Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (10 milliseconds)
English
Persian
common user
خدمات عمومی
public services
خدمات عمومی
Search result with all words
service
منفعه توجه و حفظ کردن خدمات دولتی و عمومی وفیفه مامور دولت
serviced
منفعه توجه و حفظ کردن خدمات دولتی و عمومی وفیفه مامور دولت
muck rack
کسی که عادتا" می خواهدکارمندان خدمات عمومی و یاجمیع مردم را به رشوه خواری و فساد و خلافکاری متهم کند
public utilities
خدمات عمومی مانند اب
Other Matches
cross servicing
خدمات جنبی یا جانبی خدمات چند جانبه
special services
یکان خدمات مخصوص خدمات رفاهی
general quarters
اماده باش عمومی دریایی محلهای سکونت عمومی
introduces
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introducing
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduced
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduce
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
common hardware
ابزار و الات عمومی سخت ابزارهای عمومی
general porpose
کارهای عمومی مصارف عمومی
general orders
دستورات عمومی دستورالعملهای عمومی
services
خدمات
unbundled
خدمات
personnel services
خدمات پرسنلی
personnel services
خدمات کارمندی
civil defence service
خدمات کشوری
civil services
خدمات دولتی
administrative services
خدمات اداری
service industry
صنعت خدمات
welfare services
خدمات رفاهی
we owe him for his services
خدمات او هستم
service department
بخش خدمات
service department
قسمت خدمات
advisory services
خدمات مشورتی
civil
خدمات شهری
services
خدمات سرویسها
auxiliary service
خدمات جنبی
Civil Service
خدمات اجتماعی
social work
خدمات اجتماعی
Civil Service
خدمات کشوری
service company
گروهان خدمات
social services
خدمات اجتماعی
service force
یکان خدمات
information service
خدمات اطلاعات
sister services
خدمات وابسته
social service
خدمات اجتماعی
special services
خدمات مخصوص
joint services
خدمات مشترک
hospital benefit
خدمات بیمارستانی
field duty
خدمات رزمی
field exercise
خدمات صحرایی
field service
خدمات پایکار
field service
خدمات رزمی
technical services
خدمات فنی
health services
خدمات بهداشتی
goods and services
کالاها و خدمات
urban servitudes
خدمات شهری
signal services
خدمات مخابراتی
service unit
یکان خدمات
crypto service
خدمات رمز
service passport
پاسپورت خدمات
service sector
بخش خدمات
service support
پشتیبانی خدمات
medical services
خدمات پزشکی
service squadron
گروه خدمات
computer utility
خدمات کامپیوتری
medical service
خدمات پزشکی
loyal services
خدمات صادقانه
postal services
خدمات پستی
mail services
خدمات پستی
consolidated dining facility
تاسیسات غذاخوری عمومی مجتمع غذاخوری عمومی
obliging
حاضر خدمات مهربان
service squadron
قسمت خدمات دریای
railroad service
خدمات راه اهن
war service chevron
علامت خدمات جنگی
combat service support
پشتیبانی خدمات رزمی
complimentary supply
خدمات یا کلاهای مجانی
computer serrices company
شرکت خدمات کامپیوتری
agricultural extension services
خدمات ترویج کشاورزی
exchange services
خدمات فروشگاهی فروشگاهها
port auxiliary service
یگان خدمات بندری
i am satisfied with his servic
از خدمات او راضی یا خوشنودهستم
beach group
گروه خدمات ساحلی
bunched income
درامد خدمات شخصی
remote computing services
خدمات محاسباتی از راه دور
giros
خدمات بانکی اداره پست
aids to trade
خدمات جنبی تجارت مانندبانکدارب
accessorial services
خدمات بارگیری و تخلیه بار
welfare
رعایت کردن خدمات اجتماعی
acquisition authority
اعتبار خرید کالاو خدمات
hospitalization
پذیرایی خدمات بیمارستانی و درمانی
giro
خدمات بانکی اداره پست
home service
خدمات فروش در داخل کشور
beach unit
یکان مسئول اسکله یا خدمات ساحلی
ordnance service
خدمات مربوط به اردنانس واسلحه و مهمات
environmental services
دوایر خدمات بهسازی محیط زیست
terminal service company
گروهان خدمات بارانداز یاسکوی نظامی
service chevron
علایم بازویی که خدمات جنگی را نشان میدهد
joint servicing
دفتر خدمات و پشتیبانی مشترک از نیروهای مسلح
