English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (37 milliseconds)
English Persian
drip dry خشک کردن پارچه بدون چلاندن ان
drip-dry خشک کردن پارچه بدون چلاندن ان
Other Matches
wresting چلاندن
wring چلاندن
crush چلاندن
wringing چلاندن
wrings چلاندن
crushes چلاندن
crushed چلاندن
wrest چلاندن
wrests چلاندن
to give a wring چلاندن
wrested چلاندن
biased fabric پارچه جندلایهای که بصورت اریب با تار و پود پارچه بریده شده است
bleacher کارگر پارچه سفیدکنی شستشو وسفیدکنی پارچه بلیط یا صندلی کم ارزش مسابقات ورزشی
gig mill ماشین خوابدارکردن پارچه کارخانهای که پارچه رادران خوابدارم
canvases پارچه کرباسی یا کتانی یاعلفی پارچه کانوادوزی
tartan یکجور پارچه پشمی شطرنجی پارچه پیچازی
canvas پارچه کرباسی یا کتانی یاعلفی پارچه کانوادوزی
squeezing چلاندن فشار دادن
squeezes چلاندن فشار دادن
squeezed چلاندن فشار دادن
squeeze چلاندن فشار دادن
sarsenet پارچه ابریشمی پارچه پشمی سنگین
sarcenet پارچه ابریشمی پارچه پشمی سنگین
wringer ماشینی که برای چلاندن چیزی بکارمی رود
To smooth out a cloth by ironing it . پارچه را با اطوصاف کردن
calico printing عمل باسمه کردن پارچه
yarn dye نخ پارچه بافی را رنگ کردن
faggots ریشه کردن حاشیه پارچه
faggot ریشه کردن حاشیه پارچه
fagot ریشه کردن حاشیه پارچه
woof پارچه کتانی دارای پود کردن
woofs پارچه کتانی دارای پود کردن
tassels پارچه برای تمیز کردن تیر
tassel پارچه برای تمیز کردن تیر
mopped چوبی که سر ان را پارچه می پیچند و برای تمیز کردن بکارمیرود
mop چوبی که سر ان را پارچه می پیچند و برای تمیز کردن بکارمیرود
mopping چوبی که سر ان را پارچه می پیچند و برای تمیز کردن بکارمیرود
mops چوبی که سر ان را پارچه می پیچند و برای تمیز کردن بکارمیرود
to feel like something احساس که شبیه به چیزی باشد کردن [مثال پارچه]
to unstitch something [sewing] کوکی [بخیه ای] را باز کردن [دوختن پارچه] [فناوری بافندگی]
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
informally بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
without any reservation بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
unformed بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
run through <idiom> ازاول تا آخر بدون توقف کردن تمرین کردن
flattest ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flat ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
independently آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
of no interest بدون اهمیت [بدون جلب توجه]
deice بدون یخ کردن
Taoism روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
delousing بدون شپش کردن
deloused بدون شپش کردن
delouse بدون شپش کردن
denitrify بدون نیترات کردن
depolarize بدون قطب کردن
unseam بدون درز کردن
delouses بدون شپش کردن
degum بدون صمغ کردن
disequilibrate بدون تعادل کردن
parataxis مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
prejudge بدون رسیدگی قضاوت کردن
ad-lib بدون نوشته صحبت کردن
ad-libbing بدون نوشته صحبت کردن
prejudging بدون رسیدگی قضاوت کردن
prejudges بدون رسیدگی قضاوت کردن
prejudged بدون رسیدگی قضاوت کردن
live in a small way بدون سر و صدا زندگی کردن
ad-libbed بدون نوشته صحبت کردن
unvoice بدون صدا ادا کردن
ad-libs بدون نوشته صحبت کردن
achylous بدون کیلوس بدون قیلوس
unbranched بدون انشعاب بدون شعبه
unstressed بدون اضطراب بدون کشش
offhand بدون مقدمه بدون تهیه
spatulas مرهم کش کاردک مخصوص پهن کردن و مالیدن مرهم روی پارچه و زخم و غیره
spatula مرهم کش کاردک مخصوص پهن کردن و مالیدن مرهم روی پارچه و زخم و غیره
knock about <idiom> بدون برنامه ریزی سفر کردن
smooths صاف کردن بدون اشکال بودن
smoothest صاف کردن بدون اشکال بودن
no answer [n/a] [in forms] بدون پاسخ [در برگه برای پر کردن]
smooth صاف کردن بدون اشکال بودن
to feel women up عشقبازی کردن با زنها [بدون رضایت زن]
to make a grab at women عشقبازی کردن با زنها [بدون رضایت زن]
glides پرواز کردن بدون نیروی موتور
glide پرواز کردن بدون نیروی موتور
glided پرواز کردن بدون نیروی موتور
obtruding بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
obtrudes بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
obtruded بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
smoothed صاف کردن بدون اشکال بودن
obtrude بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
lynches بدون محاکمه مجازات کردن یاکشتن
