English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
the house was highly rated خانه رازیاد تقویم کردند
Other Matches
Our children have all left home now, but [except] [bar] one. همه بچه های ما خانه را ترک کردند به غیر از یکی.
to strain one's eyes چشم خود رازیاد خسته کردن
gregorian calendar تقویم یا گاهنامه گریگوری تقویم مسیحی
almanac تقویم سالیانه تقویم نجومی
almanacks تقویم سالیانه تقویم نجومی
almanacs تقویم سالیانه تقویم نجومی
lady help زنی که بابانوی خانه هم صحبت است واورادرکارهای خانه یاری میکن
pigenhole کاغذ دان جعبه مخصوص نامه ها خانه خانه کردن
knife boy خانه شاگردی که کارش پاک کردن کاردهای سفره است خانه شاگرد
it is but a step to my house تا خانه ما گامی بیش نیست یک قدم است تا خانه ما
mansion house خانه بزرگ خانه رسمی شهردار لندن
our neighbour door کسیکه خانه اش پهلوی خانه ماست
honeycombs ارایش شش گوش خانه خانه کردن
honeycomb ارایش شش گوش خانه خانه کردن
homebody ادم خانه نشین یا علاقمند به خانه
tricotine پارچه زبر لباسی خانه خانه
hound's tooth check طرح خانه خانه مورب پارچه
toft عرصه خانه ومتعلقات ان خانه رعیتی
houndstooth check طرح خانه خانه مورب پارچه
Honey comb design طرح خانه زنبوری [یا بندی لوزی که بطور تکراری کل متن فرش را در بر گرفته و داخل خانه ها با اشکال و گل های مختلف تزپین شده است.]
he was refused employment کردند
cellular لانه زنبوری خانه خانه
weigh house قپاندار خانه ترازودار خانه
bagnio فاحشه خانه جنده خانه
garde manger سرد خانه اشپز خانه
they mulcted him او را جریمه کردند
they proclaimed him sovereign اعلان کردند
The trees are in bloom . درختها گه کردند
they put their heads together با هم مشورت کردند
ratings تقویم
rating تقویم
evaluation تقویم
evaluations تقویم
calender تقویم
calendars تقویم
desktop تقویم
calendar تقویم
appraisals تقویم
appraisal تقویم
valuations تقویم
valuation تقویم
It was required of me . They imposed it on me . آنرا به من تکلیف کردند
They pinched my keys. کلیدهایم رابلند کردند
They greeted each other. با هم سلام وتعارف کردند
They escaped under cover of darkness. درتاریکی شب فرار کردند
what a ready welcome i found! چه حسن استقبالی از من کردند !
they had words باهم نزاع کردند
he was sent to england به انگلیس اعزام کردند
potsdom agreement تاکید وتشریح کردند
they put up a good fight جنگ خوبی کردند
appraiser تقویم کننده
assessed تقویم کردن
assesses تقویم کردن
assess تقویم کردن
appraisable قابل تقویم
ephermeris تقویم نجومی
assessment تقویم براورد
assessments تقویم براورد
assessing تقویم کردن
almanach تقویم نجومی
address calendar تقویم نجومی
information processing تقویم اخبار
julain date تقویم ژولین
calendars تقویم ورزشی
ephemeris تقویم نجومی
calendar تقویم ورزشی
valuing تقویم کردن
values تقویم کردن
air almanac تقویم هوانوردی
estimating تخمین تقویم
estimates تخمین تقویم
evaluate تقویم کردن
evaluated تقویم کردن
evaluates تقویم کردن
evaluating تقویم کردن
apprise تقویم کردن
apprises تقویم کردن
apprising تقویم کردن
estimate تخمین تقویم
estimated تخمین تقویم
value تقویم کردن
His path was strewn with flowers . مقدم اورا گلباران کردند
bombers raided the city بمب افگن ها ان شهررابمباران کردند
its was extended مدت اعتبارانرا دراز کردند
They beat each other black and blue. همدیگر را خونین ومالین کردند
They were talking in Spanish . بزبان اسپانیولی صحبت می کردند
The kids stamped on the ants . بچه ها مورچه را با لگه له می کردند
They changed seats . صندلی هایشان را با هم عوض کردند
they poured toward that city سوی ان شهر هجوم کردند
they were made one یعنی باهم عروسی کردند
He was deported from Iran. اورااز ایران اخراج کردند
i do not know your house خانه شما را بلد نیستم نمیدانم خانه شما کجاست
cell جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
cells جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
clock calendar board تخته ساعت / تقویم
assessable قابل ارزیابی یا تقویم
appraisement تقویم و ارزیابی مال
misvalue اشتباها تقویم کردن
estimation پیش بینی تقویم
appraisal تقویم ارزیابی کردن
misestimate بناحق تقویم کردن
estimations پیش بینی تقویم
anno hegirae مطابق تقویم هجری
kalendar تقویم گاه نما
appraisals تقویم ارزیابی کردن
They shook hand and made up. با یکدیگر دست دادند وآشتی کردند
They searched the whole town . تمام شهر را گشتند ( جستجو کردند )
he was engagedon probation بعنوان کاراموزی اورا استخدام کردند
Fatimid [پادشاهان اسلامی که در مصر حکومت می کردند.]
