English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 71 (5 milliseconds)
English Persian
monthly rose خطمی درختی
syrian mallow خطمی درختی
Other Matches
marsh mallow خطمی
mallow گل خطمی
rose mallow گل خطمی
mallow rose گل خطمی
abelmusk خطمی مخملی
abelmosk خطمی مخملی
china rose خطمی مجلسی
malvaceae تیره خطمی
monthly rose خطمی مجلسی
abutilon خطمی صحرایی
abelmusk خطمی معطر مشک دانه
abelmosk خطمی معطر مشک دانه
marsh mallow یکجور شیرینی که از ریشه خطمی میسازند
arboraceous درختی
arboreal درختی
dendroidal درختی
abatis سد درختی
abattis سد درختی
dendriform درختی
arboreous درختی
tree structure ساخت درختی
treehopper زنجره درختی
Yggdrasil درختی اسطوره ای
tree network شبکه درختی
to shin up a tree از درختی بالارفتن
tree traversal تقاطع درختی
wood sorrel ترشک درختی
to chop dowm a tree درختی را انداختن
semiarboreal نیمه درختی
sorrel tree ترشک درختی
sourwood ترشک درختی
saddletree لاله درختی
syringa یاس درختی
to prune a tree درختی را آراستن
arborization ارایش درختی
basswood لاله درختی
to lop a tree درختی را آراستن
hyla قورباغه درختی
mock orange یاس درختی
hollyhock ختمی درختی
to prune a tree سرشاخه درختی را زدن
tree sort مرتب کردن درختی
to lop off a branch [from a tree] شاخه ای را [از درختی] بریدن
to lop a tree سرشاخه درختی را زدن
understory vegetation گیاهان زیر درختی
to truncate a tree شاخههای درختی را زدن
mayapple درختی از نوع زرشک
orangutan میمون درختی برنئوسوماترا
huffman tree درختی با کمترین مقادیر
abat راه بند درختی
strawberry tree توت فرنگی درختی
orangoutang میمون درختی برنئوسوماترا
leaf گره آخر در ساختار درختی
madrone توت فرنگی درختی انگور خرس
madrono توت فرنگی درختی انگور خرس
ring bark پوست درختی را حلقه ایی بریدن
timberline خط مفروضی که بالای ان هیچ درختی رشد نمیکند
katydid حشره راست بال درختی ازخانواده locustidae
minimal tree درختی که گرههای ترمینالی ان مرتب شده تا باعث عملکردبهینه ان درخت شوند
fjeld فلات مرتفع وصخره داری که تقریبا هیچ درختی نداشته باشد
seral مربوط به تغییر وسیر تکامل یک منطقه از لم یزرعی بحالت ابادانی وپر درختی
kratom [درختی همیشه بهار و در عین حال برگریز استوایی که از خانواده قهوه است و برگش مصرف داروئی دارد]
optimal merge tree نمایش درختی یک ترتیب که در ان رشته ها قرار است درهم ادغام گردند تا اینکه حداقل تعداد عملیات رخ دهد
pine design طرح درخت کاج [که بیشتر در طرح های بندی خشتی و درختی بکار می رود.]
iguana سوسمار درختی [هرنوع سوسمار بزرگ]
hierarchies روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
hierarchy روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
rose motif نگاره گل رز [در فرش های مختلف ایرانی از انواع گل رز از جمله طرح گل فرنگ، طرح درختی، طرح باغی، طرح گل و بوته استفاده می شود.]
paradise rug طرح درختی باغ و گل [در این طرح انواع درخت، گل و پرنده زمینه طرح را در بر می گیرند و نمادی از طبیعت بوجود می آورند که گاه به آن طرح بهشتی می گویند.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com