Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English
Persian
double-pile house
خانه دو خوابه
Search result with all words
three bedroom residence
خانه سه اطاق خوابه
tow bedroom residence
خانه دو اطاق خوابه
Other Matches
His new luxury mansion is a dar cry from the one bedroom cottage he lived in as a child.
عمارت لوکس جدیدش کجا و کلبه یک خوابه ای که کودکی اش را در آن به سر برد کجا.
lady help
زنی که بابانوی خانه هم صحبت است واورادرکارهای خانه یاری میکن
pigenhole
کاغذ دان جعبه مخصوص نامه ها خانه خانه کردن
knife boy
خانه شاگردی که کارش پاک کردن کاردهای سفره است خانه شاگرد
it is but a step to my house
تا خانه ما گامی بیش نیست یک قدم است تا خانه ما
mansion house
خانه بزرگ خانه رسمی شهردار لندن
our neighbour door
کسیکه خانه اش پهلوی خانه ماست
honeycombs
ارایش شش گوش خانه خانه کردن
honeycomb
ارایش شش گوش خانه خانه کردن
homebody
ادم خانه نشین یا علاقمند به خانه
hound's tooth check
طرح خانه خانه مورب پارچه
houndstooth check
طرح خانه خانه مورب پارچه
tricotine
پارچه زبر لباسی خانه خانه
toft
عرصه خانه ومتعلقات ان خانه رعیتی
Honey comb design
طرح خانه زنبوری
[یا بندی لوزی که بطور تکراری کل متن فرش را در بر گرفته و داخل خانه ها با اشکال و گل های مختلف تزپین شده است.]
cellular
لانه زنبوری خانه خانه
bagnio
فاحشه خانه جنده خانه
weigh house
قپاندار خانه ترازودار خانه
garde manger
سرد خانه اشپز خانه
cell
جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
i do not know your house
خانه شما را بلد نیستم نمیدانم خانه شما کجاست
cells
جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
formula
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulas
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulae
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
range
یک خانه یا تعدادی خانه
honey comb
خانه خانه کردن
ranged
یک خانه یا تعدادی خانه
ranges
یک خانه یا تعدادی خانه
the house is in my possession
خانه در تصرف من است خانه در دست من است
cellulated
خانه خانه
shacks
خانه
pigeon hole
خانه
within doors
در خانه
cell
خانه
houseless
بی خانه
double-fronted
خانه دو در
shack
خانه
i was under his roof
در خانه
roommate
هم خانه
cloisonne
خانه خانه
pigeon-hole
خانه
pigeon-holes
خانه
furnace house
خانه
honeycomb
خانه خانه
honeycombs
خانه خانه
her house
خانه اش
her house
خانه ان زن
housing
خانه ها
lodge
خانه
tersellated
خانه خانه
domiciles
خانه
domicile
خانه
lodged
خانه
lodges
خانه
rooms
خانه
cells
خانه
alveolate
خانه خانه
home
خانه
houses
خانه
unsheltered
<adj.>
بی خانه
dwelling
خانه
materfamilias
زن خانه
dwellings
خانه
pieds-a-terre
خانه
roommates
هم خانه
housed
خانه
homes
خانه
checkered
خانه خانه
socket
خانه
houseroom
جا در خانه
sockets
خانه
house
خانه
pied-a-terre
خانه
cellular
خانه خانه
lar
خانه
door-to-door
خانه به خانه
door to door
خانه به خانه
room
خانه
quarterage
خانه
lares
خانه
builders
خانه ساز
farm house
خانه رعیتی
poor house
مسکین خانه
vegetable soil
خانه باغی
schoolhouse
خانه مدیراموزشگاه
farmhouse
خانه رعیتی
farmhouses
خانه رعیتی
schoolhouses
خانه مدیراموزشگاه
bawdy house
فاحشه خانه
bawdy house
جنده خانه
houseboys
خانه شاگرد
baby house
عروسک خانه
bindery
صحاف خانه
statehouses
خانه ملت
bookbindery
صحاف خانه
chequer
خانه شطرنج
thrift
خانه داری
chancery
دفتر خانه
housework
کار خانه
caserne
سرباز خانه
camera obscura
تاریک خانه
tower house
خانه برجی
statehouse
خانه ملت
cabana
خانه کوچک
butler pantry
ابدار خانه
refineries
تصفیه خانه
observatories
رصد خانه
refinery
تصفیه خانه
brick yard
اجرپز خانه
bordel
فاحشه خانه
houseroom
اتاق خانه
wanigan
خانه سیار
houseproud
دلخوش به خانه
homeowners
صاحب خانه
houseboat
خانه قایقی
homeowner
صاحب خانه
home-grown
محصول خانه
boathouses
قایق خانه
department
وزارت خانه
domestic
خانه دار
active cell
خانه کاری
boy
خانه شاگرد
departments
وزارت خانه
boys
خانه شاگرد
furniture
اثاث خانه
cottage
خانه روستایی
boathouse
قایق خانه
alveolus
شش خانه حبابچه
housewifery
خانه دار
house arrest
بازداشت در خانه
houseproud
خانه سرفراز
wash house
رختشوی خانه
houseboy
خانه شاگرد
mobile home
خانه متحرک
canteen
سفره خانه
canteens
سفره خانه
observatory
رصد خانه
mobile homes
خانه متحرک
menage
خانه داری
houseboats
خانه قایقی
builder
خانه ساز
armory
اسلحه خانه
cottages
خانه روستایی
chop house
خوراک خانه
systems house
خانه سیستم ها
secretariate
دبیر خانه
safe house
خانه امن
keep house
در خانه ماندن
keep in
در خانه ماندن
kibitka
خانه تاتار
lake0dwelling
خانه دریاچهای
landloper
خانه بدوش
landlouper
خانه بدوش
robe de chambre
لباس خانه
ranch house
خانه یک اشکوبه
spence
ابدار خانه
insectary
حشره خانه
insectarium
حشره خانه
housewifely
خانه دار
summer house
خانه تابستانی
hub or hub by
خانه دار
husbandman
سرپرست خانه
steading
خانه رعیتی
steading
خانه با متعلقات
stay at home
خانه نشین
spinsterhood
خانه ماندگی
i wrote home
برای خانه
spense
ابدار خانه
pumping ststion
تلمبه خانه
pumping station
تلمبه خانه
pesthouse
خسته خانه
notbility
خانه داری
onstead
خانه رعیتی
onstead
خانه با متعلقات
pest house
خسته خانه
opposite the house
روبروی خانه
opposite the house
مقابل خانه
opposite to the house
روبروی خانه
orphan asylum
یتیم خانه
orphon a
یتیم خانه
photographer's studio
عکاس خانه
pigeonhole
خانه قفسه
pinacotheca
نگار خانه
luft
خانه فرار
lupanar
فاحشه خانه
lupanar
جنده خانه
majordomo
بزرگتر خانه
mansion house
خانه ارباب
pump house
تلمبه خانه
materfamilas
بانوی خانه
materfamilias
بانوی خانه
mistress of the house
بانوی خانه
poor house
گدا خانه
panel house
جنده خانه
teahouse
چای خانه
disorderly house
خانه بدنام
disorderly house
فاحشه خانه
domatophobia
خانه هراسی
domicil
مقر خانه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com