English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English Persian
hull خانه رعیتی تنه کشتی
hulls خانه رعیتی تنه کشتی
Other Matches
toft عرصه خانه ومتعلقات ان خانه رعیتی
farm-house خانه رعیتی
onstead خانه رعیتی
farmhouse خانه رعیتی
hovel خانه رعیتی
farmhouses خانه رعیتی
hovels خانه رعیتی
steading خانه رعیتی
farm house خانه رعیتی
farmery خانه رعیتی ومتعلقات ان
gunroom مخزن مهمات کشتی سفره خانه افسران کشتی
wrecking کالای بازیافتی از کشتی یاماشین شکسته یا خانه ویران
wreck کالای بازیافتی از کشتی یاماشین شکسته یا خانه ویران
wrecks کالای بازیافتی از کشتی یاماشین شکسته یا خانه ویران
rural رعیتی
serfdom رعیتی
villeinage رعیتی
vassalage رعیتی
villenage رعیتی
barnyard حیاط رعیتی
farmery ساختمانهای رعیتی
homestead مزرعه رعیتی
villeinage ارباب رعیتی
barnyards حیاط رعیتی
serfdom system نظام رعیتی
serfdom نظام رعیتی
homesteads مزرعه رعیتی
topgallant سکوب بالای دکل کشتی بالاترین شکوب دکل کشتی وسایل بی مصرف کشتی
servitude خدمت اجباری رعیتی
barton حیاط رعیتی صاحب ملک
farmstead مزرعه و حوالی ان علاقجات رعیتی
lady help زنی که بابانوی خانه هم صحبت است واورادرکارهای خانه یاری میکن
pigenhole کاغذ دان جعبه مخصوص نامه ها خانه خانه کردن
knife boy خانه شاگردی که کارش پاک کردن کاردهای سفره است خانه شاگرد
cotter روستایی اسکاتلندی که کلبه رعیتی دارد
cottar روستایی اسکاتلندی که کلبه رعیتی دارد
it is but a step to my house تا خانه ما گامی بیش نیست یک قدم است تا خانه ما
mansion house خانه بزرگ خانه رسمی شهردار لندن
vassal رعیتی که در ملک مورد تیول کار میکند
vassals رعیتی که در ملک مورد تیول کار میکند
hound's tooth check طرح خانه خانه مورب پارچه
honeycombs ارایش شش گوش خانه خانه کردن
tricotine پارچه زبر لباسی خانه خانه
honeycomb ارایش شش گوش خانه خانه کردن
our neighbour door کسیکه خانه اش پهلوی خانه ماست
homebody ادم خانه نشین یا علاقمند به خانه
houndstooth check طرح خانه خانه مورب پارچه
Honey comb design طرح خانه زنبوری [یا بندی لوزی که بطور تکراری کل متن فرش را در بر گرفته و داخل خانه ها با اشکال و گل های مختلف تزپین شده است.]
scuppers سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scupper سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scuppered سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scuppering سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
respondentia وامی که به صاحب کشتی داده و کشتی او به رهن گرفته میشود
ship's manifest صورت محمولههای کشتی فهرست کالاهای در حال حمل در کشتی
load line خطی در اطراف کشتی که نمودار حداکثر فرفیت کشتی میباشد
weigh house قپاندار خانه ترازودار خانه
bagnio فاحشه خانه جنده خانه
cellular لانه زنبوری خانه خانه
garde manger سرد خانه اشپز خانه
carry ship کشتی حامل زندانیان جنگی کشتی غیر مسلحی که تضمین عبور داشته باشد
hawse سوراخهای دماغه کشتی که مخصوص عبورطناب است طنابهای نگاه دارنده کشتی درحوضچه
keels حمال کشتی صفحات اهن ته کشتی وارونه کردن
waterline خط بار گیری کشتی خط میزان و تراز کشتی باسطح اب
lazar housek عمارت یا کشتی برای قرنطینه 8 انبار عقب کشتی
embarkation بارگیری کشتی یا خودرو سوار شدن در کشتی یاخودرو
supercargo نماینده مالک محمولات کشتی که با کشتی به سفر می رود
keel حمال کشتی صفحات اهن ته کشتی وارونه کردن
dan runner کشتی رهاکننده علایم شناور در اب کشتی تعیین مسیر
bill of health گواهی نامهای که هنگام حرکت کشتی پس ازمعاینه کشتی از لحاظ بیماریهای مسری به ناخداداده میشود
usura maritima دادن وام با بهره سنگین به مالک کشتی که در صورت سالم برگشتن کشتی قابل وصول است
the vessel was put a bout جهت کشتی را تغییر دادند کشتی را برگردانند
windjammer یکی از کارکنان کشتی کشتی بادبانی
i do not know your house خانه شما را بلد نیستم نمیدانم خانه شما کجاست
cells جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
