Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (43 milliseconds)
English
Persian
truncation error
خطای کوتاه کردن
Other Matches
faults
خطای پا در سرویس خطای سرویس اسکواش خطای پرش اسبدوانی
fault
خطای پا در سرویس خطای سرویس اسکواش خطای پرش اسبدوانی
faulted
خطای پا در سرویس خطای سرویس اسکواش خطای پرش اسبدوانی
charging
خطای مهاجم خطای ناشی از یورش به حریف
horizontal error
خطای بر دو سمت خطای افقی
errors
خطای اپراتور خطای سخت افزار یا نرم افزاری . خطایی در برنامه که باعث جلوگیری از کارکردن درست برنامه یا سیستم میشود
error
خطای اپراتور خطای سخت افزار یا نرم افزاری . خطایی در برنامه که باعث جلوگیری از کارکردن درست برنامه یا سیستم میشود
round off error
خطای گرد کردن
rounding error
خطای گرد کردن
roud off error
خطای گرد کردن
short lunge
نوعی سخمه کوتاه یا ضربه کوتاه در جنگ
blasts
منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
blast
منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
magnetic deviation
میزان خطای قرائت عقربه مغناطیسی خطای عقربه
kneeing
خطای سد کردن راه حریف بازانو
approximation
خطای ناشی از گرد کردن یک عدد حقیقی
approximations
خطای ناشی از گرد کردن یک عدد حقیقی
coldest
خطای کامپیوتری که در لحظه روشن کردن کامپیوتر رخ میدهد
colder
خطای کامپیوتری که در لحظه روشن کردن کامپیوتر رخ میدهد
colds
خطای کامپیوتری که در لحظه روشن کردن کامپیوتر رخ میدهد
cold
خطای کامپیوتری که در لحظه روشن کردن کامپیوتر رخ میدهد
quick count
کوتاه کردن علامتهای قراردادی بوسیله مهاجم میانی در خط تجمع بمنظورغافلگیر کردن تیم مدافع
abbreviate
کوتاه کردن
detruncate
کوتاه کردن
formulating
کوتاه کردن
shorten
کوتاه تر کردن
shorten
کوتاه کردن
formulates
کوتاه کردن
curtail
کوتاه کردن
abbreviates
کوتاه کردن
shear
کوتاه کردن
shortening in
کوتاه کردن
to cut short
کوتاه کردن
abridge
کوتاه کردن
shortens
کوتاه تر کردن
cut off
کوتاه کردن
shortens
کوتاه کردن
abbreviating
کوتاه کردن
shortened
کوتاه تر کردن
shortened
کوتاه کردن
correption
کوتاه کردن
formulated
کوتاه کردن
curtailed
کوتاه کردن
short
کوتاه کردن
shorter
کوتاه کردن
shortest
کوتاه کردن
reef
کوتاه کردن
reefs
کوتاه کردن
clipping
کوتاه کردن
truncated
کوتاه کردن
formulate
کوتاه کردن
curtailing
کوتاه کردن
truncates
کوتاه کردن
curtails
کوتاه کردن
stags
کوتاه کردن
razee
کوتاه کردن
stag
کوتاه کردن
to look in
کوتاه کردن
truncate
کوتاه کردن
truncating
کوتاه کردن
crashes
خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashingly
خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashed
خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashing
خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crash
خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
shorten in cable
کوتاه کردن زنجیر
chain shortening
کوتاه کردن زنجیری
to make a long story short
<idiom>
قصه را کوتاه کردن
shipshank
کوتاه کردن طولی
dock
بریدن کوتاه کردن
poodles
پشم کوتاه کردن
heave short
کوتاه کردن زنجیر
docked
بریدن کوتاه کردن
poodle
پشم کوتاه کردن
foreshortens
کوتاه نمودار کردن
foreshortened
کوتاه نمودار کردن
docks
بریدن کوتاه کردن
foreshorten
کوتاه نمودار کردن
clipping
عمل کوتاه کردن
syncopate
از میان کوتاه کردن
to rub through or along
سخت کوتاه کردن
shorthorn
جانور شاخ کوتاه نژاد گاو شاخ کوتاه شمال انگلیس
pantywaist
شلوار کوتاه بچگانه که به بالاتنه لباسش تکمه میشود شلوار کوتاه
clips
پشم چینی کوتاه کردن
brief
کوتاه کردن اگاهی دادن
briefer
کوتاه کردن اگاهی دادن
briefed
کوتاه کردن اگاهی دادن
clip
پشم چینی کوتاه کردن
clipped
پشم چینی کوتاه کردن
for brevity's sake
از بهر کوتاه کردن مطلب
to bob one's head
کوتاه کردن موی سر کسی
briefest
کوتاه کردن اگاهی دادن
clippings
پشم چینی کوتاه کردن
To deprive someone of access.
