English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
behavior repertoire خزانه رفتار
Other Matches
Act your age [and not your shoe size] ! به سن خودت رفتار بکن ! [مثل بچه ها رفتار نکن !]
reservoirs خزانه
reservoir خزانه
thesaurus خزانه
treasury خزانه
repertoire خزانه
fisk خزانه
depository خزانه
treasure trove خزانه
storage خزانه
treasuring خزانه
treasures خزانه
treasured خزانه
warison خزانه
thesauruses خزانه
repertory خزانه
treasure خزانه
magazine خزانه
magazines خزانه
Exchequer خزانه
treasury گنج خزانه
chamberlain خزانه دار
chamberlains خزانه دار
treasurer خزانه دار
treasury خزانه داری
chamber خزانه لوله
purse وجوهات خزانه
pursed وجوهات خزانه
purses وجوهات خزانه
pursing وجوهات خزانه
bursaries خزانه داری
bursary خزانه داری
Exchequer خزانه داری
necks خزانه فشنگ
chambers خزانه لوله
treasurers خزانه دار
neck خزانه فشنگ
vesturer خزانه دار
quaestor خزانه دار
questor خزانه دار
storage level تراز خزانه
the public purse خزانه ملی
treasury bill اسناد خزانه
treasury securities اسناد خزانه
treasury bills اسناد خزانه
treasury bonds اسناد خزانه
treasury warrant گواهی خزانه
tree farm خزانه درخت
tresury general خزانه داری کل
great chamberlain خزانه دار کل
government treasury خزانه دولت
coffer خزانه وجوه
magazines خزانه فشنگ
receivers جعبه خزانه
coffers خزانه وجوه
fisc خزانه کشور
magazine خزانه فشنگ
fisk خزانه داری
treasurership خزانه داری
receiver جعبه خزانه
chambers خزانه فشنگ در اسلحه
chamber خزانه فشنگ در اسلحه
bursar صندوقدار خزانه دار
chest تابوت خزانه داری
Chancellor of the Exchequer وزیر خزانه داری
Chancellors of the Exchequer وزیر خزانه داری
procurator general کفیل خزانه داری
chests تابوت خزانه داری
magazine gun or rifle تفنگ خزانه دار
magazine gun تفنگ خزانه دار
over and under تفنگ دو لوله دو خزانه
leakages به خزانه وارد نمیشود
leakage به خزانه وارد نمیشود
bursars صندوقدار خزانه دار
treasury note اسکناس صادره از طرف خزانه
Treasury Department اداره خزانه داری [ در آمریکا]
Exchequer مالیه خزانه دار پادشاهی
treasurer مسئول امور مالی شرکت خزانه دار
treasurers مسئول امور مالی شرکت خزانه دار
multipe expansion of credit استنباط مضاعف اعتبارات حقی که خزانه داری کل درقبول چک امانتی به مقداری بیش از ذخیره و اعتبار خوددارد
demarch رفتار
treatment رفتار
conducting رفتار
ethic رفتار
demarche رفتار
exploiting : رفتار
conducted رفتار
exploits : رفتار
demeanour رفتار
demeanor رفتار
behaviour رفتار
dealing رفتار
gest رفتار
havings رفتار
haviour رفتار
ergasia رفتار
treatments رفتار
geste رفتار
conduct رفتار
behavior رفتار
comports رفتار
comporting رفتار
comported رفتار
comport رفتار
bad conduct سو رفتار
behavio رفتار
deportment رفتار
actions رفتار
action رفتار
treament رفتار
behaviuor رفتار
conducts رفتار
comportment رفتار
gesturing رفتار
gesture رفتار
thews رفتار
gestured رفتار
misconduct رفتار بد
exploit : رفتار
magazines مخزن مهمات ناو جعبه خزانه تفنگ جعبه خوراک دهنده
magazine مخزن مهمات ناو جعبه خزانه تفنگ جعبه خوراک دهنده
verbal behavior رفتار کلامی
expressive behavior رفتار بیانگر
overt behavior رفتار اشکار
explicit behavior رفتار اشکار
brusqurie خشونت در رفتار
manner رفتار ادب
elastic behavior رفتار ارتجاعی
behavior rehearsal تمرین رفتار
elicited behavior رفتار فراخوانده
collective behavior رفتار جمعی
behavior modification تغییر رفتار
covert behavior رفتار نااشکار
behavior therapy رفتار درمانی
ethogram شرح رفتار
implicit behavior رفتار نااشکار
fal lal رفتار فریفانه
target behavior رفتار اماج
bearing رفتار سلوک
to demean oneself رفتار کردن
to deport oneself رفتار کردن
chilly <adj.> سرد [رفتار]
brusque خشن در رفتار
unsports manlike conduct رفتار ناجوانمردانه
macho نرینه رفتار
carried away رفتار احمقانهوهمراهباهیجانزدگی
iron fist رفتار خشنوفالمانهدولتبارعیت
stereotypy رفتار قالبی
spontaneous behavior رفتار خودانگیخته
illtreat سوء رفتار
illtreatment سوء رفتار
incipient behavior رفتار اغازین
learned behavior رفتار اموخته
maladdress رفتار ناهنجار
maternal behavior رفتار مادری
nonverbal behavior رفتار غیرکلامی
social behavior رفتار اجتماعی
propriety of behaviour درستی رفتار
regressive behavior رفتار واپس رو
get on one's high horse <idiom> رفتار با تکبر
treated رفتار کردن
cruelty سوء رفتار
immoral زشت رفتار
attitudes روش و رفتار
demeaned رفتار کردن
fair shake <idiom> رفتار درست
demeans رفتار کردن
conducts رفتار اخلاقی
demean رفتار کردن
treated رفتار کردن با
treats رفتار کردن
treats رفتار کردن با
frivolous سبک رفتار
treat رفتار کردن با
treat رفتار کردن
etiquette روش رفتار
conduct رفتار اخلاقی
conducted رفتار اخلاقی
conducting رفتار اخلاقی
anancasm رفتار وسواسی
ambivalent behavior رفتار دو سوگرا
affable <adj.> خوش رفتار
anancastia رفتار وسواسی
anankaslia رفتار وسواسی
misconduct سوء رفتار
avoidance behavior رفتار اجتنابی
attitude روش و رفتار
automatic behavior رفتار خودکار
open market operation عملیات دولت در بازار ازاد خرید و فروشهایی که دولت از طریق خزانه داری کل میکند
treasury bond سند قرضه خریداری شده اوراق قرضه خزانه
to get up to nonsense ابلهانه رفتار کردن
misbehavior بدرفتاری سوء رفتار
organizational citizenship behavior رفتار شهروندی سازمانی
mannish دارای رفتار مردانه
locomotor behavior رفتار جابه جایی
problem behavior رفتار مشکل افرین
butch خشن و مرد رفتار
purposive behavior رفتار غایت نگر
skullduggery رفتار زیرجلکی وخائنانه
babies مانندکودک رفتار کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com