Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 122 (7 milliseconds)
English
Persian
submariner
خدمه زیردریایی
Other Matches
submarine havens
منطقه عبور در عملیات غیررزمی زیردریایی منطقه اموزشی زیردریایی درمنطقه غیررزمی منطقه محدوده تامینی اطراف زیردریایی
conventional submarine
زیردریایی معمولی زیردریایی غیرهستهای
subroc
موشک نصب شده روی زیردریایی موشک مخصوص زیردریایی
antisubmarine screen
پرده پوشش ضد زیردریایی پوشش ضد زیردریایی
crews
خدمه
cannoneer
خدمه
crewing
خدمه
crewed
خدمه
crew
خدمه
man
خدمه گماردن
crews
خدمه هواپیما
crewing
خدمه هواپیما
crewing
خدمه کشتی
crews
خدمه کشتی
airman
خدمه هواپیما
live vessel
شناوه با خدمه
crew member
خدمه هواپیما
ship's company
خدمه ناو
combat crew
خدمه رزمی
cannoneer
خدمه توپ
gun's crew
خدمه توپ
airmen
خدمه هواپیما
crewed
خدمه هواپیما
cattles
خدمه وغلامان
gunners
خدمه توپ
gunner
خدمه توپ
operators
خدمه وسیله
stewards
خدمه باشگاه
steward
خدمه باشگاه
operator
خدمه وسیله
mans
خدمه گماردن
crew
خدمه کشتی
crewed
خدمه کشتی
crew
خدمه هواپیما
chattels
خدمه وغلامان
antisubmarine
ضد زیردریایی
submarine boat
زیردریایی
crewed
خدمه جنگ افزار
crewing
خدمه جنگ افزار
boat awain's locker
انبار خدمه قایق
close station
خدمه بدو مرخص
boat station
جای خدمه قایق
crew member
خدمه جنگ افزار
crew
خدمه جنگ افزار
crews
خدمه جنگ افزار
noncrew
خدمه غیر سازمانی
dumb vessel
شناوه بدون خدمه
torpedoing
موشک ضد زیردریایی
sqid
خمپاره ضد زیردریایی
silent running
سکوت زیردریایی
lifeguard submarine
زیردریایی نجات
deep submergence
زیردریایی نجات
killer submarine
زیردریایی شکاری
submarine chaser
ناوچه ضد زیردریایی
torpedo
موشک ضد زیردریایی
torpedoed
موشک ضد زیردریایی
torpedoes
موشک ضد زیردریایی
astro
اژدر زیردریایی
albacore
نوعی زیردریایی
sills
پشته زیردریایی
sill
پشته زیردریایی
subsurface
زیردریایی زیرابی
tinfish
موشک ضد زیردریایی
nuke
زیردریایی اتمی
nuked
زیردریایی اتمی
nuking
زیردریایی اتمی
albacore
زیردریایی الباکور
aluminaut
زیردریایی الومینیومی
alvin
یک نوع زیردریایی
asroc
راکت ضد زیردریایی
antisubmarine torpedo
اژدر ضد زیردریایی
antisubmarine search
کاوش ضد زیردریایی
antisubmarine barrier
مانع ضد زیردریایی
antisubmarine action
مکانیسم ضد زیردریایی
antisubmarine action
عمل ضد زیردریایی
antisubmarine
مخرب زیردریایی
anti submarine
هواپیمای ضد زیردریایی
nukes
زیردریایی اتمی
noncrew
خدمه اضافی هواپیما یا وسیله
crew served weapon
جنگ افزار خدمه دار
combat crew
خدمه رزمی هواپیما یاخودرو
bareboat charter
اجاره کشتی بدون خدمه ان
command active sonobuoy system
وسیله اکتشاف زیردریایی
creeping attack
تک هماهنگ شده ضد زیردریایی
rescue chamber
اطاقک نجات زیردریایی
submarine
با زیردریایی حمله کردن
antisubmarine search
عملیات تجسس ضد زیردریایی
silent running
حرکت زیردریایی با سکوت
air surface zone
منطقه عملیات ضد زیردریایی
hunting
شکار دشمن یا زیردریایی
submarines
با زیردریایی حمله کردن
skeleton crew
حداقل خدمه یک وسیله یا جنگ افزار
sonobuoy
بویه صوتی و ضد زیردریایی سونوبوی
terne
نوعی موشک ضد زیردریایی نروژی
datum time
ساعت تعیین محل زیردریایی
canopies
پوشش شفاف روی قسمت خدمه پرواز
staged crews
خدمه موجود در روی وسیله یا کشتی یا هواپیما
canopy
پوشش شفاف روی قسمت خدمه پرواز
seadata
اطلاعات مربوط به ردگیری زیردریایی دشمن
deep submergence
زیردریایی نجات کشتیهای غرق شده
magnetic anomaly detection gear
دستگاه اکتشاف زیردریایی به طریقه مغناطیسی
nuclear submarine
زیردریایی هستهای nuclear-poweredsubmarine : syn
check flight
پروازی برای اشناشدن خدمه و یا ازمایش صلاحیت انها
datum
اثر جذر و مد دریا محل زیردریایی در عمق اب
hoverting
ثابت ماندن در یک نقطه یا ارتفاع حفظ عمق زیردریایی
orion
نوعی هواپیمای چهارموتوره ملخ دار ضد زیردریایی باموتور توربوجت
sea bat
نوعی هلیکوپتر ضد زیردریایی که دارای سونار اکتشافی واژدر صوتی است
spitting
در رهگیری هوایی یعنی درحال رها کردن بویههای صوتی ضد زیردریایی هستم
hunter killer
نیروهای شکاری و انهدامی دریایی یکان مامور جستجو وانهدام زیردریایی دشمن
manned
اماده به جنگ جنگ افزار حاضر به تیر دارای خدمه
submarine sanctuaries
مناطق مخصوص تمرینات غیررزمی زیردریایی مناطق تمرین اموزشی ضدزیردریایی
hedgehogs
مانع جوجه تیغی شکل نوعی جنگ افزارضد زیردریایی یا مانع ضدزیردریایی
hedgehog
مانع جوجه تیغی شکل نوعی جنگ افزارضد زیردریایی یا مانع ضدزیردریایی
balancing
حفظ عمق کشتی متعادل کردن عمق زیردریایی
evasive steering
اجتناب از زیردریایی دشمن حرکت اجتناب امیز ناو
haven submarine
منطقه امن زیردریایی منطقه تامین زیردریاییها
coach-house
ساختمان خدمه
[در کنار ساختمان اصلی]
flying status
وضعیت پرواز از نظر جسمی و روحی وضعیت امادگی خدمه برای پرواز
drills
مشق خدمه مشق
drilled
مشق خدمه مشق
drill
مشق خدمه مشق
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com