Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (15 milliseconds)
English
Persian
terminal
خرابی که قابل تعمیر نیست
terminals
خرابی که قابل تعمیر نیست
Other Matches
recoverable item
وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
maintenance
قرارداد با شرکت تعمیری که بررسیهای مرتب و تعمیر با قیمت مخصوص در صورت خرابی دارد
winchester disk
دیسک سخت کوچک در یک واحد بسته که وقتی پر است یا لازم نیست , قابل جدا شدن از کامپیوتر نیست
transparently
برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست
transparent
برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست
unserviceable
غیرقابل تعمیر غیر قابل توزیع
To her , abI'llon tomans is a mere trifle .
قابل نوشیدن نیست
irretrievable
آنچه قابل بازگشت نیست
comparable
آنچه قابل مقایسه نیست
hidden
آنچه قابل دیدن نیست
indeterminate system
آن قابل پیش بینی نیست
It is beyond me.
برای من قابل درک نیست.
randomly
قابل پیش بینی نیست
random
قابل پیش بینی نیست
warm standby
وسیله پشتیبان جانبی که قابل تنظیم برای روشن شدن است در یک لحظه کوتاه پس از خرابی سیستم
unprotected
که قابل تغییرات و محافظت شده نیست
protects
محل حافظه که قابل تغییر نیست
protect
محل حافظه که قابل تغییر نیست
protecting
محل حافظه که قابل تغییر نیست
random number
شمارهای که قابل پیش بینی نیست
irreversible process
پردازش که پس از یک بار اجرا قابل برگشت نیست
secure system
سیستمی که بدون اجازه قابل دستیابی نیست
permanent
خطایی در سیستم که قابل رفع کردن نیست
utilities'man
متخصص تعمیر دستگاههای حرارتی و برقی تعمیر کارتاسیسات
deadlines
منتظر تعمیر متوقف کردن وسایل برای تعمیر
deadline
منتظر تعمیر متوقف کردن وسایل برای تعمیر
You never can tell .
کار دنیا است ( قابل پیش بینی نیست )
posted
بررسی برنامه کامپیوتری یا قطعه سخت افزاری پس از خرابی برای یافتن علت خرابی
post
بررسی برنامه کامپیوتری یا قطعه سخت افزاری پس از خرابی برای یافتن علت خرابی
post-
بررسی برنامه کامپیوتری یا قطعه سخت افزاری پس از خرابی برای یافتن علت خرابی
posts
بررسی برنامه کامپیوتری یا قطعه سخت افزاری پس از خرابی برای یافتن علت خرابی
atoms
مقدار یا رشتهای که به حالت ساده تری قابل تبدیل نیست
absolute address
تقدم یک فرایند که قابل تغییر توسط سیستم عامل نیست
atom
مقدار یا رشتهای که به حالت ساده تری قابل تبدیل نیست
dry cell battery
باتری ای که قابل شارژ مجدد نیست مقایسه شودباRechergeable Battery
reads
وسیله یا مداری که داده ذخیره شده آن قابل تغییر نیست
read
وسیله یا مداری که داده ذخیره شده آن قابل تغییر نیست
protect
محل حافظه که قابل تغییر یا دستیابی بدون اجازه نیست
protecting
محل حافظه که قابل تغییر یا دستیابی بدون اجازه نیست
machine address
تقدم یک فرایند که قابل تغییر توسط سیستم عامل نیست
lock up
وضعیت عملیات خطا که بدون قط ع برق قابل ترمیم نیست
protects
محل حافظه که قابل تغییر یا دستیابی بدون اجازه نیست
faulty
شیاری از دیسک مغناطیسی که قابل خواندن یا نوشتن کامل نیست
hardwired program
برنامه کامپیوتری درون سخت افزار که قابل تغییر نیست
field
فضای ذخیره سازی یا نمایش که توسط کاربر قابل تغییر نیست
fields
فضای ذخیره سازی یا نمایش که توسط کاربر قابل تغییر نیست
nonerasable storage
رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
wire
کامپیوتر به همراه برنامه نوشته در سخت افزار که قابل تغییر نیست
punctuation mark
نشانه چاپ که قابل بیان نیست وی در درک متن کمک میکند
fielded
فضای ذخیره سازی یا نمایش که توسط کاربر قابل تغییر نیست
punctuation marks
نشانه چاپ که قابل بیان نیست وی در درک متن کمک میکند
wires
کامپیوتر به همراه برنامه نوشته در سخت افزار که قابل تغییر نیست
nick
ضربه به محل تقاطع دیوار وزمین اسکواش که قابل گرفتن نیست
storage
رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
nicking
ضربه به محل تقاطع دیوار وزمین اسکواش که قابل گرفتن نیست
nicked
ضربه به محل تقاطع دیوار وزمین اسکواش که قابل گرفتن نیست
sectors
شیاری که خطا دارد و برای ذخیره مناسب قابل استفاده نیست .
