English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (14 milliseconds)
English Persian
international line خط خارجی
Search result with all words
source ماخذ عامل یا جاسوس خارجی برای کسب اطلاعات
redundancies در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
redundancy در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
induce خطای وسیله ناشی از تاثیرات خارجی
induced خطای وسیله ناشی از تاثیرات خارجی
induces خطای وسیله ناشی از تاثیرات خارجی
inducing خطای وسیله ناشی از تاثیرات خارجی
direct objects چیز ماده خارجی
indirect objects چیز ماده خارجی
object چیز ماده خارجی
objected چیز ماده خارجی
objecting چیز ماده خارجی
objects چیز ماده خارجی
immunity مصونیت سیاسی مصونیت دیپلماسی عدم تبعیت مامور سیاسی خارجی ازمقررات قانونی کشور مرسل الیه است
face نمای خارجی
faces نمای خارجی
highway باس ای که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه و وسایل خارجی منتقل میکند
highways باس ای که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه و وسایل خارجی منتقل میکند
bus باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
bus اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
bused باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
bused اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
buses باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
buses اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
busing باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
busing اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
bussed باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
bussed اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
busses باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
busses اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
bussing باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
bussing اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
halt معمولا با روشهای خارجی
halted معمولا با روشهای خارجی
halts معمولا با روشهای خارجی
graphics کارت اضافی برای PC یا Macintosh که متن ها ایجاد شده یا تصاویر را با یک منبع ویدیویی خارجی ترکیب میکند
stable وضعیت حافظه وقتی هیچ سیگنال خارجی اعمال نشود
stables وضعیت حافظه وقتی هیچ سیگنال خارجی اعمال نشود
alien خارجی
aliens خارجی
externalised خارجی کردن
externalised واقعیت خارجی قائل شدن
externalises خارجی کردن
externalises واقعیت خارجی قائل شدن
externalising خارجی کردن
externalising واقعیت خارجی قائل شدن
externalize خارجی کردن
externalize واقعیت خارجی قائل شدن
externalized خارجی کردن
externalized واقعیت خارجی قائل شدن
externalizes خارجی کردن
externalizes واقعیت خارجی قائل شدن
externalizing خارجی کردن
externalizing واقعیت خارجی قائل شدن
tips باکهای خارجی سوخت باکهای بیرونی سوخت
outsider خارجی
outsiders خارجی
passive دستخوش عامل خارجی
passives دستخوش عامل خارجی
objective دارای وجود خارجی
objectives دارای وجود خارجی
peripheral خارجی
peripheral قطعه خارجی پردازنده مرکزی که حاوی خصوصیات جانبی است
outside اسکی بیرونی در منحنی پیچ لبه خارجی از منحنی پیچ اسکی
outside خم کردن بدن به قسمت خارجی منحنی پیچ اسکی
outside خارجی
outsides اسکی بیرونی در منحنی پیچ لبه خارجی از منحنی پیچ اسکی
outsides خم کردن بدن به قسمت خارجی منحنی پیچ اسکی
outsides خارجی
intervention هر عملی که ازناحیه یک دولت صادر شده نتیجه ان تزلزل حاکمیت واستقلال داخلی و خارجی کشور دیگری باشد
interventions هر عملی که ازناحیه یک دولت صادر شده نتیجه ان تزلزل حاکمیت واستقلال داخلی و خارجی کشور دیگری باشد
capitulation تسلیم شدن به دشمن قرارداد کاپیتولاسیون قراردادی که به موجب ان امتیازات خاصی به یک دولت خارجی و اتباع ان داده میشود
embassies سفارت کبری نماینده ویژهای که نزد دولت خارجی فرستاده شود
