English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (13 milliseconds)
English Persian
daemon خدایی که دارای قوه خارق العاده بوده دیو
daimon خدایی که دارای قوه خارق العاده بوده دیو
Search result with all words
demon خدایی که دارای قوه خارق العاده بوده دیو.دیو
demons خدایی که دارای قوه خارق العاده بوده دیو.دیو
Other Matches
fantastic خارق العاده
nonpar <adj.> خارق العاده
phenomenally خارق العاده
phenomenal خارق العاده
weirdest خارق العاده
weirder خارق العاده
weird خارق العاده
fantastical خارق العاده
wonderful <adj.> خارق العاده
stupendous <adj.> خارق العاده
startling <adj.> خارق العاده
amazing <adj.> خارق العاده
admirable <adj.> خارق العاده
metaphsical خارق العاده
singular خارق العاده
astonishing <adj.> خارق العاده
prodigious <adj.> خارق العاده
marvelous [American] <adj.> خارق العاده
wondrous <adj.> خارق العاده
marvellous [British] <adj.> خارق العاده
gobsmacking [British] [colloquial] [amazing] <adj.> خارق العاده
astounding <adj.> خارق العاده
thaumaturgy کار خارق العاده
whizbang ممتاز خارق العاده
thaumaturgic خارق العاده سحر
supernaturally بطور خارق العاده
whizzbang ممتاز خارق العاده
unco غیر عادی خارق العاده
monstrously بطور شگفت انگیز یا خارق العاده
wonder worker ادم خارق العاده و صاحب کرامت
hyperphysical خارق العاده مافوق قوه بدنی ومادی
Ditterling [تزئینات خارق العاده شمال اروپا به سبک گروتسکو بی تناسب]
thaumaturge کسیکه که کارهای خارق العاده ومعجزه نما میکند خرق عادت کن
free thinker کسیکه دارای فکر ازاد بوده
palating مجلل امیری که دارای امتیازات سلطنتی بوده
hypersensitive دارای حساسیت فوق العاده خیلی حساس
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
catapult هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapulted هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapulting هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapults هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
superfluid جسم یامایع دارای قدرت هدایت فوق العاده
tandem roller نوعی قلطک که دارای چرخهای فلزی بوده وچرخها پشت سر هم حرکت میکند
fetish اشیاء یاموجوداتی که بعقیده اقوام وحشی دارای روح بوده وموردپرستش قرارمی گرفتند بت
fetishes اشیاء یاموجوداتی که بعقیده اقوام وحشی دارای روح بوده وموردپرستش قرارمی گرفتند بت
opalite ترکیبی که دارای رنگهای مختلف بوده و برای براق کردن نمای اجری بکار میرود
expansion unit وسیلهای که به یک کامپیوترمتصل بوده و دارای سوکتهای اضافی است تا درون انها تخته مدارهای چاپی بتوانند قرار گیرند
Family prayer rug فرش محرابی صف گونه [اینگونه بافت ها دارای چندین محراب قرینه بوده و بیشتر بصورت گلیم بافته می شود.]
constant speed propeller ملخی که سیستم کنترل ان دارای یک گاورنر و یک فیدبک بوده و گام ملخ را به منظورثابت نگه داشتن سرعت دوران تنظیم میکند
acrylic lacquer لاک های اکریلیک که دارای حلال های بسیار فرار بوده و برای پرداخت سطح هواپیما بکار میرود
edge card یک تخته مدار که دارای قطعات باریک اتصال در طول یک لبه بوده و برای متصل شدن بارابط لبه طراحی شده است
non-directional design طرح فراگیر [این نوع طرح در نقاط مختلف بافت دارای جذابیت خاص خود بوده و حالت تکراری فرش های معمول را ندارد.]
re attachment در مورد کسی که قبلا" توقیف شده بوده وبه علتی بدون تعیین تاریخ دقیق ازاد شده بوده است die sine
motif گلی خاص در زمینه فرش [این طرح ها با توجه به منطقه بافت دارای اشکال و ابعاد مختلفی بوده و تا حدودی مشخص کننده منطقه بافت می باشد.]
Quchan قوچان [شمال خراسان که از اوایل قرن یازدهم هجری قمری به بافت فرش مشغول بوده و بافندگان آن کردهای مهاجر کردستان می باشند.بیشتر فرش ها تماما پشم بوده و گره ترکی دارند.]
Nomatic rugs قالی های عشایری و قشقایی [این فرش ها بعلت جا به جایی زیاد عشایر عموما کوچک بافته می شوند و اکثرا بصورت پشم بوده و در آن از ذهنی بافی و یا نقوش محلی استفاده می شود. فرش ها دارای استحکام ضعیف هستند.]
spandrel لچک [در فرش های لچک ترنج، لچک ها معمولا یک چهارم ترنج بوده و یا دارای نقشه مشابه و یا نقشه متفاوت می باشند.]
field allowance فوق العاده ماموریت رزمی فوق العاده جنگی
Lori Pambak motif ترنج لری [پامبک، این نام از شهری به همین نام در جنوب شهر تفلیس قزاقستان گرفته شده است. طرح دارای دو بال هشت وجهی بزرگ و دو لوزی کوچک در جهت مخالف بوده و زمان آن را به قرن نوزدهم میلادی نسبت می دهند.]