sector
شیاری که خطا دارد و برای ذخیره مناسب قابل استفاده نیست .
nicks
ضربه به محل تقاطع دیوار وزمین اسکواش که قابل گرفتن نیست
mirror
کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
mirrored
کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
mirrors
کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
IF statement
عبارت زبان برنامه نویسی سطح بالا به معنای اینکه IF چیزی قابل انجام نیست
dedicated
کامپیوتری که فقط مخصوص پردازش لغات است و برنامه دیگری روی آن قابل اجرا نیست
conscious error
خطای اپراتور که به سرعت تشخیص داده میشود ولی درهمان زمان قابل جلوگیری از آن نیست
privacy
قانونی که طبق آن داده شخصی است و توسط کاربران غیر مجاز قابل دستیابی نیست
disrepair
احتیاج به تعمیر نیازمند تعمیر
non maskable interrupt
سیگنال وقفه با ارجحیت بالا که توسط نرم افزار یا دستورات دیگر قابل آسیب دیدن نیست
alien
دیسک فرمت شده روی سیستم دیگر یا شامل دادهای به فرمتی که قابل خواندن یا فهم نیست
aliens
دیسک فرمت شده روی سیستم دیگر یا شامل دادهای به فرمتی که قابل خواندن یا فهم نیست
scrambled
کد کردن صحبتها یا داده که به صورتی ارسال میشود که قابل فهم نیست مگر اینکه کدگشایی شود
scramble
کد کردن صحبتها یا داده که به صورتی ارسال میشود که قابل فهم نیست مگر اینکه کدگشایی شود
scrambles
کد کردن صحبتها یا داده که به صورتی ارسال میشود که قابل فهم نیست مگر اینکه کدگشایی شود
scrambling
کد کردن صحبتها یا داده که به صورتی ارسال میشود که قابل فهم نیست مگر اینکه کدگشایی شود
wind aided
اگر سرعت باد در ساعت بیش از 74/4متر باشد رکورد بدست امده قابل قبول نیست
pan
حرکت دادن ملایم پنجره دید به صورت افقی در تصویری که آن قدر بزرگ است که به یکباره قابل نمایش نیست . 2-
pan-
حرکت دادن ملایم پنجره دید به صورت افقی در تصویری که آن قدر بزرگ است که به یکباره قابل نمایش نیست . 2-
pans
حرکت دادن ملایم پنجره دید به صورت افقی در تصویری که آن قدر بزرگ است که به یکباره قابل نمایش نیست . 2-
winchester disk
دیسک سخت با فرفیت بالا و فشرده که به صورت توکار در سیستم کامپیوتری وجود دارد و قابل حذف شدن نیست
conversion tables
جدول جستجو یا مجموعهای ازنتایج ذخیره شده که به سرعت با یک فرآیند قابل دستیابی هستند و نیازی به محاسبه نتیجه نیست
isolating
فضای ذخیره سازی که مستقیما از طرف برنامه کاربر قابل دسترسی نیست و آنرا از حذف ناگهانی در امان نگه می دارد
isolate
فضای ذخیره سازی که مستقیما از طرف برنامه کاربر قابل دسترسی نیست و آنرا از حذف ناگهانی در امان نگه می دارد
isolates
فضای ذخیره سازی که مستقیما از طرف برنامه کاربر قابل دسترسی نیست و آنرا از حذف ناگهانی در امان نگه می دارد
He's a good director but he doesn't bear
[stand]
comparison with Hitchcock.
