English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (28 milliseconds)
English Persian
drip dry خشک کردن پارچه بدون چلاندن ان
drip-dry خشک کردن پارچه بدون چلاندن ان
Other Matches
wring چلاندن
wrest چلاندن
wringing چلاندن
crushes چلاندن
crush چلاندن
crushed چلاندن
to give a wring چلاندن
wrested چلاندن
wrests چلاندن
wrings چلاندن
wresting چلاندن
biased fabric پارچه جندلایهای که بصورت اریب با تار و پود پارچه بریده شده است
bleacher کارگر پارچه سفیدکنی شستشو وسفیدکنی پارچه بلیط یا صندلی کم ارزش مسابقات ورزشی
gig mill ماشین خوابدارکردن پارچه کارخانهای که پارچه رادران خوابدارم
canvases پارچه کرباسی یا کتانی یاعلفی پارچه کانوادوزی
canvas پارچه کرباسی یا کتانی یاعلفی پارچه کانوادوزی
tartan یکجور پارچه پشمی شطرنجی پارچه پیچازی
squeezes چلاندن فشار دادن
squeezed چلاندن فشار دادن
squeeze چلاندن فشار دادن
squeezing چلاندن فشار دادن
sarcenet پارچه ابریشمی پارچه پشمی سنگین
sarsenet پارچه ابریشمی پارچه پشمی سنگین
wringer ماشینی که برای چلاندن چیزی بکارمی رود
To smooth out a cloth by ironing it . پارچه را با اطوصاف کردن
fagot ریشه کردن حاشیه پارچه
calico printing عمل باسمه کردن پارچه
faggot ریشه کردن حاشیه پارچه
faggots ریشه کردن حاشیه پارچه
yarn dye نخ پارچه بافی را رنگ کردن
woof پارچه کتانی دارای پود کردن
tassels پارچه برای تمیز کردن تیر
woofs پارچه کتانی دارای پود کردن
tassel پارچه برای تمیز کردن تیر
mopping چوبی که سر ان را پارچه می پیچند و برای تمیز کردن بکارمیرود
to feel like something احساس که شبیه به چیزی باشد کردن [مثال پارچه]
mops چوبی که سر ان را پارچه می پیچند و برای تمیز کردن بکارمیرود
mop چوبی که سر ان را پارچه می پیچند و برای تمیز کردن بکارمیرود
mopped چوبی که سر ان را پارچه می پیچند و برای تمیز کردن بکارمیرود
to unstitch something [sewing] کوکی [بخیه ای] را باز کردن [دوختن پارچه] [فناوری بافندگی]
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
without any reservation بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
informally بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
unformed بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
run through <idiom> ازاول تا آخر بدون توقف کردن تمرین کردن
flattest ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flat ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
of no interest بدون اهمیت [بدون جلب توجه]
independently آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
deice بدون یخ کردن
Taoism روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
delouses بدون شپش کردن
depolarize بدون قطب کردن
denitrify بدون نیترات کردن
delousing بدون شپش کردن
disequilibrate بدون تعادل کردن
unseam بدون درز کردن
degum بدون صمغ کردن
deloused بدون شپش کردن
delouse بدون شپش کردن
parataxis مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
ad-lib بدون نوشته صحبت کردن
live in a small way بدون سر و صدا زندگی کردن
prejudging بدون رسیدگی قضاوت کردن
ad-libbing بدون نوشته صحبت کردن
ad-libs بدون نوشته صحبت کردن
prejudge بدون رسیدگی قضاوت کردن
prejudged بدون رسیدگی قضاوت کردن
prejudges بدون رسیدگی قضاوت کردن
unvoice بدون صدا ادا کردن
ad-libbed بدون نوشته صحبت کردن
offhand بدون مقدمه بدون تهیه
unbranched بدون انشعاب بدون شعبه
unstressed بدون اضطراب بدون کشش
achylous بدون کیلوس بدون قیلوس
spatulas مرهم کش کاردک مخصوص پهن کردن و مالیدن مرهم روی پارچه و زخم و غیره
spatula مرهم کش کاردک مخصوص پهن کردن و مالیدن مرهم روی پارچه و زخم و غیره
lynched بدون محاکمه مجازات کردن یاکشتن
glide پرواز کردن بدون نیروی موتور
cohabit با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
smooth صاف کردن بدون اشکال بودن
lynches بدون محاکمه مجازات کردن یاکشتن
no answer [n/a] [in forms] بدون پاسخ [در برگه برای پر کردن]
glided پرواز کردن بدون نیروی موتور
glides پرواز کردن بدون نیروی موتور
lynch بدون محاکمه مجازات کردن یاکشتن
to make a grab at women عشقبازی کردن با زنها [بدون رضایت زن]
cold turkey <idiom> ترک کردن اعتیاد بدون دارو
knock about <idiom> بدون برنامه ریزی سفر کردن
smooths صاف کردن بدون اشکال بودن
smoothest صاف کردن بدون اشکال بودن
to grope women عشقبازی کردن با زنها [بدون رضایت زن]
to feel women up عشقبازی کردن با زنها [بدون رضایت زن]
smoothed صاف کردن بدون اشکال بودن
