English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
the lord will provide خداوسیله خواهد ساخت
Other Matches
It will be interesting to see how the first free elections play themselves out. خیلی جالب خواهد بود تا ببینید که نتیجه اولین انتخابات آزاد چه خواهد شد .
it will make against us برای مازیان خواهد داشت بزیان ما تمام خواهد شد
run دستوری که به کاربر امکان نوشتن نام برنامه ای که می خواهد اجرا کند یا دستور DOS ای که می خواهد اجرا کند میدهد
runs دستوری که به کاربر امکان نوشتن نام برنامه ای که می خواهد اجرا کند یا دستور DOS ای که می خواهد اجرا کند میدهد
work in progress کالاهای در حال ساخت کالاهائیکه مراحل ساخت رامی گذرانند
work in process کالاهای در حال ساخت کالاهائیکه مراحل ساخت رامی گذرانند
Visual Basic ابزار برنامه نویسی ساخت ماکروسافت که باعث ساخت برنامههای کاربردی ویندوز به آسانی میشود
os/ سیستم عامل چندکاره برای کامپیوترهای PC ساخت IBM و ماکروسافت که ساخت آن توسط IBM ادامه دارد تا تغییری در ویندوز ماکروسافت باشد
that fauit will right itself خواهد شد
twill _ ان خواهد
it will manifest it self اشکار خواهد شد
he will go خواهد رفت
it askes for attention دقت می خواهد
he shall go خواهد رفت
the secret will open to me خواهد گردید
She wI'll survive . She wI'll pull through. زنده خواهد ماند
It wI'll clear up by morning . تا صبح هواصاف خواهد شد
The folwer wI'll die for want of water. گل از بی آبی خشک خواهد شد
It wI'll get us into trouble. ما را به درد سر خواهد انداخت
It wI'll prove to be to your disadvantage. بضررت تمام خواهد شد
the truth will out . <proverb> یقیقت بر ملا خواهد شد .
She wI'll gradually soften . تدریجا" نرم خواهد شد
The tree wI'll die . درخت خشک خواهد شد
it would be preferble to بهتر خواهد بود
it will give rise to a quarrel مایه ستیزه خواهد شد
criterion مشخصاتی که با آن برخورد خواهد شد
It wI'll overtake (befall) everyone. دامنگیر همه خواهد شد
i know that he will come من میدانم که او خواهد امد
Its color wI'lll fade. رنگش خواهد رفت
it will manifest it self معلوم خواهد گشت
She wI'll regret it bitterly. مثل سگ پشیمان خواهد شد
Well what does he want now ? خوب حا لاچه می خواهد ؟
What impudence!what never !what cheek! واقعا" که خیلی رو می خواهد !
do as you please هر چه دلتان می خواهد بکنید
It wI'll spoil my appetite . اشتهایم راکور خواهد کرد
I wI'll be greatly ( badly ) disgraced. بدجوری آبرویم خواهد رفت
Sooner or later , he wI'll find out . دیر یا زود خواهد فهمید
he would be sure to like it یقینا انرادوست خواهد داشت
What must be must be . <proverb> آنچه باید بشود خواهد شد .
He wI'll expedite our case. اوکارما ؟ راجلو خواهد انداخت
who will pay for it کی پول انرا خواهد داد
who will pay for it کی هزینه انرا خواهد پرداخت
She wI'll arrive on friday morning . جمعه صبح وارد خواهد شد
i do not u.his wanting to say نمیفهم چرامی خواهد بماند
it will give rise to a quarrel نزاعی تولید خواهد کرد
accuracy تعریف دقیق تر خواهد بود
if he wishes to be a اگرمی خواهد کسی بشود
Surely things wI'll turn out well for him in the end. مطمئنا" عاقبت بخیر خواهد شد
sticker [guest] مهمانی که نمی خواهد برود
There will be a delay of 8 minutes. 8 دقیقه تاخیر خواهد داشت.
