English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (9 milliseconds)
English Persian
contours خطوط کناره نما
Search result with all words
neatline خطوط باریک حدود کناره نقشه
sheetlines خطوط کناره نقشه
Other Matches
stepped lines خطوط کنگره ای [خطوط شکسته] [در اطراف نگاره ها و اشکال فرش های هندسی باف و روستایی. گاه بجای استفاده از خطوط صاف از این خطوط استفاده می شود.]
isotherm خطوط هم حرارت خطوط متحدالحرارت اب دریا
isobar خطوط هم فشار خطوط متحدالفشار هوایی
isobars خطوط هم فشار خطوط متحدالفشار هوایی
isohaline خطوط هم نمک خطوط میزان منحنی نمایش غلظت نمک دریا
sidelay تنظیم کننده کناره کاغذ وسیله تنظیم کناره کاغذ درماشین چاپ
coragne line خطوط جذر و مد یکسان خطوط کشند یکسان
isobath خطوط میزان منحنی نقشه عمق نما خطوط میزان عمق
isotach خطوط میزان منحنی سرعت جریان اب خطوط جریان هم سرعت
auxiliary contours خطوط میزان منحنی واسطه خطوط میزان منحنی تکمیلی
edge کناره
rim کناره
margine کناره
edges کناره
margent کناره
sides کناره
listel کناره
margin کناره
margins کناره
side کناره
fringes کناره
fringe کناره
lip کناره
border کناره
bordered کناره
bordering کناره
rims کناره
to stand a. off کناره گرفتن
offishness کناره جویی
renouncement کناره گیری
retired ness کناره گیری
attrition کناره گیری
demit کناره گرفتن از
sides پهلو کناره
bank paving فرش کناره
side پهلو کناره
seceder کناره گیر
bolt rope طناب کناره
map margin کناره نقشه
separatism کناره گیری
threctia کناره گیری
demission کناره گیری
abdication کناره گیری
To go into solitude . To become aloof . کناره گرفتن
featheredge کناره تیز
standoffish کناره گیر
banks کناره توده
bank کناره توده
to declare off کناره کردن از
sea board کناره دریا
renunciation کناره گیری
detachment کناره گیری
scratch کناره گیری
scratched کناره گیری
scratching کناره گیری
isolation کناره گیری
levee کناره رودخانه
edge کناره تیزی
scratches کناره گیری
edges کناره تیزی
bordering کناره مرز
detachments کناره گیری
resignation کناره گیری
resignations کناره گیری
border کناره مرز
bordered کناره مرز
stand offish کناره جو غیرمعاشر
stand-offish کناره جو غیرمعاشر
aloof کناره گیر
stand-offish کناره گیر
retiring کناره گیر
contour خط کناره نما
stand offish کناره گیر
resignations کناره گیری تفویض
seceding کناره گیری کردن
sideliner ادم کناره گیر
aprons کناره داخلی پیست
sidewall کناره لاستیک اتومبیل
retire کناره گیری کردن
throw up کناره گیری کردن از
apron کناره داخلی پیست
to seclude oneself کناره گیری کردن
chimney-cheek [کناره باز شومینه]
to keep one's distance کناره گیری کردن
retires کناره گیری کردن
secedes کناره گیری کردن
resignation کناره گیری تفویض
abdicative مایه کناره گیری
bankside پشته یا کناره رود
bankside کناره دریا ورودخانه
bank effect اثر کناره رودخانه
nonintervention سیاست کناره گیری
secede کناره گیری کردن
seceded کناره گیری کردن
avoidance کناره گیری احتراز
to give wide berth to کناره گیری کردن از
he threatened or resingn که کناره گیری خواهدکرد
hold aloof کناره گیری کردن
cotidal lines خطوط هم مد
tricking خطوط
trick خطوط
tricked خطوط
chine نقطه اتصال کناره ها و کف قایق
withdrawal کناره گیری از مسابقه تکواندو
