English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (14 milliseconds)
English Persian
telephone circuit خط تلفن
telephone line خط تلفن
Search result with all words
fax غیر رسمی روش ارسال و در یافت تصاویر به صورت دیجیتالی روی خط تلفن یا رادیو
faxed غیر رسمی روش ارسال و در یافت تصاویر به صورت دیجیتالی روی خط تلفن یا رادیو
faxes غیر رسمی روش ارسال و در یافت تصاویر به صورت دیجیتالی روی خط تلفن یا رادیو
faxing غیر رسمی روش ارسال و در یافت تصاویر به صورت دیجیتالی روی خط تلفن یا رادیو
voice کامپیوتر متصل به دستگاه تلفن که وقتی شخص آنجا نیست به تلفنهای او پاسخ میدهدو امکان ضبط پیام ها را بوجود می آورد.
voices کامپیوتر متصل به دستگاه تلفن که وقتی شخص آنجا نیست به تلفنهای او پاسخ میدهدو امکان ضبط پیام ها را بوجود می آورد.
voicing کامپیوتر متصل به دستگاه تلفن که وقتی شخص آنجا نیست به تلفنهای او پاسخ میدهدو امکان ضبط پیام ها را بوجود می آورد.
phone تلفن تلفن زدن
phone تلفن کردن
phone تلفن
phone مجموعه اعداد برای تلفن خاص
phone پاسخ به تماس در تلفن
phone شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
phone صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
phone تلفن یا ماشین برای صحبت با کی در مسافت طولانی
phoned تلفن تلفن زدن
phoned تلفن کردن
phoned تلفن
phoned مجموعه اعداد برای تلفن خاص
phoned پاسخ به تماس در تلفن
phoned شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
phoned صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
phoned تلفن یا ماشین برای صحبت با کی در مسافت طولانی
phones تلفن تلفن زدن
phones تلفن کردن
phones تلفن
phones مجموعه اعداد برای تلفن خاص
phones پاسخ به تماس در تلفن
phones شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
phones صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
phones تلفن یا ماشین برای صحبت با کی در مسافت طولانی
phoning تلفن تلفن زدن
phoning تلفن کردن
phoning تلفن
phoning مجموعه اعداد برای تلفن خاص
phoning پاسخ به تماس در تلفن
phoning شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
phoning صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
phoning تلفن یا ماشین برای صحبت با کی در مسافت طولانی
public سرویس ارسال داده برای عموم . مثل سیستم تلفن اصلی در یک کشور
slip روش ارسال ترافیک شبکه TCP/ IP روی خط سریال مثل اتصال مودم تلفن
slipped روش ارسال ترافیک شبکه TCP/ IP روی خط سریال مثل اتصال مودم تلفن
slips روش ارسال ترافیک شبکه TCP/ IP روی خط سریال مثل اتصال مودم تلفن
private رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
privates رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
desktop در یک GUI فضای کاری که نمایش گرافیک از میز کار واقعی ای با نشانههای تلفن
analogue خط وط ارتباطی که سیگنالهای آنالوگ مانند خط تلفن را منتقل می کنند
analogues خط وط ارتباطی که سیگنالهای آنالوگ مانند خط تلفن را منتقل می کنند
central تلفن چی مرکزی
central متصدی مرکز تلفن مرکزی مرکزی
facsimile روش ارسال و دریافت تصاویر به صورت دیجیتال روی خط تلفن یا رادیو
facsimiles روش ارسال و دریافت تصاویر به صورت دیجیتال روی خط تلفن یا رادیو
structure نقشه نصب کابلها در شرکت یا ساختمان بران شبکه ها کامپیوتری و تلفن
structures نقشه نصب کابلها در شرکت یا ساختمان بران شبکه ها کامپیوتری و تلفن