do without <idiom> بدون هیچ چیزی کار کردن
lynched بدون محاکمه مجازات کردن یاکشتن
to grope women عشقبازی کردن با زنها [بدون رضایت زن]
cold turkey <idiom> ترک کردن اعتیاد بدون دارو
lynch بدون محاکمه مجازات کردن یاکشتن
cohabit با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
cohabiting با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
cohabited با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
cohabits با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
free lance کار کردن بدون وابستگی بحزب یا جماعتی
multitasking همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده
roughdry بدون صافکاری و اتو کشی خشک کردن
Give the benefit of the doubt <idiom> [باور کردن اظهارات شخصی بدون مدرک]
adlib بدون مقدمه صحبت کردن بمیل خود
multi tasking همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده
pirates بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
To play for love . عشقی بازی کردن ( بدون شرط بندی پولی )
goose step رژه روی بابدن راست و بدون خم کردن زانو
pirated بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
pirate بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
to do without any thing ازچیزی صرف نظرکردن بدون چیزی گذران کردن
pirating بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
standalone که بدون نیاز به وسیله دیگر قابل کار کردن است
seamless integration فرایندشامل کردن وسیله بانرم افزارجدیددر سیستم بدون مشکل
velure پارچه مخملی ماهوت پاک کن پارچهای باماهوت پاک کن پاک کردن
licence اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
licenses اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
bottoming reamer وسیلهای برای میزان و بزرگ ردن سوراخ به اندازه دلخواه بدون کج کردن لبه ها
licences اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
tile مرتب کردن گروهی از پنجره ها به طوری که در کنار هم و بدون برخورد روی هم نمایش داده شوند
fan بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
fanned بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
fanning بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
fans بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
tiles مرتب کردن گروهی از پنجره ها به طوری که در کنار هم و بدون برخورد روی هم نمایش داده شوند
intensive cultivation اضافه کردن مقدار تولید از طریق افزایش عامل کار یا سرمایه بدون اینکه سطح زیر کشت زیادشود
earom Only Read Alterableحافظه فقط خواندنی تغییرپذیرالکتریکی RO که میتواند بدون پاک کردن تمام اصلاعات ذخیره شده به طور انتخابی تغییرکند
rifles توپ بدون عقب نشینی خان تفنگ خان کشی کردن
rifle توپ بدون عقب نشینی خان تفنگ خان کشی کردن
stuff پارچه
textile پارچه
moir پارچه
cloths پارچه
cloth پارچه
moire پارچه
manta پارچه
stuffs پارچه
textiles پارچه
fabric پارچه
stuffed پارچه
solids یک پارچه
solid یک پارچه
three piece سه پارچه
solidungular یک پارچه سم
fabrics پارچه
consolidated یک پارچه
monolithic یک پارچه
goose step رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
piracy چاپ کردن تالیف دیگری بدون اجازه تقلید غیر قانونی اثر دیگری privateer
fagend سرتیکه پارچه
pile پارچه خزنما
indiscretely بطور یک پارچه
elastic web پارچه کش دار
pile خواب پارچه
suiting پارچه لباسی
varnished cloth پارچه اغشته
varnished cambric پارچه اغشته
impregnated cloth پارچه اغشته
rag doll عروسک پارچه یی
tapestries پارچه پردهای
tapestry پارچه پردهای
rag dolls عروسک پارچه یی
canvases پارچه برزنتی
linen پارچه کتانی
skirting پارچه دامنی
piled خواب پارچه
drapers پارچه فروش
gossamer پارچه بسیارنازک
empire cloth پارچه روغنی
draper پارچه فروش
oiled cloth پارچه روغنی
kerseymere پارچه کشمیری
textiles پارچه بافته
lambrequin پارچه روبخاری
aba پارچه عبایی
piled پارچه خزنما
integrated aircraft هواپیمای یک پارچه
skirtings پارچه دامنی
flax پارچه کتان
twill پارچه جناغی
khaki پارچه ارتشی
A bale of cloth. یک توپ پارچه
suede پارچه جیر
textile پارچه بافته
canvas پارچه برزنتی
mackintosh پارچه بارانی
swathing clothes پارچه قنداقی
swaddling clothes پارچه قنداقی
delaine پارچه پشم
cloth merchant پارچه فروش
tufts ریشه پارچه
tuft ریشه پارچه
jute fabric پارچه چتایی
cotton پارچه نخی
silk پارچه ابریشمی
cilice پارچه مویی
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com