Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
cinderous
خاکستر مانند
Other Matches
cinders
خاکستر خاکستر کردن
cinder
خاکستر خاکستر کردن
ash
خاکستر شدن خاکستر
ashes
خاکستر
slag
خاکستر
sinter
خاکستر
ash
خاکستر
incinerating
خاکستر کردن
ash
خاکستر کردن
incinerated
خاکستر کردن
incinerate
خاکستر کردن
wood ash
خاکستر چوب
potash
شخار خاکستر
potass
شخار خاکستر
gleed
خاکستر گرم
tuff
خاکستر اتشفشانی
ash-pit
خاکستر دان
fly ash
خاکستر بادی
pumicite
خاکستر اتشفشانی
black ash
خاکستر سیاه
ash tire
خاکستر گرم
slag
درده خاکستر
fly ash
خاکستر پرا
incinerates
خاکستر کردن
ash-chest
خاکستر نگه دار
embers
اخگر خاکستر گرم
ashpit
چاله مخصوص خاکستر
ember
اخگر خاکستر گرم
cirerar yurn
فرف خاکستر مرده
ash volcanic
خاکستر انش نشان
flyash
خاکستر حاصل از زغال سنگ
to d. down a fire
اتش رازیر خاکستر کردن
columbarium
جای نگهداری خاکستر مردگان
urns
گلدان یا فرف محتوی خاکستر مرده
urn
گلدان یا فرف محتوی خاکستر مرده
ashen
شبیه خاکستر مربوط به چوب درخت زبان گنجشک
bushbabies
گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
bushbaby
گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
bone china
چینی فراتاب و فریف که از رس سفید و خاکستر استخوان درست شده است
cinerarium
[گلدان یا ظرف زیبا شبیه جعبه برای نگهداری خاکستر مردگان]
fossiliferous
فسیل مانند سنگواره مانند
lamellate
لایه مانند ورقه مانند
fettling
شن یاکلوخهای که درته کوره می ریزند تا انرا محافظت کند خاکستر ته کوره
adjustable wheel
چرخ تنظیم پذیر
[مانند بلندی]
[چرخ تطبیق پذیر]
[مانند نوع جاده]
chemical wash
کهنه شور یا دواشور نمودن فرش با کلر و خاکستر چوب جهت ملایم کردن رنگ ها و افزایش طول عمر ظاهری و غیر حقیقی فرش
unprecedentedly
بی مانند
penniform
پر مانند
goatish
بز مانند
analogous
مانند
capitate
مانند سر
capillaceous
مانند نخ
tough
پی مانند
incomparable
بی مانند
gypsiferous
گچ مانند
unequaled
بی مانند
reedier
نی مانند
threadlike
نخ مانند
reediest
نی مانند
reedy
نی مانند
blotchy
لک مانند
floriform
گل مانند
pipelike
نی مانند
unprecedented
بی مانند
etc
و مانند آن
plumelike
پر مانند
womanlike
زن مانند
without an e.
بی مانند
tendinous
بی مانند
fulidal
اب مانند
unapproachable
بی مانند
fluty
نی مانند
plumose
پر مانند
feathery
پر مانند
filiform
نخ مانند
thready
نخ مانند
castellated
دژ مانند
etcetera
و مانند ان
unequalled
بی مانند
after the example of
مانند
lambdoid
مانند
string
نخ مانند
analogue
مانند
analogues
مانند
impish
جن مانند
nearing
مانند
unique
بی مانند
uniquely
بی مانند
inapproachable
بی مانند
vide
مانند
toughest
پی مانند
inimitable
بی مانند
arundinaceous
نی مانند
unparalleled
بی مانند
mammilliform
مانند
aquiform
اب مانند
mammilary
مانند
anthoid
گل مانند
similiar
مانند
argillaceous
گل مانند
liplike
لب مانند
analog
مانند
and so on
و مانند ان
argillaceous
رس مانند
simulant
مانند
tougher
پی مانند
near-
مانند
similar
مانند
foggiest
مانند مه
nearest
مانند
nearer
مانند
neared
مانند
as
مانند
near
مانند
nears
مانند
encephaloid
مخ مانند
icily
یخ مانند
frothy
کف مانند
foggy
مانند مه
myrtle formed
اس مانند
foggier
مانند مه
deltoideus
مانند دال
cuticular
پوست مانند
discoid
قرص مانند
deiform
خدا مانند
dendriform
مانند درخت
cystoid
مانند مثانه
discoid
صفحه مانند
corpuscular
گویچه مانند
discoidal
صفحه مانند
puppyish
توله سگ مانند
dermatoid
پوست مانند
parchmenty
پوست مانند
racemiform
خوشه مانند
ctenoid
شانه مانند
cucullated
مانند خودیاباشلق
crinoid
زنبق مانند
cowish
گاو مانند
culicoid
پشه مانند
dermoid
پوست مانند
dermoidal
پوست مانند
digitiform
انگشت مانند
corvine
کلاغ مانند
cryptand
حجره مانند
deltoid
مانند دال
puriform
چرک مانند
disclike
صفحه مانند
pyramidic
اهرام مانند
aphthoid
برفک مانند
sciurine
سنجاب مانند
billowy
موج مانند
boll
برامدگی مانند
scalelike
ترازو مانند
boxy
جعبه مانند
brach
تازی مانند
scalelike
فلس مانند
scabious
دله مانند
bursiform
کیسه مانند
bursiform
کیف مانند
butyric
کره مانند
cadaveric
لاشه مانند
campanulate
زنگ مانند
benzenoid
بنزن مانند
sciuroid
سنجاب مانند
scopulate
کلاله مانند
shelflike
تاقچه مانند
arborescent
شاخه مانند
arciform
قوس مانند
argillaceous
مانند خاک رس
as ever
مانند همیشه
sheetlike
ورقه مانند
as usual
مانند همیشه
shadowlike
سایه مانند
seedlike
بذر مانند
seamilike
درز مانند
asteroidal
مانند ستاره
auriform
گوش مانند
baccate
توت مانند
canaliculate
ابراه مانند
cancellate
شبکه مانند
carneous
گوشت مانند
columniform
ستون مانند
rheumatoid
مانند روماتیسم
reniform
کلیه مانند
reeding
طرح نی مانند
ravined
کلاغ مانند
coralline
مرجان مانند
bosomy
پستان مانند
coralloid
مانند مرجان
coriaceous
چرم مانند
leatheroid
چرم مانند
rattish
موش مانند
corneous
شاخ مانند
coroniform
تاج مانند
collective goods
مانند جاده
cloistral
دیر مانند
rhizoid
ریشه مانند
carunculate
مانند لحیمه
ceraceous
مانند موم
ceratoid
شاخ مانند
sanguineous
خون مانند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com