دست کسی را کوتاه کردن
writes
خطای گزارش شده هنگام تلاش برای ذخیره کردن داده روی رسانه مغناطیسی
write
خطای گزارش شده هنگام تلاش برای ذخیره کردن داده روی رسانه مغناطیسی
truncation
خطا ناشی از کوتاه کردن عدد
final shaving
پرداخت
[کوتاه کردن نهایی پرزها]
short ball
شوت کردن کوتاه توپ
[فوتبال]
preventive
بررسیهای مرتب قطعه برای تصحیح و تعمیر کردن هر خطای کوچک پیش از رویدادن خطاهای بزرگتر
preventative
بررسیهای مرتب قطعه برای تصحیح و تعمیر کردن هر خطای کوچک پیش از رویدادن خطاهای بزرگتر
zeroes
کوتاه کردن فایل با حذف صفرهای زیادی
zeros
کوتاه کردن فایل با حذف صفرهای زیادی
vocoder
وسیله کوتاه کردن عرض باندفرکانس رادیویی
zero
کوتاه کردن فایل با حذف صفرهای زیادی
To speak in a low voice.
آهسته صحبت کردن ( با صدای کوتاه ،یواش )
by pass
بای پاس کردن پل زدن راه فرعی ساختن اتصال کوتاه کردن مجرای فرعی
change of leg
وادار کردن اسب به تغییر پادر چهارنعل کوتاه
short quard
سخمه گارد کوتاه در جنگ سرنیزه سخمه کوتاه
chop
کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
shave down
کوتاه کردن موی سر پیش ازمسابقه شنا جهت کاستن مقاومت در مقابل اب
chopped
کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
hurdle step
جهش کوتاه روی یک پا پیش از شیرجه جهش کوتاه پیش از پریدن از روی خرک
sag
یک بر شدن کوتاه و بلند شدن از باد رانده شدن تنزل کردن ته رفتن
sagged
یک بر شدن کوتاه و بلند شدن از باد رانده شدن تنزل کردن ته رفتن
sags
یک بر شدن کوتاه و بلند شدن از باد رانده شدن تنزل کردن ته رفتن
cumulative error
خطای کل
foot fault
خطای پا
balking
خطای توپزن
balked
خطای توپزن
illusions
خطای حسی
balk
خطای توپزن
backcourt violation
خطای 01 ثانیه
observation error
خطای مشاهده
illusion
خطای حسی
memory illusion
خطای یاد
money illusion
خطای پولی
torts
خطای مدنی
breached
خطای رد یک توافق
measuring error
خطای سنجش
baulking
خطای توپزن
matching error
خطای تطبیقی
tort
خطای مدنی
baulked
خطای توپزن
malfeasance
خطای اداری
balks
خطای توپزن
offensive foul
خطای حمله
personal error
خطای شخصی
permanent error
خطای دائمی
apparent error
خطای فاهری
absolute error
خطای مطلق
parity error
خطای مقایسه
relative error
خطای نسبی
standard error
خطای پایه
accumulated error
خطای انباشته
accidental error
خطای تصادفی
residual error
خطای مانده
accidental error
خطای اتفاقی
charges
خطای حمله
anticipatory error
خطای انتظاری
recording error
خطای ضبط
probable error
خطای احتمالی
parallax distortion
خطای توازی
random error
خطای تصادفی
optical illusions
خطای باصره
average error
خطای میانگین
optical illusion
خطای باصره
mean error
خطای میانگین
breaches
خطای رد یک توافق
permanent error
خطای ماندنی
charge
خطای حمله
probable error
خطای ممکن
parallax distortion
خطای پارالکس
random error
خطای بختایی
backcourt foul
خطای شخصی
continuous error
خطای پیوسته
tolerance
خطای مجاز
tolerances
خطای مجاز
transmission error
خطای مخابره
transit error
خطای عبور
technical foul
خطای فنی
team foul
خطای مهم
tolerance limit
خطای مجاز
frequency error
خطای فرکانس
fractional error
خطای نسبی
soft error
خطای ملموس
space error
خطای فضایی
hacking
خطای بدنی
temporary error
خطای موقتی
terminal error
خطای پایانی
continuous error
خطای متوالی
he did me a great wrong
خطای بزرگی .....
time error
خطای زمانی
twentyfour second violation
خطای 42 ثانیه
hard error
خطای ملموس
ti
خطای فنی
hand out
خطای سرویس
truncation error
خطای برش
truncation error
خطای برشی
side out
خطای سرویس
cumulative error
خطای جمعی
traveling
خطای رانینگ
spherical aberration
خطای کروی
miscalculations
خطای محاسباتی
miscalculation
خطای محاسباتی
hallucination
خطای حس اغفال
systematic error
خطای منظم
hallucinations
خطای حس اغفال
syntax error
خطای نحوی
dynamic error
خطای پویا
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com