Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 311 (16 milliseconds)
English
Persian
main
خط اصلی
trunk
خط اصلی
trunks
خط اصلی
main line
خط اصلی
main lines
خط اصلی
line link
خط اصلی
main stem
خط اصلی
mainline
خط اصلی
mainlined
خط اصلی
mainlines
خط اصلی
mainlining
خط اصلی
Search result with all words
elegant
یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
acoustic
روش اصلی ذخیره سازی داده
answer
حالتی از مودم که پاسخ ها را با استفاده از ارتباط با مودم اصلی ایجاد میکند
answered
حالتی از مودم که پاسخ ها را با استفاده از ارتباط با مودم اصلی ایجاد میکند
answering
حالتی از مودم که پاسخ ها را با استفاده از ارتباط با مودم اصلی ایجاد میکند
answers
حالتی از مودم که پاسخ ها را با استفاده از ارتباط با مودم اصلی ایجاد میکند
source
مجموعه پانچ کارتها که حاوی کد اصلی برنامه است
source
نرم افزارای که به کاربر امکان تغییر دادن , حذف و افزودن دستورات در فایل اصلی برنامه میدهد
source
1-لیست کردن متن به صورت اصلی . 2-لیست کردن برنامه اصلی
source
در عمل کشیدن و قرار دادن , شی اصلی شی ای است که انتخاب شده است و پس کشیده شده است
source
نقط ه اصلی یا شروع
controller
وسیله اصلی در چاپگر که خروجی را از کامپیوتر به دستورات چاپی ترجمه میکند
controllers
وسیله اصلی در چاپگر که خروجی را از کامپیوتر به دستورات چاپی ترجمه میکند
outline
مراحل و تصمیمات اصلی در برنامه یا سیستم
outline
خصوصیت اصلی چیزی
outlined
مراحل و تصمیمات اصلی در برنامه یا سیستم
outlined
خصوصیت اصلی چیزی
outlines
مراحل و تصمیمات اصلی در برنامه یا سیستم
outlines
خصوصیت اصلی چیزی
outlining
مراحل و تصمیمات اصلی در برنامه یا سیستم
outlining
خصوصیت اصلی چیزی
shag
قسمت اصلی و بلند چوب
shagging
قسمت اصلی و بلند چوب
shags
قسمت اصلی و بلند چوب
bodies
1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
body
1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
ramp
منطقه اصلی توقف هواپیما درفرودگاه
ramps
منطقه اصلی توقف هواپیما درفرودگاه
decomposing
تجزیه کردن و جدا کردن عناصر اصلی یک ماده مرکب
front
یچهای کنترل سیستم کامپیوتر اصلی و نشانگرهای وضعیت
fronting
یچهای کنترل سیستم کامپیوتر اصلی و نشانگرهای وضعیت
card
فرمی که حاوی تخته اصلی است که روی آن تختههای حلقوی چاپ شده قابل نصب هستند تا یک سیستم انعط اف پذیر ایجاد شود
card
کارتی که فقط حاوی شیارهای هادی است بین اتصال کارت اصلی و کارت اضافی که باعث میشود کارت اضافه به آسانی کارکند و بررسی شود در خارج از محفظه آن
card
برنامه کوتاهی که داده را از کارت پانچ به حافظه اصلی منتقل میکند
cards
فرمی که حاوی تخته اصلی است که روی آن تختههای حلقوی چاپ شده قابل نصب هستند تا یک سیستم انعط اف پذیر ایجاد شود
cards
کارتی که فقط حاوی شیارهای هادی است بین اتصال کارت اصلی و کارت اضافی که باعث میشود کارت اضافه به آسانی کارکند و بررسی شود در خارج از محفظه آن
cards
