Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 80 (2 milliseconds)
English
Persian
brace
خط ابرو
braced
خط ابرو
accolade
خط ابرو
accolades
خط ابرو
Search result with all words
credit
ابرو
credited
ابرو
crediting
ابرو
credits
ابرو
canal
ابرو
canals
ابرو
name
ابرو علامت
names
ابرو علامت
brace
اتل ابرو
braced
اتل ابرو
ditch
ابرو کنار راه کنده
ditch
ابرو
ditched
ابرو کنار راه کنده
ditched
ابرو
ditches
ابرو کنار راه کنده
ditches
ابرو
hip
ابرو درهای
hips
ابرو درهای
channel
ابرو ابراهه
channeled
ابرو ابراهه
channeling
ابرو ابراهه
channelled
ابرو ابراهه
channels
ابرو ابراهه
highbrow
دارای ابرو وپیشانی بلند
reputation
ابرو خوشنامی
reputation
ابرو
reputations
ابرو خوشنامی
reputations
ابرو
brow
ابرو
brows
ابرو
scowl
ابرو درهم کشی
scowled
ابرو درهم کشی
scowling
ابرو درهم کشی
scowls
ابرو درهم کشی
crayon
مداد ابرو نقاشی کردن
crayons
مداد ابرو نقاشی کردن
pencil
مداد ابرو
pencilling
مداد ابرو
pencils
مداد ابرو
prestige
ابرو
dishonourable
بی ابرو
low down
بی ابرو
low-down
بی ابرو
indignities
هتک ابرو
indignity
هتک ابرو
gutter
ابرو
gutter
ابرو شیروانی
gutters
ابرو
gutters
ابرو شیروانی
culvert
مجرای سر پوشیده ابرو
culverts
مجرای سر پوشیده ابرو
eyebrow
ابرو
eyebrows
ابرو
apt words
ابرو
aqua
ابرو عرق
box gutter
ابرو صندوقهای
creditability
ابرو
dishonorable
بی ابرو
fauxpas
خبط یاخطایی که ابرو
glabella
برامدگی پیشانی میان دو ابرو
honor
ابرو ناموس
intercepting ditch
ابرو بالای خاکبرداری
low dwon
بی ابرو
not to stir an eyelid
خم به ابرو نیاوردن
street gutter
ابرو
superciliary
مربوط به ابرو
to pucker up the brow
در هم کشیدن گره بر ابرو زدن
wash out
ابرو
wash out
شیار ابرو
watercourse
ابرو
weephole
ابرو دیوار
what impaired his reputation
چه چیز به ابرو
bristling
ابرو
To make eyes.
چشم و ابرو آمدن (نازو غمزه ).
Not to turn a hair. Not to bat an eyelid.
خم به ابرو نیاوردن
To pluck ones eyebrows.
زیر ابرو برداشتن
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com