structuring نقشه نصب کابلها در شرکت یا ساختمان بران شبکه ها کامپیوتری و تلفن
howler صدایی که به اپراتور تلفن اعلام میکند که دستگاه تلفن کاربر آماده گیرندگی نیست
howlers صدایی که به اپراتور تلفن اعلام میکند که دستگاه تلفن کاربر آماده گیرندگی نیست
busied خط تلفن اشغال است
busier خط تلفن اشغال است
busies خط تلفن اشغال است
busiest خط تلفن اشغال است
busy خط تلفن اشغال است
busying خط تلفن اشغال است
drop نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
dropped نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
dropping نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
drops نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
electronic روش ارسال متن است نویس و دیاگرام روی خط تلفن
post تیر تلفن وغیره تیردگل کشتی وامثال ان
post- تیر تلفن وغیره تیردگل کشتی وامثال ان
posted تیر تلفن وغیره تیردگل کشتی وامثال ان
posts تیر تلفن وغیره تیردگل کشتی وامثال ان
serial روش ارسال ترافیک شبکه TCP/ IP روی خط سری , مثل مودم تلفن
serials روش ارسال ترافیک شبکه TCP/ IP روی خط سری , مثل مودم تلفن
picture ارسال تصویر روی خط تلفن
pictured ارسال تصویر روی خط تلفن
pictures ارسال تصویر روی خط تلفن
picturing ارسال تصویر روی خط تلفن
subscriber 1-شخصی که یک تلفن دارد.2-شخصی که مبلغی می پردازد تا به سرویس مثل BBS دستیابی یابد
subscribers 1-شخصی که یک تلفن دارد.2-شخصی که مبلغی می پردازد تا به سرویس مثل BBS دستیابی یابد
receiver گوشی تلفن
receivers گوشی تلفن
Viewdata سیستم محاورهای برای ارسال متن یا گرافیک ازپایگاه داده به ترمینال کاربر به وسیله خط وط تلفن . که باعث ایجاد امکاناتی برای بازیابی اطلاعات , تراکنش ها , تحصیلات , بازی ها و خلاقیت میشود
network شبکه ارتباطی بین کامپیوترهای راه دور که از سیستم تلفن عمومی استفاده می کنند
networks شبکه ارتباطی بین کامپیوترهای راه دور که از سیستم تلفن عمومی استفاده می کنند
ring صدای زنگ تلفن طنین
ring تلفن حلقه
ring سیستم کامپیوتر راه دور که کاربر به تلفن آن یک بار تماس می گیرد و امکان شماره گیری , قط ع تماس ,انتظار و سپس بماس مجدد دارد.
ring تلفن زدن
telephone exchange مرکز تلفن
telephone exchange مرکز تلفن خودکار
telephone exchanges مرکز تلفن
telephone exchanges مرکز تلفن خودکار
operator تلفن چی
operators تلفن چی
long distance ازراه دور تلفن کردن
long-distance ازراه دور تلفن کردن
anti- سوئیچی که در حین کار مودم از زنگ زدن سایر تلفن ها جلوگیری میکند
dial گرفتن تلفن یارادیو و غیره
dial تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
Other Matches
ani سیستم تلفن که شماره تلفن شخصی که تماس گرفته را درج میکند
acoustic coupler وسیله ای که به یک دستگاه تلفن وصل است و دادههای دوتایی را به سیگنالهای صوتی تبدیل میکند تا در خط تلفن جریان پیدا کند
magneto exchange مرکز تلفن خودکار با تلفن اندوکتوری
telephony مجموعه استانداردها که نحوه کار کامپیوترها باسیستم تلفن را بیان میکند که باعث ایجاد پست الکترونیکی صوتی , پاسخ به تلفن و سرویس فکس میشود
private automatic branch exchange یک سیستم تلفن سوئیچینگ خودکار خصوصی که در یک شرکت مخابرات تلفنی رافراهم می اورد و انتقال مکالمه ها را به درون شبکه تلفن عمومی یا خارج از ان کنترل میکند
telephone booths کیوسک تلفن کابین تلفن
telephone booth کیوسک تلفن کابین تلفن