برنامه کوتاهی که داده را از کارت پانچ به حافظه اصلی منتقل میکند
change
رکوردی که حاوی داده جدید برای بهنگام سازی رکورد اصلی است
change
نواری که حاوی تغییرات اخیر یا تراکنشهای رکورد استفاده شده برای بهنگام سازی فایل اصلی است
change
فایل که حاوی رکوردهایی برای بهنگام سازی فایل اصلی است
changed
رکوردی که حاوی داده جدید برای بهنگام سازی رکورد اصلی است
changed
نواری که حاوی تغییرات اخیر یا تراکنشهای رکورد استفاده شده برای بهنگام سازی فایل اصلی است
changed
فایل که حاوی رکوردهایی برای بهنگام سازی فایل اصلی است
changes
رکوردی که حاوی داده جدید برای بهنگام سازی رکورد اصلی است
changes
نواری که حاوی تغییرات اخیر یا تراکنشهای رکورد استفاده شده برای بهنگام سازی فایل اصلی است
changes
فایل که حاوی رکوردهایی برای بهنگام سازی فایل اصلی است
changing
رکوردی که حاوی داده جدید برای بهنگام سازی رکورد اصلی است
changing
نواری که حاوی تغییرات اخیر یا تراکنشهای رکورد استفاده شده برای بهنگام سازی فایل اصلی است
changing
فایل که حاوی رکوردهایی برای بهنگام سازی فایل اصلی است
direct objects
برنامه کامپیوتری به صورت کد اصلی که توسط کامپایلر یا اسمبلر تولید شده است
direct objects
فایلی که حاوی کد اصلی برای تابع یا برنامهای است
indirect objects
برنامه کامپیوتری به صورت کد اصلی که توسط کامپایلر یا اسمبلر تولید شده است
indirect objects
فایلی که حاوی کد اصلی برای تابع یا برنامهای است
object
برنامه کامپیوتری به صورت کد اصلی که توسط کامپایلر یا اسمبلر تولید شده است
object
فایلی که حاوی کد اصلی برای تابع یا برنامهای است
objected
برنامه کامپیوتری به صورت کد اصلی که توسط کامپایلر یا اسمبلر تولید شده است
objected
فایلی که حاوی کد اصلی برای تابع یا برنامهای است
objecting
برنامه کامپیوتری به صورت کد اصلی که توسط کامپایلر یا اسمبلر تولید شده است
objecting
فایلی که حاوی کد اصلی برای تابع یا برنامهای است
objects
برنامه کامپیوتری به صورت کد اصلی که توسط کامپایلر یا اسمبلر تولید شده است
objects
فایلی که حاوی کد اصلی برای تابع یا برنامهای است
exit
در DOS-MS دستور سیستم برای توقف و ترک زیر فرآیند و بازگشت به فرآیند اصلی
exits
در DOS-MS دستور سیستم برای توقف و ترک زیر فرآیند و بازگشت به فرآیند اصلی
enhance
در یک IBM PC توسعه EMS روش استاندارد توسعه حافظه اصلی در PC
enhanced
در یک IBM PC توسعه EMS روش استاندارد توسعه حافظه اصلی در PC
enhances
در یک IBM PC توسعه EMS روش استاندارد توسعه حافظه اصلی در PC
enhancing
در یک IBM PC توسعه EMS روش استاندارد توسعه حافظه اصلی در PC
message
نرم افزاری که پیام پستی جدید را موقت ذخیره میکند و پس به مقصد اصلی ارسال میکند. در برخی برنامههای کاربردی پست الکترونیکی چندین عامل ارسال داده وجود دارند هر یک برای یک نوع روش .
messages
نرم افزاری که پیام پستی جدید را موقت ذخیره میکند و پس به مقصد اصلی ارسال میکند. در برخی برنامههای کاربردی پست الکترونیکی چندین عامل ارسال داده وجود دارند هر یک برای یک نوع روش .
