English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
blowing خروج هوا با فشار و سرعت زیاد
Other Matches
jet stream جریان باد جت استریم درطبقه استراتوسفر که دارای فشار و سرعت زیاد میباشد
compression ignition احتراق مخلوط سوخت و هوادر اثر دمای زیاد حاصل ازترکم و فشار زیاد در سیلندرموتور دیزل
high speed با سرعت زیاد راندن با سرعت زیاد
exhaust velosity سرعت خروج
blowdown خروج باقیمانده سوخت توسط فشار گاز
jet propulsion نیروی عقب نشینی حاصله از فشار گازفشار خروج گاز
fasts وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fastest وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fasted وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fast وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
clear air turbulence اشفتگی در اسمان فاقد ابر که معمولا در ارتفاعات بالا وهمراه با تغییر سرعت درنزدیکی مسیر خروج گازهامیباشد
high pressure فشار زیاد
overvoltage فشار زیاد
overpressure زیاد شدن فشار
reaction turbin توربین فشار زیاد
overvoltage protection حفافت فشار زیاد
high velocity سرعت اولیه زیاد
high velocity سرعت دهانهای زیاد
overload speed سرعت بار زیاد
high velocity با سرعت ابتدایی زیاد
to overexert زیاد به خود فشار آوردن
xenon high pressure lamp لامپ فشار زیاد گزنون
to work at a high pressure با فشار یا فعالیت زیاد کارکردن
to overstrain oneself زیاد بخود فشار اوردن
superincumbent دارای فشار زیاد فشاری
to bolt با سرعت زیاد حرکت کردن
high velocity drop بارریزی با سرعت سقوط زیاد
scissors سگک از رو که فشار زیاد به کمر وارد می اورد
jet جریانی که با سرعت زیاد از یک روزنه خارج شود
impingement برخورد گازهای با سرعت زیاد به ساختمان هواپیما
jets جریانی که با سرعت زیاد از یک روزنه خارج شود
jetted جریانی که با سرعت زیاد از یک روزنه خارج شود
jetting جریانی که با سرعت زیاد از یک روزنه خارج شود
oxygen bottle محفظهای برای نگهداری اکسیژن گازی تحت فشار زیاد
electrothermal printer چاپگری با سرعت زیاد بااستفاده از عناصر گرمازا چاپگر حرارتی
joule kelvin effect انبساط گاز با فشار زیاد ازمجرای کنترل سوخت یا پلاک منفذدار که با کاهش دماهمراه است
fluttered کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
flutters کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
fluttering کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
flutter کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
warm gas thruster جت پیش راننده متشکل از گازذخیره شده با فشار زیاد که قبل از بیرون رانده شدن ازنازل گرم شود
channelled اتصال مستقیم بین کانالهای اصل ورودی / خروجی در کامپیوتر تا ارسال داده با سرعت زیاد را ممکن کند
channels اتصال مستقیم بین کانالهای اصل ورودی / خروجی در کامپیوتر تا ارسال داده با سرعت زیاد را ممکن کند
channeled اتصال مستقیم بین کانالهای اصل ورودی / خروجی در کامپیوتر تا ارسال داده با سرعت زیاد را ممکن کند
channel اتصال مستقیم بین کانالهای اصل ورودی / خروجی در کامپیوتر تا ارسال داده با سرعت زیاد را ممکن کند
channeling اتصال مستقیم بین کانالهای اصل ورودی / خروجی در کامپیوتر تا ارسال داده با سرعت زیاد را ممکن کند
pitot pressure فشار برخورد هوا که به منظور اندازه گیری سرعت هوا بکار میرود
variable area nozzle نازل پیش برندهای که مساحت سطح مقطع ان برای سازگار شدن با تغییر سرعت و کارکرد سیستم پس سوز یاتغییر فشار اتمسفر یا محیط تغییر میکند
