English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
premises خصوصیات ملک که در مقدمه سند درج میشود خانه ومتعلقات ان
Other Matches
toft عرصه خانه ومتعلقات ان خانه رعیتی
messuage خانه وحیاط ومتعلقات ان
farmery خانه رعیتی ومتعلقات ان
interactive قالبها و خصوصیات فرد را شامل میشود
housekeeping عملیات کامپیوتری که مستقیما" کمکی برای بدست اوردن نتایج مطلوب نمیکنداما قسمت ضروری یک برنامه مانند راه اندازی مقدمه چینی و عملیات پاکسازی است خانه داری
images تجزیه اطلاعات یک تصویر به وسیله الکترونیکی با کمک کامپیوتر که مشخصات و خصوصیات شی را در تصویر شامل میشود
image [تجزیه اطلاعات یک تصویر به وسیله الکترونیکی با کمک کامپیوتر که مشخصات و خصوصیات شی را در تصویر شامل میشود.]
cartridge کارتریج ROM که روی چاپگر نصب میشود تا فاهر هر چاپ بهتری داشته باشد ولی هنوز نسبت به سایر خصوصیات محدود است
cartridges کارتریج ROM که روی چاپگر نصب میشود تا فاهر هر چاپ بهتری داشته باشد ولی هنوز نسبت به سایر خصوصیات محدود است
particularity دارای خصوصیات معینی خصوصیات برجسته
appliances ماشینی که به ویژه در خانه استفاده میشود
appliance ماشینی که به ویژه در خانه استفاده میشود
prologize مقدمه نوشتن مقدمه گفتن
prologuize مقدمه نوشتن مقدمه گفتن
ansi ترتیبی از حروف کنترلی صفحه نمایش ANSI که رنگها و خصوصیات متن را روی صفحه کنترل میکند این ترتیب با کلید ESC و شروع میشود
keeping house در خانه ماندن تاجرورشکسته و عدم حضورش در محل کسب خود که قرینه ورشکستگی او محسوب میشود
holographic image [ذخیره داده به صورت تصویری که بعدا توسط بانکی از خانه های نوری و لیزر خوانده میشود.]
ripple through effect نتایج یا تغییرات یا خطاهای صفحه گسترده که به عنوان نتیجه یک مقدار تغییر یافته در یک خانه فاهر میشود
cell در صفحه گسترده روشی که نتیجه یا داده در یک خانه نمایش داده میشود
cells در صفحه گسترده روشی که نتیجه یا داده در یک خانه نمایش داده میشود
cannon لوله ومتعلقات توپ توپخانه لوله دار
cannons لوله ومتعلقات توپ توپخانه لوله دار
lady help زنی که بابانوی خانه هم صحبت است واورادرکارهای خانه یاری میکن
pigenhole کاغذ دان جعبه مخصوص نامه ها خانه خانه کردن
knife boy خانه شاگردی که کارش پاک کردن کاردهای سفره است خانه شاگرد
it is but a step to my house تا خانه ما گامی بیش نیست یک قدم است تا خانه ما
top روش نوشتن برنامه ها که کل سیستم به بلاکها یا کارهای ساده تقسیم میشود. دو واحد بلاک نوشته میشود وپیش از پردازش آزمایش میشود با بعدی
mansion house خانه بزرگ خانه رسمی شهردار لندن
houndstooth check طرح خانه خانه مورب پارچه
tricotine پارچه زبر لباسی خانه خانه
our neighbour door کسیکه خانه اش پهلوی خانه ماست
hound's tooth check طرح خانه خانه مورب پارچه
homebody ادم خانه نشین یا علاقمند به خانه
honeycombs ارایش شش گوش خانه خانه کردن
honeycomb ارایش شش گوش خانه خانه کردن
Honey comb design طرح خانه زنبوری [یا بندی لوزی که بطور تکراری کل متن فرش را در بر گرفته و داخل خانه ها با اشکال و گل های مختلف تزپین شده است.]