part
عنصر اصلی
basic
اصلی
basics
اصلی
public
سرویس ارسال داده برای عموم . مثل سیستم تلفن اصلی در یک کشور
link
تعداد دستورات کامپیوتری در برنامه که در هر زمان قابل فراخوانی هستند و کنترل به دستور بعدی به برنامه اصلی برمی گردد
original
اصلی
original
نسخه اصلی
original
دیسک داده اصلی
originals
اصلی
originals
نسخه اصلی
originals
دیسک داده اصلی
header
لوله اصلی
headers
لوله اصلی
machine
کامپیوتری که میتواند کد اصلی با کامپایل کند
machined
کامپیوتری که میتواند کد اصلی با کامپایل کند
machines
کامپیوتری که میتواند کد اصلی با کامپایل کند
throughput
بیشترین خروجی وسیله که با مشخصات اصلی مط ابق باشد
logical
واحد اطلاعات آماده پردازش که لزوما شبیه داده اصلی در فضای ذخیره سازی نیست که ممکن است حاوی داده کنترل و... باشد
standby
سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
standbys
سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
executive
برنامه اصلی در سیستم کامپیوتر که اجرای سایر برنامه ها را کنترل میکند
executives
برنامه اصلی در سیستم کامپیوتر که اجرای سایر برنامه ها را کنترل میکند
prime
اصلی
primed
اصلی
primes
اصلی
save
محل ذخیره سازی موقت درحافظه اصلی که برای ثباتها و داده کنترلی به کارمی رود
saved
محل ذخیره سازی موقت درحافظه اصلی که برای ثباتها و داده کنترلی به کارمی رود
saves
محل ذخیره سازی موقت درحافظه اصلی که برای ثباتها و داده کنترلی به کارمی رود
update
فایلی که حاوی تغییرات اخیر یا تراکنشهای رکوردها است که برای بهنگام سازی فایل اصلی به کار می رود
update
1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود
update
تغییر یا افزودن داده مشخص در فایل اصلی با اطلاعات به روز شوند
Other Matches
VL bus
مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
VL local bus
مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
master
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
mastered
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master data file
پرونده مشخصات اصلی امادنظامی پروند خصوصیات اصلی اماد
masters
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
acciaccatura
نت سریعی که نیم پرده کوتاه تر ازنت اصلی است وقبل از نت اصلی نواخته میشود
on board
که در تخته اصلی یا PCB اصلی قرار دارد
stapling
جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
prototypal
وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
initial reserves
ذخایر اصلی احتیاط اولیه یا اصلی
stapled
جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
prototypic
وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
staple
جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
first generation computer
کپی اصلی تصویر یا متن اصلی
generations
کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
generation
کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
main guard
نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
mainstays
مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstay
مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
anastylosis
[واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
base unit
یکای اصلی واحد اصلی
master file
فایل اصلی پرونده اصلی
base camp
پایگاه اصلی کمپ اصلی
fundamental unit
یکای اصلی واحد اصلی
expansion slots
شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
matter
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
matters
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattered
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattering
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
DIMM
سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
externals
که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
external
که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
FEP
پردازنده بین منبع ورودی و کامپیوتر اصلی که کار آن این است که داده دریافتی را پیش پردازش کند تا بار کاری کامپیوتر اصلی را کم کند