embassy سفارت کبری نماینده ویژهای که نزد دولت خارجی فرستاده شود
shield حفافت سیگنال یا وسیله از واسط خارجی و ولتاژ آسیب رساننده
shields حفافت سیگنال یا وسیله از واسط خارجی و ولتاژ آسیب رساننده
extra خارجی
extra- خارجی
extras خارجی
dross کف روی سطح فلزات مذاب مواد خارجی
information نمایش اطلاعات روی وسله خارجی
strange خارجی غریبه
strangest خارجی غریبه
facade نمای خارجی
facades نمای خارجی
fanades نمای خارجی
geopolitics درمشی سیاسی و سیاست خارجی کشور
deport تبعید کردن فرد خارجی ازکشور
deported تبعید کردن فرد خارجی ازکشور
deporting تبعید کردن فرد خارجی ازکشور
deports تبعید کردن فرد خارجی ازکشور
external خارجی
externals خارجی
extraneous خارجی
incarnation صورت خارجی
incarnations صورت خارجی
objectively بطور واقعی یا خارجی
pragmatism مصلحت گرایی روش فکری منسوب به ویلیام جیمز امریکایی که درمقابل تعریفی که فلسفه مابعدالطبیعه از حقیقت میکند به این شرح " مطابقت ذهن با واقعیت خارجی "تعریف جدیدی وضع نموده است به این شکل " ان چه درعمل مفید افتد حقیقت است "
load بار خارجی
loads بار خارجی
Other Matches
positive externalities صرفه جوئیهای خارجی عوارض خارجی مثبت پی امدهای خارجی مثبت
exterior angle زاویهء خارجی کثیرالاضلاع زوایای خارجی حاصله ازتقاطع یک خط بادوخط موازی
external symbol dictionary فهرست علائم خارجی فرهنگ لغات نمادهای خارجی
impurity جزء تشکیل دهنده خارجی ناخالصی ماده خارجی
foreign exchange پول خارجی ارز خارجی
outwork استحکامات خارجی دژ سنگرهای خارجی
wilson پرش از لبه خارجی یک اسکیت و چرخش کامل در هوا وبازگشت روی لبه خارجی اسکیت دیگر
external diseconomies عوامل زیان اور خارجی عوامل نامطلوب خارجی
exchanged stabilization fund مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
back berm سکوی پایه خارجی خاکریز سکوی شیببر پایه خارجی خاکریز
exosphere خارجی
exogenous خارجی
exoteric خارجی
outboard خارجی
extern خارجی
gringo خارجی
outward خارجی
foreign خارجی
exterior خارجی
exteriors خارجی
gringos خارجی
exotic خارجی
oversea خارجی
outer خارجی
abextra خارجی
external reperence ارجاع خارجی
external reference ارجاع خارجی
external pressure فشار خارجی
external reference مرجع خارجی
external security امنیت خارجی
external sort جورکردن خارجی
external thread دنده خارجی
external storage حافظه خارجی
external store انباره خارجی
external symbol علامت خارجی
external storage انباره خارجی
external operation عملیات خارجی
exterior varnish لاک خارجی
exterior varnish جلای خارجی
exterior ballistics بالیستیک خارجی
outer fix رمپ خارجی
exosphere قسمت خارجی جو
ectoparasite انگل خارجی
concrete object عین خارجی
apothesis منحنی خارجی
angle of emergence زاویه خارجی
alien enemy دشمن خارجی
adventitious خارجی الحاقی
actine قسمت خارجی
acrotic بیرونی خارجی
impurity اتم خارجی
external armature ارمیچر خارجی
arris زاویه خارجی
external menory حافظه خارجی
external memory حافظه خارجی
external load بار خارجی
external label برچسب خارجی
external interrupt وقفه خارجی
external force نیروی خارجی
external docuhentation مستندات خارجی
external benefits فواید خارجی
external delay تاخیر خارجی
external cost هزینه خارجی
external control کنترل خارجی
external command فرمان خارجی
external combustion احتراق خارجی
external circuit مدار خارجی
landfalls بویه خارجی
external transaction معاملات خارجی
superior planets سیارههای خارجی
superior conjunction مقارنه خارجی
spillover effects اثرات خارجی
spillover costs هزینههای خارجی
spillover benefits منافع خارجی
renvoi تبعیدشخص خارجی
overseas trade معاملات خارجی
overseas agent نماینده خارجی
outwork سنگر خارجی
outward opening دهانه خارجی
outside view منظره خارجی
outside view نمای خارجی
outside power جریان خارجی
outside diameter قطر خارجی
facade نمای خارجی
apophyge منحنی خارجی
apophysis منحنی خارجی
outside cause علت خارجی