sectors دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
sector دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
universal آنچه از همه جا اعمال میشود یا در هر جایی استفاده میشود یا برای چندین کار استفاده میشود
bagnio فاحشه خانه جنده خانه
garde manger سرد خانه اشپز خانه
cellular لانه زنبوری خانه خانه
weigh house قپاندار خانه ترازودار خانه
introductions مقدمه
snapping بی مقدمه
front matter مقدمه
preparatory to در مقدمه
preparatorily مقدمه
lead-up مقدمه
lead up مقدمه
preamble مقدمه
prima facia مقدمه
preface مقدمه
preambles مقدمه
prefaced مقدمه
prefaces مقدمه
prefacing مقدمه
introduction مقدمه
snaps بی مقدمه
snap بی مقدمه
overtures مقدمه
sudden بی مقدمه
overture مقدمه
prolegomenon مقدمه
preludes مقدمه
isagoge مقدمه
prelude مقدمه
snapped بی مقدمه
induction مقدمه
prelusion مقدمه
sinfonia مقدمه
inductions مقدمه
incipit مقدمه
inductility مقدمه
foretoken مقدمه
protasis مقدمه
preliminarily مقدمه
cells جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
cell جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
i do not know your house خانه شما را بلد نیستم نمیدانم خانه شما کجاست
catastasis دیباچه مقدمه
proem مقدمه سراغاز
preamble of a statute مقدمه قانون
prelude to a play مقدمه نمایش
preamble of a treaty مقدمه معاهده
preliminarily بطور مقدمه
preconidtion شرط مقدمه
preambles مقدمه نوشتن
cold snap یخ بندان بی مقدمه
foreparts سر ودست مقدمه
forepart سر ودست مقدمه
major premise مقدمه کبری
impulse buying خرید بی مقدمه
lemma مقدمه موضوع
setup مقدمه چینی
antecedents مقدم مقدمه
exordium مقدمه سردفتر
set up مقدمه چینی
cold snaps یخ بندان بی مقدمه
preamble مقدمه سند
pop بی مقدمه اوردن
preambles مقدمه سند
minor premise مقدمه صغری
popped بی مقدمه اوردن
pops بی مقدمه اوردن
antecedent مقدم مقدمه
preamble مقدمه نوشتن
proem مقدمه سخنرانی شروع
prologue مقدمه پیش گفتار
exordial مربوط به اغاز یا مقدمه
prolegomenous دارای مقدمه طولانی
short بی مقدمه پیش از وقت
shorter بی مقدمه پیش از وقت
shortest بی مقدمه پیش از وقت
protasis and epitasis مقدمه و متن نمایش
pop بی مقدمه فشار اوردن
pops بی مقدمه فشار اوردن
prologues مقدمه پیش گفتار
preambles سراغاز مقدمه کتاب
preamble سراغاز مقدمه کتاب
popped بی مقدمه فشار اوردن
i took him up short بی مقدمه جلو او را گرفتم
introductory وابسته به مقدمه معارفهای
it was a p to another book مقدمه کتاب دیگربود
formulas الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formula الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulae الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
identities خصوصیات
identity خصوصیات
specifications خصوصیات
specification خصوصیات
pattern خصوصیات
paticular خصوصیات
patterns خصوصیات
particular خصوصیات
characteristics خصوصیات
precritical مقدمه بحران قبل از وخامت
preambles مقدمه وراهنمای نظامنامه یامقررات
preamble مقدمه وراهنمای نظامنامه یامقررات
featured خصیصه خصوصیات
profiles نیمرخ خصوصیات
strength properties خصوصیات استحکام
feature خصیصه خصوصیات
target description خصوصیات هدف
features خصیصه خصوصیات
featuring خصیصه خصوصیات
profile نیمرخ خصوصیات
profiled نیمرخ خصوصیات
personalism خصوصیات شخص
racialism خصوصیات نژادی
profiling نیمرخ خصوصیات
physical characteristics خصوصیات زمین
pattern خصوصیات فردی
patterns خصوصیات فردی
aircraft specification خصوصیات هواپیما
military specifications خصوصیات نظامی
spate تعداد خیلی زیاد هجوم بی مقدمه
this wind preludes thunder این باد مقدمه رعد است
bathymetry اندازه گیری خصوصیات اب
personalities اخلاق و خصوصیات شخص
quirk خصوصیات تغییر ناگهانی
quirks خصوصیات تغییر ناگهانی
particulars جزئیات خصوصیات مشخصات
hypnagogic دارای خصوصیات خواب
hypnogogic دارای خصوصیات خواب
bisexuality داشتن خصوصیات نر وماده
characters of economic growth خصوصیات رشد اقتصادی
personality اخلاق و خصوصیات شخص
volcanism شرایط و خصوصیات اتشفشانی
adlib بدون مقدمه صحبت کردن بمیل خود
ranges یک خانه یا تعدادی خانه
ranged یک خانه یا تعدادی خانه
honey comb خانه خانه کردن
range یک خانه یا تعدادی خانه
bisexual دارای خصوصیات جنس نر وماده
bisexuals دارای خصوصیات جنس نر وماده
quirks تزئینات یا خصوصیات خط نویسی شخص
cryogenic memory استفاده از خصوصیات هدایت مواد
ballistics شناسایی خصوصیات منحنی مسیرگلوله
IMA قالب ها و خصوصیات افراد است
karyotype مجموعه خصوصیات کروموزمی موجودات
feminize دارای خصوصیات زنانه شدن
purchase description خصوصیات جنس مورد نیازخرید
impalpability دارای خصوصیات لمس ناپذیری
stand-offs خصوصیات جنگ افزار هواپیما
technical characteristics خصوصیات فنی یک دستگاه یاوسیله
physical characteristics مشخصات زمین خصوصیات بدنی
descriptions لیست داده ها و خصوصیات آنها
description لیست داده ها و خصوصیات آنها
quirk تزئینات یا خصوصیات خط نویسی شخص
stand-off خصوصیات جنگ افزار هواپیما
capsular دارای خصوصیات کپسول مجوف
stand off خصوصیات جنگ افزار هواپیما
to prefix a chapter to a book فصلی بطور دیباچه یا مقدمه در جلو کتابی نوشتن
fronting مواجه شده با روبروی هم قرار دادن مقدمه نوشتن بر
front مواجه شده با روبروی هم قرار دادن مقدمه نوشتن بر
echoed هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echoing هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echo هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echoes هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com