English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (39 milliseconds)
English Persian
purchase خرید خریداری کردن
purchased خرید خریداری کردن
purchases خرید خریداری کردن
Other Matches
ransoms وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
ransom وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
field buying خرید کردن در صحرا خرید محلی
dear bought جنس گران خریداری شده خریداری به قیمت گران
purchase خریداری کردن
purchased خریداری کردن
purchases خریداری کردن
bought خریداری کردن بدست اوردن
to drink in with ones eyes بچشم خریداری نگاه کردن
To look fondly at someone . با نظر خریداری بکسی نگاه کردن
close price دز خرید وفروش سهام حالتی را گویندکه قیمت خرید و فروش به هم خیلی نزدیک باشد
purchase request درخواست خرید جنس تقاضای عقد پیمان خرید
bulls گران کردن قیمت سهام به وسیله پیش خرید کردن انها
bull گران کردن قیمت سهام به وسیله پیش خرید کردن انها
operated به کار انداختن خرید و فروش کردن معامله کردن
operate به کار انداختن خرید و فروش کردن معامله کردن
operates به کار انداختن خرید و فروش کردن معامله کردن
to make a purchase خرید کردن
buy خرید کردن
buys خرید کردن
overbuy در خرید افراط کردن
handle خرید و فروش کردن
handles خرید و فروش کردن
shop کارخانه خرید کردن
shops کارخانه خرید کردن
shopped کارخانه خرید کردن
buy in advance پیش خرید کردن
purchase price variance سپرده اختلاف قیمت خرید سپرده تضمینی خرید
purchased خریداری
purchases خریداری
acquistion خریداری
purchase خریداری
buying خریداری
to have a look round [around] the stores [American E] برای خرید در فروشگاه ها گردش کردن
to have a look round [around] the shops [British E] برای خرید در فروشگاه ها گردش کردن
redemption خریداری و ازادسازی
irredeemable غیرقابل خریداری
purchasable قابل خریداری
date of acquisition تاریخ خریداری
boughten خریداری شده
accession به ترتیب خرید وارد دفتر و ثبت کردن
order خرید سفارش خرید
achate اشیاء خریداری شده
affordable قابل تهیه و خریداری
irredeemable غیر قابل خریداری
qualifying shares سهامی که مدیران الزاما"باید خریداری کنند
cash discount تخفیف مخصوص خریداری که وجه را در موعد مقرر بپردازد
gold import point حالتی است که کشور خریداری کننده کالابه جای ارز یا پول
underwriters صادر کننده سند بیمه دریایی خریدار سهام خریداری نشده شرکت
underwriter صادر کننده سند بیمه دریایی خریدار سهام خریداری نشده شرکت
central purchase خرید اماد به طور تمرکزی خرید اماد به طور یکجا
appliance computer سیستم کامپیوتری آماده اجرا که خریداری میشود و به سرعت برای یک منظور کاربردی قابل استفاده است
last in , first out اولین خروج از اخرین ورود فروش کالا از اخرین دسته کالای خریداری شده
treasury bond سند قرضه خریداری شده اوراق قرضه خزانه
cost of goods purchased قیمت تمام شده کالای خریداری شده
oem Equipment Original شرکت یا سازمانی که کامپیوترها وتجهیزات دستگاه جانبی را به منظور استفاده از انها درمحصولات و تجهیزاتی که بعدا" به مشتریان فروخته خواهد شد خریداری می نمایدسازنده تجهیزات اصلی anufacturer
picker دلال و واسطه فرش [بصورت جزئی از خانه ها و حراجی ها فرش را خریداری کرده و بصورت عمده می فروشد.]