obtrude بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
cohabits با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
obtruding بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
obtrudes بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
cohabiting با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
obtruded بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
cohabited با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
do without <idiom> بدون هیچ چیزی کار کردن
roughdry بدون صافکاری و اتو کشی خشک کردن
multitasking همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده
multi tasking همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده
Give the benefit of the doubt <idiom> [باور کردن اظهارات شخصی بدون مدرک]
adlib بدون مقدمه صحبت کردن بمیل خود
free lance کار کردن بدون وابستگی بحزب یا جماعتی
to do without any thing ازچیزی صرف نظرکردن بدون چیزی گذران کردن
pirating بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
To play for love . عشقی بازی کردن ( بدون شرط بندی پولی )
pirates بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
goose step رژه روی بابدن راست و بدون خم کردن زانو
pirate بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
pirated بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
standalone که بدون نیاز به وسیله دیگر قابل کار کردن است
seamless integration فرایندشامل کردن وسیله بانرم افزارجدیددر سیستم بدون مشکل
velure پارچه مخملی ماهوت پاک کن پارچهای باماهوت پاک کن پاک کردن
licences اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
bottoming reamer وسیلهای برای میزان و بزرگ ردن سوراخ به اندازه دلخواه بدون کج کردن لبه ها
licenses اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
licence اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
fanning بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
fanned بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
fan بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
tiles مرتب کردن گروهی از پنجره ها به طوری که در کنار هم و بدون برخورد روی هم نمایش داده شوند
tile مرتب کردن گروهی از پنجره ها به طوری که در کنار هم و بدون برخورد روی هم نمایش داده شوند
fans بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
intensive cultivation اضافه کردن مقدار تولید از طریق افزایش عامل کار یا سرمایه بدون اینکه سطح زیر کشت زیادشود
earom Only Read Alterableحافظه فقط خواندنی تغییرپذیرالکتریکی RO که میتواند بدون پاک کردن تمام اصلاعات ذخیره شده به طور انتخابی تغییرکند
rifles توپ بدون عقب نشینی خان تفنگ خان کشی کردن
rifle توپ بدون عقب نشینی خان تفنگ خان کشی کردن
stuff پارچه
solids یک پارچه
stuffed پارچه
stuffs پارچه
manta پارچه
moir پارچه
solid یک پارچه
solidungular یک پارچه سم
consolidated یک پارچه
moire پارچه
monolithic یک پارچه
cloths پارچه
fabric پارچه
textiles پارچه
fabrics پارچه
cloth پارچه
textile پارچه
three piece سه پارچه
goose step رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
piracy چاپ کردن تالیف دیگری بدون اجازه تقلید غیر قانونی اثر دیگری privateer
khaki پارچه ارتشی
aba پارچه عبایی
organdie پارچه ارگاندی
wigan پارچه استری
suede پارچه جیر
twill پارچه جناغی
bagging پارچه کیسهای
canvas top پارچه کرباسی
pole mast دیرک یک پارچه
varnished cambric پارچه اغشته
trousering پارچه شلواری
varnished cloth پارچه اغشته
jute fabric پارچه چتایی
textile پارچه بافته
monoliths ستون یک پارچه
garnish پارچه سفید
impregnated cloth پارچه اغشته
rag doll عروسک پارچه یی
double cloth پارچه دولا
cilice پارچه مویی
suiting پارچه لباسی
oil cloth پارچه مشمعی
lutestring پارچه براق
lustring پارچه براق
linen پارچه کتانی
skirting پارچه دامنی
piece part قطعه یک پارچه
monolith ستون یک پارچه
garnished پارچه سفید
garnishes پارچه سفید
textiles پارچه بافته
organdy پارچه ارگاندی
macintosh پارچه بارانی
skirtings پارچه دامنی
cloth merchant پارچه فروش
rep پارچه مبلی
drapery پارچه فروشی
canvases پارچه برزنتی
nomex پارچه ضد اتش
drapers پارچه فروش
plaids پارچه پیچازی
shoddy پارچه پست
plaid پارچه پیچازی
draperies پارچه فروشی
cotton پارچه نخی
cottons پارچه نخی
drapery پارچه بافی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com