court rug فرش تالاری یا درباری [این نوع فرش از نفیس ترین و گران ترین فرش ها می باشد و دارای نقش ها و طرح های عالی با نخ ممتاز بوده و فقط بصورت سفارشی برای محل های خاص بافته می شود.]
divines خدایی
divined خدایی
d.right حق خدایی
divining خدایی
godhead خدایی
deific خدایی
divine خدایی
godly خدایی
numen خدایی
deva خدایی
divine inspiration الهام خدایی
to god it خدایی کردن
heavenly بهشتی خدایی
polytheism چند خدایی
theonomy حکومت خدایی
theanthropic خدایی وانسانی
zombies خدایی بشکل مار
zombie خدایی بشکل مار
zombi خدایی بشکل مار
heaven born خدایی اسمانی نژاد
theodicy اعتقاد بعدالت خدایی
theocratic مربوط بحکومت خدایی
somebody up there loves/hates me <idiom> خدایی آن بالاهست که من را درک میکند
pantheism همه خدایی وحدت وجود
tritheism سه خدایی اعتقاد باقانیم ثلاثه مسیحیت
shaggy ugs فرش های با پرز بلند [این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
an impersonal deity خدایی که هرگز مجسم بصورت شخص نمیشود
apotheosize تکریم اغراق امیز نمودن بدرجهء خدایی پرستیدن
kenosis اعتقادباینکه مسیح بصورت ادمی جنبه خدایی را ازخوددورساخته است
been بوده
has-beens بوده
facts بوده
has-been بوده
i have been بوده ام
has been بوده
fact بوده
has-beens بوده است
coffee roaster قهوه بوده
has been بوده است
has-been بوده است
he has passed the chair رئیس بوده است
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
premundane پیش ازافرینش جهان بوده
She has been a good wife to him. همسر خوبی برایش بوده
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
judea یهودیه که قسمتی از جنوب فلسطین بوده
how long since is it? چند وقت پیش بوده است
cerberus سگ سه سری که پاسبان دوزخ بوده مستحفظ
menad حوری زیبایی که ملازم دیونیسوس بوده
She is always making trouble for her friends. همیشه برای دوستانش درد سر بوده
She has known better days in her youth . معلومه که در جوانی وضعش بهتر بوده
maenad حوری زیبایی که ملازم دیونیسوس بوده
phenomenal فوق العاده
terrific فوق العاده
extra special فوق العاده
out of the ordinary فوق العاده
strenuous فوق العاده
phenomenally فوق العاده
extraordinary فوق العاده
remarkably فوق العاده
nonpar <adj.> فوق العاده
precious فوق العاده
prodigious <adj.> فوق العاده
stupendous <adj.> فوق العاده
ripsnorting فوق العاده
startling <adj.> فوق العاده
marvelous [American] <adj.> فوق العاده
marvellous [British] <adj.> فوق العاده
gobsmacking [British] [colloquial] [amazing] <adj.> فوق العاده
astounding <adj.> فوق العاده
astonishing <adj.> فوق العاده
amazing <adj.> فوق العاده
transnormal فوق العاده
admirable <adj.> فوق العاده
wondrous <adj.> فوق العاده
rewards فوق العاده
rewarded فوق العاده
supernatural فوق العاده
allowances فوق العاده
singular فوق العاده
allowance فوق العاده
wonderful <adj.> فوق العاده
rewardable فوق العاده
inestimable فوق العاده
reward فوق العاده
queen dowager زنی که شوهرش پادشاه بوده ومرده است
fortuitism اعتقادباینکه انچه درطبیعت پیداشده اتفاقی بوده
canon low دررم قدیم مورد عمل بوده وامروز در
elam کشور ایلام قدیم که درناحیه خوزستان بوده
supersensitive فوق العاده حساس
ripsnorter چیز فوق العاده
ice-cold فوق العاده سرد
emergency فوق العاده اضطراری
rarely بطور فوق العاده
emergencies فوق العاده اضطراری
an outstanding time مدت فوق العاده
invaluable فوق العاده گرانبها
supersubtlety فرافت فوق العاده
supersubtle فوق العاده فریف
emoluments حق الزحمه فوق العاده
emolument حق الزحمه فوق العاده
special session نشست فوق العاده
extraordinary meeting نشست فوق العاده
ice cold فوق العاده سرد
aviation pay فوق العاده پرواز
overhelming زیاد فوق العاده
a terrific time مدت فوق العاده
overrider حق دلالی فوق العاده
special session جلسه فوق العاده
enormously فوق العاده زیاد
flight pay فوق العاده پرواز
extraordinarily بطور فوق العاده
combat pay فوق العاده جنگی
extra فوق العاده اضافی
extra- فوق العاده اضافی
combat pay فوق العاده رزمی
unusually بطور فوق العاده
fitting allowance فوق العاده مناسب
ambasador extraordinary سفیر فوق العاده
freezing فوق العاده سرد
envoy extraordiinary نماینده فوق العاده
envoy extraordiinary فرستاده فوق العاده
emergency ration جیره فوق العاده
extras فوق العاده اضافی
wonderfully well فوق العاده خوب
overactive فوق العاده فعال
monstrous cruelly بیرحمی فوق العاده
emergency loading بارگذاری فوق العاده
jitters عصبانیت فوق العاده
rarely beautiful استثنائی یافوق العاده
wonderfully عجیبانه فوق العاده
extra charge هزینه فوق العاده
extremely high فوق العاده زیاد
extreme values ارزشهای فوق العاده
breakneck فوق العاده خطرناک
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com