buys خرید
underwrite خرید
underwrites خرید
underwriting خرید
purchasing خرید
shopping خرید
underwritten خرید
procurement خرید
buying خرید
underwrote خرید
buy خرید
bond servant زر خرید
purchased خرید
bondwoman زن زر خرید
purchases خرید
purchase خرید
procurement cycle دوره خرید
purchasing power قدرت خرید
offer to purchase پیشنهاد خرید
open purchase خرید ازاد
purchasing power توان خرید
purchase notice agreements قراردادهای خرید
corners خرید یکجا
coemption خرید کل محصول
cornering خرید یکجا
corner خرید یکجا
hire purchase خرید اقساطی
purchase order سفارش خرید
purchase order دستور خرید
purchase notice agreements پیمان خرید
bargain خرید ارزان
redemption باز خرید
bid پیشنهاد خرید
lump sum purchase خرید یکجا
lump sum purchase خرید کلی
blanket buying خرید کلی
local purchase خرید محلی
local purchase خرید از محل
buying rate نرخ خرید
bulk buying خرید فله
buyer's market بازار خرید
buyers market بازار خرید
buying price قیمت خرید
nundination خرید و فروش
bids پیشنهاد خرید
purchasable باب خرید
local procurement خرید محلی
oniomania جنون خرید
advance purchase خرید سلف
monopolist انحصار خرید
acquisition authority اجازه خرید
achate عقیق خرید
short covering پیش خرید
buying and selling خرید و فروش
credit purchase خرید نسیه
shopping cart گاری خرید
dear bought گران خرید
purchasing department قسمت خرید
conditions of purchase شرایط خرید
futures exchange خرید اتی
dealing خرید و فروش
rebuy خرید مکرر
purchasing officer مسئول خرید
purchase rate نرخ خرید
purchasing officer مامور خرید
counter purchase خرید متقابل
purchase requisition درخواست خرید
purchasing patterns الگوی خرید
purchasing analyst تحلیل گر خرید
redemption yield بازده خرید
business خرید یا فروش
field buying خرید در صحرا
monopsony انحصار خرید
purchasing office دفتر خرید
forward purchase خرید سلف
regional purchase خرید محلی
real estate خرید زمین
purchasing office قسمت خرید
forward purchase پیش خرید
purchasing department دفتر خرید
forward purchasing پیش خرید
impulse buying خرید بی مقدمه
businesses خرید یا فروش
shopping basket سبد خرید
average purchase rate نرخ متوسط خرید
automated purchasing خرید بصورت اتوماتیک
demands تقاضای خرید کالا
call option خرید به شرط خیار
current purchasing power قدرت خرید فعلی
Examine it first before buying. قبل از خرید امتحانش کن
value for money قدرت خرید پول
salable قابل خرید معاملهای
preclusive buying خرید پیشگیری کننده
bulk buying خرید بصورت عمده
credited خرید وفروش اعتباری
credit خرید وفروش اعتباری
furriery خرید وفروش خز خزدوزی
brokerage کارمزد خرید سهام
saleable قابل خرید معاملهای
bulk buying خرید درحجم زیاد
hedging خرید و فروش تامینی
credits خرید وفروش اعتباری
on approval خرید کالا به شرط
demand تقاضای خرید کالا
demanded تقاضای خرید کالا
blanket buying خرید بصورت عمده
the longs پیش خرید کنندگان
duopsony انحصار دو جانبه خرید
crediting خرید وفروش اعتباری
hedged خرید و فروش تامینی
institute of purchasing and supply موسسه خرید و عرضه
income effect تناسب خرید با درامد
purchasing power of money قدرت خرید پول
stock trading خرید و فروش سهام
purchasing research تحقیق در خصوص خرید
off-market purchases خرید در بیرون از بورس
real account حساب خرید املاک
real purchasing power قدرت خرید واقعی
purchasing power parity برابری قدرت خرید
collaborative purchase خرید با تشریک مساعی
home trade خرید وفروش داخلی
open purchase خرید از بازار ازاد
purchase journal دفتر روزنامه خرید
hedges خرید و فروش تامینی
irredeemable باز خرید نشدنی
duopsony انحصار دو قطبی خرید
course of dealing دوره مذاکرات خرید
offer to purchase پیشنهاد جهت خرید
purchase ledger دفتر بزرگ خرید
open indent سفارش خرید باز
hedge خرید و فروش تامینی
course of dealing دوره خرید و فروش
procuration تحصیل چیزی خرید
oligopsony خرید نیمه انحصاری
procuance تحصیل چیزی خرید
procurement lead time زمان انجام خرید
retail shopping centre [British] مجتمع خرید [تجارت و بازرگانی]
boycott ازشرکت یا کشوری خرید نکردن
strip mall مجتمع خرید [تجارت و بازرگانی]
retail centre [British] مجتمع خرید [تجارت و بازرگانی]
retail park مجتمع خرید [تجارت و بازرگانی]
boycotted ازشرکت یا کشوری خرید نکردن
shopping center [American] مجتمع خرید [تجارت و بازرگانی]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com