Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
diergolic
خرج مایع پایدار
Other Matches
pascal's law
هرگاه فشاری بریک نقطه از مایع وارد شود ان فشار عینا" به تمام نقاط مایع منتقل میشود
l.l.c
liquid-liquidchromatography کروماتوگرافی مایع- مایع
liquid liquid chromatography
کروماتوگرافی مایع- مایع
permanent
پایدار
never failing
پایدار
constant
پایدار
livelong
پایدار
durable
پایدار
abiding
پایدار
perdurable
پایدار
inexhaustible
پایدار
written in water
نا پایدار
constants
پایدار
impermanent
نا پایدار
stanch
پایدار
resistant
پایدار
unflinching
پایدار
changeless
پایدار
stable
پایدار
stables
پایدار
persistent
پایدار
indissoluble
پایدار
stable equilibrium
تعادل پایدار
proof weather
هوا پایدار
stable airfoil
ایرفویل پایدار
steady state growth
رشد پایدار
steady state
وضعیت پایدار
stable air
هوای پایدار
stabilizer
پایدار ساز
stable isotope
ایزوتوپ پایدار
stabilizer
پایدار کننده
stable oscillation
نوسان پایدار
stabilisers
پایدار ساز
stabilisers
پایدار کننده
steady growth
رشد پایدار
stable nucleus
هسته پایدار
fasted
پایدار باوفا
fast
پایدار باوفا
metastable
نیم پایدار
metastable
شبه پایدار
coarse mine
مین پایدار
continous operation
عملکرد پایدار
continuous fire
اتش پایدار
dielectric strength
پایدار دی الکتریکی
inconstantly
بطور نا پایدار
fixed material
مواد پایدار
undamped wave
موج پایدار
undamped oscillation
موج پایدار
c.w.
موج پایدار
fastest
پایدار باوفا
fasts
پایدار باوفا
permanent magnet
مغناطیس پایدار
permanent flow
بده پایدار
perdurably
بطور پایدار
continuous wave
موج پایدار
p.m.
مغناطیس پایدار
air resistant
پایدار در هوا
indissolubly
بطور پایدار
stable
پایدار پابرجا
baldaquin
سایبان پایدار
permanent
پایدار ماندنی
sustainable energy
انرژی پایدار
magnets
مغناطیس پایدار
undying
پایدار فناناپذیر
magnet
مغناطیس پایدار
baldacchino
سایبان پایدار
unfailing
کم نیامدنی پایدار
baldachino
سایبان پایدار
baldachin
سایبان پایدار
sustained illumination
روشنایی پایدار
stables
پایدار پابرجا
semistable elementry particle
ذره نیم پایدار
semistable elementry particle
ذره شبه پایدار
hard goods
اجسام پایدار ومقاوم
frequency stabilization
پایدار نمودن فرکانس
self sustaining growth
رشد خود پایدار
future-oriented
<adj.>
پایدار
[نسبت به آینده]
quasi stable elementry particle
ذزه نیم پایدار
quasi stable elementry particle
ذره شبه پایدار
sustainable
<adj.>
پایدار
[نسبت به آینده]
metastable phase
فاز شبه پایدار
metastable solution
محلول شبه پایدار
metasable equilibrium
تعادل شبه پایدار
metastable state
تراز نیم پایدار
metastable state
حالت نیم پایدار
for good
<idiom>
برای همیشه ،پایدار
sustained fire
اتش پایدار یادائمی
binary switch
سویچی با دو وضعیت پایدار
permanent magnet dynamic
بلندگوی دینامیک با مغناطیس پایدار
continuous illumination
روشنایی پایدار منطقه رزم
dowel bar
میله پایدار کننده بتن
steady state equilibrium
تعادل در وضعیت رشد پایدار
equilibrium