cabin pressure فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
combined speed indicator عقربه نشان دهنده سرعت علمی و عملی سرعت نمای مرکب
speed ring طوقه تطبیق سرعت توپ پدافند هوایی طبله سرعت نما
inflow ratio نسبت سرعت واقعی رتورکرافت به سرعت محیطی نوک تیغه ها
pressurized cabin اطاق فشار هوای هواپیما کابین فشار
load call وسیلهای مملو از سیال برای ایجاد نیروهای زیاد با دقت زیاد
burning rate سرعت سوزش مهمات یا خرج سرعت مصرف سوخت
indicated airspeed سرعت تعیین شده بوسیله سرعت نمای هواپیما
compensating relief valve شیر رها کننده فشار با شیرترمواستاتیک برای کاهش فشار تنظیم شده هنگامیکه روغن داغ است
dragged وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
drags وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
drag وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
tachometer اندازه گیر سرعت چرخش سرعت سنج
machine number عدد نسبت سرعت هواپیما به سرعت صوت
true air speed سرعت حقیقی هواپیما یا سرعت تنظیم شده ان
rate of flame propagation سرعت پخش شدن شعله سرعت احتراق
pitot static system سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
pore pressure فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
variable ratio گیربکسهایی که در ان به منظور ثابت نگاه داشتن سرعت برونگذاشت نسبت تبدیل صرف نظر از سرعت درون گذاشت تغییر میکند
muzzle velocity سرعت دهانهای سرعت اولیه گلوله
rate of pouring سرعت سیلان سرعت جاری شدن
I didnt get much sleep. زیاد خوابم نبرد ( زیاد نخوابیدم)
inputted فضای ذخیره سازی موقت داده دریافتی با سرعت کند وسیله ورودی /خروجی . پس با سرعت بیشتر به حافظه اصلی ارسال میشود
input فضای ذخیره سازی موقت داده دریافتی با سرعت کند وسیله ورودی /خروجی . پس با سرعت بیشتر به حافظه اصلی ارسال میشود
cabin pressurization safety valve شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
compressor pressure ratio نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
isopiestic دارای فشار یکسان خط هم فشار
support CI مخصوص که با cpu کار میکند و یک تابع جمع یا عملیات استاندارد را به سرعت انجام میدهد و سرعت پردازش را افزایش میدهد
chocked nozzle خروجی موتور جت که سرعت جریان گازهای خروجی دران به سرعت صوت رسیده است
accelerates سرعت دادن سرعت گرفتن
accelerate سرعت دادن سرعت گرفتن
accelerated سرعت دادن سرعت گرفتن
subsonic با سرعت کمتر از سرعت صوت
accelerating سرعت دادن سرعت گرفتن
mach hold بستن سرعت ماخ به هواپیما بستن سرعت لازم به هواپیمابه طور خودکار
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
overbuild زیاد ساختمان کردن در بخشی از شهرکه زیاد دران ساختمان کرده اند
zero wait state که آن قدر سریع است که با سرعت قط عات دیگر در کامپیوتر کار میکند و نیاز نیست به صورت مصنوعی سرعت آن کم شود یا وضعیت انتظار درج شود
air plot wind velocity سرعت باد در مسیر هواپیما سرعت باد محاسبه شده
transonic سرعت سیال بین مافوق صوت و زیر سرعت صوت
cut off velocity سرعت موشک در لحظه جداشدن موتور سرعت صعودنهایی موشک
to hold somebody in great respect کسی را زیاد محترم داشتن [احترام زیاد گذاشتن به کسی]
low head plant نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
exits خروج
exhaust خروج
egress خروج
emersion خروج
egression خروج
outgo خروج
propulsion خروج
emissions خروج
exodus خروج
leakage or breakage خروج
exit خروج
emission خروج
exhausts خروج
prolapsus خروج