The soldirs leg was amputated . پای سرباز را قطع کردند ( بریدند )
He was framed. برایش پاپوش دوختند ( توطئه کردند )
bombers raided the city بمب افگن هابران شهرحمله کردند
he paid through the nose زیاد به او تحمیل کردند گوشش را بریدند
the exercised thier veto انها حق وتوی خود را اعمال کردند
she was shot for a spy اورابه تهمت جاروزی تیرباران کردند
We sent for the doctor. برای ما این دکتر را صدا کردند.
I had my car broken into last week. هفته پیش از ماشینم دزدی کردند.
formulae الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulas الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formula الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
appraises تقویم کردن تخمین زدن
September نهمین ماه تقویم مسیحی
appraise تقویم کردن تخمین زدن
evaluations ارزیابی کردن تقویم اخبار
appraised تقویم کردن تخمین زدن
ratable قابل تقویم مشمول مالیات
ratable مشمول مالیات قابل تقویم
rateable مشمول مالیات قابل تقویم
appraising تقویم کردن تخمین زدن
evaluation ارزیابی کردن تقویم اخبار
inns of chancery عمارتی در لندن که بیشترشاگردانش حقوق در ان زندگی می کردند
they howled the speaker down سخنگوراباجیغ وداد وادار به پایین امدن کردند
Everybody condemned his foolish behaviour . همه رفتار نادرست اورا محکوم کردند
knickerbocker زاده هلندی هایی که به york new کوچ کردند
They I got confused . آنقدر ازمن سؤال کردند که گیج شدم
corinthian brass or bronze یکجور مفرغ که ازسیم و زرومس ترکیب می کردند
The bandits stripped him of all his belongines . دزدهای سر گردنه ( راهزنان ) اورا لخت کردند
assessment تقویم ارزیابی به منظور تعیین مالیات
assessments تقویم ارزیابی به منظور تعیین مالیات
Persian [Iranian ] calendar گاه شماری ایرانی [تقویم فارسی]
undervaluation تقویم یاارزیابی کمتر ازمیزان واقعی
The planes pin- pointed the enemy targets . هواپیما ها گشتند تا هدفهای دشمن را دقیق پیدا کردند
The victors demanded unconditional surrender . فاتحین تقاضای تسلیم بدون قید وشرط کردند
Shoppers were scrambling to get the best bargains. خریداران تقلا می کردند بهترین معامله را داشته باشند.
appraising تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
appraise تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
appraised تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
syntheses استنتاج تفسیر و تقویم اخبار در کسب اطلاعات
appraises تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
synthesis استنتاج تفسیر و تقویم اخبار در کسب اطلاعات
Boer سفید پوستی که نیاکانش در قرن هفدهم از هلند کوچ کردند
Boers سفید پوستی که نیاکانش در قرن هفدهم از هلند کوچ کردند
The room is bare of furniture . این اتاق خیلی لخت کردند ( مبلمان کافی ندارد )
I wanted to go camping but the others quickly ruled out that idea. من می خواستم به کمپینگ بروم اما دیگران سریع ردش کردند.
leet دادگاهی که تیول داران سالی یا ششماه یکبار برپا می کردند
Few reporters dared to enter the war zone. چندی از خبرنگاران جرأت کردند وارد منطقه جنگی بشوند.