outside caliper کولیس خارجی
foreign loan وام خارجی
foreign law حقوق خارجی
foreign deposit سپرده خارجی
foreign currency ارز خارجی
foreign currencies پولهای خارجی
foreign bill برات خارجی
foreign aid کمک خارجی
extrinsic factor عامل خارجی
extrinsic بیرونی خارجی
exteroceptive محرک خارجی
externalization خارجی کردن
externalities اثرات خارجی
externalities پی امدهای خارجی
foreign particle جسم خارجی
foreign policy سیاست خارجی
outness کیفیت خارجی
outer wall دیوار خارجی
outer planets سیارات خارجی
outer connection اتصال خارجی
outboard profile نیمرخ خارجی
negative externalities زیانهای خارجی
load curve خم بار خارجی
inflow of foreign funds ورودسرمایههای خارجی
immission انتشار خارجی
imbody صورت خارجی
foreign trade تجارت خارجی
foreign trade بازرگانی خارجی
foreign reserves ذخائر خارجی
external variable متغیر خارجی
landfall بویه خارجی
foreign national ملیت خارجی
foreign national تبعه خارجی
guests انگل خارجی
guest انگل خارجی
slough پوسته خارجی
foreign exchange تعویض خارجی
foreign exchange پول خارجی
foreign exchange ارز خارجی
foreign exchange مبادله خارجی
external economies صرفه جوئیهای خارجی
importing بازیگر خارجی تیم
outside influence نفوذ بیرونی یا خارجی
outboard سمت خارجی کشتی
non reactive load بار خارجی ناخودالقا
non inductive load بار خارجی ناخودالقا
nominal load بار خارجی اسمی
imported بازیگر خارجی تیم
external magnetic circuit مدار مغناطیسی خارجی
incarnate صورت خارجی دادن
outward application استعمال برونی یا خارجی
import بازیگر خارجی تیم
exteriorization صورت خارجی دادن به
external gear تاج دندانه خارجی
outfield قسمت خارجی میدان
negative externalities پی امدهای نامطلوب خارجی
external sort جور کردن خارجی
exteroceptive وابسته به محرک خارجی
inductive load بار خارجی القایی
extrinsic دارای مبداء خارجی
fellyfelloe طوقه خارجی چرخ
full load بار خارجی اسمی
foreign aid program برنامه کمک خارجی
foreign bill حواله ارز خارجی
foreign policy خط مشی عمل خارجی
foreign judgment رای دادگاه خارجی
foreign investment سرمایه گذاری خارجی
inflow of foreign funds ورود وجوه خارجی
externalsorting جور کردن خارجی
external sort مرتب سازی خارجی
load test ازمایش با بار خارجی
load factor ضریب بار خارجی
external storage ثبات خارجی کامپیوتر
foreign currency پول کشور خارجی
load current جریان بار خارجی
load control تنظیم با بار خارجی
foreign judgment حکم دادگاه خارجی
adscititious مشتق از عامل خارجی
connected load بار خارجی متصل
unbalanced load بار خارجی نامتوازن
dermatome قسمت خارجی یک موجود
ectoclast بخش خارجی یاخته
chorion مشیمه خارجی جنین
balance of foreign trade تراز تجارت خارجی
balanced load بار خارجی متعادل
visitors from abroad بازدید کنندگان خارجی
alveary سوراخ خارجی گوش
adscititious دارای منبع خارجی
ectoclast پوسته خارجی سلول
unadulterated بدون مواد خارجی
spillover costs عوارض منفی خارجی
exocrine غدهء مترشحهء خارجی
vector product ضرب خارجی [ریاضی]
accredited officer افسر خبرنگار خارجی
directed area product ضرب خارجی [ریاضی]
pericranium قسمت خارجی جمجمه
exoskeleton استخوان بندی خارجی
pericardium غشاء خارجی قلب
pecuniary externalities پی امدهای خارجی پولی
peak power بار خارجی بیشینه
peak load بار خارجی بیشینه
cross product ضرب خارجی [ریاضی]
spillover benefits صرفه جوئیهای خارجی
slick ear حیوان فاقدگوش خارجی
foreign exchange پول کشور خارجی
reactive load بار خارجی القایی
foreign trade multiplier ضریب فزاینده بازرگانی خارجی
heterolysis فسادوزوال در اثر عامل خارجی
outer fix محوطه توقف خارجی هواپیما
sling load بار خارجی هلی کوپتر
rationing of foreign exchange جیره بندی ارز خارجی
plasmalemma پروتوپلاسم منطقه خارجی یاخته
plasma membrane غشاء خارجی سفیده یاخته
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com