coupler وسیلهای که به دستگاه تلفن وصل است و داده دودویی را به سیگنالهای صوتی تبدیل میکند که روی یک خط تلفن قابل ارسال است
modem وسیلهای که امکان ارسال داده از طریق خط تلفن با تبدیل کردن سیگنال دودویی از کامپیوتر به سیگنال آنالوگ صوتی ه قابل ارسال روی خط تلفن است فراهم می :ند
calling dial صفحه شماره گیر تلفن صفحه نمره گیر تلفن
telephone operation طرز کار تلفن کار تلفن
telephones تلفن
telephone operator تلفن چی
telephone تلفن
service man تلفن چی
telephoned تلفن
telephoning تلفن
telephone code کد تلفن
telephone jack جک تلفن
table telephone تلفن رومیزی
telephone booths اتاقک تلفن
speaking circuit مدار تلفن
telephone booth کیوسک تلفن
telephone cabin کیوسک تلفن
telephone booth اتاقک تلفن
sound powered telephone تلفن صوتی
telephone directories کتاب تلفن
telephone boxes کیوسک تلفن
telephone directory کتاب تلفن
telephone box کیوسک تلفن
personal شماره تلفن ها
logs شماره تلفن
telephone density تراکم تلفن
telephone current جریان تلفن
telephone cord بند تلفن
telephone conduit کانال تلفن
telephone condenser خازن تلفن
auto شماره تلفن
telephnone book دفتر تلفن
telephone circuit مدار تلفن
autos شماره تلفن
telephone charge هزینه تلفن
telephone cable کابل تلفن
telephone d. دفتر تلفن
extension تلفن فرعی
extensions تلفن فرعی
log شماره تلفن
telephone earphone گوشی تلفن
radio telephone تلفن بی سیم
telephoning تلفن کردن
telephoning تلفن زدن
radio telephony تلفن بیسیم
telephones تلفن کردن
telephones تلفن زدن
radiophone تلفن بیسیم
telephoned تلفن کردن
radio-telephone تلفن بی سیم
radio-telephones تلفن بی سیم
photophone تلفن نوری
dataphone تلفن دادهای
central office مرکز تلفن
extension telephone تلفن فرعی
boat telephone تلفن ساحلی
hand set گوشی تلفن
automatic telephone system تلفن خودکار
automatic telephone تلفن خودکار
dataphone تلفن داده
telephoned تلفن زدن
radiotelephone تلفن بی سیم
switchboards مرکز تلفن
switchboard مرکز تلفن
repeating coil مبدل تلفن
residance telephone تلفن منزل
telephone numbers شماره تلفن
telephone number شماره تلفن
earphones گوشی تلفن
earphone گوشی تلفن
handset تلفن در یک قطعه
handsets تلفن در یک قطعه
party line خط خصوصی تلفن
telephone تلفن کردن
telephone تلفن زدن
hottest خط تلفن مستقیم
hotter خط تلفن مستقیم
hot خط تلفن مستقیم
headsets گوشی سر تلفن
headset گوشی سر تلفن
party lines خط خصوصی تلفن
telephone booths کیوسک تلفن
call boxes تلفن صحرایی
call boxes اتاقک تلفن
telephone channel کانال تلفن
call box تلفن صحرایی
call box کیوسک تلفن
call box کابین تلفن
call box اتاقک تلفن
toll exchange مرکز تلفن
to ring up تلفن کردن به
ring up <idiom> تلفن زدن
telephore e. مرکز تلفن
telephony علم تلفن
telephoner تلفن کننده
hot line تلفن قرمز
hot lines تلفن قرمز
call up <idiom> تلفن کردن
address book دفترچه تلفن
telephone books راهنمای تلفن
telephone books دفتر تلفن
telephone book راهنمای تلفن
telephone book دفتر تلفن
telephone transformer مبدل تلفن
telephone system سیستم تلفن
call boxes کیوسک تلفن
telephone plug دوشاخه تلفن
telephone fuse فیوز تلفن
telephone receiver گوشی تلفن
telephone equipment دستگاه تلفن
telephone equipment تجهیزات تلفن
call boxes کابین تلفن