او
[مرد ]
کارگردان خوبی است اما او
[مرد]
قابل مقایسه با هیچکاک نیست.
universal
نوشتن برنامه که مخصوص یک ماشین نیست و روی چندین ماشین قابل اجرا است
his conduct is object
رفتارش قابل اعتراض است رفتارش رضایتبخش نیست
unjustified
نواری که حاوی متن فرمت نشده است , و قابل چاپ نیست تا داده فرمت شود.
fix
داده نوشته شده روی فایل یا صفحه نمایش برای اطلاع رسانی یا بیان مشخصات و آنچه قابل تغییر توسط کاربر نیست
fixes
داده نوشته شده روی فایل یا صفحه نمایش برای اطلاع رسانی یا بیان مشخصات و آنچه قابل تغییر توسط کاربر نیست
dependent
غیر استاندارد یا چیزی که روی سخت افزار یا نرم افزار تولید کننده دیگر بدون متغیر قابل استفاده نیست
fix
دیسک سخت یا دیسک مغناطیسی که قابل حذف شدن از درایور دیسک نیست
fixes
دیسک سخت یا دیسک مغناطیسی که قابل حذف شدن از درایور دیسک نیست
attribute
مشخصه مخصوص یک فایل که در صورت فعال بودن فقط اجازه میدهد محتوای فایل دیده شود و هیچ تغییری قابل اعمال نیست
attributes
مشخصه مخصوص یک فایل که در صورت فعال بودن فقط اجازه میدهد محتوای فایل دیده شود و هیچ تغییری قابل اعمال نیست
attributing
مشخصه مخصوص یک فایل که در صورت فعال بودن فقط اجازه میدهد محتوای فایل دیده شود و هیچ تغییری قابل اعمال نیست
NetBEUI
گونه پیشرفته پروتکل شبکه NetBios ساخت ماکروسافت NetBECI در شبکه قابل سیریابی نیست و برای شبکههای مابین بزرگ نامناسب میشود
format
استفاده از فیلدهای نمایش محافظت شده برای نمایش حالت خالی یا صفحهای که قابل تغییر نیست ولی کاربر میتواند اطلاع وارد کند
formats
استفاده از فیلدهای نمایش محافظت شده برای نمایش حالت خالی یا صفحهای که قابل تغییر نیست ولی کاربر میتواند اطلاع وارد کند
covenant runing with land
شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
All is not gold that glitters.
<proverb>
هر آنچه میدرخشد طلا نیست(هر گردى گردو نیست).
isogamete
سلول جنسی که ازنظر شکل و کار از سلول جنسی جفت خود قابل تشخیص نیست
virtual
که موجود نیست ولی توسط کامپیوتر شبیه سازی شده است و توسط کاربر به صورت مجازی قابل استفاده است
defective
خطایی در دیسک سخت که داده روی برخی شیارها به درستی قابل خواندن نیست که میتواند ناشی از سطح دیسک آسیب دیده یا قرار گرفتن نامناسب نوک باشد
step frame
استفاده از رشته ویدیویی به صورت یک فریم در هر لحظه برای زمانی که کامپیوتر قوی نیست یا آن قدر سریع نیست که تصاویر بلادرنگ را نشان دهد
NiMH
نوعی باتری قابل شارژ در laptop که امکان شارژ شدن بهتر از باتری Nicad دارد. شارژ آن سریع تر است و نگران حافظه نیست
due bill
در CL به این شکل تنظیم میشود : بدهی به اقای ..... مبلغ ..... است که عندالمطالبه پرداخت خواهد شد . تاریخ .... این سند بر خلاف برات و سفته به حواله کرد قابل پرداخت نیست
mini
کامپیوتر کوچک با محدوده توان پردازش و دستورات بیشتر از یک ریز کامپیوتر ولی قابل رقابت با سرعت یا توان کنترل داده کامپیوتر mainframe نیست
leaving files open
به معنای اینکه فایل بسته نیست یا حاوی نشانه پایان فایل نیست .
