه ها خانه خانه کردن
knife boy
خانه شاگردی که کارش پاک کردن کاردهای سفره است خانه شاگرد
housekeeping
عملیات کامپیوتری که مستقیما" کمکی برای بدست اوردن نتایج مطلوب نمیکنداما قسمت ضروری یک برنامه مانند راه اندازی مقدمه چینی و عملیات پاکسازی است خانه داری
honeycombs
ارایش شش گوش خانه خانه کردن
honeycomb
ارایش شش گوش خانه خانه کردن
dude ranch
گله داری واسب سواری وحشم داری
statecraft
کشور داری ملک داری
You deserve it.
حق داری ( استحقاق آنرا داری )
baby-sat
بچه داری کردن
To keep late nights
[hours]
شب زنده داری کردن
to keep shop
دکان داری کردن
to possess oneself
خود داری کردن
refrained
خود داری کردن
explicit rent
اجاره داری کردن
run the show
اختیار داری کردن
attorn
اجاره داری کردن
wakes
شب زنده داری کردن
refrain
خود داری کردن
to rule the roast
اختیار داری کردن
get by
نگه داری کردن
refraining
خود داری کردن
wake
شب زنده داری کردن
waked
شب زنده داری کردن
baby-sitting
بچه داری کردن
baby-sits
بچه داری کردن
refrains
خود داری کردن
baby sit
بچه داری کردن
baby-sit
بچه داری کردن
to govern one's passions
خود داری کردن
natarize
محضر داری کردن گواهی رسمی کردن
honey comb
خانه خانه کردن
roister
عیاشی و شب زنده داری کردن
to have custody of
نگهداری یا امانت داری کردن از
to contain one self
خود داری یا حوصله کردن
to run the show
در کاری اختیار داری کردن
to flinch the flagon
ازخوردن نوشابه خود داری کردن
to keb at a lamb
ازشیردادن به بره خود داری کردن
to recede from an engagement
از افهار عقیدهای خود داری کردن
to recede from an opinicn
ازافهار عقیدهای خود داری کردن
gange
باسیم نازک نگاه داری کردن
to keep oneself to oneself
ازامیزش بادیگران خود داری کردن
lucubrate
شب زنده داری کردن وزحمت کشیدن
proctorize
زیر انضیاط در اوردن اختیاری داری کردن بر
collapse capitalism
فروپاشی سرمایه داری سقوط سرمایه داری
lady help
زنی که بابانوی خانه هم صحبت است واورادرکارهای خانه یاری میکن
it is but a step to my house
تا خانه ما گامی بیش نیست یک قدم است تا خانه ما
marxist economics
نظام اقتصادی که در ان افکارکارل مارکس و طرفدارانش مد نظر است و بر اساس ان استثمار نظام سرمایه داری سرانجام کارگران را فقیرخواهد ساخت و عاقبت بحرانهای اقتصادی و سقوط نظام سرمایه داری را بوجودخواهد اورد
mansion house
خانه بزرگ خانه رسمی شهردار لندن
toft
عرصه خانه ومتعلقات ان خانه رعیتی
houndstooth check
طرح خانه خانه مورب پارچه
hound's tooth check
طرح خانه خانه مورب پارچه
homebody
ادم خانه نشین یا علاقمند به خانه
tricotine
پارچه زبر لباسی خانه خانه
our neighbour door
کسیکه خانه اش پهلوی خانه ماست
Honey comb design
طرح خانه زنبوری
[یا بندی لوزی که بطور تکراری کل متن فرش را در بر گرفته و داخل خانه ها با اشکال و گل های مختلف تزپین شده است.]
dishouse
بی خانه کردن
weigh house
قپاندار خانه ترازودار خانه
garde manger
سرد خانه اشپز خانه
cellular
لانه زنبوری خانه خانه
bagnio
فاحشه خانه جنده خانه
houseclean
خانه راتمیز کردن
To rent(lease) a house.
خانه ای رااجاره کردن
to do up
خانه خراب کردن
upholster
مبلمان کردن خانه
to bring to ruin
خانه خراب کردن
houseclean
خانه تکانی کردن
graticule
چهار خانه کردن
pages
خانه شاگرد پیشخدمتی کردن
paged
خانه شاگرد پیشخدمتی کردن
page
خانه شاگرد پیشخدمتی کردن
To collect (pack)the household goods.