withdrawals کناره گیری از مسابقه تکواندو
resign کناره گرفتن تفویض کردن
resigns کناره گرفتن تفویض کردن
side wall of stairs جان پناه کناره پلکان
indirect bank protection کناره بندی غیر مستقیم
retreats عقب نشینی کناره گیری
to throw up کناره گیری کردن از استعفادادن از
retreating عقب نشینی کناره گیری
retreated عقب نشینی کناره گیری
to retire in to oneself از جامعه کناره گیری کردن
to keep oneself to oneself کناره گیری ازمردم کردن
retreat عقب نشینی کناره گیری
line of induction خطوط القا
flowlines خطوط جریان
fraunhofer lines خطوط فرانهوفر
lines of force خطوط قوا
isovent خطوط هم باد
lines of communication خطوط مواصلاتی
closed traverse خطوط متقاطع
grid lines خطوط شبکه
line of flux خطوط قوا
flow lines خطوط جریان
isostatic lines خطوط ایزواستاتیک
isocline خطوط هم شیب
isochromatique خطوط همرنگ
dedicated lines خطوط اختصاصی
dark lines خطوط تاریک
outside lines خطوط حمله
line to line fault تماس خطوط
emission spectrum lines خطوط نشری
equipotential lines خطوط هم پتانسیل
extension lines خطوط دنباله
lines of force خطوط نیرو
front lines خطوط مقدم
cotidal lines خطوط مدیکسان
line of communications خطوط مواصلات
symmetry lines خطوط تقارن
absorption lines خطوط دراشامی
curvature lines خطوط مدور
curvature lines خطوط منحنی
spectral lines خطوط طیفی
street railway خطوط تراموا
line spacing فاصله خطوط
zigzag خطوط منکسر
zigzagged خطوط منکسر
zigzagging خطوط منکسر
zigzags خطوط منکسر
absorption spectrum خطوط جذبی
along line در امتداد خطوط
leading فاصله خطوط
stream lines خطوط جریان
air way station خطوط هوایی
balmer lines خطوط بالمر
abdicates کناره گیری کردن استعفا دادن
abdicate کناره گیری کردن استعفا دادن
to resign one's seat از جای مجلسی خود کناره گرفتن
abdicated کناره گیری کردن استعفا دادن
abdicating کناره گیری کردن استعفا دادن
contours خطوط تراز زمین
magnetic lines of force خطوط قوای مغناطیسی
open lines خطوط باز شطرنج
magnetic line of force خطوط قوای مغناطیسی
magnetic lines of force خطوط نیروی مغناطیسی
magnetic path مسیر خطوط قوا
gules خطوط موازی عمودی
hypen ladder ردیف خطوط تیره
hypen ladder خطوط تیره نردبانی
river سفیدی بین خطوط
leased line network شبکه با خطوط استیجاری
rivers سفیدی بین خطوط
diplomatics شناسایی خطوط باستانی
meridians خطوط نصف النهار
meridian خطوط نصف النهار
isohyetal map نقشه خطوط هم باران
zigzag خطوط جناغی پیوسته
communications خطوط مواصلاتی ارتباطات
line of communications خطوط ارتباطی زمین
zigzagged خطوط جناغی پیوسته
inside lines خطوط حمله شمشیربازی
zigzagging خطوط جناغی پیوسته
zigzags خطوط جناغی پیوسته
hoseline خطوط لوله لاستیکی
grid interval فاصله خطوط شبکه
equal cost lines خطوط هزینه برابر
endline خطوط موازی با 04 مترفاصله
trackage خطوط راه اهن
electric line of force خطوط نیروی برق
domestic air traffic خطوط هوایی داخلی
crawl trench خطوط رابط سنگرها
phraseogram خط یا خطوط نماینده عبارات
curvilinear ornament زینتکاری با خطوط خمیده
sheetlines خطوط حاشیه نقشه
dark line spectrum طیف خطوط تاریک
vermiculate دارای خطوط موجی
voltage between lines ولتاژ بین خطوط
microwave transmission lines خطوط انتقال ریزموج
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com