ranges یک خانه یا تعدادی خانه
ranged یک خانه یا تعدادی خانه
range یک خانه یا تعدادی خانه
honey comb خانه خانه کردن
myrmidon یکی از اهالی جنگجوی thessalyکه در جنگ troyپادشاه خودرا پیروی کردند
sabbatical year در دوران یهودیان باستان سال هفتم که طی آن زمین را آیش می کردند و بدهکاران را می بخشیدند
Quantel شرکت گرافیک کامپیوتری که سیستم گرافیکی Hrrey , Paint box را تولید کردند
mohock تنی ازگردن کلفتهای اشرافی درسده هجدهم درخیابانهای لندن اوباشی می کردند
lombards گروهی از کشور یتانان المانی نژاد که در سده ششم ایتالیارا فتح کردند
sidekicks تقویم ملاقات وشماره گیر خودکار تلفن ارائه میدهد
sidekick تقویم ملاقات وشماره گیر خودکار تلفن ارائه میدهد
the house is in my possession خانه در تصرف من است خانه در دست من است
generation کامپیوترهای اصلی که طبق فناوری بر حسب نور ساخته شده اند و شروع به کار کردند
generations کامپیوترهای اصلی که طبق فناوری بر حسب نور ساخته شده اند و شروع به کار کردند
personal امکان نرم افزاری که تاریخ روزانه کاربر را مدیریت و ذخیره میکند مثل تقویم
We planned to do a cross-country trip in the US, but our parents ruled that out/vetoed it. ما برنامه ریختیم سفری سرتاسری در ایالات متحده بکنیم اما پدر و مادرمان جلویمان را گرفتند [مخالفت کردند ] .
entry نقط های در زمان که یک برنامه یا کار یادسته اجرا میشود توسط تقویم سیستم عامل
Schedule+ برنامه نرم افزاری که حاوی اصول مدیریت اطلاعات شخصی از قبیل تقویم روزانه است
tripartite declaration of 0 اعلامیه سه جانبه 0591 اعلامیهای که در ان دولتهای امریکا و انگلستان و فرانسه امامیت ارضی اسرائیل و نیزوضع موجود فلسطین راتضمین کردند
I had pins and needles in my legs. ساق پاهایم [در اثر خواب رفتگی] مور مور می کردند.
workgroup برنامهای که طوری طراحی شده که چندین کاربر استفاده کنند تا کارایی بالا رود. مثل تقویم یا زمان بند
The husband and wife got into an argument . The husband and wife had an acrimonious exchange . زن و شوهر بگو مگوشان شد [بگو مگو کردند]
totem روح محافظ شخص درخت یا جانوری که سرخ پوستان حفظ وحامی روحانی خود دانسته واز تجاوز بدان یاخوردن گوشت ان خودداری می کردند
totems روح محافظ شخص درخت یا جانوری که سرخ پوستان حفظ وحامی روحانی خود دانسته واز تجاوز بدان یاخوردن گوشت ان خودداری می کردند
brian kellogg پیمانی که مبتکر ان بریان کلوگ وزیرخارجه امریکا در 8291 بودو امضا کنندگان ان جنگ را به عنوان وسیله حل اختلافات بین المللی محکوم و تحریم کردند
processes تقویم کردن تولید کردن
calender year سال کامل تقویم یک سال
evaluate تقویم کردن قیمت کردن
evaluated تقویم کردن قیمت کردن
evaluates تقویم کردن قیمت کردن
process تقویم کردن تولید کردن
evaluating تقویم کردن قیمت کردن
locarno treaty بلژیک و فرانسه به سال 5291 که ضمن ان بلژیک فرانسه و المان حفظ مرزهای موجود را تضمین کردند و المان حالت غیرنظامی "راینلند" را تعهد نمود
action agent مسئول اقدام در مورد هدفها مسئول تقویم و تفسیر هدفها
for two weeks جلسه دوهفته پس افتاد جلسه را به دوهفته بعدموکول کردند
roommate هم خانه
i was under his roof در خانه
tersellated خانه خانه
materfamilias زن خانه
housed خانه
unsheltered <adj.> بی خانه
house خانه
lar خانه
quarterage خانه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com