near work کاری که نگاه نزدیک می خواهد
output ذخیره موقت داده که خارج خواهد شد
which diffrence shall be settled only by ..... و این اختلاف هم ازطریق داوری حل خواهد شد
This book wI'll be a great success . این کتاب خیلی گه خواهد کرد
outputs ذخیره موقت داده که خارج خواهد شد
whatsoever he doeth shall p هرچه میکند نیک انجام خواهد شد
A new government wI'll take office . حکومت جدیدی سر کار خواهد آمد
She wI'll never realize this wish. این آرزو بدلش خواهد ماند
She said it would rain and sure enough it did . گفت باران خواهد آمد و همینطور هم شد
Things wI'll be looking up .Things wI'll be assuming a better shape (complexion). اوضاع صورت بهتری پیدا خواهد کرد
it will wear to your shape بپوشیدبهترمیشود درنتیجه پوشیدن قالب تن شما خواهد شد
he is sanguine of success خوش بین یادلگرم است که کامیاب خواهد شد
on shall from a quo rum جلسهای که باحضورنصف اعضابعلاوه یک تن رسمیت خواهد داشت
We shall look into the matter in due ( good ) time . درموقع مناسب باین مطلب رسیدگه خواهد شد
He gave us to understand that he would help us. او [مرد] وعده داد که به ما کمک خواهد کرد.
He is trying to prove himself all the time. او [مرد] همیشه می خواهد نشان بدهد از پس کار بر می آید.
contingency plan برنامه دوم که در صورت خرابی اولی انجام خواهد شد
end user شخصی که از وسیله یا برنامه یا محصول استفاده خواهد کرد
The judge will have the final say on the matter. قاضی حرف آخر را در این موضوع خواهد داشت.
gigo اگر اطلاعات ورودی بد باشد خروجی هم بد خواهد بود
While the grass grows the cow starves . <proverb> تا علفها رشد کند گاو از گرسنى خواهد مرد .
stagnation thesis ایجاد رکود اقتصادی اجتناب ناپذیر خواهد بود
Your train will leave from platform 8. قطار شما از سکوی شماره 8 حرکت خواهد کرد.
He threatened to thrash the life out of me . تهدیدم کردکه آنقدر کتکم خواهد زد تا جانم دربیاید
Let him go jump in the lake . He can go and drown himself . بگذار هر غلطی می خواهد بکند ( از تهدیدش ترسی ندارم )
that book will immortalize him ان کتاب نام اورا تا جاویدان زنده نگاه خواهد داشت
diminished radix complement نمایش اعداد که در آن هر رقم در عدد از یک واحد کمتر از پایه کم خواهد شد
He warned he would go on a termless hunger strike. او [مرد] هشدار داد که اعتصاب غذای بی مدتی خواهد کرد.
This law wI'll be a disincentive to foreign investors. این قانون باعث سردی سرمایه گذاران خارجی خواهد شد
Excuses always proceed from a guilty conscience. <proverb> کسی که پوزش می خواهد خود را متهم می کند. [ضرب المثل]
He who excuses accuses himself. <proverb> کسی که پوزش می خواهد خود را متهم می کند. [ضرب المثل]
to tell somebody something [to let somebody in on something] <idiom> به کسی چیزی را گفتن که او نباید می دانست یا او نمی خواهد بداند.
A guilty conscience needs no accuser. <proverb> کسی که پوزش می خواهد خود را متهم می کند. [ضرب المثل]
defaulting مقداری که اگر کاربر داده جدید وارد نکند استفاده خواهد شد
defaults مقداری که اگر کاربر داده جدید وارد نکند استفاده خواهد شد
attention code حروف AT در دستور Hayes AT به مودم می گوید که دستوری در ادامه بیان خواهد شد
defaulted مقداری که اگر کاربر داده جدید وارد نکند استفاده خواهد شد
default مقداری که اگر کاربر داده جدید وارد نکند استفاده خواهد شد
critical engine موتوری که از کارافتادن یانقص ان تاثیر زیادی درعملکرد هواپیما خواهد داشت
On Thursday it will be variably cloudy [cloudy with sunny intervals] . پنجشنبه هوا بطور متغیر ابری و مدتی صاف خواهد بود.
restorationist کسیکه معتقداست باینکه بشرعاقبت بسعادت اول خود نائل خواهد شد
hackers فردی که علاقه بکار کامپیوترندارد اما از طریق سعی وخطا می خواهد ان را فراگیردهواخواه
i/o فضای ذخیره سازی موقت داده که به عنوان خروجی یا ورودی استفاده خواهد شد
He is trying to run before he has learned do walk. <proverb> او مى خواهد قبل از آنکه راه رفتن را یاد بگیرد شروع به دویدن کند.