dock receipt
قبض رسید ورود کشتی برای تعمیر اعلام ورود کشتی برای تعمیر
his parentage isunknown
اصل و نسبتش معلوم نیست پدرو مادرش معلوم نیست کی هستند
it is past all hope
جای هیچ امیدواری نیست هیچ امیدی نیست
lost cluster
تعداد شیارهای دیسک که بیت شناسایی آنها خراب شده است . سیستم عامل این ناحیه را علامت گذاری کرده تا توسط فایل استفاده شود ولی داده آنها توسط فایل مشخصی قابل شناسایی نیست
spot repair
تعمیر در جا
repaired
تعمیر
repair
تعمیر
mending
تعمیر
instauration
تعمیر
repairing
تعمیر
service
تعمیر
renovation
تعمیر
remaking
تعمیر
repairs
تعمیر
maintenance
تعمیر
upkeep
تعمیر
serviced
تعمیر
face lifting
تعمیر
demolitions
خرابی
demolition
خرابی
rottenness
خرابی
failures
خرابی
fault
خرابی
faulted
خرابی
havoc
خرابی
godsend
خرابی
smash
خرابی
wrecks
خرابی
wrecking
خرابی
wreck
خرابی
ruins
خرابی
malfunctioned
خرابی
malfunctions
خرابی
ruining
خرابی
desolation
خرابی
smashes
خرابی
ruin
خرابی
failure
خرابی
faults
خرابی
dilapidation
خرابی
malfunction
خرابی
wreckage
خرابی
breakdown
خرابی
ruination
خرابی
destruction
خرابی
eversion
خرابی
disrepair
خرابی
breakdowns
خرابی
devastation
خرابی
repaired
تعمیر کردن
maintenance
نگهداری و تعمیر
mends
تعمیر کردن
repair time
مدت تعمیر
repair
تعمیر کردن
aircraft repair
تعمیر هواپیما
maintenance
تعمیر و نگهداری
reconditioning
تعمیر مجدد
mended
تعمیر کردن
serviceability
تعمیر پذیری
serviceability
قابلیت تعمیر
spot repair
تعمیر در محل
refashion
تعمیر کردن
under repair
در دست تعمیر
under repairing
دردست تعمیر
reparation
تعمیر عوض
restore
تعمیر کردن
refitting
تعمیر کردن
refitted
تعمیر کردن
restored
تعمیر کردن
restores
تعمیر کردن
darn
[conservate]
تعمیر کردن
refits
تعمیر کردن
refit
تعمیر کردن
serviceman
تعمیر کار
servicemen
تعمیر کار
under repair
تحت تعمیر
rehash
تعمیر کردن
darner
تعمیر کننده
rehashes
تعمیر کردن
field service
تعمیر در محل
gunner's mate
تعمیر کارتوپ
rehashed
تعمیر کردن
patch up
<idiom>
تعمیر کردن
to do up
تعمیر رکدن
fixes
تعمیر کردن
in bad repair
نیازمند تعمیر
out of repair
نیازمند تعمیر
in disrepair
محتاج تعمیر
fix
تعمیر کردن
to patch up
تعمیر کردن
patch
تعمیر کردن
service
تعمیر کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com