English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 81 (6 milliseconds)
English Persian
irritant خراش اور دلخراش
irritants خراش اور دلخراش
Other Matches
scraping خراش اثر خراش
scrapes خراش اثر خراش
scraped خراش اثر خراش
scrape خراش اثر خراش
harrowing دلخراش
grating to the heart دلخراش
shrieks فریاد دلخراش زدن
shrieked فریاد دلخراش زدن
shriek فریاد دلخراش زدن
grating پنجره تیز و دلخراش
shrieking فریاد دلخراش زدن
gratings پنجره تیز و دلخراش
scart خراش
graze خراش
grazed خراش
grazes خراش
irritations خراش
rasure خراش
rifts خراش
rift خراش
irritation خراش
scratching خراش
groove خراش
abrasion خراش
grooves خراش
scratch خراش
scratched خراش
abrasions خراش
scratches خراش
abradent الت خراش
attrition مالش خراش
high-rise آسمان خراش
sky scraper اسمان خراش
sky scaper اسمان خراش
scratchy خراش دار
strigil بدن خراش
rase خراش دادن
disk crash خراش دیسک
prickly خراش دهنده
a bradent وسیله خراش
scuffs خراش فرسایش
scotch چاک خراش
pricked خراش سوزن
prick خراش سوزن
prickles خراش کوچک
prickled خراش کوچک
scotches چاک خراش
prickle خراش کوچک
stridently گوش خراش
skyscrapers اسمان خراش
skyscraper اسمان خراش
scotching چاک خراش
scotched چاک خراش
pricking خراش سوزن
scuffing خراش فرسایش
scuffed خراش فرسایش
scuff صدای خراش
scuffed صدای خراش
scuff خراش فرسایش
scuffing صدای خراش
scuffs صدای خراش
strident گوش خراش
pricks خراش سوزن
louder پر صدا گوش خراش
loud پر صدا گوش خراش
loudest پر صدا گوش خراش
scratch hardness درجه سختی خراش
scratch hardness tester ازمایشگر سختی خراش
to strip the paint off the wall رنگ را از دیوار [با خراش] کندن
raspy دارای صدای گوش خراش
stridulous or lant دارای صدای گوش خراش
pricks خلیدن باچیز نوک تیز فروکردن خراش دادن
prick خلیدن باچیز نوک تیز فروکردن خراش دادن
pricked خلیدن باچیز نوک تیز فروکردن خراش دادن
pricking خلیدن باچیز نوک تیز فروکردن خراش دادن
irritament خراش اور سوزش اور
irritated خراش دادن سوزش دادن
irritates خراش دادن سوزش دادن
irritate خراش دادن سوزش دادن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com