وضع ثابت و پایدار ترازمندی
unfaling
تمام نشدنی کم نیامدنی پایدار با وفا
permanent magnet centering
تمرکز اشعه بوسیله مغناطیسهای پایدار
permanent magnet focusing
تمرکز اشعه بوسیله مغناطیسهای پایدار
warm-ups
روند یا زمان لازم برای سیستم به حالت پایدار درشرایط کاری
setting time
[مدت زمان لازم جهت تثبیت و پایدار شدن رنگ در رنگرزی]
warm-up
روند یا زمان لازم برای سیستم به حالت پایدار درشرایط کاری
steepest
مایع
waters
مایع
steep
مایع
anti icing fluid
مایع ضد یخ
aneroid
بی مایع
fluidal
مایع
liquids
مایع
liquid
مایع
liquid/gas separator
مایع
watering
مایع
watered
مایع
water
مایع
fulidal
مایع
liquefacient
مایع کننده
liquid exygen
اکسیژن مایع
liquid fuel
سوخت مایع
liquid oxygen
اکسیژن مایع
liquid nitrogen
نیتروژن مایع
resolvent
<adj.>
مایع محلل
liquid propellant
خرج مایع
liquid propellant
سوخت مایع
liquid ammonia
امونیاک مایع
liquid hydrogen
هیدروژن مایع
liquefaction
تبدیل به مایع
liquefaction
مایع شدن
liquid hydrates
مایع هیدراتها
liquefied gas
گاز مایع
liquid gas
گاز مایع
liquescence
مایع شدگی
liquescent
مایع شونده
liquid glass
شیشه مایع
liquid air
هوای مایع
liquid soap
صابون مایع
liquid state
حالت مایع
liquidity index
اندیس مایع
semiliquid
مایع چسبنده
sealing liquid
مایع اب بندی
semifluid
نیم مایع
semiliquid
نیمه مایع
semiliquid
مایع غلیظ
sodium metasilicate
شیشه مایع
sodium silicate
شیشه مایع
soluble glass
شیشه مایع
spinal fluid
مایع نخاعی
liquid foundation
کرم مایع
water glass
شیشه مایع
pool rectifier
لامپ مایع
pool cathode
کاتد مایع
liquidly
بشکل مایع
liquified petroleum gas
گاز مایع
dissolving
<adj.>
مایع محلل
lox
اکسیژن مایع
mercury pool tube
لامپ مایع
pool cathode tube
لامپ مایع
pool tube
لامپ مایع
out back
چسب مایع
paraffin oil
پارافین مایع
subaqueous
زیر مایع
silicate of soda
شیشه مایع
vitrous humor
مایع زجاجیه
fluids
مایع متحرک
furfuraldehyde
مایع الدئیدی
developer liquid
مایع فهور
glue
چسب مایع
glueing
چسب مایع
glues
چسب مایع
gluing
چسب مایع
liquid crystal
کریستال مایع
liquid crystals
کریستال مایع
cryogenic liquid
مایع سرمازا
cutback bitumen
قیر مایع
condensation
مایع کردن
deicer
مایع ضدیخ
solvents
مایع محلل
solvent
<adj.>
مایع محلل
sops
غذای مایع
antidim
مایع ضد تشکیل مه
anti detonant
مایع ضد بدسوزی
battery liquid
مایع باتری
sop
غذای مایع
grume
مایع چسبناک
absorption liquid
مایع جذب
fluid
مایع متحرک
rapid curing cutback
قیر مایع زودگیر
condensation
مایع کردن گاز
supercooled liquid
مایع ابر سرد
sealing compound
مایع درز بند
coolants
مایع داخل رادیاتور
coolant
مایع سرد کننده
out back
مایع روان شده
dunked
در مایع فرو کردن
coolants
مایع سرد کننده
coolant
مایع داخل رادیاتور
liquidizing
بصورت مایع دراوردن
dunk
در مایع فرو کردن
dunking
در مایع فرو کردن
dunks
در مایع فرو کردن
eyewash
مایع چشم شویی
electrolyte
مایع کار الکترولیت
to strain a liquid
صاف کردن یک مایع
superheated liquid
مایع ابر گرم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com