English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 114 (6 milliseconds)
English Persian
pewter خاکستری
grizzled خاکستری
ashen خاکستری
grizzle خاکستری
grizzles خاکستری
grizzling خاکستری
grayer خاکستری
grayest خاکستری
grey خاکستری
greyer خاکستری
greyest خاکستری
drab خاکستری
drabber خاکستری
drabbest خاکستری
ash coloured خاکستری
ashy خاکستری
cindery خاکستری
cinderous خاکستری
cinerarium خاکستری
cinerary خاکستری
gray خاکستری
salt-and-pepper خاکستری
Other Matches
black 1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
blacks 1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
blackest 1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
blacker 1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
blacked 1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
grizzlies خاکستری یا مایل به خاکستری
grizzly خاکستری یا مایل به خاکستری
grey propaganda تبلیغات خاکستری
gray ramus شاخه خاکستری
median gray خاکستری متوسط
mercurial unguent روغن خاکستری
grey tin قلع خاکستری
greyly بارنگ خاکستری
grizzly bear خرس خاکستری
grey cast iron چدن خاکستری
earth light روشنایی خاکستری
gray scale اندازه خاکستری
neapolitan ointment روغن خاکستری
grey unguent روغن خاکستری
gray or mercurial unguent روغن خاکستری
gray matter ماده خاکستری
gray cast iron چدن خاکستری
gray bearded رنگ خاکستری
grayish متمایل به خاکستری
grayly بطور خاکستری
grayness رنگ خاکستری
cinereous خاکستری رنگ
mottled pig iron چدن خاکستری
livid خاکستری رنگ
greyness خاکستری بودن
greyness رنگ خاکستری
earth shine روشنایی خاکستری
greyish مایل به خاکستری
He (his hair) turned grey. مویش خاکستری شد
grayness خاکستری بودن
ash gray خاکستری رنگ
grege اردهای مایل به خاکستری
isabella زرد مایل به خاکستری
grey iron foundry ریخته گری خاکستری
grey iron scrap قراضه اهن خاکستری
isabel زرد مایل به خاکستری
ashen دارای رنگ خاکستری
dark grey رنگ خاکستری تیره
gray-white رنگ سفید-خاکستری
image contrast درجه خاکستری تصویر
griseous خاکستری مایل به ابی
grizzle خرس خاکستری امریکا
grizzle نالیدن خاکستری کردن
hoary سفید مایل به خاکستری
high test grey iron چدن خاکستری پرارزش
krimmer پوست گوسفند خاکستری
grizzling نالیدن خاکستری کردن
grizzling خرس خاکستری امریکا
grizzles نالیدن خاکستری کردن
grizzles خرس خاکستری امریکا
thalamic ماده خاکستری مغز میانی
slate <adj.> <noun> رنگی میان آبی و خاکستری
hoar سفید مایل به خاکستری موسفید
podzolization تشکیل خاک خاکستری یا سفید
lyart دارای رگه ها یا باریکههای خاکستری
lyard دارای رگه ها یا باریکههای خاکستری
iron gray رنگ خاکستری وسیاه اهن
teal blue رنگ ابی مایل به خاکستری
taupe رنگ خاکستری مایل به قهوهای
slate blue رنگ ابی مایل به خاکستری
iron grey رنگ خاکستری وسیاه اهن
iron-grey رنگ خاکستری وسیاه اهن
Euro- کانگوروی بزرگ خاکستری رنگ
euro کانگوروی بزرگ خاکستری رنگ
olive gray رنگ سبز مایل بزرد خاکستری
thalamus تالاموس ماده خاکستری مغز میانی
sallow رنگ خاکستری مایل به زرد وسبز
gray matter ماده خاکستری بافت عصبی مغز
monochrome در یک رنگ با سایههای خاکستری و سیاه و سفید
grizzled خاکستری رنگ دارای موهای سفید
towhead کسیکه موهای مایل به سفیدیا خاکستری دارد
gull مرغ نوروزی نوعی رنگ خاکستری کمرنگ
beige رنگ قهوهای روشن مایل بزرد و خاکستری
gulls مرغ نوروزی نوعی رنگ خاکستری کمرنگ
beryllium فلز بریلیوم بعلامت Beبرنگ خاکستری فولادی
grisaille نقاشی برجسته نماروی شیشه برنگ خاکستری
grivet نوعی میمون خاکستری مایل به ابی افریقای جنوبی
grey scale سایههای خاکستری برای اندازه گیری دقیق هنگالم فیلم برداری
grey matter بافته خاکستری رنگ که جرم اصلی مخ ومغزتیره ازان درست شده است
karakul کاراکول [نژادی از گوسفند آسیائی با رنگ طبیعی سیاه، خاکستری و گاهی قهوه ای]
aliasing روش کاهش اثر لبههای دندانه دار در گرافیک با استفاده از سایههای خاکستری در لبه ها. 2-
anti- روش کاهش اثرات لبههای دندانه دار در گرافیک با استفاده از سایههای خاکستری در لبه ها
cirro status ابرهای لایهای خاکستری رنگ یا سفید شیری در ارتفاع تقریبی 0007 متری از سطح زمین
composite video واحد نمایش ویدیویی که یک سیگنال تصویری مرکب را می پذیرد و چندین رنگ یا سایه خاکستری ایجاد میکند
blae ابی متمایل به سیاه خاکستری ابی رنگ
Rudbar شهر رودبار [این شهر در استان قزوین به بافت فرش در اندازه های مختلف و استفاد از پود سفید یا خاکستری یا صورتی شناخته شده است.]
log wood درخت بقم [در بافت این گیاه ماده رنگینی بنام هماتوکسیلین وجود دارد که برای ساخت رنگینه های قرمز، بنفش، آب و خاکستری مورد استفاده قرار می گیرد و برای الیاف پشم و ابریشم مناسب است.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com