pilot tunnel
تونل کوچکی که جلو تونل اصلی حفر میشود تا شیب وسمت واقعی تونل اصلی که بایستی حفر گردد تعیین شودو به تونل راهنما معروف است
authentic document
اصل سند مدارک اصلی سند اصلی
echo check
بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
master compass
قطبنمای الکتریکی اصلی قطبنمای اصلی
input/output
فضای ذخیره سازی موقت برای داده دریافتی از حافظه اصلی پیش از ارسال به وسیله ورودی /خروجی یا دادهای که از وسیله ورودی /خروجی پردازش میشود یا در حافظه اصلی ذخیره میشود
intrinsic
اصلی
arch-
اصلی
arches
اصلی
ingrown
اصلی
isogeny
هم اصلی
master
اصلی
primordial
اصلی
first-hand
اصلی
quintessential
اصلی
seminal
اصلی
mastered
اصلی
native code
کد اصلی
essential
اصلی
elementarily
اصلی
masters
اصلی
firsthand
اصلی
essentials
اصلی
organic
اصلی
fundametal
اصلی
immanent
اصلی
arch
اصلی
radical
اصلی
radicals
اصلی
germinal
اصلی
inherent
اصلی
head
اصلی
principle
اصلی
main deck
پل اصلی
cardinal
اصلی
primary
اصلی
main door
در اصلی
cardinals
اصلی
main attack
تک اصلی
principal
اصلی
primarily
اصلی
major
اصلی
aboriginal
اصلی
majored
اصلی
aboriginals
اصلی
parent
اصلی
majoring
اصلی
genuine
اصلی
major
<adj.>
اصلی
initialling
اصلی
proto
اصلی
initialled
اصلی
rudimental
اصلی
initialing
اصلی
principals
اصلی
mainlined
اصلی
mainlines
اصلی
mainlining
اصلی
mainline
اصلی
initialed
اصلی
essential
<adj.>
اصلی
main
<adj.>
اصلی
initial
اصلی
elementary
اصلی
vital
<adj.>
اصلی
initials
اصلی
normative
اصلی
texts
اصلی
primitive
اصلی
text
اصلی
primal
اصلی
functional
اصلی
quintessential
<adj.>
اصلی
elemental
اصلی
substantive
[essential]
<adj.>
اصلی
fundamental
اصلی
principals
شرکت اصلی
parant metal
فلز اصلی
domicile of origine
اقامتگاه اصلی
hardware
دستگاههای اصلی
basic shaft
محور اصلی
backing metal
فلز اصلی
original map
نقشه اصلی
authentic document
مدرک اصلی
base of origin
مبداء اصلی
base piece
توپ اصلی
cutting time
زمان اصلی
busbar
شین اصلی
current coil
پیچک اصلی
basic pay
حقوق اصلی
cardinal points
جهات اصلی
collector drain
زهکش اصلی
principal
شرکت اصلی
decompilation
به زبان اصلی
principals
مجرم اصلی
principal
مجرم اصلی
cardinal headings
جهات اصلی
basic ration
جیره اصلی
doctorine
قوانین اصلی
basic size
اندازه اصلی
basic variable
متغیر اصلی
derm
جلد اصلی
bottom hole
سوراخ اصلی
constituents
جزء اصلی
essentials
بسیارلازم اصلی
main line
نهر اصلی
initials
پاراف اصلی
main line
کانال اصلی
initials
اصلی اغازی
main lines
نهر اصلی
main lines
کانال اصلی
mainspring
انگیزه اصلی
mainspring
دلیل اصلی
avenue
خیابان اصلی
avenues
خیابان اصلی
primary colours
رنگهای اصلی
prime movers
محرک اصلی
prime mover
محرک اصلی
inessentials
غیر اصلی
motifs
مایه اصلی
motif
مایه اصلی
innate
لاینفک اصلی
mother country
کشور اصلی
mother countries
کشور اصلی
essential
بسیارلازم اصلی
cardinal number
عدد اصلی
cardinal numbers
عدد اصلی
master switch
کلید اصلی
master switches
کلید اصلی
inessential
غیر اصلی
meat
غذای اصلی
meats
غذای اصلی
initial
پاراف اصلی
habitat
جای اصلی
habitats
جای اصلی
initial
اصلی اغازی
trunks
سیم اصلی
substance
ماده اصلی
substances
ماده اصلی
trunk
سیم اصلی
primary
مقدماتی اصلی
initialed
اصلی اغازی
initialed
پاراف اصلی
initialing
اصلی اغازی
main road
جاده اصلی
main road
راه اصلی
main roads
جاده اصلی
main roads
راه اصلی
initialling
پاراف اصلی
initialling
اصلی اغازی
initialled
پاراف اصلی
initialled
اصلی اغازی
headquarters
شعبه اصلی
initialing
پاراف اصلی
constituent
جزء اصلی
principal reason
علت اصلی
primary track
شیار اصلی
primary structure
ساختمان اصلی
primary position
موضع اصلی
primary mission
ماموریت اصلی
primary interest
مسئولیت اصلی
primary colors
رنگهای اصلی
potential enemy
دشمن اصلی
piece de resistance
خوراک اصلی
peduncle
ساقه اصلی
primary vowel sounds
صداهای اصلی
prime coat
روکش اصلی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com