English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
lithosol خاک کم عمق دامنه کوه ودشت که مرکب از سنگریزه وسنگهای نیمه خاک شده میباشد
Other Matches
semi interquartile range دامنه نیمه چارکی
lyddite ماده منفجره نیرومندی که قسمت اعظم ان مرکب از اسیدپیکریک میباشد
wave trough نقطه می نیمم یا ماکزیمم منفی دامنه در نیمه راه بین دو قله موج
overlapped نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlap نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlaps نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
subalpine ساکن دامنه کوهستان الپ مربوط به دامنه کوه
spangle پولک وسنگهای بدلی زینت لباس
spangles پولک وسنگهای بدلی زینت لباس
free ports بندری که معاف ازحقوق گمرکی میباشد بندری که قابل استفاده همه کشتیهای تجارتی میباشد
free port بندری که معاف ازحقوق گمرکی میباشد بندری که قابل استفاده همه کشتیهای تجارتی میباشد
seahorse رجوع شود بهwalrus جانور نیمه اسب و نیمه ماهی
seahorses رجوع شود بهwalrus جانور نیمه اسب و نیمه ماهی
interlap چگونگی چند چیز که نیمه نیمه روی هم قرار میگیرند
cmos روشی برای ساخت تراشههای نیمه هادی نیمه هادی اکسید فلزی تکمیلی osentary
pmos ترانزیستور نیمه هادی اکسید آهن که از طریق ناحیه کوچکی از نیمه هادی P هدایت میشود
imbricate نیمه نیمه روی هم گذاشتن
semipublic نیمه عمومی نیمه دولتی
splicing نیمه نیمه رویهم گذاشتن
splice نیمه نیمه رویهم گذاشتن
splices نیمه نیمه رویهم گذاشتن
spliced نیمه نیمه رویهم گذاشتن
semilustrous نیمه درخشان نیمه مجلل
broken stone سنگریزه
broken bricks سنگریزه
grit سنگریزه
gritted سنگریزه
gritting سنگریزه
pebble سنگریزه
crushed stone سنگریزه
flints سنگریزه
pebbles سنگریزه
chipping سنگریزه
flint سنگریزه
riprap سنگریزه
gravel stone سنگریزه
scree سنگریزه
screes سنگریزه
combined influence mine مین با مکانیسم عامل مرکب مین مجهز به مدار باحساسیت مرکب
slithering سنگریزه تراشه
slithers سنگریزه تراشه
slithered سنگریزه تراشه
gravel ریگ سنگریزه
slither سنگریزه تراشه
pitch macadam سنگریزه قیر
gravel سنگ مثانه سنگریزه
talus توده سنگریزه در پای صخره
asphalt coated chips روکش اسفالت روی سنگریزه ها
marbles شن و خاک و سنگریزه لغزنده روی مسیر
marble شن و خاک و سنگریزه لغزنده روی مسیر
semi naufragium نیمه غرق شده گی کشتی نیمه کشتی شکستگی
half life نیمه عمر تشعشعی موادرادیواکتیو نیمه عمر
beneficial occupancy اشغال ساختمان نیمه تمام استفاده از ساختمان نیمه تمام
alpha pegasi مرکب الفرس متن الفرس مرکب
combined operations عملیات رستههای مرکب عملیات مرکب
from mid may to mid june از نیمه ماه تا نیمه ماه جون
scope دامنه
hillsides دامنه
foot دامنه
skirt دامنه
skirts دامنه
skirted دامنه
hillside دامنه
mountainsides دامنه
ranged دامنه
tail دامنه
tailed دامنه
ranges دامنه
talus دامنه
tails دامنه
mountainside دامنه
range دامنه
slopes دامنه
amplitude دامنه
slope دامنه
sloped دامنه
magnitude دامنه
brae دامنه
amplitude of oscillation دامنه نوسان
talus meterial واریزه دامنه
ranges دامنه تغییرات
pulse amplitude دامنه تپش
maximum amplitude دامنه حداکثر
amplitude of vibration دامنه ارتعاش
tooth flank دامنه دندانه
total amplitude of oscillation دامنه کل نوسان
two tailed test ازمون دو دامنه
wave amplitude دامنه موج
tolerance دامنه تغییرات
tolerances دامنه تغییرات
colluvial دامنه کوهی
range دامنه تغییرات
vibration amplitude دامنه ارتعاش
range دامنه [ریاضی]
combe دامنه تپه
ranged دامنه تغییرات
audio frequency دامنه شنودپذیری
audibility range دامنه شنودپذیری
one tailed test ازمون یک دامنه
midrange میان دامنه
class interval دامنه طبقه
tropic range دامنه استوایی
talus دامنه سنگلاخی
