Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
siva
خدای والامقام هندو که ازخدایان سه گانه یا تثلیث دین هندو بشمار میرود
Other Matches
Hindus
هندو
Hindu
هندو
Hinduism
ایین هندو
Hindoo
سبک هندو
[معماری]
vedic
وابسته به وداکتاب مقدس هندو
suttee
زن هندو که خود راروی جنازه شوهرش میسوزاند
sari
ساری یا لباس زنان هندو که مشتمل است بر پارچهای که بدور بدن می پیچند
saree
ساری یا لباس زنان هندو که مشتمل است برپارچهای که بدور بدن می پیچند
saris
ساری یا لباس زنان هندو که مشتمل است بر پارچهای که بدور بدن می پیچند
pomfret
یکجور ماهی خوراکی دراقیانوس هندو اقیانوس ارام ماهی سیم دریایی
Trinity
سه گانگی
[معتقد به وجود سه اقنوم در خدای واحد]
[تثلیث]
oceanus
خدای دریا خدای اقیانوس
doyenne
زن والامقام
doyennes
زن والامقام
pooh bah
ادم والامقام
flamen
کاهن معبد یکی ازخدایان
sir
لرد شخص والامقام
to be reputed
بشمار رفتن
lar n
در روم باستان نام یکی ازخدایان حامی خانه
krishna
کریشنا:نام یکی ازخدایان بزرگ هندوهاکه مظهرهشتم vishnu میباشد
they rate as tonic drugs
انها جزو داروهای نیروبخش بشمار میروند
gibbous
تثلیث
triune
تثلیث
triplicity
تثلیث
triad
تثلیث
trinity
تثلیث
triads
تثلیث
trinitarian
معتقد به تثلیث
triplication
سه نسخه سای تثلیث
triunity
یگانگی سه اقنوم تثلیث
count off
شمارش به ترتیب شماره بترتیب شماره " بشمار "
protectionism
دراین مکتب دفاع وحمایت از تعرفههای گمرکی به منظور حمایت صنایع واقتصاد داخلی بعنوان یک وسیله جهت توسعه اقتصادی بشمار می اید
call off
فرمان نظامی برای شمارش قدم یا شمارش شمارش بشمار
asclepius
خدای طب
the almighty god
خدای قادرمطلق
the infinite god
خدای سرمد
the ever lasting
خدای سرمد
titan
خدای خورشید
the invisible
خدای نادیده
aeolian
خدای بادها
the supreme
خدای تعالی
the a of days
خدای ازلی
thank god
سپاس خدای را
ares
خدای جنگ
the supreme being
خدای تعالی
titans
خدای خورشید
god the father
خدای پدر
odin
خدای خدایان
godling
خدای کوچک
the supreme
خدای بزرگ
parcae
سه خدای سرنوشت
my goodness (my God)
<idiom>
اوه خدای من
neptune
خدای دریاها
poseidon
خدای دریا
lar n
خدای خانگی
monotheism
اعتقاد به خدای واحد
latri
پرستش خدای برحق
mars
بهرام خدای جنگ
He is a pastmaster at it .
خدای اینکار است
hymens
خدای عروسی ونکاح
jahweh
یهو خدای یهود
hymen
خدای عروسی ونکاح
the ever lasting fod
خدای ازلی و ابدی
idol
خدای دروغی مجسمه
pluto
خدای عالم اسفل
satrun
خدای بذر کاری
jhvh
یهوه خدای قوم یهود
minerva
صنایع یدی خدای پزشکی
Jehovah
یهو خدای بنی اسرائیل
trinity
معتقدبوجود سه اقنوم در خدای واحد
the a of days
خدای سرمدی قدیم الایام
sun disk
صفحه بالدارمظهر خدای افتاب
saturnalia
جشن خدای زحل عیاشی
hermes
خدای بازرگانی ودزدی وسخنوری
hephaestus
خدای اتش وفلز کاریhipster
uranus
خدای اسمان فرزندزمین و پدرتیتان ها
valhalla
سالن پذیرایی خدای اودین
ra
خدای افتاب مصریان قدیم
woden
"ادین " خدای روز چهارشنبه
sextette
شش گانه
decuple
ده گانه
triplet
سه گانه
sextuplet
شش گانه
sextuplicate
شش گانه
hexaploid
شش گانه
ternal
سه گانه
three fold
سه گانه
hobby-horse
گانه
trebly
سه گانه
triple
سه گانه
tripling
سه گانه
trinal
سه گانه
hobby-horses
گانه
tripled
سه گانه
triples
سه گانه
trinary
سه گانه
Tianjan
شهر تیانجان
[شهری در شمال چین که از مراکز اصلی تولید فرش در چین بشمار رفته. زمینه اکثر فرش ها آبی رنگ به همراه طرح های زرد و طلایی می باشد.]