hacker فردی که علاقه بکار کامپیوترندارد اما از طریق سعی وخطا می خواهد ان را فراگیردهواخواه
to keep somebody in suspense <idiom> کسی را در حالت هراس گذاشتن [چونکه نمی داند چه پیش خواهد آمد]
doctrinaire کسی که می خواهد نظریات و اصول خودرا بدون توجه به مقتضیات اجرا کند
backgrounds نور منعکس شده از یک ورقه کاغذی توسط کاغذ خوان نوری خوانده خواهد شد
parameter نرم افزاری که توابع اصل آن طبق نیاز کاربر با متغیرهای مختلف خواهد بود
NOT function تابع معکوس منط قی که وقتی ورودی نادرست باشد خروجی درست خواهد بود
parameters نرم افزاری که توابع اصل آن طبق نیاز کاربر با متغیرهای مختلف خواهد بود
background نور منعکس شده از یک ورقه کاغذی توسط کاغذ خوان نوری خوانده خواهد شد
defaulted عمل یا مقدار باز پیش تعیین شده که اگر اپراتور تغییر نکند استفاده خواهد شد
decision مدار منط قی که روی داده دودویی کار میکند و خروجی طبق عمل خواهد بود
default عمل یا مقدار باز پیش تعیین شده که اگر اپراتور تغییر نکند استفاده خواهد شد
defaulting عمل یا مقدار باز پیش تعیین شده که اگر اپراتور تغییر نکند استفاده خواهد شد
decisions مدار منط قی که روی داده دودویی کار میکند و خروجی طبق عمل خواهد بود
defaults عمل یا مقدار باز پیش تعیین شده که اگر اپراتور تغییر نکند استفاده خواهد شد
devices روش برنامه نویسی که نتیجه آن برنامهای خواهد بود که به هر سخت افزار جانبی قابل اجرا است
special bastard هر گاه پدر ومادر طفلی که حرامزاده بوده بعدا" ازدواج کنند نسب اوصحیح خواهد بود
device روش برنامه نویسی که نتیجه آن برنامهای خواهد بود که به هر سخت افزار جانبی قابل اجرا است
manufactured ساخت
manufactures ساخت
forms ساخت
formed ساخت
make-up ساخت
form ساخت
manufacture ساخت
workmanship ساخت
making ساخت
manufactory ساخت
composition ساخت
fecit ساخت
habitus ساخت
built ساخت
conformation ساخت
design ساخت
syntheses ساخت
synthesis ساخت
structure ساخت
structures ساخت
make up ساخت
invenit ساخت
compositions ساخت
substandard بد ساخت
manufacturing ساخت
generations ساخت
construction ساخت
constructions ساخت
generation ساخت
structuring ساخت
formation ساخت
designs ساخت
performance ساخت
unstructured بی ساخت
performances ساخت
texture ساخت
textures ساخت
fabrication ساخت
Marxists طرفدار مکتب مارکس براساس اعتقاد انهاسرمایه داری به علت تناقض درونی موجود در ان سقوط خواهد کرد
Marxist طرفدار مکتب مارکس براساس اعتقاد انهاسرمایه داری به علت تناقض درونی موجود در ان سقوط خواهد کرد
field strcture ساخت میدانی
dynamic structure ساخت پویا
homemade ساخت میهن
design and construction طراحی و ساخت
factory order سفارش ساخت
group structure ساخت گروهی
infra structure زیر ساخت
reticular formation ساخت شبکهای
family structure ساخت خانواده
formatio reticularis ساخت شبکهای
manufacturing صنعت ساخت
file structure ساخت پرونده
home made ساخت داخلی
home made ساخت بومی
manufacture process فراگرد ساخت
structuralist ساخت گرای
tectonic زمین ساخت
production time زمان ساخت
new buit تازه ساخت
newmade تازه ساخت
structuralists ساخت گرای
perceptual structure ساخت ادراکی
social strcture ساخت اجتماعی
simple structure ساخت ساده
prototyping ساخت یک نمونه
personality structure ساخت شخصیت
phrase structure با ساخت عبارتی
population structure ساخت جمعیت
power structure ساخت قدرت
production process روند ساخت
tectonics زمین ساخت
new built تازه ساخت
latent structure ساخت نهفته
machine made ساخت ماشین
program structure ساخت برنامه
well made خوش ساخت
unstructured interview مصاحبه بی ساخت
tree structure ساخت درختی
manufacture process فرایند ساخت
manufacturing cost هزینه ساخت
manufacturing process فرایند ساخت
manufacturing process پویش ساخت
market structure ساخت بازار
mental structure ساخت ذهنی
static structure ساخت ایستا
production cost ارزش ساخت
reconstitutes تجدید ساخت
structuralism ساخت گرایی
affect structure ساخت عاطفه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com