talus دامنه تالیوز
hillsides دامنه کوه
hill side دامنه تپه
restriction of range محدودیت دامنه
amplitude modulation مدولاسیون دامنه
impluse amplitude دامنه ایمپولز
criteria range دامنه ملاک
scope دامنه رسیدگی
discriminating range دامنه افتراق
flanked دامنه جناح
flank دامنه جناح
double amplitude دامنه دوبل
f.of mountain دامنه کوه
frequency response خم دامنه- بسامد
hillside دامنه کوه
amplitude دامنه بزرگی
flanking دامنه جناح
range expression عبارت دامنه
range format قالب دامنه
am مدولاسیون دامنه
range name نام دامنه
range of motion دامنه حرکت
feet پایین دامنه
range of stress دامنه تنش
interval confidence دامنه اطمینان
response amplitude دامنه پاسخ
skirting armor زره دامنه تانک
foothill تپه دامنه کوه
impluse amplitude دامنه ضربه جریان
purview دامنه شمول قانون
double apron fence سیم خاردار دو دامنه
tidal range دامنه جذر و مد دریایی
magnitude of alternating current دامنه جریان متناوب
interquartile range دامنه میان چالاکی
cylinder skirt حاشیه یا دامنه سیلندر
modular range دامنه تغییرات مدول
lifting بالارو دامنه بالابری
lift بالارو دامنه بالابری
lifted بالارو دامنه بالابری
lifts بالارو دامنه بالابری
The matter assumed significant proportions. دامنه کار با لاگرفت
domain of definition دامنه تعریف [ریاضی]
domain of a function دامنه یک تابع [ریاضی]
adeno میباشد
gallium میباشد
afr میباشد
adeni میباشد
sequoia میباشد
gametophyte میباشد
aden میباشد
aceto میباشد
ad میباشد
ads میباشد
afro میباشد
neap range دامنه نوسان جزر و مدضعیف
foot hill تپه ای که در دامنه کوهی باشد.
ridges پشته تپههای دامنه کوه
skirt دامنه کوه حومه شهر
ridge پشته تپههای دامنه کوه
skirts دامنه کوه حومه شهر
skirted دامنه کوه حومه شهر
sidehill واقع در کنار تپه دامنه
he is a man he is sick وی مریض میباشد
semifinal مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
cove خور پناهگاه ساحلی دامنه کوه
daily range of soil temperature دامنه تغییرات حرارت روزانه خاک
foehn باد خشک وگرم دامنه کوه
coves خور پناهگاه ساحلی دامنه کوه
damping factor نسبت دامنه هر موج به موجهای بعدی
iodine عنصرشیمیایی که علامت ان I میباشد
custodians بستههای دیسک و ..... میباشد
iodin عنصرشیمیایی که علامت ان I میباشد
custodian بستههای دیسک و ..... میباشد
infrasound صدایی با توان و دامنه بسیارو فرکانس بسیار کم
bonded goods کالاهایی که در انبار گمرک میباشد
caveat subscriptor مسئولیت به عهده عضو میباشد
anopheles که ناقل میکرب مالاریا میباشد
fumarole شکاف دامنه اتش فشان که از ان دود وبخارمتصاعد است
stepping قراردادن دکل درحفره مخصوص شیب تند دامنه
step قراردادن دکل درحفره مخصوص شیب تند دامنه
functionally چنانکه وابسته به وفیفه اندا میباشد
ace میباشد که بصورت ترکیب با سایرکلمات میاید
aces میباشد که بصورت ترکیب با سایرکلمات میاید
operational weapon جنگ افزاری که در عملیات مورداستفاده میباشد
vestry نمازخانه کوچکی که متصل بکلیسا میباشد
vestries نمازخانه کوچکی که متصل بکلیسا میباشد
free zone منطقهای که ازحقوق گمرکی معاف میباشد
AC مخفف اصطلاح شیمیایی alicyclic میباشد
common user supplies کالاهایی که مورد استفاده عموم میباشد
common user items کالاهایی که مورد استفاده عموم میباشد
froud number عدد فرود که بدون بعد میباشد
reorder level مقدارموجودی که حاکی از نیاز به سفارش میباشد
vacuist کسیکه معتقدبوجودخلادرمیان ذرات ماده میباشد
inversion ناحیهای در اتمسفر که در ان میزان افت منفی میباشد
europatents اختراع ثبت شده که دراروپا معتبر میباشد
sestina سبک شعر بزمی که شبیه مسدس میباشد
five and ten کالاهایی که قیمت ان بین 5 تا01 سنت میباشد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com