parthenon
پارتنون معبد خدای اتنا در اتن
dionysus
>دیونسیوس <خدای شراب و میگساری وزراعت
pans
خدای مزرعه وجنگل وجانوران وشبانان
proteus
خدای دریا که اشکال مختلف بخودمیگرفته
priapus
خدای قدرت تناسلی جنس مذکر
apollo
خدای افتاب وزیبایی و شعر و موسیقی
pan-
خدای مزرعه وجنگل وجانوران وشبانان
pan
خدای مزرعه وجنگل وجانوران وشبانان
incarnationist
کسی که مسیح را خدای مجسم می داند
in severalty
جدا گانه
services
نیروهای سه گانه
macrogamete
کلان گانه
degress of comparison
درجات سه گانه
sextet
شش گانه شش قلو
triple bond
پیوند سه گانه
quadruplet
چهار گانه
quadruples
چهار گانه
duopoly
انحصار دو گانه
trilcgy
یا قطعات سه گانه
quadruplets
چهار گانه
triple address
با نشانی سه گانه
triple point
نقطه سه گانه
octoploid
هشت گانه
quadruple
چهار گانه
toothless
بچه گانه
ternate
سه برگچهای سه گانه
quadrupled
چهار گانه
the big three
بزرگان سه گانه
ternary
سه برگچهای سه گانه
sextets
شش گانه شش قلو
the tribes
اسباط 21 گانه
the three kingdoms
مولودهای سه گانه
septempartite
هفت گانه
twelve
دوازده گانه
the three kingdoms
موالیدسه گانه
the learned professions
علوم سه گانه
the triple entent
ائتلاف سه گانه
quadrupling
چهار گانه
vesta
الهه رومی خدای اجاق وخانه داری
bacchic ornament
[وابسته به باکوس خدای میگساری و شراب در روم]
satyric
وابسته به نیم خدای جنگلی دیو صفت
multiprocessing
پردازش چند گانه
decathlon
ورزشهای ده گانه دوومیدانی
twelve tables
الواح دوازده گانه
multicomputer
کامپیوتر چند گانه
multiple regression
رگرسیون چند گانه
hypocorism
لقب بچه گانه
the big four
بزرگان چهار گانه
trivium
علوم ازاد سه گانه
multiple connector
بست چند گانه
heptarchy
ولایات هفت گانه
sextuple
دارای شش ضربه شش گانه
five unit code
الفبای پنج گانه
pedologia
گفتار بچه گانه
punic wars
جنگهای سه گانه رم باقرطاجنی ها
fourteen points
اصول چهارده گانه
decathlons
ورزشهای ده گانه دوومیدانی
small clothes
جامه بچه گانه
octateuch
کتابهای هشت گانه
slingshot
تیرکمان بچه گانه
octachord
نتهای هشت گانه
slingshots
تیرکمان بچه گانه
triumvir
عضو اتحاد سه گانه
octarchy
ولایات هشت گانه
the three persons
اقنوم های سه گانه
Cupid
خدای عشق که بصورت کودک برهنه مجسم شده
kalki
نام دهمین واخرین مظهرvishnu خدای بزرگ هندوها
cupids
خدای عشق که بصورت کودک برهنه مجسم شده
bacchic
وابسته به باکوس خدای میگساری و پرستش او مستانه و پرهیاهو
multiprecision arithmetic
ریاضیات با دقت چند گانه
multiaccess computer
کامپیوتر با دسترسی چند گانه
multiprocessing system
سیستم پردازش چند گانه
parish register
دفتر ثبت وقایع سه گانه
hop stop and jump
قسمتهای سه گانه پرش طول سه گام
soapbox derby
مسابقه گاریهای بچه گانه درسرازیری
girly
غیر بالغ خام وبچه گانه
multiple arc lamp
لامپ قوسی با اتصال چند گانه
signs of the zodiac
صورتهای منطقه البروج برجهای دوازده گانه
to orient oneself
جهات چهار گانه خود راتعیین کردن
trigraph
حروف رمز سه گانه مربوط به کد فنی تجهیزات انفرادی
triathlon
مسابقه سه گانه بین زنان شامل دو 001 متر
hierarchy
گروه فرشتگان نه گانه سلسله سران روحانی وشیوخ
hierarchies
گروه فرشتگان نه گانه سلسله سران روحانی وشیوخ
apolline
[نوعی خطوط تزئینی مربوط به آپولو خدای خورشید در دوره باروک و رنسانس استفاده می شد.]
he is going
میرود
the train runs without a stop
میرود
i had no idea he was going
که او میرود
agoines
مسابقههای سه گانه یونانیان باستان ورزش وموسیقی وغشه یادو
phratry
درتاریخ یونان واحد قومیت یکی از تقسیمات سه گانه قبیله
jan grid
سیستم مختصات مشترک نقشههای مورد استفاده نیروهای سه گانه
presumedly
احتمال میرود
Which line goes to ... ?
کدام خط به ... میرود؟
it wont wash
اگرانرابشویندرنگش میرود
if he goes
اگر او میرود
the probability is
احتمال میرود
bleeders
کسی که خونش میرود
in all probability
احتمال کلی میرود
bleeder
کسی که خونش میرود
neck or nothing
یا سر میرود یا کلاه می اید
it promisews to be easy
امید میرود اسان باشد
the scale preponderates
کفه ترازو پایین میرود
cat burglar
<idiom>
دزدی که از دیوار بالا میرود
apostrophes
که درموارد زیر بکار میرود
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com