اسباب خانه را جمع کردن
to repair the roof
بام
[خانه]
را تعمیر کردن
have over
<idiom>
شخصی را به خانه خود دعوت کردن
move in
به خانه تازه اسباب کشی کردن
cell
جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
cells
جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
i do not know your house
خانه شما را بلد نیستم نمیدانم خانه شما کجاست
To vacate a house.
خانه ای را خالی کردن ( بلند شدن از محل )
capitalism
کاپیتالیزم سیستم سرمایه داری سیستم سرمایه گرایی سرمایه داری
formulas
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formula
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulae
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
to go to
ترک کردن
[خانه یا شهر]
برای چند مدتی
to go away
ترک کردن
[خانه یا شهر]
برای چند مدتی
ranges
یک خانه یا تعدادی خانه
ranged
یک خانه یا تعدادی خانه
range
یک خانه یا تعدادی خانه
the house is in my possession
خانه در تصرف من است خانه در دست من است
tensility
کش داری
blind man's buff
از من داری
wet storage
تر داری
grittiness
شن داری
bigamy
دو زن داری
vigils
شب زنده داری
household art
هنرخانه داری
tenure
اجاره داری
wakefulness
شب زنده داری
night waking
شب زنده داری
incumbency
عهده داری
leasehold
اجاره داری
fisk
خزانه داری
waked
شب زنده داری
wake
شب زنده داری
fasting
روزه داری
vigil
شب زنده داری
capitalism
سرمایه داری
slaveholding
برده داری
treasury general
خرانه داری کل
non commital
خود داری
viscosity
شیره داری
patchiness
وصله داری
pernoctation
شب زنده داری
tresury general
خزانه داری کل
serrulation
دندانه داری
tenancies
اجاره داری
slavery
برده داری
trusteedhip
امانت داری
trusteeship
امانت داری
farming
مزرعه داری
retenv
خود داری
treasurership
خزانه داری
spinosity
سیخ داری
stigmatism
خال داری
Exchequer
خزانه داری
tenancy
اجاره داری
bursary
خزانه داری
bursaries
خزانه داری
altruism
همگونه داری
communism
مردم داری
sang-froid
خود داری
lucubration
شب زنده داری
sang froid
خود داری
rhythmicity
نواخت داری
bulkiness
تنه داری
angulation
زاویه داری
bulkiness
جثه داری
vigilance
شب زنده داری
refusals
خود داری رد
leasing
اجاره داری
refusal
خود داری رد
cellarge
حق انبار داری
abstinence;or abstinency
خود داری
charges
عهده داری
bank protection
ساحل داری
angularity
زاویه داری
self restraint
خود داری
bean caper
پیرسن داری
blind mans buff
ازمن داری
anti capitalist
ضد سرمایه داری
conchiferous
داری صدف
quartermasters
سررشته داری
creaminess
خامه داری
quartermaster
سررشته داری
treasury
خزانه داری
dry storage
خشک داری
angularity
گوشه داری
continenece
خود داری
wakes
شب زنده داری
charge
عهده داری
mixed capitalism
سرمایه داری مختلط
advanced capitalism
سرمایه داری پیشرفته
day nursery
بچه داری در روز
refrainment
خود داری اجتناب
capitalist countries
کشورهای سرمایه داری
quartermasters
رسته سررشته داری
procurator general
کفیل خزانه داری
spatiality
فضا داری فضائیت
precapitalism
ماقبل سرمایه داری
keeps
حفافت امانت داری
keep
حفافت امانت داری
quartermaster
رسته سررشته داری
holding
متصرفی اجاره داری
succulence
اب داری حالت ابکی
How old are you?Whats your age?
چند سال داری ؟
day nurseries
بچه داری در روز
bourgeoisie
سرمایه داری بورژوازی
nolle proseequi
خود داری از پی کرد
precapitalism
پیش از سرمایه داری
joint tenancy
شرکت در اجاره داری
angularity
زاویه داری لاغری
chests
تابوت خزانه داری
What do you feel like having today?
امروز تو به چه اشتها داری؟
industrial capitalism
سرمایه داری صنعتی
double entry
دفتر داری مضاعف
capitalist system
نظام سرمایه داری
chamberlainship
پرده داری گنجوری
continence
خویشتن داری پرهیزگاری
chest
تابوت خزانه داری
joint tenancy
اجاره داری مشترک
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com