telephone jack مادگی تلفن
telephone loope حلقه تلفن
telephone network شبکه تلفن
telephone operation عملکرد تلفن
telephone relay رله تلفن
telephone switching technique فن سوئیچینگ تلفن
telephone station تلفن خانه
telephone station جایگاه تلفن
telephone set دستگاه تلفن
telephone service سرویس تلفن
telephone ringer زنگ تلفن
telephone central office مرکز تلفن خودکار
manual telephone system تلفن غیر خودکار
high frequency telephony فن تلفن فرکانس بالا
down time زمان تلفن شده
cordless telephone تلفن بی سیم [مخابرات]
extension telephone تلفن شنت شده
magneto telephone set دستگاه تلفن اندوکتوری
exchange office مرکز تلفن خودکار
jack box جعبه تقسیم تلفن
wireway سیم تلگراف و تلفن
harmonic selective ringing تلفن اختصاصی همساز
cordless phone تلفن بی سیم [مخابرات]
cordless [cordless telephone] تلفن بی سیم [مخابرات]
ring off قطع کردن تلفن
ring up به کسی تلفن کردن
semi automatic telephone system تلفن نیم خودکار
telephone test connection اتصال ازمایش تلفن
telephone responder جواب دهنده تلفن
telephone repeater تقویت کننده تلفن
simplexed circuit مدار تلفن ساده
surface line خط تلفن و تلگراف تعجیلی
switching central مرکز تلفن خودکار
switching kit جعبه کلید تلفن
telephone installation سیم کشی تلفن
telephone engineering تکنیک یا مهندسی تلفن
phone book کتاب راهنمای تلفن
radio telephone transmitter فرستنده تلفن بیسیم
there was no ring کسی تلفن نکرد
The phone is ringing . تلفن زنگ می زند
phone books کتاب راهنمای تلفن
telephone extension set دستگاه تلفن فرعی
telephone directories کتابچه راهنمای تلفن
idlest ماشین یا خط تلفن یا وسیلهای
automatic telephone system سیستم تلفن خودکار
trunk تلگراف یا تلفن بدنه
trunks تلگراف یا تلفن بدنه
assault wire سیم تلفن هجومی
telephone directory کتابچه راهنمای تلفن
dialed شماره گیری با تلفن
idle ماشین یا خط تلفن یا وسیلهای
dial شماره گیری با تلفن
idled ماشین یا خط تلفن یا وسیلهای
idles ماشین یا خط تلفن یا وسیلهای
dialled شماره گیری با تلفن
cross talk تداخل صداها در تلفن
dials شماره گیری با تلفن
central exchange مرکز تلفن خودکار
trunk exchange مرکز تلفن با سیستم الکترونیکی
dialed گرفتن تلفن یارادیو و غیره
Please answer the telephone. لطفا" جواب تلفن را بدهید
dials گرفتن تلفن یارادیو و غیره
Where can I make a phone call? از کجا می توانم تلفن کنم؟
phone sas cut off. وسط صحبتمان تلفن قطع شد
telephone dial صفحه نمره گیر تلفن
cordless [cordless telephone] گوشی تلفن بی سیم [مخابرات]
telephone switching technique تکنیک مراکز تلفن خودکار
phone books دفتر حاوی شمارههای تلفن
phone book دفتر حاوی شمارههای تلفن
telephone transmitter میکروفن تلفن کپسول دهنی
phone extension شماره تلفن فرعی [مخابرات]
cordless phone گوشی تلفن بی سیم [مخابرات]
telephone plant تشکیلات مراکز تلفن خودکار
Yellow Pages بخش آگهیهای دفتر تلفن
cordless telephone گوشی تلفن بی سیم [مخابرات]
to ring up کسیرا پشت تلفن خواستن
telephone amplifying tube لامپ تقویت کننده تلفن
if a rings اگر کسی تلفن کرد
surface line خط تلگراف یا تلفن روی زمینی
internal telephone installation سیم کشی تلفن داخلی
international exchange مرکز تلفن بین المللی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com