declared speed سرعت اعلام شده به ناوگان سرعت استاندارد ناوگان
airspeed سرعت هواپیما در لحظه پرش با چتر سرعت پرش
airspeeds سرعت هواپیما در لحظه پرش با چتر سرعت پرش
emissions صدور خروج
work function انرژی خروج
outages راه خروج
angle of emergence زاویه خروج
outage راه خروج
emergency exit در خروج اضطراری
outlet مجرای خروج
outlets مجرای خروج
prolapse of the uterus خروج سیبک
spurting خروج ناگهانی
emission صدور خروج
spurted خروج ناگهانی
eccentricity خروج از مرکزیت
eccentricities خروج از مرکزیت
emergency exit خروج اضطراری
electron affinity انرژی خروج
exeat اجازهء خروج
exhaust valve شیر خروج
eccentricity خروج از مرکز
spurt خروج ناگهانی
dump valve شیر خروج
eccentricities خروج از مرکز
transpiration خروج نفوذ
defecation خروج مدفوع
spermatism خروج منی
order off the field حکم خروج
order off حکم خروج
ejaculated خروج منی
capital outflow خروج سرمایه
logout خروج از سیستم
log off خروج از سیستم
log out خروج از سیستم
out flow of capital خروج سرمایه
ejaculates خروج منی
ejaculating خروج منی
ejaculate خروج منی
ingress and egress دخول و خروج
blow out خروج ناگهانی
debouchment خروج ازتنگنا
light spill خروج نور
spurts خروج ناگهانی
exit point نقطه خروج
debouch راه خروج
supersonic هواپیمای مافوق سرعت صوت با سرعت مافوق سرعت صوت
clearance outwards مجوز خروج کشتی
Where is the emergency exit? در خروج اضطراری کجاست؟
infinite حلقهای که خروج ندارد.
primer leak خروج گازاز ته چاشنی
undoubling خروج از دوبلگی شطرنج
steam tight مانع خروج بخار
inner work function انرژی خروج درونی
gas tight مانع خروج گاز
freedom of entry and exit ازادی ورود و خروج
clearing outwards اعلامیه خروج کشتی
outer work function انرژی خروج بیرونی
eccentricity of the load خروج از مرکزیت بار
exhaust خروج گاز یابخار
shell برنامه خروج موقت
eccentricities گریز یا خروج از مرکز
out flow of labor خروج نیروی کار
exhaust تخلیه کردن خروج
shelling برنامه خروج موقت
fifo خروج به ترتیب ورود
exhausts خروج گاز یابخار
shells برنامه خروج موقت
exophthalmos خروج تخم چشم
exhausts تخلیه کردن خروج
eccentricity گریز یا خروج از مرکز
piezoelectric ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
ne exeat regno دستور عدم خروج از مملکت
exhaust pipe لوله خروج بخار یا دود
obturator الات مانع خروج گاز
gangway محل ورود و خروج از ناو
clearance papers اسناد خروج کشتی از بندر
Please show me the way out I'll show you ! لطفا " را ؟ خروج را به من نشان دهید
clearance outwards مجور خروج کشتی پس ازبارگیری
break cover خروج روباه یا خرگوش ازپناهگاه
choke ring حلقه مانع خروج گاز
gangways محل ورود و خروج از ناو
trap house محل خروج هدفهای متحرک
energy absorber مکانیسم ضربه گیری مکانیسم دفع فشار حرکت دستگاه دفع فشار
high voltage transformer ترانسفورماتور فشار قوی مبدل فشار قوی
impluse level سطح فشار ضربهای استحکام فشار ضربهای
jets خروج شدید گاز فواره هواپیمای جت
exit road راه خروج ازموضع یا سر پل یا منطقه فرود
muzzle energy نیروی یک گلوله در موقع خروج از لوله
exit خروج بازیگر از صحنهء نمایش دررو
jetting خروج شدید گاز فواره هواپیمای جت
lithotomy برش مثانه برای خروج سنگ
spermatorrhoea خروج منی بدون اراده احتلام
port of exit مرز خروج کالا یا فرد ازکشور
exits خروج بازیگر از صحنهء نمایش دررو
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com