cell جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
formulas الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulae الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formula الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
quarterdeck عرشه کوچک عقب کشتی قسمتی از عرشه کشتی جنگی مخصوص انجام تشریفات نظامی و غیره
quarterdecks عرشه کوچک عقب کشتی قسمتی از عرشه کشتی جنگی مخصوص انجام تشریفات نظامی و غیره
yaw انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
yawed انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
sailboat کشتی بادبانی کشتی بادی
sailboats کشتی بادبانی کشتی بادی
overboard از کشتی بدریا روی کشتی
ranges یک خانه یا تعدادی خانه
range یک خانه یا تعدادی خانه
ranged یک خانه یا تعدادی خانه
honey comb خانه خانه کردن
piracy هرعملی که کارگران یا سرنشینان کشتی علیه کشتی خود انجام دهند استفاده غیر قانونی از تالیف دیگری برای تالیف کتاب یارساله و غیره
cartel ship کشتی مخصوص مبادله اسیران جنگی کشتی محل مذاکرات جنگی
the house is in my possession خانه در تصرف من است خانه در دست من است
free on boand تحویل روی کشتی قیمت کالای تحویلی روی کشتی
orthodromy کشتی رانی در دایره بزرگ درست کشتی رانی
orthodromics کشتی رانی در دایره بزرگ درست کشتی رانی
semi naufragium نیمه غرق شده گی کشتی نیمه کشتی شکستگی
prow کشتی عرشه کشتی
prows کشتی عرشه کشتی
keelage حق ورود کشتی به بندر ورودیه کشتی به بندر
light ship کشتی حامل فار دریایی کشتی حامل فانوس دریایی
dock receipt قبض رسید ورود کشتی برای تعمیر اعلام ورود کشتی برای تعمیر
skeg قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
skag قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
door-to-door خانه به خانه
quarterage خانه
cell خانه
honeycombs خانه خانه
dwellings خانه
alveolate خانه خانه
housing خانه ها
honeycomb خانه خانه
roommates هم خانه
lar خانه
lares خانه
tersellated خانه خانه
roommate هم خانه
dwelling خانه
door to door خانه به خانه
materfamilias زن خانه
cellular خانه خانه
houseroom جا در خانه
sockets خانه
double-fronted خانه دو در
checkered خانه خانه
cloisonne خانه خانه
her house خانه اش
her house خانه ان زن
house خانه
socket خانه
furnace house خانه
domicile خانه
shack خانه
shacks خانه
home خانه
homes خانه
domiciles خانه
pieds-a-terre خانه
pied-a-terre خانه
pigeon hole خانه
within doors در خانه
room خانه
cells خانه
cellulated خانه خانه
pigeon-holes خانه
pigeon-hole خانه
houseless بی خانه
i was under his roof در خانه
lodges خانه
houses خانه
unsheltered <adj.> بی خانه
rooms خانه
lodge خانه
housed خانه
lodged خانه
tannage دباغ خانه
matrons زن خانه دار
lady رئیسه خانه
tea house قهوه خانه
ladies رئیسه خانه
armoury اسلحه خانه
housemother زن صاحب خانه
pantries ابدار خانه
tannery دباغ خانه
eye socket [خانه چشم]
armouries اسلحه خانه
homework تکلیف خانه
housemothers زن صاحب خانه
laundries رختشوی خانه
laundry رختشوی خانه
matron زن خانه دار
whorehouse فاحشه خانه
call house فاحشه خانه
brothels فاحشه خانه
brothel فاحشه خانه
pantry ابدار خانه
next door خانه پهلویی
houseman مرد خانه
closet صندوق خانه
closeted صندوق خانه
closeting صندوق خانه
closets صندوق خانه
home-grown محصول خانه
boathouses قایق خانه
boathouse قایق خانه
wash house رختشوی خانه
wanigan خانه سیار
vegetable soil خانه باغی
tower house خانه برجی
dovecote خانه کبوتران
dovecotes خانه کبوتران
homeowner صاحب خانه
homeowners صاحب خانه
house arrest بازداشت در خانه
housekeeping خانه داری
The house burned down . خانه سوخت
Outside the house. بیرون از خانه
reading rooms قرائت خانه
reading room قرائت خانه
loony bins دیوانه خانه
loony bin دیوانه خانه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com