welfare state
دولتی که به خدمات اجتماعی توجه خاص دارد
the source
خدمات سودمند اطلاعاتی وقابل دسترس برای مشترکین
triage
سیستم ارزیابی خدمات پزشکی و نیازهای درمانی پرسنل
casualty control book
دفتر خدمات موتور ناو دفترچه خدمت موتورناو
procurement
تهیه و انجام خدمات و اماد تدارک کردن وسایل
sergeanty
انجام خدمات مختلف در دوره ملوک الطوایفی برای تملک تیول
cam
استفاده از کامپیوتر برای کنترل خدمات ماشینی یا یاری در فرآیند تولید
cams
استفاده از کامپیوتر برای کنترل خدمات ماشینی یا یاری در فرآیند تولید
legion ofholour
نشان افتخارکه دولت فرانسه درازای خدمات برجسته لشکری یاکشوری میدهد
performance monitor
برنامهای که سطوح خدمات ارائه شده توسط یک سیستم کامپیوتری را پی گیری میکند
veil of money
نظریهای که براساس ان پول فقط بعنوان پوشش برای کالاها و خدمات بحساب می اید
common carrier
موسسه حمل و نقل عمومی شرکت حمل و نقل عمومی متصدی حمل و نقل
equation of exchange
متوسط قیمت کالاها و خدمات نهائی و مقدار تولید کالاها وخدمات
beach group
گروه خدمات بارانداز ساحلی گروه پیشرو یا یورتچی دریایی
polemarch
سرکرده سوم از نه تن سرکرده که خدمات لشگری انجام میداند
retaining fee
وجهی که بطور مستمرپرداخت به وکیل پرداخت شودتا از خدمات حقوقی اومستمرا" استفاده شود یا اورا از قبول وکالت طرف مقابل بازدارند
aeronautical station
ایستگاه ناوبری هوایی ایستگاه خدمات هوانوردی
Tahmasb
شاه تهماسب
[پسر شاه اسماعیل موسس سلسله صفوی خدمات زیادی برای حفظ و اعتلا هنر فرشبافی ایران به جای گذاشت.]
common control
کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
widest
عمومی
rife
عمومی
hackneyed
عمومی
common
عمومی
the public voice
عمومی
popular
عمومی
wider
عمومی
wide
عمومی
ecumenic
عمومی
generic
عمومی
common user
عمومی
oecumenical
عمومی
general porpose
عمومی
public
عمومی
outline
خط عمومی
generals
عمومی
common
:عمومی
universal
عمومی
overt
عمومی
commoners
:عمومی
outlines
خط عمومی
outlining
خط عمومی
commoners
عمومی
commonest
:عمومی
commonest
عمومی
general
عمومی
outlined
خط عمومی
common parts
قطعات عمومی
buses
مسیر عمومی
common purse
وجوه عمومی
busses
مسیر عمومی
open court
محکمه عمومی
bussing
مسیر عمومی
official submission
مناقصه عمومی
busing
مسیر عمومی
common user items
اقلام عمومی
mintster of public works
وزیرکارهای عمومی
bussed
مسیر عمومی
common nuisance
اضرار عمومی
common language
زبان عمومی
generality
افهار عمومی
checkup
معاینه عمومی
public amnsement
نمایشگاه عمومی
cameralistic science
مالیه عمومی
pissoir
مستراح عمومی
plaza
میدان عمومی
potlatch
جشن عمومی
public a
وکیل عمومی
generalities
افهار عمومی
collective call sign
معرف عمومی
common labour
کارگر عمومی
common hardware
قطعات عمومی
common grid
شبکه عمومی
overhead costs
هزینههای عمومی
central war
جنگ عمومی
public affairs
روابط عمومی
general psychology
روانشناسی عمومی
general grant
کمک عمومی
general factor
عامل عمومی
general equilibrium
تعادل عمومی
general education
اموزش عمومی
general depot
امادگاه عمومی
general depot
انبار عمومی
general damage
خسارت عمومی
general concepts
تدبیر عمومی
general cargo
بار عمومی
general staff
ستاد عمومی
general stock
سهام عمومی
general assembly
مجمع عمومی
general amnesty
عفو عمومی
general supplies
تدارکات عمومی
general intelligence
هوش عمومی
general reserve
احتیاط عمومی
general meeting
گردهمایی عمومی
general quarters
اسایشگاههای عمومی
outline
خط مقاومت عمومی
general plan
نقشه عمومی
general paresis
فلج عمومی
general paralysis
فلج عمومی
general outpost
پاسدار عمومی
general outpatient clinic
درمانگاه عمومی
outlined
خط مقاومت عمومی
general mobilization
بسیج عمومی
general message
پیام عمومی
general register
ثبات عمومی
general relativity
نسبیت عمومی
general meeting
مجمع عمومی
general meeting
جلسه عمومی
general allotment
اختصاصات عمومی
general supplies
اماد عمومی
in the sight of the public
در انظار عمومی
baths
استخر عمومی
encyclic
عمومی دوری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com